فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۸۱ تا ۱٬۳۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به رده شناسى و یا توجیه تنوعات زبانى در چارچوب نظریه اصول و پارامترها خواهم پرداخت و آن را نقد و بررسى خواهم کرد. با توجه به برخى پارامترها تأکید خواهم کرد که مطالعه رده شناسى در این نظریه فقط مى تواند برپایه اصل زیر مجموعه برویک (berwick) (1982) انجام پذیرد. و گرنه نظریه با اشکال روش شناختى مواجه مى گردد.
فرایند آموزش زبان خارجی به بزرگسالان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش زبانهای خارجی برای غنا بخشی به روششناسی خود، نیازمند شناخت و بهرمندی از سایر رشتههای علومانسانی است. هنگامی که صحبت از آموزش زبانهای خارجی به زبانآموزان بزرگسال میشود، نیاز به یک روششناسی خاص و منطبق بر ویژگیهای فراگیران بزرگسال احساس میشود. آندراگوژی، روششناسی آموزش بزرگسالان را به ما ارائه مینماید؛ به همان طریق که پداگوژی به روششناسی آموزش کودکان میپردازد. در این تحقیق، تلاش خواهیم نمود تا نظریه آندراگوژی و ابهام نظری میان آندراگوژی و پداگوژی تبین گردد. از این رهگذر، سعی خواهیم کرد تا ویژگی آموزش زبانهای خارجی به بزرگسالان نیز مشخص گردد.
بررسی عوامل کاهنده انگیزه در یادگیری زبان دوم (An Investigation into Sources of Demotivation in Second Language Learning)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی منابع اصلی کاهنده انگیزه دانش آموزان ایرانی در یادگیری زبان دوم و سنجش رابطه بین کاهش انگیزه و جنسیت و مقطع تحصیلی دانش آموزان می پردازد. به منظور یافتن عوامل اصلی کاهنده انگیزه پرسشنامه ای با 32 سوال پنج گزینه ای تدوین و توسط 327 دانش آموز دختر و پسر تکمیل شد. به منظور بررسی عوامل اساسی پرسشنامه تحلیل عامل اکتشافی انجام شد. بر اساس نتایج پنج دسته از عوامل کاهنده انگیزه شناسایی شدند: مطالب مواد و امکانات اموزشی، نگرش نسبت به جامعه انگلیسی زبان، معلم، تجربه شکست، نگرش نسبت به یادگیری زبان دوم. به منظور بررسی عوامل کاهنده انگیزه در رابطه با جنسیت و مقطع آموزشی دانش آموزان دو تحلیل واریانس یک طرفه انجام شدند. یافته ها تفاوت معناداری بین دانش آموزان دختر و پسر در مورد سه عامل کاهنده انگیزه نشان دادند. تفاوت معناداری بین دانش آموزان در مقاطع تحصیلی مختلف نسبت به سه عامل کاهنده انگیزه مشاهده شد. در پایان، یک تحلیل واریانس چند متغیره به منظور بررسی تفاوتهای بین دانش آموزان دختر و پسر در مقاطع تحصیلی یکسان در مورد عوامل کاهنده انگیزه انجام شد. تفاوت معناداری بین دانش آموزان دختر و پسر در مقاطع تحصیلی مختلف نسبت به همه عوامل کاهنده انگیزه جز یک مورد یافته شد.
بررسی درام تاریخی و سیر تحول آن در ادبیات آلمان
حوزههای تخصصی:
بهره گیرى از رویدادها و شخصیت هاى تاریخى توسط درام نویسان با تلفیقى از التزام به واقعیات روى داده و آزادى عمل در خلق درام هایى متناسب با روحیات و افکار نویسندگان آن، شکل دهندهء نوع ادبى خاصى به نام درام تاریخى است. اگر چه این نوع ادبى در تاریخ ادبیات آلمان، تا قبل از دورهء "توفان و طغیان " ، داراى هویت بود، ولى از جایگاه ویژه اى برخوردار نبود. در این دوره، درام تاریخى آلمان با الگو گرفتن از درام هاى تاریخى بى نظیر ویلیام شکسپیر، که به خصوص یوهان ولفگانگ فون گوته، نویسندهء نامدار آلمانى، از او الهام گرفت، به اوج شکوفایى خود رسید. در کنار گوته، نویسندگانى چون فریدریش فون شیلر و هاینریش فون کلایست نیز به درام تاریخى آلمان هویت خاصى بخشیدند. در دوره هاى "کلاسیک " و "رمانتیک " درام تاریخى آلمان به حیات خود- البته نه به شکوفایى دورهء "توفان و طغیان "- ادامه داد. تاثیر عظیم شکسپیر بر درام تاریخى آلمان در دوره هاى بعدى کمرنگ تر شد، اما این تاثیر تا شروع عصر فناورى و گرایش به مدرنیسم پابرجاى ماند، به طورى که نویسندگان دوره هاى مختلف ادبى از آثار شکسپیر در خلق درام هاى تاریخى نصیب بسیار بردند.
