فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۸۱ تا ۱٬۱۰۰ مورد از کل ۱۰٬۹۴۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
الگوهای سکونتی ایرانیان در ایالات متحد امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طبق سرشماری سال 1990 امریکا، شمار ایرانیان مقیم این کشور در طول دهه گذشته دوبرابر شده است. جالب توجه آن است که الگوهای سکونتی ایرانیان مهاجر، با نظریه های علمی توزیع گروه های قومی متفاوت است. ایرانیان به طور کلی به سه گروه دانشجویان، خانواده دانشجویان، و افراد تبعیدی تقسیم می شوند. با وجود آن که علت اولیه اقامت اکثر ایرانیان مقیم امریکا تحصیلات دانشگاهی بوده است و آنان می بایستی در نقاط مختلف امریکا پراکنده باشند، اکثر قریب به اتفاق آنان در دو ناحیه لس آنجلس در جنوب غرب، و واشنگتن و نیویورک در شمال شرق، تمرکز یافته اند. گروه اول ایرانیان مقیم امریکا یعنی دانشجویان، پس از سال 1975 وارد امریکا شدند، اما در دهه 1980، ورود خانواده آنان و نیز افراد تبعیدی به امریکا حضور ایرانیان را در نواحی ذکر شده چشمگیرتر کرد. در دو دهه پس از انقلاب اسلامی، نسل جدیدی از ایرانیان در امریکا در حال رشد است که به زودی تبدیل به جامعه قوی متشکلی خواهد شد. گرچه دو ناحیه ذکر شده تا سال ها هسته اصلی جامعه ایرانیان مقیم امریکا باقی خواهد ماند، الگوهای سکونتی ایرانیان در آینده به دو عامل بستگی خواهد داشت: (1) پای بندی آنان به میراث فرهنگی اجتماعی سرزمین مادی خود؛ (2) پیوستن و ادغام نسل جدید این گروه به سرزمین و جامعه ای که در آن متولد شده و رشد یافته اند.
توسعه تهران و دگرگونی در ساختارهای نواحی روستایی اطراف
حوزههای تخصصی:
بررسی الگوی حکمروایی خوب و نقش دولت در مدیریت و اداره ی امور شهرها در ایران
حوزههای تخصصی:
بنابر آمارهای بین المللی از اوایل هزاره ی جدید، نیمی از جمعیت جهان در شهرها زندگی می کنند. این توسعه ی شتابان شهرنشینی، دولت ها را برای اداره ی شهرها با چالش های تازه ای روبه رو کرده، به طوری که امروزه مدیریت عقلائی و کارآمد بر شهرها از مهم ترین مسائل کشورهای جهان شده است.
در ایران نیز وضعیت دور از این امر نیست، به طوری که ساختار دولت در ایران، زمینه ساز تسلط گسترده ی آن بر تمامی عرص ههای حیات سیاسی و اجتماعی - اقتصادی و حتی فرهنگی جامعه و به تبع آن اداره ی امور شهرها شده است.
ایران کشوری است که در گذار از سنت به مدرنیزم قرار دارد. این در حالی است که حدود 70 درصد جمعیت کشور در شهرها ساکنند. در چنین شرایطی جمعیت شهرنشین توقعات جدیدی از دولت دارند، از ای نرو اداره ی جامعه ی شهری با ابزار و شیوه های سنتی امکان پذیر نیست.
گذار از حکومت شهری به صورت متمرکز و سلسل همراتبی، ویژگی یافته و حرکت به سوی حکمروایی مطلوب، غیرمتمرکز و مرد مسالار امری اجتناب ناپذیر است. لذا بکارگیری رویکرد حکمروایی خوب و متناسب با بافت فرهنگی، سیاسی و اقتصادی کشورمان، به عنوان رویکردی که کشور را بیش از پیش در مسیر توسعه ی پایدار هدایت خواهد کرد، ضرورتی بسیار پیدا کرده است. در این راستا، جهت دس تیابی به توسعه ی منطقه ای و شهری باید، نهادهای محلی و مردمی را درگیر مسئله کرد و این امر نیازمند ایجاد جوامع مدنی است. مقاله ی حاضر دو موضوع را پی گیری می کند:
اول، معرفی الگوی حکمروایی خوب و متناسب با شرایط زمان؛ دوم. تجزیه و تحلیل ساختار دولت در ایران و رابطه ی دولت و شهروندان در بستر تاریخی در ایران از ابتدا تا به امروز تا بر این اساس الگوی مناسب را استنتاج و معرفی نماییم.
