امروزه به کارگیری سیستم های اطلاعات جغرافیایی (GIS) به عنوان ابزاری قوی برای کمک به برنامه ریزی و مدیریت بهینه رونق بسیاری یافته است.GISهایی که امروزه فراگیر شده اند اغلب در محیط ایستا عمل می کنند، در حالی که اکثر پدیده های اطراف ما متحرک و با گذشت زمان درحال تغییر هستند. بنابراین ما باید به نحوی این تغییرات را به GIS اعمال نماییم که این موضوع ما را به سمت یک سیستم اطلاعات جغرافیایی پویا رهنمون خواهد نمود. در یک GIS پویا می بایست تغییرات همزمان با وقوع به نحوی در سیستم منعکس شوند. به عبارت دیگر تغییرات می بایست به صورت خودکار به مدل مربوطه در GIS انتقال داده شده و مدل مذکور بازنگری شود و بر اساس این مدل بازنگری شده تجزیه و تحلیل لازم انجام گیرد .
طراحی و پیاده سازی یک سیستم اطلاعات جغرافیایی پویا با نام DGIS که از واردکردن لحظه ای داده های GPS در محیط GIS بدست می آید و انجام یک سری مدل سازی بلادرنگ با تاکید بر آنالیز انتخاب مسیر بهینه هدف اصلی این تحقیق می باشد. به این منظور و برای تهیه DGIS، در ابتدا اطلاعات مکانی و توصیفی موردنیاز آماده سازی گردید و تصحیحات و پردازش های اولیه روی آن ها انجام شد، در ادامه خروجی یک سیستم ردیابی آنی وسایل متحرک به نام OZTRAK با استفاده از محیط VisualBasic دریافت گردید و پس از آن نرم افزار DGIS طراحی و پیاده سازی شد که طی آن علاوه بر ابزار ویرایشی، کارتوگرافی و تناظریابی نقشه ای (MapMatching) انجام مسیریابی پویا براساس کمترین فاصله و زمان ممکن بین دونقطه با استفاده از الگوریتم Dijkstra مدنظر قرار گرفته است.
بیشتر شاخص های خشک سالی در تعیین زمان شروع، خاتمه و تنش تجمعی خشک سالی به اندازه کافی دقیق نیستند، به علاوه اثرات تخریبی روان آب و تبخیر و تعرق را که با زمان افزایش می یابد، تعیین نمی کنند، همچنین بیش تر آن ها در تعیین و بررسی پایش خشک سالی ها محدودیت دارند، زیرا بر اساس گام زمانی ماهانه و سالانه طراحی شده اند، و در نهایت در تعیین اثرات خشک سالی بر روی منابع آب سطحی و زیرزمینی ناتوانند . در شاخص جدید ( شاخص بارش موثر ) کاستی های پایش خشک سالی برطرف شده است. در این شاخص مقیاس زمانی روزانه جایگزین مقیاس های ماهانه و سالانه شده است. در این روش سه شاخص آماری که بارش موثر را تعیین می کند، به کار رفته است. اولین شاخص، میانگین بارش موثر روزانه است؛ این شاخص خصوصیات اقلیمی بارش یک ایستگاه و یا یک ناحیه را نشان می دهد. شاخص دوم انحراف بارش موثر را از میانگین بارش موثر بیان می کند و شاخص سوم مقدار استاندارد شده انحراف از میانگین بارش موثر می باشد. با کمک این سه شاخص آماری تاریخ شروع، خاتمه و تداوم خشک سالی ها مشخص شد. در نهایت چهار شاخص دیگر که بیانگر کمیت شدت خشک سالی است نیز بررسی شد، که شامل 1- شاخص توالی منفی های استاندارد شده بارش موثر، که بیانگر تداوم و شدت تاثیر کمبود بارش است. 2- شاخص کمبود بارش تجمعی که بیانگر انحراف بارش از نرمال در طول مدت تعریف شده می باشد. 3- شاخص مقدار بارش مورد نیاز برای برگشت به حالت نرمال و 4- شاخص خشک سالی موثر می باشد . در مطالعه حاضر از شاخص جدید بارش موثر برای پایش و ارزیابی خشک سالی های ایستگاه شهرکرد استفاده شد. برنامه ای تحت عنوان EP برای محاسبه دقیق تر و سریعتر شاخص بارش موثر نوشته شد. داده های بارندگی روزانه ایستگاه شهرکرد طی دوره آماری 2001 - 1980 تحلیل شد و چون حجم خروجی زیاد بود تنها نتایج سال 2001 در مقاله حاضر منعکس گردید .
