فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۶۱ تا ۲٬۹۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
تولید شفاهی گفتار و خطاهای تولید به لحاظ عصب شناسی زبان در زبان اول و دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Goethes west-ostlicher divan dialoge mit persien(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ریشه شناسی و دانش ساخت واژه و تأثیر آن بر یادگیری و توسعهء واژگان زبان انگلیسی
حوزههای تخصصی:
دانش زبانى در زمینهء ساختار و ریشه شناسى واژه، واجد تمامى ویژگى هایى است که روان شناسان آموزش از آن به عنوان "فراگیری معنادار" یاد کرد ه اند. علاوه بر این، در محدودهء فراگیرى زبان خارجى محققان به دنبال یافتن بهترین شیوهء تدریس براى این گروه از فراگیران اند. بر این اساس، پژوهشى بر روى گروهى از دانش جویان دانشگاه تهران که در یک نیم سال، درس زبان عمومى انگلیسى را مى گذراندند، انجام شد و با اعمال شیوه هاى آمار و نمرات دانشجویان، این نتیجه به دست آمد که یک آموزش معنادار در زمینه تجزیه و تحلیل واژه مى تواند کمک شایانى به یادگیرى و افزایش واژگان دانشجویان در وهلهء اول و بالا بردن دانش دستورى آن ها در مرحله بعدى باشد.
A Critical Look into Iranian EFL University Students’ Critical Thinking and Argumentative Writing(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Due to the potent role of critical thinking in learners’ academic success and its connection with factors conducive to learning such as argumentation ability, the present study seeks to primarily probe the correlation between Iranian EFL learners’ critical thinking ability and their argumentative writing achievement, and investigate the predictability of the students’ argumentative writing achievement based on their scores on critical thinking scale. Furthermore, the effect of gender on Iranian EFL learners’ argumentative writing achievement was investigated. In so doing, 'Watson-Glaser Critical Thinking Appraisal' (2002) as well as an argumentative writing assignment was employed, and the participants of the study included 178 EFL learners in three universities in Mashhad, Iran. Structure Equation Modeling (SEM) was utilized to analyze the data. The results substantiated the positive correlation between critical thinking ability and argumentative writing revealing that these two variables significantly and positively related to each other; among the predictors (subscales of the critical thinking) of argumentative writing, inference, assumptions, arguments were the stronger predictors. Finally, gender was not found to significantly affect Iranian EFL learners’ argumentative writing achievement. The conclusions and implications of this study are pointed out with reference to foreign language teaching context.
نقش تغییر موضوع و نقض اصول گرایس توسط متهم در بازجویی هامطالعة موردی در آگاهی تهران بزرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
How to Teach the Suprasegmentals of English to Farsi-speakers Learning English as a Foreign Language
The Long-Term Effect of Implicit and Explicit Corrective Feedback on Accuracy of EFL Learners’ Descriptive Writing Skill(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Since the emergence of the process-oriented approach to second language writing instruction two main questions have been what and how error feedback should be given to the students. The question of whether teachers should provide feedback on grammar in the writing assignments of English as a foreign language students, and if so how, has been a matter of considerable debate in the field of second language writing. The present study investigated the possible effect of implicit and explicit corrective feedback on descriptive writing accuracy of Iranian intermediate EFL learners (N=39) in Hamedan Islamic Azad University. Two groups were selected: explicit corrective feedback group (N=22) and implicit corrective feedback group (N=17). They received corrective feedback on three grammatical structures. The results showed that written corrective feedback can lead to writing accuracy improvement in the short-term, but it may be unhelpful in the long-run.
گزارشی از چگونگی اختلالات گفتاری یک بیمار سه زبانه ی مبتلا به زبان پریشی بروکا (با انجام آزمون BAT)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر، گزارشی است از نتایج انجام بخشی از آزمون زبان پریشی دوزبانگی (BAT) بر روی یک بیمار سه زبانه (زبان اول: آلمانی، زبان دوم، فارسی و زبان سوم: انگلیسی) مبتلا به زبان پریشی بروکا. به منظور ارزیابی سه سطح واج شناسی، نحو و واژگان در وضعیت کنونی این سه زبان، نمونه های گفتاری بیمار از مهارت های «تکرار» و «خواندن» در هر سه زبان مذکور، ضبط شده (بیمار فاقد گفتار فی البداهه می باشد) و پس از ثبت تفصیلی و آوانگاری، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. با توجه به این که بیمار، ۱۱ سال است که در ایران، یعنی محیط زبان دومش زندگی می کند (و انتظار می رود نتایج آزمون مربوط به L۲ بهتر از دو زبان دیگر باشد)، اما گفتار وی در زبان آلمانی و در هر ۳ سطح زبانی مذکور، نسبت به دو زبان دیگر آسیب دیدگی کمتری را نشان می دهد. به طور کلی، با توجه به آسیب دیدگی سه زبان بیمار در هر ۳ سطح گفتاری مذکور، چگونگی ویژگی های گفتاری این بیمار زبان پریش مؤید نتایج تحقیقات گذشته در مورد اختلالات مربوط به زبان پریشی بروکا می باشد. از آن جمله، وجود عمده ی اختلالات در بخش نحو و به ویژه، حذف حرف تعریف، حرف ربط و اضافه؛ گفتار تلگرافی و ناقص، اما بیان واژه های کلیدی و محتوایی هر جمله به منظور رساندن پیام؛ کوتاه کردن خوشه های همخوانی و لکنت را می توان برشمرد.