برنامه ریزی منطقه ای بر مبنای سناریو با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی مورد شناسی: تعاون روستایی شهرستان های رستم و نورآباد ممسنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از معضلات اجتماعی و اقتصادی موجود، بی نظمی های اجتماعی در اشکال مختلف، ناهنجاری های رفتاری و اجتماعی، رشد بی رویه مهاجرت، افزایش حاشیه شهرنشینی و بسیاری مشکلات دیگر، به نحوی ناشی ازتوسعه نیافتگی روستایی می باشند. در این میان تعاون روستایی، نقش عمده ای در توسعه روستا و دستیابی به توسعه منطقه ای ایفا می کند. بنابراین پرداختن به آینده و برنامه ریزی آن ، جزء جدانشدنی فرآیند برنامه ریزی توسعه روستایی است. هدف اصلی مطالعه ی حاضر، شناساییسناریوهای مختلف توسعه در بخش تعاون شهرستان های رستم و ممسنی، ارزیابی و انتخاب بهترین آن ها می باشد. رویکرد اینپژوهش،توسعه ایوروشتحقیق،توصیفی- تحلیلیاست. برای گردآوری اطلاعات و داده های مورد نیاز از منابع کتابخانه ای و دیدگاه متخصصان و صاحبنظران توسعه منطقه ای و از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و نرم افزار expertchoice، جهت تجزیه و تحلیل و اولویت بندی سناریوها استفاده شده است. بر این اساس ابتدا نقاط ضعف، قوّت، فرصت ها و تهدیدها مشخص گردیده و سپس چهار سناریو شامل: قطب تولید دام و فرآورده های دامی،قطب تولیدات باغی و صنایع تبدیلی مرتبط، قطب تولید محصولات راهبردی گندم و برنجو در نهایت ادامه وضعیت موجود طراحی گردید که در بین سناریوهای طراحی شده، سناریوی قطب تولیدات باغی و صنایع تبدیلی مرتبط، در اولویت اول قرار گرفت.
تحلیل روند و نحوه توسعه فیزیکی- کالبدی شهر کرمان از پیدایش تاکنون
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به بررسی و نقد توسعه فیزیکی شهر کرمان در ادوار مختلف و تحلیل روند جهات گسترش شهر کرمان می باشد. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- تحلیلی و اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای و پیمایش میدانی جمع آوری شده و با استفاده از نرم افزار ArcGIS و تحلیل های آمار فضایی و مدل آنتروپی شانون به تحلیل آنها پرداخته شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که مقدار آنتروپی محاسبه شده برای مناطق شهر کرمان در سال ۱۳۸۵و ۱۳۹۰ به ترتیب ۶۰۶/۱ و ۵۹۸/۱ به دست آمده است که به مقدار ln(n)(۱/۶۰۹) نزدیک است. بنابراین نشانگر رشد پراکنده شهرکرمان می باشد. شهر کرمان، ابتدا در طول راه های ارتباطی، توسعه پیدا کرده است و در سال های اخیر دارای رشد قطاعی بوده است. این توسعه بیشتر به سمت غرب و جنوب غرب بوده است. در جریان این توسعه بعضی از روستاها به علّت نزدیکی زیاد به شهر عملاً جزو مناطق شهر کرمان به حساب آمده و در داخل محدوده قانونی شهر نیز قرار گرفته اند. این آبادی ها هم از نظر شکل و ساختار فضایی و هم از نظر اشتغال ساکنین حالتی نیمه شهری - نیمه روستایی دارند. همچنین نتایج حاصل از مدل میانگین نزدیک ترین فاصله همسایگی(RN) نشان می دهد که نظام منطقه بندی شهر کرمان از الگوی پراکنده پیروی می کند. نتایج حاصل از تحلیل لکّه های داغ نیز نشان دهنده یک لکّه سرد گسترده در شهرکرمان است که به شکل باریک های از مرکز شهر شروع شده و به سمت شرق و غرب شهر کرمان گسترده و پهن گردیده است. این الگو بیانگر استقرار محلّات دارای تمرکز پایین جمعیت در این محدوده می باشد.
