فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۲۴۱ تا ۳٬۲۶۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به رشد جمعیت و شهرنشینی، راهبرد بلندمرتبه سازی، در زمان حاضر رواج یافته است. با گسترش روز افزون استفاده از ساختمان های بلند امروزه با توجه به مشکلاتی همچون کمبود مسکن، استفاده مطلوب از این ساختمان ها می تواند راه حلی برای تأمین نیازهای اجتماعی، اقتصادی و سایر نیازهای جوامع امروز باشد. از طرفی تغییرات اجتماعی در دو مقیاس کلان (محله) و خرد (خانه) نشان دهنده کاهش احساس رضایت در خانه آپارتمانی است.
روش بررسی: هدف از تحقیق حاضر مروری بر الگوهای تطبیقی بلندمرتبه سازی و خانه های ویلایی و مطالعه موردی شهرک امیرکبیر و مهاجران در شهر اراک است.
یافته ها و نتیجه گیری: بررسی مطالعات مختلف نشان می دهد انتخاب هریک از الگوهای سازه های مسکونی، مزایا و معایبی را با خود همراه دارد. برج های مسکونی با داشتن امنیت و راحتی، فضاهای عمومی و دسترسی، مدیریت و کنترل از همه مهمتر نزدیکی به کاربری های مهم و دسترسی حمل و نقل عمومی، جزو فضاهای مسکونی مهم و سرزنده شهر محسوب می گردند و برخلاف مسکن سنتی می توانند طیف وسیعی از گروه های اجتماعی از جمله کودکان، بزرگسالان و سالمندان را به خود جلب نماید. این در حالی است که خانه آپارتمانی به دلیل از دست رفتن کیفیت عرصه نیمه عمومی رضایت مندی را کاهش داده است. لذا ارائه الگوها و طرح های خلاق و بررسی وضعیت شاخص های مختلف در مقیاس میانی و خرد می تواند راهکار مناسبی در بررسی تطبیقی باشد.
توسعه اقتصادی مرزها ضامن امنیت مرزی
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۴
73 - 86
حوزههای تخصصی:
اقتصاد مرزی وتوسعه کسب وکارهای مرزی یکی از فاکتور های مهم در ایجاد اشتغال و توسعه فعالیت ها ی اقتصادی مطرح بوده و یکی از ویژگی های تشکیل خوشه های کسب و کار در مرزها مساله تامین امنیت می باشد . مرزها فرصتی مناسب برای کارآفرینی قانونمند است. اگر این توسعه اقتصادی و کار آفرینی برمبنای اصول و متدولوژی مدون و تایید شده ای باشد باعث بقای کسب وکار و در نهایت ضامن امنیت مرزهای کشور می باشد . بیش از نیمی از استان های کشور در مجاورت مرزها قرار دارند و فرصتی بی نظیر برای تبادل اقتصادی و توسعه کسب وکارها و ایجاد بافت های جمعیتی در مناطق مرزی می باشد . امنیت، جز با قانون مداری حاصل نمی شود و تعامل و همکاری سازمان ها، نهادها و مرزنشینان با مرزبانی، علاوه بر کمک به ارتقاء امنیت، موجب توسعه اقتصادی منطقه خواهد شد. این مقاله به توسعه کسب و کارهای مرزی در قالب توسعه خوشه ها و شبکه های کسب وکار میپردازد .
بررسی و تحلیل پتانسیل های ژئومورفوسایت ها و مقاصد ژئومورفولوژی استان آذربایجان غربی بااستفاده از مدل های دینامیکی و پارک ملی (مطالعه موردی: روستای بند، مارمیشو و راژان ارومیه)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۴
526 - 543
حوزههای تخصصی:
ژئوتوریسم یکی از شاخه های گردشگری پایدار است که بر روی ویژگی های زمین شناسی و مناظر طبیعی یک منطقه تمرکز دارد. گردشگری دارای اشکال و انواع گوناگونی است که با جغرافیا و گردشگری در ارتباط می باشد. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل پتانسیل های ژئومورفوسایت ها و مقاصد ژئومورفولوژی استان آذربایجان غربی بااستفاده از مدل های دینامیکی و پارک ملی می باشد.بدین منظور منطقه های ژئوتوریستی بند، مارمیشو و راژان شناسایی و پتانسیل های ژئومورفوسایت ها و مقاصد ژئومورفولوژی آن مناطق مورد ارزیابی واقع گردید. در این پژوهش از مدل فیولت استفاده گردیده است و بدین منظور مناطق ژئوتوریستی بند، راژان و مارمیشو را بر اساس چهار معیار منشا شکل-گیری، پراکندگی جغرافیایی، گردشگری و وضعیت دسترسی مورد بررسی قرار می دهیم. نتایج حاصله از مدل فیولت نشان داد که منطقه ژئوتوریستی روستای بند با امتیاز(25/8) از مجموع گویه های موثر از قابلیت های متنوعی برخوردار است و در مقایسه با دو منطقه دیگر دارای امتیاز بالایی در راستای توسعه و جذب گردشگر می باشد. همچنین این مناطق با مدل دینامیکی ارزایی گردید. طی این بررسی، نتایج حاصله نشان داد که منطقه ژئوتوریستی بند دارای امتیاز بالاتری در میان ارزش ها و شاخصه های ژئوتوریستی نسبت به سایر مناطق می باشد. شاخص بودن در مقصد با امتیاز(8/4) از بیشترین مقدار و ارزش برخوردار است. بر این اساس با استفاده از پتانسیل های ژئوتوریستی در محدوده مورد مطالعه این نتایج حاصل شد که منطقه بند ارومیه برای جذب گردشگر و توسعه توریسم بسیار مفید خواهد بود. بنابراین نتیجه گیری می شود با شناسایی و ایجاد امکانات در مناطق ژئوتوریستی منطقه بند منجر به جذب گردشگر و توسعه زیرساخت های رفاهی خواهیم شد. بنابراین پیشنهاد می گردد در مطالعات آتی در این محدوده نگرشی تازه و نو نسبت به ژئوسایت ها در این مناطق فراهم گردد..
