"مقاله حاضر در جستجوی آن است که با سنجش تجربی مفاهیم سرمایه فرهنگی و هویت اجتماعی، رابطه ابعاد مختلف سرمایه فرهنگی را با نحوه تعریف افراد از خویشتن بررسی نماید و همبستگی سرمایه فرهنگی را با برجستگی هویت های مختلف اجتماعی مورد مطالعه قرار دهد. بر اساس دیدگاه پی یر بوردیو، سرمایه فرهنگی دارای سه بعد است: بعد ذهنی، بعد عینی و بعد نهادی. وجه دیگر این تحقیق سنجش هویت اجتماعی جوانان است که از نظریه کنش متقابل نمادی به منظور فراهم آوردن چارچوب نظری برای سنجش این مفهوم استفاده شده است. سنجش متغیر وابسته (هویت- اجتماعی) در این تحقیق از طریق اجرای آزمون tst انجام گرفته است. نتایج حاصل از بررسی نشان میدهد که بین سرمایه فرهنگی و برجستگی انواع چهارگانه هویت، همبستگی مثبت وجود دارد. لیکن بیشترین همبستگی سرمایه فرهنگی با هویت مذهبی و ملی و کمترین همبستگی آن با هویت فردی و خانوادگی است. همچنین نوع همبستگی ابعاد عینی و ذهنی سرمایه فرهنگی با انواع هویت اجتماعی تا حدودی متفاوت از بعد نهادی شده آن است. در بخش پایانی مقاله، دلالت های یافته ها و نتایج تحقیق در زمینه مطالعات آتی و سیاست گذاری فرهنگی مورد بحث قرار گرفته است.
"
در این مقاله، فوتبال به عنوان متن نوسازی فرهنگی اجتماعی مورد توجّه قرار می گیرد. از نظر نویسنده، فوتبال متن فراگیری است که به طور داوطلبانه و از طریق نیروهای جدید اجتماعی مطرح و مورد حمایت قرار می گیرد. فوتبال در عصر کنونی، بیش از آنکه به عنوان بازی مطرح باشد، به مثابه متن زندگی در نظر گرفته میشود. در پایان ، نویسنده بر اساس رویکرد وبری، به دنبال آن است که نشان دهد شرایط جدید به چه معناست؟ یا ماهیت اتفاق جدید چیست؟
رسیدن به بزرگسالی فرایندی پچیده و چند بعدی است که منزلت و نیز منازل قابل شناسایی در حرکت به سوی آن به لحاظ اجتماعی ساخته می شود. بر این اساس تغییرات و تفاوت های پدیدار شناسی گذار از یک گروه به گروه دیگر و از نسلی به نسل دیگر، بر تغییرات ارزشی و هنجاری یک جامعه اشاره دارد. تحقیق حاضر که بر مبنای یک پیمایش معرف در شهر تهران انجام پذیرفته است، نشان می دهد که گذار بزرگسالی به شکل وقایع ناپیوسته که ترتیب و توالی زمانی خاصی بر آن حاکم باشد صورت نمی گیرد، بلکه مفهوم سازی از آن را می بایست بیشتر معلول توانایی در تفکر مستقل، مسوولیت پذیری و آمادگی های ذهنی جوانان برای انتخاب شخصی و طراحی سبک های زندگی مطلوب خویش دانست. به همان سان، یافته های تحقیق بیانگر تغییر در بستر فرهنگی رسیدن به بزرگسالی در جهت کاسته شدن از قوه جاذبه اجتماعی در انتخاب جوانان و فردی شدن فزاینده انتظارات آن هاست.