از «توان داشتن» تا «توانستن»، بحثی در نحوه ایجاد فعل غیرشخصی «توان» در زبان فارسی میانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
vساخت افعال غیرشخصی زبان فارسی ریشه در زبان های ایرانی میانه و باستان دارد و بررسی این افعال بدون انجام پژوهشی دقیق در صورت های پیشین آنها غیرممکن است. یکی از این افعال توان است که ساخت آن در زبان فارسی میانه، به رغم کاربرد پربسامد آن در متون بازمانده از این زبان که در نتیجه باعث غنای اطلاعاتی ما در مورد این ساخت شده است، مورد اختلاف پژوهندگان مسائل دستوری زبان فارسی میانه است. این اختلاف و تشویش آراء در مورد واژه tuwān و ساخت غیرشخصی ایجادشده با آن حاصل عدم توجّه پژوهندگان به یکی از ساختارهای جملات اسمی در زبان فارسی میانه است. این ساختار در زبان فارسی میانه برای بیان معنای «داشتن» استفاده می شود و شامل مفعول غیرصریح، مسندالیه و فعل ربطی اختیاری است. هدف این مقاله نخست تعیین مقوله صرفی و معنای واژه tuwān است و سپس اثبات این مسئله که جملات اسمی با معنای «داشتن» ژرف ساخت فعل غیر شخصی توان را تشکیل می دهند.
مقایسة فرایندهای واجی لهجة اصفهانی و زبان فارسی در چارچوب نظریة بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق، توصیف و تحلیل چند فرایند واجی پربسامد در لهجة اصفهانی و مقایسة آن با فارسی معیار در چارچوب نظریه بهینگی است که نظریه ای نوین در واج شناسی است. این پژوهش به شیوة توصیفی- تحلیلی انجام شده و در گرد آوری داده ها از روش میدانی استفاده شده است. بدین منظور، ده ساعت از مکالمة گویشورانِ بین سی تا پنجاه سال ضبط و سپس این داده ها آوانویسی و دسته بندی شده است. بدین ترتیب، با بررسی داده ها در چارچوب اصول واج شناسی بهینگی، مهم ترین محدودیت های حاکم بر صورت های بهینه در لهجه اصفهانی فارسی معیار مشخص شده است. از مهم ترین فرایندهای موجود در این لهجه، فرایند تبدیل واکه به غلت، هماهنگی واکه ای و ناهمگونی همخوان و واکه مطالعه شده است. بررسی ها نشان می دهد صورت های بهینه در لهجة اصفهانی و لهجة معیار متفاوت است و در اکثر موارد محدودیت های نشان داری بر صورت های بهینة لهجة اصفهانی حاکم است؛ درحالی که در لهجة معیار، محدودیت های پایایی در سلسله مراتب محدودیت ها بر بقیه تسلط دارند.
بررسی فرایند ساختاری شدن مفهوم فضا در زبان فارسی در چارچوب زبانشناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق، مطالعة رابطة میان تفکّر فضایی و ساختار زبانی منعکس کننده آن در زبان فارسی است. در این تحقیق با بهره گیری از نظریه لایبنیتس مبنی بر نسبی بودن نمود فضا در زبان و با استناد به الگوی لوینسون (2006) در تقسیم بندی حوزه فضا، به مطالعه فرایند ساختاری شدن مفهوم فضا در زبان فارسی می پردازیم. داده های زبانی مورد نیاز، از میان جملات زبان فارسی معیار گفتاری و نوشتاری که دارای حروف اضافه مکانی، افعال حرکتی و دیگر مقولات دستوری نشان دهنده مکان هستند جمع آوری شده است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی، به تحلیل داده های مورد نظر در ارتباط با مفاهیم ""اشاره""، ""گسترش معنایی"" و ""فضای ذهنی"" در زبان فارسی پرداخته، به این نتیجه رسیدیم که گوینده با استفاده از مفهوم گوینده محوری، خود را در مرکز یا نقطه صفر مکانی قرار داده و جایگاه اشیا را با توجه به موقعیت خود توصیف می کند.
درک واقعیت فرهنگی متن در گذار از ترجمه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش سعی شده است با نگاهی نوین به جایگاه مترجم به عنوان واسطة بینافرهنگی و با تکیه بر نظریة انسانشناسانی مانند ساپر و ورف ، به دریافت درستی از رابطة برهم برکنشی میان زبان و فرهنگ دست یابیم، تا درک ما را از مفهوم واقعیت تحتتأثیر قرار دهد. بنــــابراین میتوان برای مترجمـــان در مقام واسطة فرهنگی، الگویی برای درک بهتر واقعیت، ترسیم کرد تا به کمک آن بتـوانند واقعیت فرهنگی متــن را به بهترین شکل در زبان مبدأ درک کنند و با تولیــد مفهومی نزدیک به همان زبـان، در زبانی دیــــــگر (زبان مقصد) بیافرینند.