واکاوی شکنندگی در محلّات بافت تاریخی شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آمایش شهری - منطقه ای سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
97 - 126
حوزههای تخصصی:
محلّات بافت تاریخی شهرها، درگذر زمان دچار ازهم گسیختگی گردیده است، به طوری که شهرها را به شدت تحت فشار قرارداده و دچار نوعی شکنندگی زودرس کرده است. هدف این پژوهش، تحلیل شکنندگی در 24 محله بافت تاریخی شهر ارومیه می باشد. نوع تحقیق، کاربردی و روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است. داده های مورد تحلیل به طریق پیمایش و با ابزار پرسشنامه از نمونه آماری متشکل از تعداد 30 فرد خبره گردآوری شده اند. 14 شاخص بر اساس نظرات نخبگان و نیز موجود بودن اطلاعات انتخاب گردیده و در نرم افزار GIS لایه های اطلاعاتی برای آن ها ایجاد شده است. برای محاسبه وزن شاخص ها، از روش FUCOM و برای تحلیل داده ها، از روش تصمیم گیری CoCoSo استفاده گردیده است. نتایج نشان می دهد که در بافت تاریخی شهر ارومیه، 8 درصد محدوده در پهنه شکنندگی خیلی کم، 21 درصد در پهنه شکنندگی کم، 29 درصد در پهنه شکنندگی متوسط، 28 درصد در پهنه شکنندگی زیاد و 14 درصد در پهنه شکنندگی خیلی زیاد واقع گردیده است. محلّات درویشلر، آغداش، دوشابچی خانا، خان باغی و خانباباخان در پهنه شکنندگی خیلی زیاد، محلّات صحیه، جارچی باشی، تندیرچیلر، شورشورا و هزاران در پهنه شکنندگی زیاد، محلّات بازارباش، ارگ، دلگشا، یوردشاهی و نوگچر در پهنه شکنندگی متوسط، محلات یئدی درمان، آغ زمیلر، سیدجواد، مهدی القدم و یونجالیق در پهنه شکنندگی کم و محلات نائب عسگر، خطیب، قره آغاج و دوچیلر در پهنه شکنندگی خیلی کم واقع شده است.
تدوین سناریو های توسعه شهر شاندیز با تأکید بر نظریه شهر اکولوژیک در افق 1410(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ضعف زیرساختهای لازم برای ایجاد شهرهای اکولوژیک در کشورهای در حال توسعه از یک طرف و عدم اطمینان ناشی از مشکلات محیطی، پیشبینی آینده را با مشکل مواجه کرده است به گونهای که برنامهریزی سنتی دیگر قادر به پاسخگویی نیست. ولی میتوان از روش سناریونویسی در جهت پیشبینی آینده و تبیین جایگزینهای ممکن در شرایط متفاوت استفاده کرد. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف توسعه سناریو های محتمل در شکل گیری شهراکولوژیک در شهر شاندیز ستاره گردشگری استان خراسان رضوی، و ارائه راهبرد هایی در جهت رسیدن به شهر اکولوژیک در افق 1410 است. روش پژوهش بر اساس روش ماتریس سناریو می باشد.برای رسیدن به این هدف 6 گام اصلی سناریو نویسی دنبال شد که در این راستا مطالعات کمی و کیفی صورت گرفت. در ابتدا در قالب پرسشنامه ( در دو بعد درجه تاثیر گذاری و عدم قطعیت) از 24 نفر از متخصصین در حوزه شهر اکولوژیک در مشهد نظر خواهی شد و به وسیله آزمون های آماری توصیفی و استنباطی نظیرFriedman عوامل موثر اولویت بندی و سپس پیشرانهای بحرانی شکل دهنده سناریو ها تعیین شد و در جهت تعیین منطق سناریو ها، توسعه سناریوها، بررسی پیامدها و همچنین تعیین راهبردها با ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته با 15 نفر از متخصصین که به روش اشباع نظری انتخاب شدند مصاحبه به عمل آمد. نتایج تحقیق نشان میدهد که سه سناریوی ستاره گردشگری اکولوژیک، شهر گردشگری ماشین مدار ناپایدار و جنگل آهن برای آینده شهر شاندیز در رابطه با شهر اکولوژیک قابل تصور است. در نهایت، راهبردهایی جهت رسیدن شهر شاندیز به سناریو مطلوب ارائه گردیده است.