بررسی رابطه بین بنیانهای جغرافیایی و پراکنش سکونتگاههای روستایی نواحی خشک ( مطالعه مورد : روستاهای بخش خور و بیابانک شهرستان نائین )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناسایی عناصر سازنده پیاده راه های شهری مبتنی بر ادراکات حسی شهروندان (مطالعه موردی: پیاده راه تربیت و ولیعصر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بهبود کیفیت ادراک پیاده راه های شهری با استفاده از مؤلفه های حسی شهروندان گرفته تا با در نظر گرفتن ادراکات شهروندان پیشنهادهایی برای ساماندهی این فضاها ارائه نماید. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، از نوع پژوهش های کمّی و ازنظر نحوه ی گردآوری داده ها، از نوع پژوهش های میدانی محسوب می شود. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی مخاطبان (ساکنان، شاغلان و بازدیدکنندگان، درمجموع 84240 نفر) تشکیل داده است. با استفاده از فرمول کوکران و به روش تصادفی ساده 380 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده گردید. پایایی پرسشنامه با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ 893/0 برای تربیت و 889/0 برای ولیعصر به دست آمد. نتایج حاصل از آزمون تحلیل عاملی منجر به کاهش 55 متغیر به 24 متغیر و 4 عامل در هر دو پیاده راه شد. با توجه به عامل های بارگذاری شده، با توجه به متغیرهای بارگذاری شده می-توان عامل های چهارگانه را بنام های عامل حس بینایی، حس چشایی و بویایی، حس شنوایی و حس لامسه نام نهاد. همین چهار عامل برای پیاده راه ولیعصر به ترتیب اهمیت عبارت اند از عامل کیفیت بصری، عامل چشایی، عامل بینایی و عامل چندگانه. درمجموع چهار عامل توانایی تبیین توانایی تبیین این 1/85 درصد از تغییرات واریانس پیاده راه تربیت و 06/72 درصد از تغییرات واریانس پیاده راه ولیعصر را دارند. همچنین نتایج آزمون کای اسکور و تحلیل مسیر نیز نشان داد که کیفیت ادارک ذهنی در سطح معناداری 95/0 بین دو پیاده راه وجود دارد. در نهایت پیشنهادهای کاربردی متناسب با نوع ادراک ذهنی شهروندان ارائه گردید.
توسعه روستایی با نگرشی بر نظریه های جغرافیایی - مکانی
حوزههای تخصصی:
مکانیابی مراکز فضای سبز با استفاده از مدل منطق فازی در سیستم اطلاعات جغرافیایی (مطالعه موردی: منطقه هشت تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش جمعیت و رشد صنعت در شهرها منجر به آلودگی زیست محیطی گردیده و نیز اثرات مخربی را بر شهرنشینان وارد نموده است. به منظور تعدیل اثرات مخرب این پدیده ساده ترین راه حل، توسعه فضای سبز شهری بوده است. فضای سبز شهری، از جمله کاربری هایی است که توزیع مناسب آن در سطح شهر از اهمیت زیادی برخوردار است. شهر تهران به ویژه منطقه مورد مطالعه از پراکندگی مناسب فضای سبز برخوردار نبوده بطوری که سرانه آن به میزان 4.11 متر مربع به ازای هر نفر نشان داده شده است. هدف از این پژوهش ساماندهی پراکنش فضایی، فضای سبز شهری در منطقه هشت شهر تهران است. در این پژوهش از روش ها و قابلیت های مبتنی بر سیستم اطلاعات جغرافیایی GIS و منطق فازی استفاده شده است. در این پژوهش جهت تعیین مکان های مناسب از معیارهایی مانند تعداد جمعیت، فاصله از راه های ارتباطی، فاصله از تأسیسات و تجهیزات شهری، فاصله از مراکز صنعتی، فاصله از کاربری ورزشی، فاصله از پارک های موجود، فاصله از کاربری تجاری، فاصله از کاربری فرهنگی،فاصله از کاربری آموزشی، فاصله از کاربری مسکونی، فاصله از مراکز بهداشتی- درمانی، فاصله از کاربری مذهبی استفاده شد. برای پیاده سازی عملگر فازی در محیط GIS پس از تعریف نمودن مقدار عضویت فازی برای هر یک از پارامترها(فازی سازی) برای تعیین مقدار عضویت فازی از روش خطی استفاده گردید سپس لایه های وزن دار شده روی هم گذاشته شد و در نهایت مناسب ترین پهنه در نقشه نهایی نشان داده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که فضاهای سبز موجود در منطقه هشت تهران کافی نبوده است و نیازمند توجه مسئولان در این زمینه است.
