بابا طاهر (متوفی در حدود 410 هجری شمسی) از شاعران عارف سده پنجم و اصلش از همدان است و از زندگانی اش اطلاعات فراوانی در دست نیست. در این جا بحث ما پیرامون تحقیقات خاورشناسان و پژوهشگران خارجی است که به نوعی درباره آثار بابا طاهر سخن گفته اند و به ترجمه دوبیتی ها و تحلیل و بررسی شخصیت، زندگانی، اندیشه و آثار او پرداخته اند و نکات بسیاری از زوایای تاریک زندگانی و محیط او را روشن کرده اند. در این جا با کنار نهادن آثار محققان ایرانی که خود مقوله ای مفصل و در خور ارزش است، به حاصل پژوهش های خاورشناسان و محققان خارجی می پردازیم.
لئونید نیکلایویچ آندریف نویسنده مشهور روسی در قرن 19 و 20 می باشد که تنها تعداد اندکی از آثار او در ایران ترجمه شده و به چاپ رسیده است. از این رو در مقاله حاضر سعی شده تا دورنمایی هر چند مختصر از افکار و عقاید اجتماعی و سیاسی و روانشناختی وی بیان شود. آندریف، که از یک سو در بحبوحه بحران های اجتماعی و انقلاب ها حضور داشت و از سوی دیگر در مسیر ایده ها و جریانات اجتماعی و ادبی مختلف قرار گرفته بود، در دوره های مختلف زندگی اش با عقاید و افکار و تمایلات زیادی دست و پنجه نرم کرد. او تلنگری به همه مکتب های ادبی نوین زد و در راهی طولانی از رئالیسم به سمبولیسم، با در هم آمیختن این دو مکتب، طراوت و ظرافت خاصی به آثارش بخشید. او همواره به دنبال یافتن پاسخی برای پرسش های بی شمارش در زندگی از جمله سرنوشت، عشق، امید، زندگی، مرگ و غیره بود. داستان یکی بود، یکی نبود که در اولین مجموعه آثارش در سال 1901 به چاپ رسید، دغدغه نویسنده دربارة موضوع مرگ و زندگی را به روشنی بیان می دارد. او عقیده دارد که مرگ، پایان حضور جسمانی هر انسان در این دنیا است، ولی زندگی همچنان پس از مرگ او و بدون او ادامه دارد. قهرمان اصلی داستان, لاورنتی پترویچ، سیمای انسان معاصر است که غرق در جسم خود بوده و از روح و روان خویش غافل مانده و در نهایت پشیمان می گردد.