افزایش مناسبات متقابل بین قومی (قرینگی روابط) در حوزه های تعاملی معیشتی، اقتداری، عاطفی و فکری، تعلق، همگرایی و وفاداری اقوام را به هویت های جمعی فراقومی (هویت منطقه ای و ملی) تقویت می کند. مقاله حاضر با استناد به داده های تجربی فرضیه مذکور را مورد ارزیابی قرار می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که با افزایش این مناسبات و همکاری های بین گروهی (بین قومی) که از برآیند روابط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حاصل می شود، تعلق و وفاداری اقوام به واحدهای جمعی بزرگ تر ـ از جمله هویت های جمعی منطقه ای و ملی ـ افزایش پیدا می کند و در مقابل، کاهش این مناسبات به تقویت واحدهای جمعی خرد و تضعیف واحدهای جمعی کلان تر منجر می گردد.
"در سالهای 1950 دو مبحث مهم اجتماعی، «حاشیه نشینی» و «مشارکت مردم»، توجه نظریه پردازان اجتماعی را بیش از مباحث دیگر به خود مشغول ساخت. هر چند مفهوم مشارکت مردم در شبکه های خویشاوندی به دورانهای کهن باز می گردد، ولی همان گونه که در گذشته بر اثر فقر در روستاها، تغییر در ماهیت کالبدی و رشد شهرها، گروههای تازه واردی ساکن حاشیه شهرها شدند و بعدها ضعف در مدیریت واقتصاد شهری شکاف اقتصادی بین شهروندان ایجاد کرد و در نتیجه، فقر شهری موجب گسست شهروندان کم درآمد از متن جامعه اصلی و زیست حاشیه ای شد، همان گونه نیز رشد و پیچیدگی جوامع، به مفهوم «مشارکت مردم»، معنایی تازه بخشید و آن را از حوزه خویشاوندی به عرصه های عمومی کشاند؛ زیرا برنامه ریزهای توسعه از بالا به انتظارات خود تحقق نبخشید. مطالعات دکتر علی حاج یوسفی، دکتر مجید رهنما و دیگران شواهد زنده ای بر این مدعاست. طرح «کوی نهم آبان» در سال 1346 و احداث چندهزار واحد مسکونی برای حاشیه نشینان تهرانی و عدم استقابل آنها برای سکونت در این واحدهای مسکونی نمونه بارز آن است.
بحث حاضر، معطوف بر این نکته است که اگر طرحهای توسعه از بالا به نتایج مطلوب نمی رسد و اقدامات تخریبی نیز صرفا پاکسازی صورت مساله تلقی می شود، بنابراین، شیوه های مناسب تر اجرای برنامه های توسعه محلی از پایین چگونه است؟
بر این اساس:
- مشارکت فعال در مناطق حاشیه نشین بر کدام مبانی استوار است؟
- راهکارهای مددکاری و مهندسی اجتماعی به منظور قادرسازی حاشیه نشینان چگونه صورت می گیرد؟
- بسترسازیهای مناسب دولتی برای گشودن مجرای توانمندیهای حاشیه نشینان بر چه واقعیاتی متکی است؟
- و سرانجام دشواریهای اساسی و محدودیتهای مشارکت کدام است؟
"
مساله مورد بررسی این تحقیق پی بردن به علل و عوامل عمده خشونت در فوتبال است. می خواهیم بدانیم (از نظر تماشاگران) تا چه حد خشونت فوتبال از فقر فرهنگی و اجتماعی نشات می گیرد. با توجه به نظریه های کم و بیش مشخصی که در مورد هیجانات سنین جوانی و برخوردهای احتمالی جوانان که اغلب در بین جمعیت تماشاگر و برگزار کننده فوتبال بروز می کند، بعضی از سوالاتی که تعیین کننده ظهور خشونت بوده است پاسخگیری شده است و درجه تطابق یافته های تحقیق با فرضیات مد نظر، مورد آزمون قرار گرفته است. از جمله دست آوردهای این تحقیق این است که به دلیل هیجان