پهنه بندی خطر زمین لرزه ی منطقه شهری ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی تکتونیک لرزه ای (سیستم شبکه گسلها) و سوابق زمین لرزه های دستگاهی منطقه حاکی از وجود پهنه های فعال لرزه خیز در سطح منطقه شهری ارومیه است. بررسی تاثیرات زلزله ها نشان می دهد که شرایط زمین شناسی منطقه (ساختگاه و لندفرم ساختمان زمین) تاثیر بسزایی بر حرکت زمین دارند. در این مطالعه ویژگی های زمین شناسی، داده های لرزه ای و داده های گسلی محلی جهت تحلیل شدت زمین لرزش مورد استفاده قرار می گیرد. مدلهای تجربی زیادی در ارتباط زمین شناسی و میزان شدت زلزله توسط محققین پیشنهاد شده است. لذا در این مطالعه برای برآورد پارامترهای مهم مورد نیاز جنبش نیرومند زمین از داده های لرزه ای دستگاهی ثبت شده و داده های گسلها و زمین شناسی با استفاده از مدل تجربی سابتا و همکاران استفاده شد. بدین وسیله پهنه های با درجات متفاوت شتاب منطقه با بهره گیری از مدل مذکور در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی مشخص گردید. نتایج حاصله تغییر پذیری شتاب 035/0 تا 33/0 (g) را در منطقه شهری ارومیه نشان می دهد که این نشان دهنده لرزه خیزی منطقه است.
تحلیل ریخت شناسانه ساختار فضایی توزیع جمعیت در منطقه کلان شهری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساختار فضایی آیین عملکرد فضایی مناطق است؛ به طورکلی اجزای سه گانة جمعیت، فعالیت و نواحی ساخته شده که از سه عامل مرکز شهر، شبکه های ارتباطی و زیرمراکز فعالیتی متأثر است، این ساختار را جایی بین تک مرکزی تا چندمرکزی قرار می دهد؛ از این رو، هدف اصلی این پژوهش تحلیل کمی توزیع جمعیت منطقة کلان شهری تهران براساس عوامل سه گانة فوق برای درک ساختار فضایی و الگوی فضایی حاکم بر آن است. روش تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت ترکیبی از روش های کمی و فضایی است که در قالب روش تحلیل رگرسیونی استفاده شده است. داده های مورد نیاز این پژوهش نیز شامل جمعیت، اشتغال مراکز و شبکه های ارتباطی است که براساس سرشماری سال 1390 به تفکیک شهرها و دهستان ها از مرکز آمار ایران دریافت شده است. نتایج مدل تک مرکزی نشان می دهد که بین توزیع جمعیت و مرکز شهر رابطة بسیار ضعیفی وجود دارد، اما شبکه های ارتباطی توضیح دهندگی بیشتری ارائه می شود. علاوه بر این، رابطة توزیع جمعیت با زیرمراکز فعالیتی در منطقة کلان شهری تهران، 50 درصد از تغییرات تراکم جمعیت را از طریق این مراکز توضیح می دهد. تحلیل یکپارچة مدل نیز نشان می دهد از بین عوامل سنجش شده، شبکه های ارتباطی یکی از اصلی ترین عوامل شکل دهندة ساختار فضایی در منطقه بوده است و ظهور و اثرگذاری زیرمراکز فعالیتی، شکل گیری الگوی فضایی چندمرکزی را در منطقة کلان شهری تهران نوید می دهد.