آینده نگاری مقاصد گردشگری ورزشی بر اساس رهیافت سناریو (مطالعه موردی: استان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز شهر های آینده دوره ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
147 - 162
حوزههای تخصصی:
عدم توجه به آینده در سیاست های گردشگری کشور و اصرار بر الگوی «برنامه ریزی بر اساس وضع موجود» باعث شده است تا سیاست هایی بسیار ناکارآمد برای مدیریت مقاصد گردشگری ورزشی اتخاذ شود. لذا هدف این مطالعه تحلیل آینده مقاصد گردشگری ورزشی بر اساس شناسایی عوامل و پیشران های منتهی به سناریوهای محتمل و ممکن تا افق زمانی 1410 می باشد که از طریق یک مطالعه موردی در استان اصفهان انجام شده است. روش تحقیق این مطالعه، از نوع پیمایشی است. داده ها با استفاده از سه روش مصاحبه، مرور ادبیات نظری و پرسشنامه های وزن دهی شده گردآوری شد. جامعه آماری شامل 14 نفر از متخصصین حوزه گردشگری ورزشی بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. تحلیل داده ها با استفاده از روش های تحلیل ساختاری و تحلیل سناریو انجام گردید. یافته ها نشان داد سیستم گردشگری ورزشی استان اصفهان یک سیستم ناپایدار با 16 سناریو می باشد که شامل دو سناریوی غیرمحتمل، هفت سناریوی ناسازگار، دو سناریو با احتمال وقوع ضعیف، سه سناریوی با احتمال وقوع متوسط و دو سناریو با احتمال وقوع قوی است. سناریوی ششم محتمل ترین سناریو برای آینده 10 ساله استان اصفهان است. بر اساس این سناریو، سرمایه گذاری در زیرساخت های گردشگری ورزشی در حالت راکد یا رو به کاهش بوده و سیاست گذاری هوشمندانه ای برای توسعه انواع گردشگری ورزشی وجود نخواهد داشت. بر این اساس، فقدان سیاست گذاری واحد و منسجم با قابلیت به روزرسانی مداوم و پویا در سطح ملی، منجر به آسیب پذیر شدن مقاصد گردشگری ورزشی استان اصفهان شده است. لذا مهمترین راهبردها و اقدامات برنامه ریزانه آینده، بایستی حول محور «سیاست گذاری در سطح استانی» متمرکز شود.
آشکارسازی نقش تغییرات پوشش گیاهی و رطوبت خاک در توزیع درون سالی رخدادهای گردوغبار استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رخدادهای گردوغبار یکی از مهمترین و چالش برانگیزترین مخاطرات محیطی و اقلیمی کل کشور و به ویژه استان خوزستان است. هدف اساسی این تحقیق آشکارسازی نقش تغییرات پوشش گیاهی و رطوبت خاک در توزیع درون سالی رخدادهای گردوغبار استان خوزستان است. در این راستا از 3 دسته داده استفاده گردید. داده های مربوط به کدهای گردوغبار ایستگاهی که طی دوره آماری 2010-2020، برای ایستگاه های سینوپتیک استان خوزستان در مقیاس ساعتی اخذ شد. دسته دوم داده های پوشش گیاهی ماهانه که از محصول NDVI (MOD13C3) سنجنده MODIS اخذ شد و در نهایت داده های رطوبت لایه 5 سانتی متری فوقانی خاک از سنجنده SMAP بصورت ماهانه فراهم گردید. با تحلیل فراوانی کدهای گردوغبار، فراوانی ماهانه رخدادهای گردوغبار، غلظت و تداوم گردوغبار بررسی گردید. با به دست آوردن مقادیر میانگین فضایی دو شاخص رطوبت لایه 5 سانتی متری فوقانی خاک و شاخص NDVI ماهانه، اقدام به تحلیل همبستگی و ارتباط بین شاخص های گردوغبار و این شاخص ها گردید. نتایج بیانگر آن بود براساس میانگین دوره 2010-2020، دوره 4 ماه می تا اوت دوره پیک گردوغبار در سطح استان است. دوره حداقل 11 روز گردوغباری در هر ماه وجود دارد و غلظت گردوغبار بیش از 2800 میکروگرم بر مترمکعب در هوا بوده و تداوم ماندگاری رخداد گردوغبار در سطح استان حداقل 40 ساعت است. بررسی شاخص های رطوبت لایه فوقانی خاک و پوشش گیاهی نشان داد، دقیقاً در سطح استان در همین دوره پیک گردوغبار، رطوبت خاک لایه فوقانی خاک در بخش وسیعی از نواحی مرکزی و جنوبی استان به کمتر از 10 درصد رسیده و همزمان شاخص پوشش گیاهی نیز در این بخش ها به کمتر از 18/0 رسیده است. علاوه بر آن در این تحقیق مشاهده گردید که تغییرات ماهانه رطوبت لایه 5 سانتی متر فوقانی خاک با ضریب همبستگی 88/0- بیشترین تأثیر را در کنترل غلظت گردوغبار در سطح استان خوزستان دارد.
آمایش بنیادین؛ تحلیل گفتمانی تمایزات، تفاوت و تشابهات آن با آمایش متعارف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جلب مشارکت نخبگانی برای گفتمان آمایشی از جمله موضوعاتی است که می تواند به هم اندیشی تخصصی برای ارائه یک الگوی مشارکتی از یک سو و تبیین مدل آمایشی مناسب برای کشور از سوی دیگر منجر شود. در همین زمینه آمایش بنیادین در برابر آمایش متعارف از جمله چارچوب ها و مفاهیمی است که همواره نیازمند تحلیل گفتمانی است تا به یک الگوی نهایی تکامل پیدا کند. هدف از نوشتار حاضر نیز طرح مباحثی است که از طریق آن بستر هم اندیشی و تحلیل گفتمانی در مورد تمایزات، تفاوت ها و تشابهات آمایش بنیادین در مقابل آمایش متعارف فراهم شود. به نظر می رسد در این تحلیل گفتمانی علاوه بر تبیین ابعاد مختلف آمایش بنیادین بتوان در جهت هرچه پربارتر کردن آن گام برداشت. در این مقاله ابتدا ابعاد مختلف آمایش بنیادین بررسی شده است و با تبیین ویژگی های مختلف آن سعی شده با بیان مهم ترین وجه تمایز، تفاوت و تشابه آن با آمایش متعارف تحلیل شود. از مهم ترین وجه تمایز رویکرد آمایش بنیادین می توان به حاکمیت ارزش های اسلامی و به ویژه نگاه به انسان است که می تواند سایر مولفه های آمایشی از جمله فعالیت، محیط انسانی، محیط طبیعی و در کل فضای جغرافیای را تحت تاثیر قرار دهد. از مهم ترین وجه تفاوت آمایش بنیادین نیز همین رویکرد یعنی نگاه انسانی به آمایش بنیادین در برابر نگاه آمایش متعارف است. در عین حال در جنبه های زیادی دو رویکرد آمایش بنیادین و آمایش متعارف دارای وجه تشابه های زیادی هستند که می تواند برای نهایی کردن آمایش بنیادین مورد استناد قرار گیرد.
