مفاهیم در هر زبانی به مثابه دال ها یا نشانه هایی هستند که بر معانی دلالت دارند. آن ها اعتبار بشری هستند و تحت تأثیر عوامل گوناگون، گاه گرفتار دگردیسی می شوند. از شاخص ترین این مفاهیم که دچار نوسان گفتمانی عرضی و قلب معنا شده، واژه های«رعیت» و «راع» است که نخستین بار در سخنان رسول الله (ص) به کار رفته است؛ اما به تدریج در عرصه معناشناسی سیاسی دگرگونی یافته و گفتمان الگوی منفی شبانی حکومت و ناتوانی مردم در تدبیر سرنوشت خویش را در پی داشته است. با توجه به اهمیت این فرهنگ واژه های سیاسی و تأثیر دگردیسی معنای آن ها از یک سو و اهمیت مسئله حقوق شهروندی و ارتباط آن با این مفاهیم از سوی دیگر، این پرسش مطرح می شود که در نگرش معناشناسی شناختی، مفاهیم راع و رعیت چگونه تعبیر می شوند و معانی راستین آن ها در عرصه سیاست چیست. هدف نوشتار حاضر تبیین معناشناسی ساختاری حدیث نبوی راع در جهت شناخت حقیقت گفتمان شبانی است. یافته های تحقیق که با رویکرد تحلیلی حدیث نبوی «کلکم راع» و بر مبنای نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون از طریق داده های کتابخانه ای به دست آمده، بیانگر این است که کاربرد این مفاهیم در متن حدیث استعاره مفهومی ساختاری بوده و دارای معنای ارزشی و انتزاعی نگهبانی و رعایت است. بنابراین، گفتمان شبانی (راع – رعیت) در اصل به مفهوم «نگهبانی» و «خدمت» و درنتیجه «پذیرش مسئولیت» و «تحقق حقوق شهروندی» بر مبنای مصالح و شئون شهروندان یا اصطلاحاً رعیت است و برابرنهاد گفتمان سلطه و نیاز یا استبداد بوده ودرنتیجه گفتمان پاسخ گویی وامانتداری و نگهبانی عمومی است.
درخت آسوری یک اثر منظوم به زبان پارتی است که به خط پهلوی تحریر شده است. این اثر به دلایلی چند از مهم ترین آثار ادبی ایران در دوره میانه محسوب می شود. گذشته از این که تحقیقات روش مند وزن شناختی ایرانی میانه با آن شروع شد، خود اثر نمودار انواع گوناگونی از تجربیات ادبی در دوره میانه است؛ تجربیاتی که در شعر فارسی به ویژه در قصاید سخنوران پارسی گوی پس از اسلام نیز دیگربار مجال ظهور یافت. در این گفتار عناصر مهم ادبی در درخت آسوری شامل مناظره، مفاخره، لغز، تمثیل حیوانی (فابل)، شریطه و آرایه های ادبی موجود در آن مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.
این جستار، دعای سال نو را به منزله اثری ادبی در نظر می گیرد. ابتدا به چند الگوی ارتباطی از جمله الگوی یاکوبسن، اشاره می شود. در این الگوها جایی برای موقعیت ارتباطی دین شناختی متصور نیست. این مقاله سرآغاز ورود به حیطه گفتمان دینی از جمله ادعیه است. ابتدا از پیشینه ادعیه به منزله آثار ادبی سخن به میان می آید. بعد، به ویژگی های زبان ادعیه اشاره می شود. سپس نقش شعری دعا در پرتو ساختار و کارکرد زبان دعا از نزدیک بررسی می شود. در این بخش مؤلفه های ساختاری آواشناختی از قبیل همگونی آوایی، تناسب لفظ و معنا، بازی کلامی، قافیه و وزن زیر چهار گونه موسیقی کلام بررسی می شوند: موسیقی حروف، کلمات، جمله ها و متن.
بررسی زبان شناختی طنز از دیرباز مورد توجه بوده و از زمان طرح نظریة معناشناختی تولید طنزِ راسکین (1985) انسجام روش شناختی بیشتری یافته است. در کنار عواملی مانند عدم تجانس، ابهام و اغراق، نقض اصل همیاری مکالمه ای گرایس (1975) و اصول چهارگانة آن یکی از مهم ترین عواملی است که به ایجاد موقعیت طنز می انجامد. تأثیر نقض اصولی مانند اصل ارتباط و کیفیت بر ایجاد لطیفه و موقعیت طنز بارها از رویکردهای مختلف مطالعه شده است.
