بخشى از جهان امروز، زیر حاکمیت لیبرال دمکراسى یا دموکراسى لیبرال(1) قرار دارد. بقیه جهان نیز، به ویژه پس از شکست کمونیسم و پدیده جهانى شدن،(2) به اجبار یا داوطلبانه به سوى آن در حرکت یا بُرده شدن است. از این رو، برخى از محققان، نویسندگان و نظریه پردازان سیاسى، عصر کنونى را دوره حاکمیت نظام هاى لیبرال دموکراسى نامیده اند که از جمله آنها، فرانسیس فوکویاما،(3) صاحب نظریه پایان تاریخ و واپسین انسان است به دنبال فوکویاما، عده اى کوشیده اند تا نشان دهند، جامعه اى رضایت بخش تر از جامعه لیبرال دموکراسى نه وجود دارد، و نه مفید است و نه وجود خواهد داشت!ازاین رو، مقاله حاضر مى کوشد، پاسخى براى این سؤال: «آیا آن گونه که ادعا مى شود، نظام لیبرال دموکراسى بى عیب و نقص است؟» بیابد و فرضیه «به نظر مى رسد، این محصول غرب، همانند سایر محصولات آن، به لحاظ مفهومى (نظرى) و مصداقى (عملى) واجد تعارضات و تناقضاتى است» را در ترازوى سنجش و نقد قرار دهد. البته این مقاله، بیشتر تعارضات مفهومى نظام هاى لیبرال دمکراسى را پى مى گیرد.
در تاریخ شیعه، سنت عزادارى، علاوه بر جنبه هاى روحى و معنوى، رنگ سیاسى ـ اجتماعى نیز به خود گرفته است. شیعیان امامیه، با برپایى عزادارى و گرامیداشت شهیدان کربلا، طرفدارى ازراه وروش پیشوایان شهیدومخالفت بادشمنان آنان رابه نمایش مى گذارند. این مراسم که هر سال پرشورتر برگزار مى شود، این پرسش را مطرح مى کند که سرچشمه هاى عزادارى شیعه امامیه پس از واقعه کربلا چیست؟ مقاله حاضر با رویکرد تاریخى، ریشه ها و سرچشمه هاى این سنت را بیان مى کند.
روشنفکری دارای سه خصلت پرسشگری، درگیری و مصلحتاندیشی است و روشنفکر بهطور همزمان هم پاسدار سنت و هم پیشتاز تحول است. ازاینرو، روشنفکر از مصادیق پارادوکس (تناقضنما) به حساب میآید. از بررسی آثار و اندیشههای مرتضی مطهری چنین به دست میآید که او یکی از مصادیق روشنفکر در جامعه معاصر ایران است. نویسنده مقاله استاد دانشگاه کارلتون کانادا و حوزه تخصصی وی فلسفه سیاسی و روابط بینالملل است.
بر اساس فقه شیعه، پدر یا جد پدری در صورت قتل فرزند قصاص نمیشوند؛ اما مادر چنین حکمی ندارد. فقهای اهل سنت با تمسک به استحسان، این حکم را شامل مادر نیز دانستهاند. بررسی ادله این حکم نشان میدهد که امکان اثبات این حکم برای مادر وجود دارد و نیز از نظر حقوقی نیز باید راهکارهایی را در این زمینه تعیین نمود.
علم مدرن (Science) صورت معرفتیِ تمدن جدید غرب است که نسبت حقیقی با عالَم برقرار نمیکند و تنها هدفش تصرف در جهان است. علم مدرن در حال فروپاشی است زیرا تمدن آن رو به نابودی است. تمدن جدیدی که در راه است، صورت علمی خود را نیز به همراه خواهد آورد. تمدن دینی آینده با ظهور معصوم محقق خواهد شد. آنچه ما میسازیم تمدن دوران گذار است که برای عبور از شبه مدرنیته و زمینهسازی برای ظهور میباشد.