ترجمه، فرایندی است که نیاز به چندین مهارت دارد تا بتوان با آن به حاصلی نزدیک به متن مبدأ دست پیدا کرد. وجود تنها یک مهارت نزد مترجمان، آنها را از در نظر آوردن وجوه فرهنگی پنهان در متن دور کرده و رسیدن به ترجمهای خوب را ناممکن میکند. مهارتهای موردنیاز یک مترجم مجموعه عواملی هستند که موجب در نظر آوردن واقعیتهای فرهنگی متن، در فرایند ترجمه میشوند.
این مقاله به تبیین نقش واسطهگر فرهنگی مترجم اشاره دارد و از دیدگاه نظریهپردازان حوزة ترجمه، روند رسیدن به این مقام را مورد تحقیق قرار میدهد.
بررسی فرآیند ارتقاء اسم ملکی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان فارسی، درون حوزة کسرة اضافه، گاه عنصری به نام اسم ملکی به عنوان گروه نحوی حامل نقش معنایی مالک حضور دارد که به دلیل بازبینی مشخصه، جابه جا می شود و به حوزة بالاتر می رود. در تحلیل های زبان شناختی آراء مختلفی از بودن یا نبودن حرکت عنصر ملکی ارائه شده است. در این مقالة می کوشیم با رویکردی مشخصه بنیاد، فرایند یاد شده را در چارچوب مفاهیم نظری برنامة کمینه گرا تبیین کنیم و تحلیلی همگون و متفاوت از انگیزة حرکت و جابه جایی این سازه ارائه دهیم. در این مقاله در تقابل با تحلیل قمشی (1997) و به پیروی از تحلیل ریتر (1991 و 1992) محل ترکیب اسم ملکی را مشخص گر گروه اسمی کوچک قرار می دهیم و سپس برای بازبینی مشخصة «+معرفه»، آن را به جایگاه مشخصگر گروه تعریف ارتقاء می دهیم. بدین ترتیب به لحاظ ردهشناختی، زبان فارسی جزو زبان هایی قرار می گیرد که ساخت ملکی معرف مانند دارند.
روسیة دوران استالین در داستان یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تلاشی است در بررسی ویژگی های داستان یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ اثر الکساندر ایسا یویچ سالژنیتسین یکی از نویسندگان برجسته نیمه قرن بیستم و اوایل قرن بیست ویکم روسیه. داستان یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ اولین اثر نویسنده است که در سال 1962 در روسیه اجازه چاپ گرفت و شهرت نویسنده را به دنبال آورد. نویسنده در این داستان، موضوع جدیدی را وارد ادبیات روسیه کرد و برای اولین بار زندگی زندانیان در اردوگاه کار اجباری دوران استالین با جزئیات دقیق و مفصل به تصویر کشید. از آن جایی که نویسنده هشت سال از زندگی خود را در اردوگاه کار اجباری گذراند، در این داستان حوادث و اتفاقات یک روز از زندگی قهرمان اصلی داستان را که شخصیتی واقعی و هم اردوگاهی وی است، واقع بینانه و به تفصیل توصیف می کند. داستان یک روز از زندگی ایوان دنیسویچ تنها توصیف شرایط بسیار دشوار اردوگاه کار اجباری نیست، بلکه در واقع بازتاب دوران سخت زندگی مردم روسیه در نیمه قرن بیستم است. قهرمان اصلی آن هم نماد شخصیت شکست ناپذیری است که در شرایط سخت و دشوار اجتماعی مایوس و ناامید نمی شود.
کارکرد واژگان دیرین در گزارش نامه مینوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
متون کهن نثر فارسی ، میراث ارزشمند پیشینیان دانشور و نیاکان اندیشمند ما به شمار می آیند . این آثار بازمانده ، شایسته ترین نمایندگان زبان و ادبیات و حتی فرهنگ ادوار خویشند . از میان این عرایس پارسی ، دسته ای شاهد پر تراز و بنازند که چون پری رویان ، هنوز از پرد گیان رازند . این دفاتر قدسی که ترجمان جان جهانند ، گزاره ها و تفسیر قرآنند . بر هر برگ از این نامه های نگارین ، چندین و چند واژه دیرین و شیرین ، خوش نشسته و به تردستی تمام ، نقش بسته است . میانگران سخن در گزارش این نامه مینوی ، هر واژه طرفه را با ظرافت ولطافت خاصی ، به پاکدستی و امانت تمام به کار داشته اند تا از این راه حلاوت ...