هدف این پژوهش، بررسی نقض اصول همیاری مکالمه ای گرایس و نقش آن در تولید لطیفه های موسوم به «پَ نه پَ» است که به تازگی در فضای اینترنت و پس از آن در گفت وگوهای روزمرة گویشوران بسیار رواج پیدا کرده است. در این پژوهش، سازکار تولید این گونه لطیفه ها در قالب روند نمایی سه مرحله ای نمایش داده می شود. پرسش اصلی پژوهش این است که نقض اصول گرایس چگونه به خلق موقعیت طنز می انجامد و سازکار زبانی تولید این گونه از لطیفه ها چگونه است. چارچوب نظری پژوهش، اصل همیاری گرایس است و داده ها به صورت تصادفی از میان لطیفه های منتشر شده در فضای مجازی انتخاب شده اند. این نسل جدید از لطیفه های ایرانی از آنجا که ضعف های ارتباطی و اجتماعی جامعه را دست مایة طنز قرار می دهند، میتوانند موضوع پژوهشهای بیشتری به لحاظ زبان شناسی و جامعه شناسی باشند؛ زیرا علاوه بر ویژگی های زبانی درخور توجه آن ها، عدم تمرکز این دسته از طنزها بر لهجه&"">تحلیل گفتمان؛ جامعه شناسی زبان؛ کاربرد شناسی زبان
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی انواع حالت های دستوری در وفسی، از زبان های ایرانی شمال غربی، و بررسی شیوه های حالت نمایی آن هاست. در این باره، چهارده حالت دستوری در وفسی قابل شناسایی است که از طریق راهبرد های گوناگون زبانی به شرح زیر نشان گذاری می شوند: 1. استفاده از تک واژ به صورت پسوند؛ 2. استفاده از حروف اضافه؛ 3. استفاده از واژه بست ها (حروف اضافة وابسته از لحاظ آوایی)؛ 4. استفاده از ترتیب واژگانی؛ و 5. استفاده از ویژگی های زبرزنجیری. نتایج تحقیق، که در طی جدول هایی در مقاله آورده شده است، نشان می دهد که حالت های «کنایی»، «مفعولی»، «مفعولی حرف اضافه»، «به واسطه»، و «ملکی»، در گویش، با استفاده از تک واژ های تلفیقیِ حالت غیر مستقیم؛ همچنین حالت «به واسطه» (علاوه بر راهبرد پیشین) در ساخت های خاص، با استفاده از واژه بست؛ حالت های «ازی»، «بایی»، «برایی»، «ابزاری»، «مکانی»، و «حرکتی» از طریق حروف اضافه؛ و حالت های «فاعلی» و «مطلق» از طریق ترتیب واژگانی و نوع ساختار جمله حالت نمایی می گردند. علاوه بر آن، در نمایاندن حالت «ندایی» در وفسی، از ویژگی زبرزنجیریِ آهنگ خیزان بهره برده می شود.
" گوناگونی پیشه ها در هر جامعه ای، منطبق با نیازها و شرایط آن جامعه است. ابزار، اصطلاحات و محیط کار این پیشه ها نیز با یکدیگر متفاوت است. وجود پیشه های مختلف در هر جامعه ای، این سوال را پیش می آورد که آیا مشاغل و موقعیت اجتماعی افراد بر گفتار آنان تاثیر داردیا خیر و آیا از طریق بررسی مثل های مرتبط با فعالیت این پیشه ها، می توان این پیشه ها را مورد نقد و بررسی قرار داد یا خیر? در این مقاله، کوشش شده تاثیر پیشه های روستایی و شهری بر مثل ها به عنوان بخش از زبان و فرهنگ عامه مورد بررسی قرار گیرد...