کاربرد مدل معادلات ساختاری در تبیین ارتباط طرح های توسعه شهری و برندسازی شهری از نگاه گردشگران (مطالعه موردی: بیرجند)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
۲۰۷-۱۸۹
حوزههای تخصصی:
شهر نیازمند ایجاد برند شهری و اتخاذ راهبردهای متناسب با گستره ذینفعان به ویژه گردشگران است لذا طرح های توسعه شهری در نوع جهت گیری های برند شهر موثر هستند. از این رو، این مقاله قصد دارد تا پس از شناسایی مولفه های تاثیرگذار مدل معادلات ساختاری پژوهش را در جهت رتبه بندی مولفه ها ایجاد و با ماتریس فورنل و لارکر همبستگی بین مولفه ها را بررسی نماید. مقاله حاضر از نوع کاربردی و جمع آوری داده ها با روش پژوهش ترکیبی همگرا، از طریق مطالعات کتابخانه ای، پرسش نامه محقق ساخته و مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام گرفت. قلمرو مطالعاتی، شهر بیرجند و نمونه آماری در بخش کیفی با روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک گلوله برفی، 19 نفر از خبرگان شهری و در بخش کمی با روش نمونه گیری تصادفی ساده، 381 گردشگر بودند. یافته های مصاحبه ها مشخص کرد در برندسازی شهر بیرجند باید به غلبه نقش نظامی- دانشگاهی شهر بر جنبه تاریخی شهر، اقتصاد خدماتی شهر، سرمایه های فرهنگی و هنرهای در حال فراموشی، مهاجرت و اجرای پروژه های پیشران و محرک توسعه توجه گردد. هم چنین مدل پژوهش نشان داد در راستای تحقق برنامه های برندسازی شهری، طرح های توسعه شهری بر مولفه های تصویرذهنی و منظر بیشترین اثر مثبت را دارند. همبستگی بین مولفه ها نیز نشان داد بیشترین ارتباط بین مولفه های تصویر ذهنی و منظر به میزان 0.66 می باشد.
ارزیابی توان عملکردی عکس های ماهواره ای کرونا، هکساگون و تصاویر استر در تهیه ی نقشه مرز و خط ساحلی دریاچه زریبار و استخراج میزان تغییرات سطح دریاچه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات کاربردی علوم جغرافیایی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۲
۴۲۶-۴۰۱
حوزههای تخصصی:
عکس های ماهواره ای کرونا و هکساگون باقدرت تفکیک مکانی 1.8 تا 9 متر منبع مناسبی برای پایش و ارزیابی تغییرات پدیده های سطح زمین می باشند. هدف این تحقیق پایش تغییرات دریاچه زریبار در بازه 2019-1969 با استفاده از داده های ماهواره ای کرونا، هکساگون و استر و توانایی عملکرد آنها در پایش و استخراج خط ساحلی، مرزدریاچه و پهنه ی آبی می باشد. در این تحقیق برای تصحیح هندسی داده های کرونا و هکساگون از تصاویر گوگل ارث، از الگوریتم های استخراج خطواره، ماسک باینری و قطعه بندی شیفت میانگین به ترتیب برای استخراج خط ساحلی و مرز دریاچه، آشکارسازی تغییرات دریاچه و استخراج و پایش پهنه ی آبی دریاچه زریبار استفاده شد. یافته های حاصله نشان داد که در مرحله ی اول: تصحیح هندسی عکس های کرونا و هکساگون با استفاده از تصاویر گوگل ارث با میزان RMSE 0.3 و 0.4 پیکسل به دست آمد. در مرحله ی دوم، الگوریتم استخراج خطواره برای استخراج مرز دریاچه و خط ساحلی با استفاده از عکس های کرونا و هکساگون از دقت بالایی برخوردار بوده و با نقشه ی توپوگرافی 50000/1 همبستگی بالایی دارد. در مرحله ی سوم، روش طبقه بندی نظارت نشده ماسک باینری به منظور آشکارسازی تغییرات دریاچه با استفاده از عکس های کرونا و هکساگون به صورت قابل قبولی پیکسل های تغییریافته و تغییرنیافته را شناسایی کرده، به طوری که 11 هکتار سطح دریاچه بیشترین تغییرات را داشته است. نهایتاً در مرحله ی چهارم مشخص شد که الگوریتم قطعه بندی شیفت میانگین و حد آستانه با اعمال بر روی داده های کرونا، هکساگون و استر جهت استخراج پهنه ی آبی موفقیت آمیز و در این میان عکس کرونا به علت قدرت تفکیک بالاتر بهتر عمل کرده است. نتایج فوق نشان داد که دریاچه ی زریبار از سال 1969 تا سال 2019 با کاهش 6.5% مواجه بوده و یافته های حاصله همبستگی بالایی با محصول پهنه ی آبی استر دارد. به طورکلی یافته های این پژوهش پتانسیل استفاده از روش های پردازش تصویر رقومی برای داده های کرونا و هکساگون به منظور پایش و آشکارسازی تغییرات دریاچه ها را نشان می دهد.