رتبه بندی نواحی تولیدکننده سفرهای درون شهری با استفاده از مدل های تصمیم گیری چند معیاره (نمونه موردی نواحی شهری سنندج)
حوزههای تخصصی:
نحوه چیدمان کاربری ها و توزیع فعالیت ها در سطح شهر، از عوامل تأثیرگذار بر الگوهای حمل ونقل شهری است. تأمین خدمات ساکنین به گونه ای که نیاز به مسافت های طولانی به حداقل برسد، یکی از راهکارهای کاهش ترافیک در شهرهاست. ازآنجاکه تقاضای سفر از پراکنش کاربری های عمده ازجمله محل کار، مراکز تفریح، مراکز آموزشی و یا مراکز خدماتی مشتق می شود، امروزه در الگوهای جدید توسعه شهری سعی بر نزدیک تر ساختن کانون فعالیت ها به همدیگر در جهت کاهش حجم سفرها شده است. اصلاح الگوی کاربری زمین و مکان یابی کارآمد فعالیت ها یکی از راه های مؤثر در کاهش تولید سفر عنوان شده، به گونه ای که تصمیم گیری در رابطه با انجام و یا عدم انجام سفر به اندازه زیادی از عوامل اقتصادی – اجتماعی و شرایط توزیع کاربری زمین تأثیر می پذیرد. در این تحقیق به رتبه بندی نواحی تولیدکننده سفر با استفاده از مدل های تصمیم گیری چند معیاره در نواحی شهری سنندج پرداخته شده است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و برای این منظور به گردآوری اطلاعات موردنیاز به روش اسنادی و کتابخانه ای و برای انجام تحلیل های لازم به استفاده از نرم افزارهای GIS جهت تهیه نقشه های مربوطه و همچنین استفاده از روش AHP جهت وزن دهی معیارهای مؤثر در تولید سفر و درنهایت رتبه بندی نواحی تولیدکننده سفر با استفاده از مدل تودیم (TODIM) پرداخته شده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که تولید سفرهای درون شهری با متغیرهای اقتصادی اجتماعی و توزیع کاربری ها در ارتباط است. بر اساس نتایج بدست آمده از بکارگیری مدل تودیم ناحیه 3 شهر سنندج در رتبه اول تولید سفرهای درون شهری و ناحیه 15 در رتبه آخر قرار گرفته است. همچنین یافته های تحقیق بیانگر این است که افزایش تنوع کاربری ها در سطوح ناحیه موجب کاهش سفر به نواحی دیگر و کاهش ترافیک نیز خواهد شد.
