" فقر از مهم ترین و فراگیرترین مسایل اقتصادی و اجتماعی عصر حاضر به شمار میرود. صاحب نظر با رهیافت های نظری متفاوت به بررسی این پدیده و ارتباط آن با مسائل مختلف پرداختهاند. در این نوشتار تلاش گردیده با مرور مفهومی و نظری ارتباط میان فقر، محرومیت و شهروندی از منظر جامعهشناسی بررسی و سپس در بخشی از جامعه ایران مورد آزمون تجربی قرار گیرد.
نتایج، ارتباط پیچیده میان فقر، محرومیت و شهروندی را نشان میدهد؛ به طوری که محرومیت و فقر در برخی مناطق مانع تحقق شهروندی گردیده است. براساس این ارتباط شهروندی ابزار تئوریکی مناسبی برای تحلیل محدودیت های ساختاری خواهد بود که در چارچوب آن افراد - فقرا - انکار نشده و حقوق فردی، مشارکت سیاسی و تحلیل رابطه آن ها مورد بررسی قرار میگیرد. به بیان دیگر در نگاه به فقر و محرومیت میتوان شهروندی را به مثابه مفهومی پویا به شمار آورد که در آن هم فرایند و هم نتیجه در ارتباط متقابل و دیالکتیکی قرار گرفتهاند.
"
دوراهی اجتماعی موقعیتی است که در آن، هر کنشگر با دو گزینه روبهرو است: همیارانه و غیر همیارانه. برای هر کنشگر، رفتار غیر همیارانه نفع بیشتری را به دنبال دارد، اما اگر تعداد قابل توجهی از کنشگران، غیر همیارانه رفتار کنند، همه نسبت به وقتی که همیارانه رفتار می کردند، بیشتر زیان می بینند، مبانی نظری بررسی دو راهی اجتماعی، نظریه انتخاب عاقلانه (به ویژه روایت جامعه شناختی آن، شامل عقلانیت اجتماعی) و نظریه بازی است. عوامل موثر بر رفتار دو راهی اجتماعی، شامل عوامل موقعیتی، شخصیتی و فضای کنش است. در این تحقیق از روش پیمایش (جمعیت نمونه شامل 730 فرد 15 سال به بالای ساکن تهران) استفاده شده است. برای آزمون فرضیات نیز عمدتا از رگرسیون لوجستیک استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که میزان رفتار همیارانه پاسخ گویان در موقعیت های دوراهی اجتماعی، بین 65 تا 85 درصد، و میزان رفتار همیارانه مردم از نظر پاسخ گویان، بین 20 تا 40 درصد است. فرضیات تحقیق شامل تاثیر عوامل شخصیتی (جهت گیری مذهبی و نوع شخصیت، با جهت گیری ارزش های اجتماعی) موقعیتی (اعتقاد به اثر بخشی عمل جمعی، شرایط دوستانه یا رقابتی حاکم بر موقعیت، ارتباط میان کنشگران در موقعیت، اطلاع از پیامد های رفتار غیر همیارانه در دوراهی اجتماعی، تاثیر تجربه قبلی) و فضای کنش (هنجار های حاکم برکنش، نوع رابطه، و نوع موقعیت کنش) بر رفتار افراد در موقعیت های دو راهی اجتماعی تایید شد
دوران هشت سال دفاع مقدس یکی از گسترده ترین حوزه های تفکر، اندیشه و پژوهش را فراروی اندیشمندان و پژوهشگران این کشور قرار داده است، تا ابعاد پیچیده و ناشناخته ای از فرهنگ و ارزش های اصیل مذهبی و ملی مردم ایران را مورد پژوهش قرار دهند. مقاله حاضر تلاشی است در این حوزه، که سعی دارد تاثیر جنگ هشت ساله را بر مقوله هویت سازی فرهنگ ایرانی در شعر، بررسی نماید. طرح مباحث مربوط به هویت ایرانی در شعر دفاع مقدس، سبب ترویج اندیشه های مهرورزی به میهن و تقویت روحیه دفاع از آن شد و شعر، به عنوان وسیله عمده ای برای تجلی مبانی هویت ایرانی مطرح گردید که نوع نگرش انسانی ایرانی را به دنیای پیرامون خود نشان می دهد.