"
امروزه مردم ساکن تهران بسیاری از واژهها را در گفت و گوی رسمی، متفاوت از یکدیگر تلفظ میکنند. از سوی دیگر، مجریان برنامههای صدا و سیما برخی واژه ها را متفاوت از مردم تلفظ می کنند و این شبهه را پدید می آورد که تلفظ اغلب یا همه مردم نادرست یا عامیانه است. در موارد متعدد، فرهنگ های لغت نیز تلفظ مردم را ضبط نکرده اند؛ بلکه تلفظ قدیمی واژه یا تلفظ اصلی آن در زبان مبدا را ثبت کرده اند. پژوهش حاضر، با هدف تدوین چگونگی یکی از انواع اختلاف تلفظ در فارسی امروز و مشخص کردن علل پیدایش آن صورت پذیرفته است. در این پژوهش 52 واژه که گمان می رفته چند گونه تلفظ دارند (مصوتِ هجای اولشان گاهی aبوده است و گاهی e)، انتخاب و در یک متن گنجانده شده است. سپس از 1460 ساکن تهران، تلفظ متن و واژههای موردنظر بهدست آمده است. مقاله حاضر با استفاده از تحقیق میدانی، واژه های دارای اختلاف تلفظ را در پنج گروه تقسیمبندی می کند و به تحلیل هریک از آن ها میپردازد. همچنین دلایل ضعف روش فرهنگ های لغت فارسی در ثبت تلفظ واژهها بررسی می شود و علل اختلاف تلفظ در آنها مورد بحث ذکر می گردد.
این مقاله در چارچوب روییل گفتمانِ انتقادی به نقد ترجمهادبی میپردازد.تحلیل گفتمانِ انتقادی رویی به مطالعة متن ی از ی درنظر می گیرد و می یربناهای ایدئولوژیطبیعی جلوه داده شده ین رویمطالعات ترجمه زمینه تازه ای را به وجود می مبدأ و متنِ مقصدمی تواند با نگاهی نو مورد نقد قرار گیرد. به منظور معرفی این تعامل، در ای""""، با بهره گیری از روش های تحلیل گفتمان انتقادی، مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج نشان می ییر، تبدیل، انتخاب واژگانی و دستوری، جاافتادگی و سهوالقلمی را می توان ایدئولوژییی روابط قدرت و عوامل فرهنگی و اجتماعی قابل مشاهده است.
زمان یکی از واقعیت های زندگی انسان و بعدی از ابعاد وجودی اوست. زمان قدرت خویش را با سوق دادن انسان به سوی مرگ و نیستی به اثبات می رساند؛ به همین دلیل دارای جایگاهی ویژه در تخیل بشر است.
عرفا با آگاهی کامل از فانی بودن انسان و جهان مادی، و به عبارت دیگر، با آگاهی کامل از قدرت بی چون و چرای زمان، تنها راه غلبه بر گذر آن و تبدیل انسان فانی به انسان جاوید را در عرفان یافته و در آثار خود به شرح زمان عرفانی پرداخته اند.
هدف این مقاله تعریف زمان عرفانی از منظر شعرای عارف ایرانی، مولانا جلال الدین رومی و حافظ شیرازی، و بررسی ویژگی های آن از خلال آثار شعری این شاعران است. در این راه از متدهای نقد تخیل و نقد موضوعی گاستون باشلار، ژرژ پوله، ژیلبر دوران و ژان پیر ریشار بهره خواهیم برد.
برای تبیین چگونگی شکل گیری دروغ از دیدگاه نشانه- معناشناختی ابتدا به تعریف آیکون و کارکرد آن در حوزه گفتمان می پردازیم. در این رابطه نشان خواهیم داد اگرچه آیکون به معنای بیشترین میزان شباهت بین یک چیز و بازنمون آن است؛ ولی همواره امکان ایجاد فاصله بین این دو وجود دارد که می تواند از صفر تا بی نهایت در نوسان باشد. این فاصله سبب می شود تا چیزی با عنوان توهم و سپس دروغ در زبان شکل گیرد. بر این اساس، آیکون می تواند از کم- آیکون1 تا بیش- آیکون2 در نوسان باشد. با توجه به این توضیحات، دروغ امری نشانه ای است که در آن آیکون قدرت انطباق خود را با موضوعی که قرار است بازنمون آن باشد، از دست داده است. نگارندگان در این جستار به بررسی علل و عوامل کاستی و یا نیستی انطباق در فرایند نشانه- معناشناختی خواهند پرداخت. هدف اصلی این مقاله با تکیه بر رویکرد نشانه- معناشناختی و فرایند آیکونیک، کشف علل سرپیچی نشانه ای و سقوط انطباق آیکونیک و نوسان پذیری آن است. فرضیه اصلی تحقیق این است که دخالت فرایند حسی- ادراکی و هیجانات عاطفی به عنوان امری فعال در کنش های انسانی سبب تغییر دریافت ما و جابه جایی زاویه دید می گردند و به همین دلیل مانع از لنگراندازی آیکون به عنوان نشانه تطبیق یافته با موضوع و زمانیت و مکانیت آن می شوند که نتیجه آن می تواند دروغ گفتمانی باشد.