بررسی و رتبه بندی مناطق چهار گانه شهر ارومیه براساس شاخص های کمی و کیفی مسکن
حوزههای تخصصی:
وضعیت مطلوب مسکن در مناطق شهری یکی از شاخص های توسعه اقتصادی- اجتماعی در کشور های جهان محسوب می شود. یکی از راه های آگاهی از وضعیت مسکن در فرآیند برنامه ریزی، استفاده از شاخص های مسکن است. این شاخص ها از یک سو بیانگر وضعیت کمی و کیفی مسکن در دوره های زمانی مختلف بوده و از سویی دیگر راهنمایی مؤثر جهت بهبود بخشی برنامه ریزی مسکن برای آینده می باشد. لذا این تحقیق با هدف بررسی شاخص های مسکن در شهر ارومیه در صدد رتبه بندی مناطق 4 گانه با بهره گیری از مدل TOPSIS می باشد. این تحقیق با توجه به هدف آن از نوع تحقیقات کاربردی- توسعه ای بوده و با توجه به روش انجام کار، از ماهیتی توصیفی- تحلیلی برخوردار می باشد. گردآوری اطلاعات نیز از طریق مطالعات کتابخانه ای، مقالات موجود و اطلاعات سرشماری شهر ارومیه در سال 1390 صورت گرفته است. برای استخراج شاخص ها جهت رتبه بندی مناطق چهارگانه شهر ارومیه از نظرات 10 نفر از کارشناسان و اساتید دانشگاه استفاده شده است. وزن دهی به شاخص ها با استفاده از روش تحلیل مؤلفه های اصلی در نرم افزار SPSS صورت گرفته است. در نهایت مناطق 4 گانه شهر ارومیه با استفاده از مدل TOPSIS بر اساس شاخص های کمی و کیفی مسکن رتبه بندی شده است. نتایج بیانگر آن است که مناطق 1، 4، 3 و 2 به ترتیب در رتبه های اول تا چهارم قرار دارند که به ترتیب شامل بافت جدید، بافت مرکزی و فرسوده و در نهایت بافت میانی شهر که اکثر بافت های حاشیه نشین در آن قرار گرفته اند می شود..
برنامه ریزی ناحیه ای با استفاده از برنامه ریزی بر مبنای سناریوها(تبیین الگوی چشم انداز ناحیه کاشان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نابرابری های منطقه ای و ناحیه ای همواره یکی از دغدغه های سیاستگذاران بوده است و برنامه ریزان درصدد شناخت این نابرابری ها و ارایه سیاستهای ویژه ای برای کاهش آن بوده اند. یکی از عوامل مؤثر بر نابرابری های ناحیه ای، کم توجهی به آثار فضایی سیاستگذاری در سطح کشور است. عدم ارتباط منطقی بین توزیع و تخصیص سرمایه گذاری ها با عامل مکان و فضا از یک طرف و توزیع منابع به صورت بخشی از سوی دیگر، به عدم تعادل در توزیع امکانات و نابرابری های درآمدی مناطق و گرایش به تمرکز در یک یا چند نقطه محدود می شود. در این مقاله مدل چشم انداز ناحیه کاشان، با استفاده از روش تحلیل SWOT و برنامه ریزی سناریوها تبیین شده است. با استفاده از این روش، بر مبنای نیروهای محرک کلیدی، چندین آینده ممکن، کشف و «تعریف» شده و سپس یک آینده شدنی و مطلوب انتخاب شده است. برای تحقق آینده مطلوب به عنوان چشم انداز کاشان، تصمیمات و جهت گیری های استرات ژیک اتخاذ شده است. در چشم انداز پیشنهادی ناحیه کاشان، شهرستان-های مختلف خواهند کوشید تا بر محور یکپارچگی در سطح ناحیه بر ارزش های انسجام و همبستگی تأکید ورزند و راهبردهای خود را در قالب یک طرح توسعه ناحیه ای محقق و اجرایی سازند. این امر موجب هم افزایی بین فعالیت های توسعه ای شهرستان های مختلف کاشان خواهد شد و محدوده ی همگن طبیعی و جغرافیایی ناحیه کاشان به هم پیوندی اقتصادی و عملکردی منجر خواهد شد. بنیاد سناریوی توسعه متوازن کاشان به عملکرد همسوی شهرستان هایِ شکل دهنده ناحیه کاشان و تشکیل یک کل منسجم با ارتباطات درونی گسترده و توجه به وزن فعلی قابل توجه شهر کاشان استوار خواهد بود. این سناریو به تعادل فضایی مطلوب و توسعه متوازن ناحیه ای منجر خواهد شد.