پژوهشی در سبکهای یادگیری متداول دانش آموزان دبیرستانی در فراگیری زبان انگلیسی: تفاوت میان ""زبان آموزان موفق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهندگان بسیاری درباره جنبه های گوناگون سبکهای یادگیری نوشته اند. اما درباره پیوند میان مفاهیم سبک یادگیری و دستاوردهای به اصطلاح ""زبان آموزان موفق"" پژوهش چندانی صورت نگرفته است. پژوهش حاضر به کاوش سبکهای متداول یادگیری در میان دانش آموزان سال آخر دبیرستان و مقایسه آنها با سبکهای یادگیری ""زبان آموزان موفق"" جامعه مورد مطالعه می پردازد. بدین منظور، پرسشنامه شاخص سبک یادگیری فلدر _ سولومون(ILS) در میان دانش آموزان توزیع گردید. از میان جمعیتی 3310 نفری که مشغول به تحصیل در شهر سبزوار و پنج شهر همجوار آن بودند، 1307 دانش آموز (711 پسر و 596 دختر) به طور تصادفی برگزیده شدند و در تحقیق حاضر مشارکت کردند. بر مبنای نمره های امتحان نهایی درس زبان انگلیسی سال سوم دبیرستان دانش آموزان یا همان (آزمون پیشرفت تحصیلی)، تعداد 343 نفر، که نمره های بالاتری کسب کرده بودند، بطور قراردادی با عنوان ""زبان آموزان موفق"" و 964 دانش آموز دیگر با عنوان ""فراگیران متوسط زبان"" دسته بندی شدند. نتایج حاصل از تحلیل شاخص سبک یادگیری نشان داد که بیشتر شرکت کنندگان سبکهای "" 'انعکاسی""، ""حسی""، ""دیداری""، و ""متوالی""، را از بین چهار بعد سبکهای یادگیری ترجیح میدهند. علاوه بر این، آزمون تحلیل واریانس دوسویه نشان داد که تفاوت میان نمره های میانگین دانش آموزان ناشی از هم جنسیت آنها و هم سبکهای یادگیری ""دیداری/کلامی"" و ""متوالی/ کلی"" آنان است. یافته ها در مورد رابطه بین سبک های یادگیری و نمرات امتحان نهایی زبان انگلیسی شرکت کنندگان نشان داد که به جز در بعد "" فهم"" سبکهای یادگیری ، بین سه بعد دیگر سبکهای یادگیری و نمرات امتحان نهایی زبان انگلیسی شرکت کنندگان رابطه معناداری وجود ندارد.به علاوه، آزمون مجذور کای تفاوت معنی داری بین ترجیحات سبک یادگیری "" زبان آموزان موفق "" دبیرستانی با زبان آموزان متوسط نشان داد.
نقش ممیز عدد در گروه حرف تعریف کردی کلهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، نقش ممیز عدد در درون گروه حرف تعریف کردی کلهری را به عنوان یک زبان ممیزی بررسی می کنیم. ممیزها عناصری هستند که به عنوان متمم عدد با اسامی قابل شمارش به کار می روند. فرافکن حاصل از این هسته نقشی در درون گروه حرف تعریف پایین تر از گروه سوری ضعیف و بالاتر از گروه شمار جای می گیرد. برای تبیین نقش این عناصر ابتدا الگوهای چیرچیا (1998)، بورر (2005) و گبهارت (2009) را به عنوان سه مدل مسلط موجود در این زمینه ارائه کرده، همراه با توصیف ممیزهای عدد کردی کلهری از این سه دیدگاه کفایت آنها را دربرابر این داده های جدید می آزماییم. براساس مدل چیرچیا، در زبانهای ممیزی دلالت اسامی توده وار بوده و لذا به علت جمع بسته نشدن اسامی به تنهایی، از ممیزها برای جمع بستن اسامی استفاده می شود. وجود اسامی قابل شمارش و تکواژ جمع در زبان کردی و اختیاری بودن ممیزها حاکی از نادرستی این دیدگاه است. بورر (2005) براین عقیده است که تکواژ شمار و ممیزها نقش انفراد را داشته و در توزیع تکمیلی هستند. نظر به حضور همزمان ممیز و نشانه جمع در گروه حرف تعریف کردی کلهری، کارایی این دیدگاه در توصیف داده های این زبان نیز رد می شود. سرانجام نشان می دهیم که چنانچه به پیروی از گبهارت قائل به آن باشیم که ممیزهای عدد حاوی مشخصه هایی مانند [کمیّت] و [انفراد] بوده و درمقابل، تکواژهای جمع دارای مشخصه [گروه] باشند قادریم ضمن توصیف ممیزها در این زبان، توزیع آنها را نیز در درون گروه های حرف تعریف تبیین کنیم.