نگرش و دانش محیط زیستی و رفتار مصرف انرژی (مورد مطالعه: شهروندان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با توجه به شدت مصرف انرژی و پیامدهای محیط زیستی ناشی از آن به ویژه گرم شدن زمین و آلودگی های هوا به بررسی رفتار مصرف انرژی در بین شهروندان شهر اصفهان یکی از آلوده ترین شهرهای ایران می پردازد. این مطالعه ضمن بررسی رابطه بین متغیرهای اجتماعی/ جمعیتی با رفتار مصرف انرژی تأکید اصلی آن به دنبال بررسی تأثیر باور به پارادایم بوم شناختی جدید به عنوان نگرش محیط زیستی بر رفتارهای مسئولانه افراد در قبال مصرف انرژی است. روش تحقیق پیمایشی است. جامعه آماری کلیه شهروندان 15 سال به بالای شهر اصفهان هستند. با استفاده از فرمول کوکران نمونه ای بالغ بر 384 نفر تعیین و توسط نمونه گیری سهمیه ای انتخاب شدند. نتایج این مطالعه نشان داد بین سطح تحصیلات افراد و وضعیت اقتصادی آن ها با رفتار مصرف انرژی رابطه وجود دارد؛ همچنین نگرش محیط زیستی و دانش محیط زیستی دارای رابطه با رفتار مصرف انرژی هستند. از مهم ترین نتایج آنکه باور به پارادایم بوم شناختی جدید بر رفتاری که افراد در قبال مصرف انرژی در پیش می گیرند، تأثیرگذار است و باور به محدودیت های رشد در این میان نقش چشمگیری دارد؛ افرادی که به محدودیت های منابع زمین و محدودیت های محیط زیستی برای رشد جامعه صنعتی اذعان دارند، در رفتار مصرف انرژی ملاحظات محیط زیستی را بیشتر در نظر می گیرند. بدین ترتیب برنامه های آموزش محیط زیستی می توانند تقویت این باورهای بازدارنده را در کاهش مصرف انرژی در جامعه های مختلف هدف قرار دهند.
Explaining the Role of Moral Intelligence in University Students' Environmental Attitude and Morality(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study was conducted to investigate the role of moral intelligence in the environmental attitude and morality of the students at the University of Kashan. This research employed a descriptive-correlational design. Three standardized questionnaires, including the Moral Intelligence Questionnaire (Lennick & Kiel, 2005), the Environmental Attitude Questionnaire (Gagnon Thompson & Barton, 1994), and the Environmental Morality Questionnaire (Firoozfar et al., 2019), were used for data collection. The statistical population comprised all 5,597 undergraduate students at the University of Kashan, from which a sample of 265 students was selected using stratified random sampling proportional to size. The content validity of the questionnaires was confirmed by experts, and the reliability of the Environmental Attitude, Moral Intelligence, and Environmental Morality questionnaires was calculated to be 0.82, 0.89, and 0.91, respectively. Data analysis was performed using SPSS22 and AMOS software. The findings revealed that moral intelligence has a positive and significant effect on students' environmental attitudes and morality. Moreover, aspects of moral intelligence, including forgiveness, compassion, responsibility, and integrity, were directly related to environmental morality and attitude. Therefore, based on the results of the study, fostering and enhancing moral intelligence is essential for improving and increasing environmental attitudes and morality.
ارائه یک مدل فرآیندی یکپارچه جهت ارزیابی گردشگری به عنوان ابزاری جهت بازآفرینی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
77 - 99
حوزههای تخصصی:
یکی از انگیزه های اصلی پژوهش های مرتبط با بازآفرینی در کشورهای درحال توسعه، توسعه دامنه و نوع مشکلات شهرها به ویژه در ابعاد کالبدی است که بازنگری و تغییر در فرآیند و ساختار مدیریت سکونتگاه های شهری را با توجه به فرآیندهایی همچون جهانی شدن، گرایش نظریه های مرتبط با پایداری و فرآیندهای بازتولید فضا و ابعاد گردشگری خلاق الزامی می کند. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش شناختی، توصیفی تحلیلی و آمیخته است که در دو فاز شناخت و تفسیر انجام شده است. در فاز شناخت مبتنی بر مطالعات اسنادی، پیمایش و دلفی است. اعضای پنل 21 نفر بوده اند که بر اساس روش غیر احتمالی (هدفمند) انتخاب شده اند. ابتدا با مرور مهم ترین پژوهش های صورت گرفته در رابطه با بازآفرینی با رویکرد گردشگری، 3 بعد، 4 مؤلفه (فرهنگی اجتماعی، کالبدی فضایی، زیست محیطی و اقتصادی) و 45 شاخص استخراج شد. مطابق نتایج؛ 6 شاخص پایداری اجتماعی، بهینه سازی عملکردی، توسعه سرمایه گذاری، بهره گیری از مقیاس های طراحی، تقویت منزلت اجتماعی و افزایش حضورپذیری در فضا بالاترین امتیاز را کسب کرده اند. در فاز تفسیر به اجرای گام های مدل سازی ساختاری تفسیری پرداخته شده است که از روش فرا تحلیل بر اساس داده های ثانویه منتج از تکمیل پرسشنامه بهره گرفته شده است. نتایج نشان می دهد که استفاده از عناصر گردشگری شناسایی شده در این مقاله به عنوان ابزاری جهت بازآفرینی شهری نیازمند یک برخورد چهار سطحی از روابط میان آن ها است؛ که در آن عناصر زیرساختی همچون گونه های حمل ونقل و دسترسی و آموزش و اطلاع رسانی به عنوان سطح پایه (چهارم) و مستقل ترین سطح و گونه خرده فروشی به عنوان سطح اول و وابسته ترین سطح روابط عمل می نمایند
آسیب شناسی صنعت گردشگری ایران در دوره شیوع کرونا و راه برون رفت از بحران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
101 - 116
حوزههای تخصصی:
وجه تمایز بحران کروناویروس از سایر بحران های پدیدار شده، گستره ی همه گیری آن بوده است، به گونه ای که همه ی کشورهای جهان تحت تاثیر این ویروس قرار گرفتند. بحرانی که خصوصیت فاجعه آمیز را با خود به همراه دارد، بحرانی که صرفاً در زمینه صنعت گردشگری منجر به نابودی یک میلیون شغل به طور روزانه می شود و جان هزاران انسان را در اقصی نقاط جهان به مخاطره انداخته است. در شرایط امروز، بحران ها و مدیریت آن ها مسئله ای مهم تلقی می شود که ارتباطاتی نیز با گردشگری و فعالیت های آن دارد و به نظر می رسد که صنعت گردشگری با دارا بودن ویژگی هایی که آن را از دیگر صنایع جدا می سازد، همواره در معرض بحران های مختلف است که این امر می تواند احتمال وقوع و میزان بروز بحران در این صنعت را شدت بخشد. این موضوع مستلزم استراتژی و مدیریت مناسب بحران است. مقاله ی حاضر باتوجه به وسعت این بحران، یک پژوهش اکتشافی- کاربردی است. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون (تم) انجام گرفته است. براساس میزان فراوانی هر عامل در مفاهیم استخراج شده از مصاحبه ها، مهم ترین راه های برون رفت از بحران کرونا، طرح اقدام تبلیغات اعتمادسازی، بخشودگی مالیات و پرداخت یارانه کمکی و حمایتی دولت، ضرورت جدی گرفتن دانش مدیریت بحران و تشکیل تیم مدیریت بحران، طرح تعیین بازار هدف در سطح داخلی و بینالمللی، توسعه گردشگری داخلی به منظور تحریک تقاضا در پهنه کشور، طرح تهیه برنامه اقدام در کشورهای هدف، طرح انطباق بازار و شبیه سازی محصولات به تقاضای گردشگران تعیین شد.
ارزیابی وضعیت منطقه چهار کلانشهر تبریز از منظر شهر دوستدار سالمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۸۸
79 - 47
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارزیابی وضعیت منطقه چهار کلانشهر تبریز از منظر شهر دوستدار سالمند می باشد. این پژوهش از نظر ماهیت کاربردی است. روش تحقیق این پژوهش ترکیبی است از روش های توصیفی تحلیلی، اسنادی، تحلیل ثانویه و پیمایشی است. برای تحلیل و ارزیابی نما گرهای جمعیت شناسی سالمندان منطقه چهار کلانشهر شهر تبریز از اطلاعات و داده های سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1395 استفاده شده است. در بخش پیمایشی تحقیق با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه محاسبه و پس از برآورد به صورت تصادفی ساده بین نمونه های هدف پخش شده و پرسشنامه ها پس از تکمیل شدن توسط مردم جمع آوری شده اند. برای سنجش وضعیت منطقه چهار کلانشهر تبریز از منظر شهر دوستدار سالمند از پرسشنامه استاندارد سازمان بهداشت جهانی که در 8 شاخص و 81 گویه تهیه شده استفاده شده است. تحلیلهای آماری در این پژوهش به کمک نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شده. نتایج بررسی و سنجش هشت شاخص دوستدار سالمند در این منطقه نشان داد؛ شاخص فضاهای بیرونی و ساختمان ها با84/2، در رتبه یک، شاخص حمل و نقل با77/2، در رتبه دوم، شاخص ارتباطات و اطلاعات با 67/2، در رتبه سوم، شاخص حمایتهای اجتماعی و خدمات سلامت با 58/2، در رتبه چهارم، شاخص تکریم و تلفیق اجتماعی با 48/2، در رتبه پنجم، شاخص مشارکت اجتماعی با 46/2، در رتبه ششم، شاخص مشارکت در امور مدنی و اشتغال با 41/2، در رتبه هفتم و شاخص مسکن با 38/2، در رتبه هشتم قرار دارد. با توجه به میانگین های به دست آمده؛ مشخص می گردد که میانگین همه شاخص های بررسی شده کمتر از حد وسط طیف لیکرت(عدد 3)، می باشد. لذا نتیجه می گیریم که منطقه چهار شهرداری کلان شهر تبریز دوستدار سالمند نیست و تا رسیدن به حد مطلوب فاصله زیادی دارد.
