ببا با توجه به ماهیت اختراعات که به راحتی مورد استفاده غیرمجاز قرار می گیرند باید به دنبال شناسایی سوءاستفاده هایی که ممکن است از این حقوق صورت گیرد و مقابله با آنها بود. یکی از موارد سوءاستفاده از حق اختراع که در کشور امریکا مورد توجه قرارگرفته، وجود مؤسسه هایی به نام پتنت ترول [1]است. این اشخاص [2]مؤسسه های غیرتولیدی هستند که با خریداری اختراعات جزئی، فعالیتی در زمینه تجاری سازی آنها نمی کنند و هدف آنها تنها اعطای مجوز بهره برداری در خصوص این اموال فکری پس از نقض آنها توسط تولیدکنندگان دیگر و در نتیجه محروم ساختن جامعه از نتایج ابتکارات مخترعان می باشد. مطالعه در این خصوص نشان داد که پیامدهای پنتت ترول بر بنگاه های اقتصادی، رفاه عمومی و مسائلی از این قبیل باعث واکنش قانون گذاری، قضایی و اندیشه های حقوقی در کشور امریکا شده و برای کاهش فعالیت پتنت ترول اقدام هایی همچون وضع قوانین جدید و تغییر روش های جبران خسارت در دعاوی نقض اختراع صورت گرفته است. چراکه اکثر حقوقدانان وجود این مؤسسه ها را مخرب ابتکار می دانند. با توجه به نو ظهور بودن این پدیده در عرصه مالکیت فکری، این نوشتار درصدد بررسی واکنش سیستم حقوقی در برابر وجود پتنت ترول به عنوان مسأله ای بحث انگیز در حوزه اختراعات است. [1]. واژهPatent Troll واژه ای با بار منفی ست که از دو فصل Patent به معنی اختراع و Trollبه معنی غول تشکیل شده است. اشخاصی که با این عنوان نامیده می شوند مالک اختراعات متعددی هستند که منبع کسب درآمد آنها است و از این جهت که به دنبال تجاری سازی و استفاده عملی از اختراعات خود نمی باشند شاید بتوان مسامحتاً آنان را محتکران اختراع دانست. با توجه به نبودن واژه مناسب فارسی معادل که نشان دهنده ماهیت واقعی آنها باشد در متن حاضر این واژه به کار می رود. [2]. پتنت ترول ها ممکن است در قالب شخصیت حقوقی یا حقیقی فعالیت نمایند ولی در اکثر موارد به صورت یک مؤسسه با شخصیت حقوقی فعالیت کرده و به همین دلیل در این مقاله با عنوان مؤسسه از آنها یاد می شود.
بخش عمده ای از مساحت کشور ایران، نواحی گرم وخشک است. بافت شهری در این مناطق متناسب با اقلیم گرم وخشک به وجود آمده و به گونه ای طراحی شده است که پاسخ گوی نیازهای ساکنان آن باشد. از این دیدگاه، تمام بافت های نواحی گرم وخشک ایران شرایط به نسبت یکسانی دارد. سرایان نیز از شهرهایی است که در حاشیة کویر مرکزی ایران واقع شده و بافت تاریخی ارزشمند و متناسب با شرایط کویری دارد. این شهرستان در شمال غربی استان خراسان جنوبی قرار گرفته و به دلیل دارا بودن ویژگی های اقلیمی، جغرافیای زیستی و هم جواری با کوه و دشت، و قرار گرفتن در مسیر جادة ارتباطی خراسان بزرگ، برای سکونت مکانی مناسب بوده و این امر موجب رشد و توسعة آن در دوره های مختلف تاریخی شده است. در بافت قدیم شهر سرایان، آثار معماری از دوران تیموری تا پهلوی وجود دارد. آثار معماری برجای مانده از بازار، مسجدجامع، کاروان سرا، شش محلة مختلف با آب انبارها و مساجد کوچک خود، دلیلی بر پویایی این بافت در گذشتة نه چندان دور است. هدف از بررسی و شناسایی همه جانبة این نوع بافت، مطالعة معماری گذشتة این منطقه و تبیین هویت ساخت وساز ساختمان های نواحی حاشیة کویری ایران است؛ ازهمین رو نگارش مقالة حاضر براساس گردآوری اطلاعات از طریق مطالعات میدانی و به روش پیمایشی در محل با روی کرد تاریخ فرهنگی انجام گرفته و هدف از آن، دریافت منطق چیدمان ساختمان ها و بازسازی بخش ازبین رفتة بافت قدیم شهری و محله ای سرایان از عهد صفوی تا دورة پهلوی اول است.