حرف اضافه/ǰɑ/ در گونة بابلیِ زبان مازندرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در گونة بابلیِ زبان مازندرانی، حرف اضافة /ǰɑ/ پسایند است و بر نقش های معناییِ خاستگاه، همراهی، ابزار و روش دلالت می کند و کارکرد معناییِ آن همانند «از» و «با» در زبان فارسی است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که با توجه به تحولات تاریخی زبان های ایرانی، کدام نقش معنایی این حرف اضافه اصلی است و کدام حاصل تغییر معنایی. در این مقاله، صورتِ کهنِ /ǰɑ/ و کارکردهای معنایی آن در دوره های باستان و میانة زبان های ایرانی بررسی و مشخص شده است که /ǰɑ/ بازماندة hačaیا hačāدر زبان های اوستایی و فارسی باستان، و sacāدر زبان سنسکریت است. کارکرد اصلی این حرف اضافه دلالت بر نقش معنایی همراهی بوده است. در تحولات تاریخی زبان، این حرف اضافه با گسترش معنایی بر نقش های معنایی ابزار، سبب و روش دلالت کرده است. بازمانده های این حرف اضافه در دوره هایِ میانه برای دلالت بر نقش های معناییِ همراهی، ابزار، روش و سبب به کار رفته اند. /ǰɑ/ در گونة بابلی زبان مازندرانی کارکرد اصلی این حرف اضافه را حفظ کرده است. داده های این پژوهش به روش کتابخانه ای و استفاده از شم زبانی گویشوران گردآوری شده و شیوة بررسی آنها توصیفی - تحلیلی است.
بررسی معنایی چند واژه کهن فارسی بر اساس گویش بختیاری (گله، کودبان، جفت)(مقاله علمی وزارت علوم)
مقایسه مدل های ذهنی گویشوران فارسی زبان و هورامی زبان (بررسی موردی فعل خوردن)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف استخراج و مقایسه مدل های ذهنی گویشوران فارسی و هورامی انجام شده است. برای نیل به این هدف، مدل هایی که، به باور نگارندگان، گویشوران فارسی از فعل «خوردن» و گویشوران هورامی از فعل wadæj ’خوردن‘ در ذهن خود دارند، استخراج شده و مبنای مقایسه قرار گرفته اند. مدل های به دست آمده، هر دو، تا حدی پیچیده و گسترده و در عین حال عمیقاً شبیه هستند تا آنجا که تفاوت آنها قابل چشم پوشی است. هر دو مدل دارای سه الگوی تکرارشونده یکسان هستند. بنابراین، بر اساس استدلال هایی که برمبنای الگوها می توان کرد، معانی مختلفی که دو فعل مذکور، در هر دو زبان، پوشش می دهند، مطابق یکدیگر و یکسان هستند.
خنثی شدگی مشخصه زیربنایی حنجره در همخوان های گرفته زبان فارسی از منظر واجشناسی حنجره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر تعیین مشخصه حنجره ای زیربنایی همخوان های گرفته زبان فارسی در جایگاه پایانی و تعیین خنثی-شدگی آن بر مبنای مفاهیم واج شناسی حنجره ای و با اتکا بر شواهد صوت شناختی است. بدین منظور چهار گویشور مؤنث زبان فارسی واژه های مورد نظر را در سه جمله حامل تولید کرده اند. بنابراین تأثیر سه بافت بر خنثی شدگی همخوان های پایانی بررسی شده است: پایان واژه و قبل از سکوت، پایان واژه و قبل از واکه، پایان واژه و قبل از همخوان گرفته. با استفاده از نرم افزار پرات نسخه 5315 هفت متغیر آوایی استخراج شده اند و توسط آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه تأثیر آنها بر خنثی شدگی بحث شده است. متغیرهای مورد بررسی شامل طول واکه، طول همخوان، طول نوار واکداری، میزان واکداری، زمان آغاز واکداری، طول رهش و شدت رهش می شود. پس از ارائه تحلیل آماری مشخصه حنجره ای زیربنایی بر اساس مفاهیم واج شناسی حنجره ای مشخص شده است. یافته ها نشان می دهند که بُعد مسئول در تقابل همخوان های گرفته ی زبان فارسی بُعد پهنای چاکنای (GW) است و این بُعد در جایگاه پایانی خنثی نمی شود. بعلاوه واج های بی نشان زبان فارسی تنها در بافت مناسب واکداری بافتی دریافت می کنند؛ بنابراین زبان فارسی از زمره زبان های دمشی است که بُعد GW را در تمایز واج های گرفته به کار می برد.
