دوران چهارم جدید ومزولیتیک آخر در استان کرمان ایران شناسایی فلات ایران در دوران چهارم زمین شناسی ‘ هنوز درمراحل ابتدایی است تنها آگاهی نسبتا صحیحی که از وضع فلات ایران در این دوران حاصل است. مربوط به یخچالهای امروزی و آخرین دوره یخبندان سلسله جبال البرز و سلسله جبال زاگرس است. ونیز اطلاع کمی درباره مرفولوژی رسوبات دروان چهارم در چاله های کویری وکویر بزرگ و بیابان لوت در دست است. بررسهاییکه در منابع مختلف راجع به مناطق وسیع کوهستانی و دوران چهارم به چشم می خورد نادر وناچیز است. تقریبا آثار موجودات زنده ‘ اعم از جانوری وگیاهی و ابزار مربوط به دوره نئولیتیک‘ بسیار کم است. و اگر اطلاع دانشمندان در این موارد وسیع می بود‘ امکان شناخت چگونگی آب وهوا ونیز تاریخ ایران در دوران چهارم ‘ به طور موثق میسر می شد. عدم اطلاع دانشمندان نسبت به این موارد‘ نگارنده را بر انگیخت تا ضمن انجام کارهای تحقیقاتی خود در جمهوری فدرال آلمان‘ مشاهدات خود را در کوه های مرتفع غربی لوت‘ مربوط به دوران چهارم‘ در معرض اطلاع علاقمندان قرار دهد.
از آنجاکه بیابان لوت خیلی وسیع و شرایط آب وهوایی وغیره در آنجا بسیار نامساعد است‘ نمی توان برای یک مدت طولانی در آنجا ماند و قسمتهای مختلف آنرا بدقت بررسی کرد. بنابراین هر بار که هیئت تحقیقاتی به بیابان لوت میرود یک قسمت از بیابان لوت را مورد بررسی قرار می دهد. در این مختصر می پردازیم به شرح خاکهای منطقه شهداد. شهداد و دهات توابع آن یکی از مهمترین بخش های حاشیه لوت است. در بررسی خاکهای شهداد و آبادیهای تکاب سعی شده است. کلیه خاکها چه دایر و چه بایر مورد پژوهش قرار گیرد. تنها به بررسی خاکهای شهداد ودهات حاشیه لوت قناعت نشده بلکه خاک آبادیهایی مانند آبادیهای چهار فرسخ همچنین تپه ها وکلوتها که در تشکیل وخواص خاکهای شهداد و دهات مورد بحث مؤثر است نیز مورد مطالعه و آزمایش قرارگرفت. ضمن تشریح نیمرخ (profile) و توصیف افقهای (Horizons) مختلف هر خاک سعی شده است پوشش گیاهی خاک مربوط نیز مورد دقت قرار گیرد چه بررسی خاک بدون توجه به پوشش گیاهی آن معنی و مفهومی ندارد. به منظور نتیجه گیری بهتر از بررسیهای انجام گرفته دقت شد که عوامل تشکیل دهنده ونیز عوامل مخرب خاک در قسمتهای مختلف منطقه ای مورد بررسی ‘ تا حدود امکان شناخته شود و چگونگی تأثیر آنها در بهبود و یا تخریب خاکها معین ومشخص گردد. بدیهی است که نقاط مختلف منطقه مورد بررسی از لحاظ خاک و پوشش گیاهی و غیره...باهم فرق دارد. وبرای بررسی دقیق خاکهای منطقه مذکور میبایست از خاکهای آن در مسافتهای بسیار کوتاه نمونه های متعددی گرفته می شد. ولی چون دهات تکاب شهداداغلب خیلی کوچک و بهم پیوسته است و از طرف دیگر مدت اقامت ما در منطقه مذکور چندان طولانی نبود لذا نمونه فقط از بعضی خاکهای اطراف شهداد و آبادیهای تکاب که در حاشیه لوت واقع است‘ گرفته شد. در این نوشته تنها به تشریح نیمرخ و توصیف نتایج تجزیه های مکانیکی و شیمیایی خاکها اکتفا نشد‘ بلکه به منظور بهبود وضع خاکها و درنتیجه جلوگیر از تخریب بیشتر خاکها‘ در نتیجه توسعه قابل توجه کشاورزی وغیره در این منطقه از بررسیهای محلی و تجزیه های آزمایشگاهی نتیجه گیری شد . ضمن ذکر علل کم قوه و نامرغوب بودن وغیره.. خاکها‘ پیشنهاداتی برای تقویت خاکهای زراعتی ‘ توسعه سطح خاکهای قابل کشت‘ جلوگیری از فرسایش بادی و آبی خاک که خسارت زیادی به خاکهای این منطقه وارد آورده است؛ ممانعت از پیشروی کویر وغیره شده است.