آفرینی ورزش فوتبال، نسل های جوان تر که پرشور و پر تحرک هستند از این مسابقات هیجان آمیز فوتبال که تنها ورزش و سرگرمی ارزان قیمت برای محصلین و جوانان غیر شاغل نیز میباشد استقبال بیشتری به عمل میآورنده اند لیکن وجود این هیجان در جوانی لزوما دلیلی بر بروز خشونت آنها نمیتواند باشد. ارتقاء فرهنگ عمومی خاصه وسایل ارتباط جمعی و جراید ورزشی، ایجاد زمینه های متعدد تفریح هیجان زا و نیز اشتغال جوانان، برنامه ریزی برای تربیت هیجانات (به ویژه جوانان) با جلب مشارکت نیروی امنیتی و تنظیم برنامه برای تعیین روز خشونت زدایی فوتبال و مطلوب سازی نحوه بروز هیجان در دوره جوانی از جمله پیشنهادات این تحقیق است
" تصور و ذهنیت مردم از کشورهاى خارجى، عمدتآ برگرفته از وسایل ارتباط جمعى، به ویژه تلویزیون و آن هم اخبار خارجى این رسانه است. بیش تر مردم معمولا از پنجره اى که اخبار خارجى به سوى سایر کشورها مى گشاید، دنیا را نظاره مى کنند و مى شناسند. اخبار خارجى نیز در هر کشور تابعى از سیاست خارجى است و بازتاب بیش تر رویدادهاى خارجى همراه با جهت گیرى صورت مى پذیرد؛ بدین معنى که رویداد کشورهایى که دوست تلقى مى شوند با جهت گیرى مثبت و رویداد کشورهایى که دشمن و مخالف تلقى مى شوند، با جهت گیرى منفى پخش مى شود و ما کم تر شاهد انعکاس بى طرفانه رویدادهاى خارجى هستیم.
در پژوهش حاضر، اخبار خارجى سیماى جمهورى اسلامى ایران با روش تحلیل محتوا از این منظر مورد بررسى قرار گرفته است. یافته هاى پژوهش نشان مى دهد که بخش هاى خبرى خارجى سیما، از کشورهاى هم پیمان معمولا رویدادهایى را که خبر مثبت دارند و نشانه ثبات این کشورهاست، انتخاب و توام با جهت گیرى مثبت ارائه مى کنند و از کشورهایى که مخالف و دشمن تلقى مى شوند، غالبآ رویدادهاى منفى که نشانه بى ثباتى است، انتخاب و توام با جهت گیرى منفى پخش مى شود. بازتاب طولانى چنین شیوه اى در گزینش و ارائه رویدادهاى خارجى، تصویرى مثبت از کشورهاى هم پیمان و تصویرى منفى از کشورهاى مخالف در ذهنیت مخاطبان ایجاد مى کند. بنابراین، تصویرى که مخاطبان از کشورهاى خارجى در ذهن دارند، مخدوش است و با واقعیت فاصله دارد.
"
"تفسیر جامعه شناختی ادبیات فرزند نورچشمی علوم اجتماعی رسمی نیست. از هنگامی که ادبیات از دایره احکام خشک پژوهشی و قوانین متحجر تاریخی در باب لغت و نسخه شناسی پای بیرون نهاد تا به امروز تقریبا هر کس که دستی به قلم داشته به خود حق داده است که درباره آن احکام کلی صادر کند و نقدهای تاریخی، زیباشناختی و جامعه شناختی بنویسد. دانشگاه ها که بنا به سنت، غرق در تاریخ ادبیات و تحلیل های ادبی بودند ناگهان در برابر ادبیات عامه پسند، کتاب های پرفروش، مجله های مردم پسند، فکاهیات و امثال آن غافلگیر شدند و به این لایه های سطحی تخیل چاپ شده بزرگی فروختند و بی اعتنایی کردند. لاجرم، این وادی همچنان بکر و چالشگر باقی مانده است و بر جامعه شناس است که دراین باره تدبیری بیندیشد.
هدف از مطرح کردن نکته هایی که از این پس می آیند، و هیچ ادعایی درباره نظم و ترتیب یا جامعیت آن ها ندارم، مروری بر کارهای پایان گرفته و یا محول به آینده است."