ترجمه نشانه های فرهنگی در کتاب های مصور کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر رویدادی در زندگی انسان ممکن است پدیده ای منجر شونده به رویدادهای دیگر محسوب شود. این پدیده که وقایع بعدی را در دورنما قرار می دهد به عنوان «نشانه» شناخته می شود هر جامعه و گروه نشانه های خاص خود را دارد و بنابراین فرهنگ شمول است. این واقعیت حتی در مورد افراد نیز صادق است. بهتر است بگوئیم «نشانه ها» در همه اجزای جهان مشهود و پراکنده هستند. این مقاله تلاشی است در جهت بررسی ادبیات کودکان با توجه به اهمیت نشانه ها و مخصوصا در حیطه ترجمه این نوع ادبیات که انتقال جوانب تصویری - فرهنگی را شامل می گردد. طبق الگوی «وجود نمادی/ نشانه ای به عنوان واحد ترجمه» که توسط حاتم و میسون (1990) مطرح گردید، این مقاله بر آن است که روند ترجمه نشانه های فرهنگی را در کتب تصویری کودکان مورد شناخت قرار دهد. همچنین در این راستا این تحقیق قصد دارد اولا ارتباط بین واژه ها و تصاویر را به عنوان دو جنبه نشانه شناسی در کتب تصویری کودکان مورد تحقیق قرار داده و ثانیا روند انتقال این ارتباط را به زبان مورد هدف مورد بررسی قرار دهد. علاوه بر این هدف دیگر این مقاله این است که جهت اطلاعات جدید و «داده شده» در ارتباط تصویری در دو فرهنگ ایرانی و غرب طبق مفهوم فرهنگ شمولی «توسعه افقی» که توسط پژوهشگرانی همچون کرس و ون لیوون (2006) مطرح گردید را مورد بررسی قرار دهد.
چرا که یک سخن در میانه نبود: زبان بدن
حوزههای تخصصی:
بررسی ویژگیهای ساختاری و معنایی کلمات مصغر در زبانهای روسی و فارسی حسین غلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان روسی پسوندهای زیادی در ساخت کلمات مصغر، با معنی تحبیبی، مشارکت دارند.تنوع ساختار و معانی آنها، فهم و درک آن را برای زبان آموزان ایرانی مشکل کرده و باعث اشتباهات زیادی در ترجمه و آموزش این مبحث مهم می گردد.بسیاری از پژوهشگران و زبان شناسان خارجی و روسی، مبحث کلمات مصغر (با معنی تحبیبی) را بررسی و مطالعه کرده اند، اما هنوز هم جوانبی از آن مورد بررسی و تحقیق قرار نگرفته است. پسوندها، نقش بسیاری در بیان معنی تحبیبی، به ویژه در قالب و ساختار کلمات مصغر دارند.تعداد این پسوندها در زبان روسی قابل توجه اند و با بسیاری اسامی ترکیب می شوند. لازم به ذکر است که پسوندها با دیگر کلمات نیز، مانند صفات ترکیب می شوند ولی به کمک آنها کلمات مصغر با معنی تحبیبی ساخته نمی شوند. در صورتی که در زبان فارسی در بسیاری موارد به کمک صفات، معنی تصغیر را بیان می کنیم. اسامی مصغر در زبان روسی، بیشتر از دیگر زبان ها، همه مفاهیم و معانی ظریف خرد و کلان را بیان می کنند.
واژه بست های ضمیری در گویش رایجی (آران و بیدگل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جایگاه پی بست های ضمیری در فارسی باستان و میانه تا حدودی ثابت بوده است و آنها در جایگاه واکرناگل، یا جایگاه دوم، یعنی پس از اولین واژه، در جمله ظاهر می شدند. این پی بست ها در اکثر زبان های ایرانی دچار تحول شده و از حیث نقش و جایگاه تغییر کرده اند. در این مقاله توزیع و نقش های مختلف پی بست های ضمیری در گویش رایجی، یا گویش آران و بیدگل، از زبان های ایرانی نو شمال غربی، بررسی شده است و در ضمن مقایسه ای هم با کاربرد این واژه بست ها در برخی دیگر از زبان های ایرانی شده است. این پی بست ها در رایجی در نقش نشانه فاعل متعدی در زمان گذشته، ضمیر ملکی، مفعول مستقیم و غیرمستقیم و متمم حروف اضافه به کار می روند. در رایجی این واژه بست ها دیگر در جایگاه واکرناگل به کار نمی روند و از این حیث با زبان های ایرانی باستان و میانه متفاوت اند. این پی بست ها در اشاره به فاعل منطقی جمله در زمان گذشته به صورت شناور می توانند به سازه های مختلفی قبل از فعل اضافه شوند. این واژه بست ها در نقش های دیگر به هسته خود اضافه می شوند.