نتایج اکثر تحقیقات مربوط به امنیت زنان در شهرها بیانگرِ ناامنی زنان در فضاهای شهری هستند. ایراد اساسی این تحقیقات این است که به علتِ قبول و بدیهی دانستنِ منطقِ دوانگاریِ مسلط ( شهر/ روستا، زنان / مردان و محیط اجتماعیِ/ محیط فیزیکی) تمایزاتِ درونِ شهر، درونِ جنس و ویژگیهای محیط فیزیکی مرتبط با امنیت را نادیده یا کم اهمیت گرفته اند. مقاله حاضر با مهم دانستن تمایزات فوق و استفاده از روش پیمایشی، به بررسیِ امنیتِ درون جنسیِ زنانِ مناطقِ 2 گانه شهر یاسوج در رابطه با ویژگیهای محیط اجتماعی و فیزیکی محل سکونت شان پرداخته است. بر اساس نتایج تحقیق، ناامنی زنان منطقه 1 بیشتر به محیط فیزیکی و ناامنی زنان منطقه 2 بیشتر به محیط اجتماعیِ محلِ سکونت شان مربوط میشود. سه مورد از مهمترینِ عوامل ناامن کننده زنان، به ترتیب، کوچههای فرعی، اراذل و اوباش و دزدی (منطقه 1)؛ و درگیری، مزاحمت ناموسی و اراذل و اوباش( منطقه 2) بودهاند. ویژگی های اجتماعی منطقه سکونت، موجب ناامنیِ بشترِ زنان مجرد؛ لیسانسیه ها و بالاتر و دیپلمهها؛ و زنان دانشجو، دارندگان کار آزاد و دانشآموزان در مقایسه با دیگر گروه های زنان شدهاند. بر اساس نتایج آزمون تأثیر تقابلیِ منطقه سکونت و وضع تأهل، زنان مجرد هر دو منطقه تحت شرایط محیط اجتماعی شان ناامن تر از زنان متأهل هم منطقه ای شان بوده اند. در بعد کلی امنیت، زنان مجرد منطقه بالا بیشترین ناامنی و زنان متأهل منطقه بالا کمترین ناامنی را داشته اند.
پژوهش حاضر با هدف عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت سیاسی جوانان و میانسالان انجام شده است. جهت تبیین موضوع تحقیق از نظریات جامعه پذیری سیاسی و میلبراث استفاده شده است. مطالعه با استفاده از ابزار پرسش نامه بر روی310 جوان و 300 میانسال شهرستان نورآباد ممسنی که به روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده اند، انجام شده است. داده های تحقیق با استفاده از نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شده است. براساس نتایج تحقیق، میزان مشارکت سیاسی جوانان و میانسال متوسط بوده، انتخابات بیش از سایر جلوه های مشارکت سیاسی در میان آن ها عمومیت داشته و تفاوتی بین مشارکت سیاسی آن ها به دست نیامده است. بر اساس یافته های پژوهش مردان جوان بیشتر از زنان جوان و مردان میانسال بیشتر از زنان میانسال به مشارکت سیاسی می پردازند. بین مشارکت سیاسی جوانان برحسب تحصیلات رابطه معنی داری به دست نیامده است؛ ولی با بالا رفتن تحصیلات میانسالان آن ها بیشتر به مشارکت سیاسی می پردازند. بین سیاسی-بودن خانواده، سیاسی بودن دوستان، تعهد مذهبی، اعتماد اجتماعی و استفاده از رسانه-های گروهی با مشارکت سیاسی جوانان و میانسالان رابطه معنی دار و مثبتی به دست آمده است. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد شش متغیر سیاسی بودن خانواده، استفاده از رسانه های گروهی، اعتماد اجتماعی، جنسیت (مرد بودن)، تعهد مذهبی و تمایلات سیاسی دوستان در مجموع توانسته اند 6/31 % از واریانس مشارکت سیاسی جوانان را تبیین کنند و پنج متغیر سیاسی بودن خانواده، استفاده از رسانه های گروهی، تعهد مذهبی، جنسیت (مرد بودن) وا عتماد اجتماعی در مجموع توانسته اند 9/44% از واریانس مشارکت سیاسی میانسالان را تبیین کنند.