ارائه روش ترکیبی ازشاخص های گیاهی به منظور پایش مناطق ریسک پذیر جنگلی با استفاده از داده های فراطیفی پریسما - بخشی از مناطق جنگلی شمال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق از داده های تصاویر فراطیفی پریسما برای پایش وضعیت سلامتی جنگل و مناطق ریسک پذیر جنگلی از لحاظ تنش های آبی، عدم رشد کافی، آفت و بیماری های گیاهی و میزان سبزینگی بخشی از جنگل های رودسر، رامسر و تنکابن در شمال ایران در سال 2020 پرداخته است. برای این منظور، ابتدا با ترکیب شاخص های سنجش از دوری با رویکردهای مختلف، مناطق جنگلی از لحاظ ریسک پذیری، به پنج منطقه مختلف تقسیم بندی و سپس نتایج حاصل در هر مرحله با روش های مختلف وزن دهی در سیستم اطلاعات جغرافیایی ترکیب شده و نقشه نهایی مناطق ریسک پذیر جنگلی حاصل شده است. در پژوهش حاضر، از ترکیب دوازده شاخص گیاهی از سه گروه شاخص های مختلف شامل: سبزینگی، شاخص های رشد و رنگدانه های برگ گیاهان و شاخص های رطوبت سطح برگ و همچنین چهار شاخص انفرادی دیگر مورد استفاده قرار گرفت. بر این اساس، شانزده نقشه ریسک پذیر جنگلی در پنج کلاس با پتانسیل ریسک پذیری مختلف استخراج، سپس این لایه های اطلاعاتی با روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی وزن دهی شدند و در ادامه نقشه نهایی بر اساس وزن های اختصاص یافته تولید شد. مقایسه میانگین نتایج شاخص های ترکیبی و شاخص های منفرد، با نقشه حاصل از طبقه بندی نشان داد که شاخص های ترکیبی نسبت به شاخص های منفرد از دقت بالایی برخوردارند. مقادیر کمّی نتایج نشان دادند تقریباً در دو کلاس پرریسک منطقه جنگلی شاخص های ترکیبی دارای خطای 11 درصد و شاخص های منفرد دارای خطای تقریباً دو برابری آنها - 21 درصد - هستند. لذا به کارگیری شاخص های ترکیبی تقریباً 50 درصد خطای تخمین مناطق ریسک پذیری جنگلی را کاهش داده و با دقت بهتری پایش مناطق ریسک پذیر جنگلی را رقم می زنند. بنابراین استفاده ازترکیب شاخص ها با رویکردهای مختلف در تصاویر فراطیفی نسبت به روش شاخص های منفرد برای پایش کاربردهای مختلف پوشش گیاهی توصیه می شود.
بررسی پتانسیل ها و ظرفیت گردشگری تفرجگاه مسگرآباد و ارائه برنامه عملیاتی در منطقه 15 شهرداری تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمرکز گسترده امکانات در داخل شهر تهران همواره زمینه را برای جذب جمعیت از اطراف و پیرامون شهر به داخل محدوده شهری فراهم می کند. تداوم این وضعیت علاوه بر دامن زدن بر نابرابری های مکانی و شکاف گسترده مناطق مرکز-پیرامون، به فربه شدن و افزایش جمعیت کلان شهر تهران انجامیده است. منطقه 15 شهری تهران و به ویژه محلات حاشیه ای چون مسگرآباد و مسعودیه در زمره مکان هایی قرار دارند که در مقایسه با بسیاری از مناطق شهری تهران از نظر سطح توسعه ای، شاخص های برخورداری، خدمات شهری و تسهیلات زیستی در وضعیت نامطلوبی قرار گرفته است. ازاین رو توسعه فعالیت های گردشگری و تفریحی در این محدوده نه تنها به افزایش امکانات زیست شهری برای ساکنین محروم، کمک رسان است که به لحاظ جذب سرمایه گذاری و افزایش بسترهای اشتغال آفرینی محلی و توسعه زیرساخت ها بسیار اثرگذار خواهد بود. هدف کلی از این پژوهش برنامه ریزی برای توسعه فعالیت های گردشگری و تفریحی در تفرجگاه مسگرآباد یا نرجس خاتون می باشد که جمع آوری اطلاعات به شکل اسنادی انجام گرفته است. این تحقیق در ردیف تحقیقات کاربردی طبقه بندی می گردد. نتایج به دست آمده نشان می دهد این تفرجگاه امروزه علیرغم داشتن پتانسیل های بالایی به عنوان تفرجگاه، هنوز نیاز به برنامه ریزی جهت ایجاد زیرساخت های زیادی درزمینه تأمین آب، برق، شبکه حمل ونقل، پارکینگ، تأمین دسترسی و ورودی و خروجی بیشتر، رفع معارض با املاک اطراف، ایجاد حصار، استحکام سازی بیشتر تپه های نخاله ای موجود، تأسیسات تفریحی دارد.