بین قوسهای جنوبی البرز د رمشرق تهران و ارتفاعات آتشفشانی خرقان و ساوه و تفرش در جنوب غربی پایتخت ‘منطقه بزرگی به شکل مثلث که قاعده آن در شرق کوههای طبس تا کوههای سبزوار و دو ضلع دیگر آن را از یک طرف کوههای تفرش و کاشان وکوههای انارک و جندق‘ و از طرفی دیگر ارتفاعات جنوبی البرز و سمنان وکوههای ته رود تا سبزوار ‘ تشکیل می دهد. این منطقه را دشت کویر می نامند. یک ضلع این مثلث درجهت شمال غربی به جنوب شرقی مربوط به چین خوردگیهای مغرب ومرکز ایران و جهت جنوب غربی به شمال شرقی مربوط به چین های البرز شرقی تا کوههای خراسان است. حوضه های داخل این مثلث توسط ارتفاعاتی از هم جدا می شوند که درمرکز‘ ارتفاعات خورو چندق و درمغرب ارتفاعات دوازده امام و سیاه کوه و سفید آب و کوشک کوه واقع شده و بین آنها چاله ها و حوضه هایی قرار دارند. حوضه مسیله در مغرب وحوضه دشت کویر در مشرق است. حوضه مسیله که مورد بحث است از سایر حوضه ها مشخص تر و به صورت چها رضلعی در جهت شمال غربی به جنوب شرقی قرار گرفته که چال ترین جای آن در جنوب شرقی ‘ دریای نمک یادریای مسیله نام گرفته است. شمال غربی حوضه ‘ ارتفاعات آتشفشانی ساوه وزرند وجنوب غربی آن ارتفاعات ساوه وقم وکاشان و شمال شرقی آن ارتفاعات رودشور و دوازده امام و سیاه کوه و جنوب شرقی آن بریده تر و شامل بلندیهای مرنجاب وکوه سفید آب و طلحه وملک آباد است. ارتفاعات دوازدور حوضه متصل بهم نیستند و بین ارتفاعات شکاف شمال غربی ‘ بلندیهای دره هایی است که حوضه را به نواحی اطراف مربوط نموده وفقط در گوشه شمال غربی ‘ بلندیهای آتشفشانی ‘منطقه کویری را مسدود کرده اند. درسمت مغرب از طریق دره قره چای ‘ حوضه مسیله به خارج راه دارد و در این قسمت ارتفاعاتی در جهت شمال غربی به جنوب شرقی موازی باهم قرار دارند که مرکز آنها در توده های آتشفشانی و یا طاقدیسهای دوران سیم است. مانند بلندی های گوی داغ و باقرآباد وهندس وغیره‘ درشمال دره های کرج و جاجرود وکن ‘حوضه مسیله را به دشت شهریار و دشت ساوجبلاغ متصل کرده و در طرف مشرق دو دشت حد فاصل بین حوضه مسیله و حوضه دشت کویر می شوند. در شمال سیاه کوه‘ دشت های دوازده امام و د رجنوب سفید آب‘ دشت سفیدآب بین حوضه مسیله و دشت کویر واقع است.
در بسیاری از کشورهای جهان مناطق خشک و بیابانی وجوددارد که هنوز بطورکامل شناخته نشده است . بعضی از کشورهای پیشرفته دنیا مانند آمریکا‘ مختصر بررسیهایی روی خاکهای مناطق خشک انجام داده و در طبقه بندی این خاکها تا اندازه ای توفیق حاصل کرده اند. ولی از آنجا که تأثیر عوامل مختلف ‘مانن آب وهوا ‘ سنگ مادر وغیره‘ موجب تنوع خاکهای مناطق خشک جهان است ‘ لذا این طبقه بندی ها نمی تواند در مورد کلیه خاکهای مناطق خشک دنیا صدق کند. تاکنون درباره دشت لوت وخاکهای منطقه ای که جزء طرح تحقیقاتی دشت لوت است ‘ بررسیهای علمی ومطالعات دقیقی انجام نگرفته است. بنابراین‘ در کنار مطالعات و بررسیهای علمی و پژوهش هایی که در رشته های مختلف در ایران می شود‘ بررسی خاکهای این منطقه و در نتیجه شناسایی خاکها و نوع شوری و راه اصلاح و استفاده از آن بسیار جالب و حائز اهمیت است ومی تواد برای تحقیقات آینده درباره خاکهای کویری و بیابانی نواحی دیگر به عنوان راهنما مورداستفاده قرار گیرد. متأسفانه بررسی کامل خاکهای لوت جنوبی مستلزم صرف وقت زیاده بوده و دسترسی به تمام نواحی آن کاری بس طولانی است وحتی انتظار نمی رود که در آینده نزدیکی بتوانیم بررسی خاکهای لوت جنوبی را بطوری که قابل عرضه باشد تهیه نمایئم. اما از آنجا که بررسی های کوچک دریک ناحیه ‘ هر قدر هم ناچیز باشد باز کمک شایانی به پژوهش طبیعی و گیاهی وحیوانی آن ناحیه خواهد کرد. لذا در این جا به شرح نتایج نمونه گیریهای که د رلوت زنگی احمدانجام یافته می پردازیم بطور کلی محل این نمونه گیریها پراکنده ود ربعضی نقاط تعداد نمونه گیری لازم برای نتیجه گیری کلی انجام شده است. مثلا از زمینهای کویری و دشتهای اطراف بلوچ آب تعداد نمونه ها زیادتر از دشتهای منطقه کشیت است وحتی در لوت زنگی احمد هم ا زنواحی شرقی آن که مشرف به دره شورگز می شود نمونه ای در دست نیست . ونمیتوان گفت که با نمونه های موجود‘ لوت زنگی احمدهم به درستی بررسی شده است از اینرو منطقه مورد مطالعه خود را به دشتهای اطراف بلوچ آب و چاله زنگی احمد محدود میسازیم.