گواه نمایی به شیوه ی رمزگذاری زبان برای مشخص کردن منبع خبر ونیز عملکرد گوینده به منظور صحیح جلوه دادن سخنش اطلاق می گردد. آیخنوالد[1] (2004) از بررسی ساختهای گواه نما ی حدود 500 زبان دنیا مدلی ارائه داده است که در آن گواه نمایی در زبان ها از منظر ساختاری به دو صورت دستوری شامل وندها و واژه بستهای تصریفی و صورت غیردستوری شامل راهبردهای واژگانی و نحوی می باشد. وی گواه نمایی را از منظر معنایی بطور کلی شامل دو نوع مستقیم (دست اول) و غیرمستقیم (دست دوم یا چندم) می داند که از این لحاظ منبع اطلاعات به شش گروه حسی دیداری، حسی غیردیداری، استنباطی، حدسی، شایعه (شنیده) و نقل قول تقسیم می گردد. هدف از این تحقیق مشخص نمودن جایگاه گواه نمایی در زبان فارسی است. نتیجة این پژوهش مشخص نمود که زبان فارسی ازجمله زبان هایی است که از لحاظ ساختاری فاقد گواه نمای دستوری می باشند و همچون بیشتر زبان های هند و اروپایی دارای عناصر زبانی است که علاوه بر نقش و جایگاه اولیه ی خود در زبان نقش گواه نما را نیز ایفا می کنند. برخی از ساخت های گواه نما در زبان فارسی شامل مجهول های غیرشخصی، مقولات وجه نما، مشخصه های زمان و نمود، نقل قول و گزارش و نیز افعال حسی و ادراکی می باشند. این ساختارهای صوری در برگیرنده ی قالب های معنایی گواه نماهای مستقیم و غیرمستقیم و نیزدر برخی موارد مشخص کننده ی انواع منبع اطلاعات می باشند.
ایزد رَپیتْوین یکی از ایزدان بسیار مهم دین زرتشتی است. این ایزد موکل بخشی از زمان است که آن را «گاه رَپیتوین» می نامند. گاه رَپیتوین در اساطیر زرتشتی بیان گر کیفیتی از زمان است که می توان آن را وضیعت آرمانی نامید. این گاه هم لحظة آغازین آفرینش است و هم لحظة انجامین رستاخیز؛ و هم لحظه ای است که سودرسانان موعود (سوشیانت ها) ظهور می کنند. نماد این جهانی گاه رَپیتوین، هنگام ظهر و یکی از بخش های پنج گانة روز است. اسطورة ایزد رَپیتوین در مناسک زرتشتی بازتابی روشن و شگفت به جای گذاشته است. برای بدرقة او در آغاز زمستان بزرگ، صد روز پیش از بازگشت او به روی زمین و نیز اول فروردین، که هنگام بازگشت دوبارة اوست، آیین هایی برای این ایزد برگزار می شود. مراسم رَپیتوین در اول فروردین را می توان جشن بزرگ داشت هفتمین آفرینش یعنی جشن پیدایش آتش نامید. «جشن سده»، که به پیشواز بازگشت رَپیتوین می رود و به مناسبت کشف آتش برگزار می شود، و دیگر نیایش ها و آیین های مربوط به ایزد رَپیتوین این نظریه را تقویت می کنند.
شناخت عوامل انسجام در زبان فارسی هدفی است برای دست یافتن به تبیین روشن و دقیقی از زبان فارسی معیار امروز و گونه های آن.در این مقاله، ابتدا توضیح کوتاهی-بر اساس نگرش هلیدی و حسن در کتاب انسجام در انگلیسی(1976)-درباره ی مفهوم های انسجام و رابطه های انسجامی، پیش انگاری و انواع آن، وصل های انسجامی و ابزارهای زبانی آن ارائه می دهیم.آن گاه، یکی از ابزارهای انسجام، یعنی ارجاع و گونه های آن را به طور کامل معرفی می کنیم.سپس، به روش و مراحل تجزیه و تحلیل متن اشاره می شود.در پایان، ابزارهای ارجاع به شکلی کدبندی شده برای بهره گیری عملی در تحلیل های کلامی عرضه می گردد.