برآورد دبی حداکثر جریان و تحلیل تغییرات هیدرولوژیکی رودخانه، مطالعه موردی: بخش کوهستانی رودخانه قرانقوچای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اطلاع از مقدار دبی حداکثر، لازمه مقابله با سیلاب می باشد و از مشکلات اساسی در برنامه ریزی های آبخیزداری، کمبود یا عدم وجود آمار لازم، بخصوص آمار هیدرولوژیکی است. لذا، عدم وجود و یا کمبود اطلاعات هیدرومتری در حوضه های آبخیز، ک اربرد روش ه ای تجرب ی مناس ب جهت برآورد دبی حداکثر را الزامی می نماید. لذا، هدف این پژوهش برآورد دبی حداکثر در بخش کوهستانی قرانقوچای و تحلیل تغییرات هیدرولوژیکی رودخانه می باشد. این پژوهش بر کارهای میدانی، استفاده از تصاویر ماهواره ای، نقشه های توپوگرافی و زمین شناسی متکی می باشد. در این تحقیق ابت دا س رعت آب ب ا اس تفاده از روش کاستا و جارت اندازه گیری شده و سپس بر اساس آن، میزان دبی سیلابی برآورد شده است. شرایط هیدرولوژیکی رودخانه نیز با توجه به داده های ایستگاه های بالادست و پایین دست محدوده و با استفاده از 18 شاخص، محاسبه شد. نتایج تحقی ق نش ان م ی ده د، ح داکثر سیلاب برآورد شده از روش کاستا (60/89 m3/s) به مقادیر مشاهده ای نزدیک تر است که این موضوع بیانگر کارایی این روش می باشد. بر اساس یافته های پژوهش؛ الحاق شاخه های سراسکندچای، شورچای و خاتون آباد چای، شیب زیاد و سازندهای نفوذناپذیر، مقطع عرضی کم و کانالیزه شدن جریان، سد شدگی محلی ناشی از سقوط قطعات سنگی بزرگ و پرشدگی مقطع را می توان، علّت بالا بودن مقادیر سیلاب حداکثر در بخش کوهستانی قرانقوچای دانست. به علاوه؛ نتایج مطالعه نشان داد که احداث سد سهند، در رژیم جریانی پایین دست، تغییر اساسی ایجاد کرده است و این تغییرات بر ویژگی های هیدرولوژیکی تأثیر گذاشته است
واکاوی تغییرات پوشش ابرها در دوره سرد سال منطقه جنوب شرق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پراکندگی مکانی روزهای ابرناکی و روند تغییرات آنها، به ویژه در دوره سرد سال، در برنامه ریزی و تصمیم گیری های محیطی و منابع آبی مناطق خشک و نیمه خشک از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ابرها به عنوان یکی از عناصر کلیدی چرخه آب، نقش مهمی در تنظیم رژیم بارش، دما و تبخیر و تعرق ایفا می کنند. هدف این پژوهش، بررسی روند تغییرات پوشش ابر در فصل زمستان و شناسایی عوامل مؤثر بر آن در منطقه جنوب شرق ایران است. در این مطالعه، از داده های 23 ایستگاه سینوپتیک و داده های بازکاوی مرکز اروپایی پیش بینی میان مدت (ERA5) در بازه زمانی 1989 تا 2022 استفاده شده است. تحلیل های آماری شامل بررسی پراکندگی زمانی-مکانی پوشش ابر (LCC)، آزمون روند من-کندال و نیز برازش مدل رگرسیون خطی برای ارزیابی تغییرات بلندمدت است. نتایج نشان می دهد که توزیع مکانی پوشش ابر در منطقه مورد مطالعه تحت تأثیر عوامل جغرافیایی مانند عرض جغرافیایی، طول جغرافیایی، ارتفاع و نیز الگوهای جوی قرار دارد. همچنین تحلیل روند تغییرات پوشش ابر با استفاده از روش های آماری من-کندال و رگرسیون بر روی داده های مشاهداتی و بازکاوی ERA5 نشان می دهد که پوشش ابر در ماه های دی، بهمن و اسفند روند کاهشی داشته است. بیشترین کاهش ابرناکی در ماه دی مشاهده شده است. یافته های این پژوهش می تواند در درک بهتر تغییرات اقلیمی منطقه و بهبود مدل های پیش بینی اقلیمی مورد استفاده قرار گیرد. همچنین، نتایج این مطالعه می تواند در مدیریت منابع آب و برنامه ریزی های مرتبط با کشاورزی و انرژی در منطقه جنوب شرق ایران کمک کننده باشد.
بررسی و ارزیابی تعیین هسته های مرکزی شهر (مطالعه موردی: شهر تبریز)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: شهرنشینی یک فرآیند اجتماعی- فضایی است که ارتباط مستقیمی با گسترش مناطق شهری و رشد جمعیت شهری دارد. کشورهای توسعه یافته ای مانند آمریکا، ژاپن و بریتانیا در حال حاضر فرآیندهای شهرنشینی خود را تکمیل کرده اند. ساختار فضایی شهری تأثیر به سزایی در توسعه پایدار شهرها دارد. یکی از مراحل مهم تحلیل ساختار فضایی شهری، شناسایی مراکز شهری است.روش بررسی: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و در سال 1402 در شهر تبریز به انجام رسید. روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای و اسنادی است. شاخص های مورد بررسی شامل مراکز آموزشی، بانک ها، مراکز بهداشتی، ادارات، اماکن ورزشی، مراکز تجاری، فضای سبز، اماکن گردشگری، اماکن مذهبی، اماکن نظامی و پارکینگ ها شهر تبریز بود. پس از تهیه بلوک های شهری و داده های مورد نظر، اطلاعات تهیه شده به کلیه بلوک های شهری تبریز در نرمافزار ArcGIS افزوده شد. سپس براساس نظرات کارشناسی، دامنه مناسب فواصل از امکانات مورد نظر با استفاده از طیف 5 گانه لیکرت تعیین شد. در این پژوهش برای شناسایی هسته های مرکزی شهر از روش تحلیل شبکه ای استفاده شد.یافته ها و نتیجه گیری: طبق نتایج تحلیل شبکه ای، شهر دارای دو هسته مرکزی بزرگ در مرکز شهر و 2 هسته فرعی در اطراف شهر بود. نتیجه نهایی بدین صورت بود که شهر تبریز در حال تشکیل هسته های بعدی و تبدیل شدن به شهر چندهسته ای بود.