"جنگ به عنوان پدیده ای اجتماعی، همواره در جوامع انسانی وجود داشته است. جنگ ایران و عراق به عنوان یکی از طولانی ترین و خونین ترین جنگ ها - پس از جنگ جهانی دوم - در تاریخ دویست ساله ایران از آن جهت مهم است که توانست روندی را که از اول حکومت قاجاریه مبنی بر از دست دادن بخش هایی از اراضی ایران و نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بیگانه در کشور آغاز شده بود، را پایان دهد.
در حماسه هشت سال دفاع مقدس، رهبر سیاسی، با اتخاذ استراتژی دفاع مردمی و با اتکا به ارزش های دینی و تکیه بر قدرت ملی و مذهبی، بدون چشم داشت به حمایت خارجی و با تقویت روحیه مردم و بهره گیری از شور انقلابی و بسیج توده ای با تجربه موجود از انقلاب اسلامی پس از دویست سال توانست روند هزیمت و خودباختگی ملی در برابر بیگانه را تغییر داده و با گشایش فصلی جدید در تاریخ ایران، هویت واقعی ایران و ایرانی را به جهانیان بنمایاند."
دولت مدرن به طور کلی به شیوه ایی کاملاً متفاوت از سَلَف خویش یعنی دولت پیشا مدرن به وجود آمد. گستره ی دولت مدرن از لحاظ سیاسی به دو حوزه تقسیم می شود یکی دولت به معنای خاص آن که به قلمرو سیاسی ربط دارد و دیگری جامعه که معمولاً آن را جامعه ی مدنی می نامند در نتیجه این تقسیم بندی دو مدل متفاوت ظاهر می شود که اولی عمومی است و دولت به شمار می رود و دومی خصوصی که به جامعه مربوط می شود. انسان نیز به همین سان به دو موجودیت متفاوت تقسیم می شود: از سویی شهروند است که از این لحاظ عضو دولت شمرده می شود و از طرف دیگر نیز به جامعه ی مدنی تعلق دارد که خود از اجتماع فردها شکل گرفته است. این تقسیم بندی نتایجی به بار می آورد که دیگر انسان به مانند دوران پیشامدرن به جزئی از کل تقلیل داده نمی شود. در دوران مدرن فرد می تواند به عنوان شهروند در زندگی دولت شرکت جوید و وجود و کنش سیاسی داشته باشد و همچنین می تواند به عنوان فرد از آزادی شخصی بهره مند شود و به مثابه ی فردی خودمختار وجود یابد این ساختار برای نخستین بار در پایان سده ی 18 در دو کشور فرانسه و ایالات متحده آمریکا و بعد از طی کردن نسبی بحران هویت که به نظر می رسد از اولین ضروریات این پروسه باشد، تحقق پیدا می کند. اما بعد از دهه ی 1990 به نظر می رسد در عمل مدرنیته ی سیاسی در غرب و دیگر نقاط جهان، خصوصاً در جوامع چندفرهنگی با مشکلات فراوانی روبرو شده است که باعث وارد آمدن نقدهایی دامنه دار به لیبرالیسم به عنوان یکی از پایه های جامعه ی مدنی، شده است. بیشتر این نقدها از طرف اجتماع گرایان مطرح شده است که یکی از وجوه انتقاداتشان بحثهای فرهنگی است که در درون کل بزرگتری قرار دارند که محکوم به ادغام یا از بین رفتن هستند و همین انتقادات لیبرالهایی مانند جان رالز را به دو واکنش واداشته است و آلترنانیوهایی به عنوان حل مسئله از طرف آنها مطرح شده است.