روش بیکر یکی از روش های بررسی بیوکلیمای انسانی می باشد که در مناطق سردسیر از کارآیی بسیار خوبی برخوردار است. ارزیابی انجام شده بر روی 6 ایستگاه نمونه استان آذربایجان غربی براساس شاخص بیکر نشان داد که حداقل در طول 5 ماه از سال در تمام سطح استان شرایط بیوکلیمای نامطلوب سرد تا خیلی سرد حاکم است که با احتساب تفاوت های ایستگاهی 67 درصد از طول سال در محدوده شرایط سرما می باشد که میل به یک زندگی همراه با آسایش و داشتن محیطی سالم و پرنشاط بایستی در برنامه ریزی طراحی مسکن و الگوی معماری و مصالح انتخابی مساکن جدید به دقت مورد توجه مسئولان ذیربط قرار گیرد . مهم ترین عامل تاثیرگذار در شرایط بیوکلیمای انسانی منطقه عامل باد است که نقش عوامل دیگر از جمله توپوگرافی و عرض جغرافیایی را تحت تاثیر قرار داده به طوری که ایستگاه تکاب بیشترین شرایط نامطلوب سرد را در استان دارد . بنابراین در طراحی مساکن جدید حتما جهت بادهای سرد زمستانه مورد توجه قرارگیرد.
به هنگام یک بررسی پهنانگر در جهت شناخت روند تحولات اقتصادی ایران در می یابیم که در گذشته بخش کشاورزی هم پای رشد صنعت، دو نیاز عمده این بخش را نیز تأمین می کرد. از آنجا که رشد صنعت با گسترش شهرنشینی همراه بود، تغذیه جمعیت فزاینده شهرها افزایش تولید مواد غذایی و عرضه آن به قیمت مناسب را ضروری می ساخت. با رشد صنعت و ماشینی شدن آن، نیاز به مواد اولیه کشاورزی نیز افزایش یافت و بخش کشاورزی تأمین این مواد را با قیمتی ارزان بر عهده گرفت. شکل گیری شهرها که دومین انقلاب عظیم در فرهنگ انسان بود، تحول اجتماعی برجسته ای است که بیشتر موجب دگرگونی در روابط متقابل انسان با انسا ن های دیگر گردید تا تغییر در واکنش های او نسبت به محیط . بنابراین پیدایش شهرها را باید نقطه عطفی در تاریخ اجتماعی انسان به حساب آورد . گام های اولیه در نیل به مرحله شهرنشینی با افزایش جمعیت و سپس تشدید بهره برداری از محیط همراه بود. شهر به دنبال رشد فیزیکی خود در طول زمان، منجر به گسترش به سوی محدود ه های روستایی شد و اولین تأثیر آن تهدید فعالیت های زراعی و کاهش تولید بود . در واقع می توان گفت که توسعه شهرها چه از لحاظ مکانی و چه اجتماعی، تحولی منفی و شگرف در اقتصاد روستایی را فراهم آورد و زمینه ساز بسیاری از کاستی ها و مهاجرت های روستایی گردید که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران قابل مشاهده است . حال پرسشی که مطرح می گردد این است که آیا توجه به صنعت و شهر الزاماً به معنای نابودی و تضعیف بنیادهای روستایی- کشاورزی است؟