ارزیابی مکان گزینی مدارس متوسطه و پیش دانشگاهی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش مکانگزینی مدارس متوسطه و پیش دانشگاهی شهر اصفهان مورد بررسی و تحلیل قرارگرفته است. هدف پژوهش«سنجش تعامل مکانگزینی وضع-موجودمدارس متوسطه وپیش دانشگاهی با معیارهای مکانیابی» است. روش پژوهش «توصیفی- تحلیلی و پیمایشی» است که با بررسی 58 مدرسه نمونه از 251 مدرسه موجود انجام شده است. در این پژوهش برای سنجش تعامل معیارهای مورد بررسی، از آزمون «تحلیل واریانس یک طرفه» استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد، رابطه مکانگزینی وضع موجود فضاهای آموزشی و شرایط اقلیمی با سطح معناداری (Sig) 048/0موردتاییدقرارمی گیرد. سایرمعیارها، اختلاف معناداری را بامعیارهای مکانیابی نشان می دهند. در مجموع عوامل فوق باعث شده تا فضاهای آموزشی مقطع متوسطه و پیش دانشگاهی شهر اصفهان از سازگاری، همجواری و مطلوبیت مناسبی برخوردار نباشند.
بررسی جایگاه مناطق آزاد تجاری جزیره قشم در توسعه پایدار و امنیت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه آزاد قشم با سابقه تأسیس21 ساله توانسته در زمینههای مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فعالیتهای درخور توجهی داشته باشد. تا قبل از ایجاد منطقه آزاد در جزیره، شاخصهای توسعه (اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیستمحیطی) در کمترین مقدار قرار داشت. این پژوهش با هدف بررسی جایگاه مناطق آزاد تجاری جزیره قشم در توسعه پایدار و امنیت اجتماعی انجام شد. روش تحقیق این پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و با استفاده از منابع اسنادی و کتابخانهای و آمار مستند در مرکز آمار ایران انجام گرفت. نتایج تحقیق حاکی از این است که با ایجاد منطقه آزاد قشم شاخصهای توسعه اجتماعی و نماگرهای اقتصادی مانند گسترش بازارهای تجاری، اسکلهها، گمرکها، اشتغال روند رو به رشدی داشتهاند، از طرف دیگر، با وجود تأثیرات مثبت حاصل از ایجاد منطقه آزاد قشم در برخی از شاخصهای امنیتی و جرم نظیر قاچاق کالا، فروش مشروبات الکی و غیره افزایش یافته است. تبعات این جرائم در آینده نیز بر ساختار شهری قشم بیتأثیر نخواهد بود.
رابطه بین سرمایه¬ی اجتماعی و رضامندی شغلی کشاورزان شهرستان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه رضامندی را که یکی از شاخص¬های مهم رفاه اجتماعی است تابعی از سرمایه¬ی اجتماعی می¬دانند. رضایت شغلی احساس عاطفی مثبتی است که در نتیجه¬ی انجام کار در فرد ایجاد می¬شود از سویی سرمایه¬ اجتماعی سرمایه¬ ناملموسی است که بسیاری از امور زندگی روزانه¬ی مردم را در بر می¬گیرد و به بهبود شرایط زندگی اجتماعی منجر می¬شود. بدین منظور تحقیق توصیفی- همبستگی حاضر با هدف کلی بررسی رابطهی بین سرمایه¬ی اجتماعی و رضامندی از شغل کشاورزی در بین کشاورزان شهرستان کرمانشاه انجام شده است. جامعه¬ آماری این تحقیق کشاورزان سرپرست خانوار ساکن روستاهای شهرستان کرمانشاه بودند (24391 = N) که تعداد350 نفر از آنان با استفاده از فرمول کرجسی و مورگان با روش نمونه-گیری خوشه¬ای دو مرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای بود که روایی ابزار با استفاده از پانل متخصصان تعیین شد و پایایی آن به وسیلهی آزمون کرونباخ آلفا مورد آزمون قرار گرفت که ضرایب آلفای محاسبه شده برای کلیه بخش ها بالاتر از 7/0 گزارش گردید. یافته¬ها حاکی از وجود سرمایه¬ی اجتماعی در حد نسبتاً پایینی (به ویژه از بعد شناختی آن) در بین کشاورزان بود که این میزان سرمایه ارتباط مثبتی با رضایت آنان از شغل کشاورزی داشت.