آندره ژید و قصه های آیینه وار
حوزههای تخصصی:
آندره ژید از همان ابتدای نویسندگی ا رو آیینه وار، یا قصه در قصه (en abyme mise) را، در دفترچه های آندره والتر به کار گرفت و درنتیجه شیوه تازه ای در سبک رمان نویسی ارائه کرد. او با به کارگیری این نوع ادبی نه چندان مرسوم قصد داشت که امکان دیگری از زندگی اشرا در نثر به وجود آورد. بعدها در رساله نارسیس، قصد عاشقانه و نی در تب نبه، و چند اثر دیگر از این نوع ادبی بدیع استفاده کرد. در مقاله حاضر روش مذکور در آثار او بررسی خواهد شد تا سهمش در تحول سبک رمان نویسی اش نشان داده شود.
آموزش نمود دستوری به فارسی آموزان غیرایرانی: بررسی مقایسه ای روش های تدریس ساختاری و ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نمود دستوری یکی از مقوله های مطرح در کنار زمان در عبارت های فعلی فارسی است که تاکنون آموزشِ آن به فارسی آموزان خارجی چندان مورد توجه نبوده است. این تحقیق به تاثیر یادگیری نمود فارسی بر اساس دو روش ساختاری و ارتباطی پرداخته است. از بین فارسی آموزان غیرایرانی سطح میانی، آزمودنی ها به دو گروه چهل نفره تقسیم شدند. هر دو گروه در پیش آزمون نمود شرکت کردند تا از نظر توانایی در استفاده از نمود فارسی همگن شوند. به آزمودنی های گروه ساختاری، نمود دستوری بر اساس روش ساختاری آموزش داده شد. گروه ارتباطی نیز با توجه به طرح درس های ارتباطی که تهیه و تدوین شده بود، نمود را فراگرفتند. نتایج پس آزمون هر گروه در مقایسه با پیش آزمون و نیز در مقایسه با یکدیگر با استفاده از آزمون تی نشان می دهد گروه ارتباطی به طرز معناداری در درک نمود پیشرفت کرده است. در مقابل، تفاوت آماری معناداری بین پیش آزمون و پس آزمون گروه ساختاری ملاحظه نشده است. همچنین از نظر آماری، عملکرد گروه ارتباطی در پس آزمون به طرز معناداری بهتر از عملکرد گروه ساختاری بوده است. نتایج این تحقیق تجربی گویای آن است که روش درسی ارتباطی، روش کارآمدی است و به کارگیری آن به ارتقای آموزش دستور زبان فارسی به غیرفارسی زبانان یاری می رساند.
بررسی و نقد کتاب خواندن متون ساده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این مقاله نقد و بررسی کتاب خواندن متون ساده، تألیف زهره جوزدانی و نازیتا عظیمی میبدی، از انتشارات سمت است که برای درسی با همین عنوان در مقطع کارشناسی زبان فرانسه و به دست دو تن از مدرسان این رشته تألیف شده است. این کتاب شامل گزیده هایی از متون ادبی نویسندگان و شاعران فرانسوی از قرن هفدهم تا اواخر قرن بیستم است، به اضافة بخش هایی که مؤلفان برای درک بهتر متون به آن ها اضافه کرده اند. بررسی ای که انجام دادیم نشان می دهد که کتاب از نظر شکل، محتوا و هم چنین رعایت اصول روش تحقیق اشکالات اساسی دارد که باعث می شود دانشجویان در خوانش آن با مشکلات فراوان روبه رو شوند. در نتیجه و در مجموع، این کتاب نمی تواند منبع مناسبی برای درس یادشده باشد و تا آن جا که می دانیم، کم نیستند مدرسانی که ترجیح می دهند از منابع دیگری برای تدریس «خواندن متون ساده» استفاده کنند. بنابراین، باید بازنویسی و اصلاحاتی اساسی در این کتاب اعمال شود تا بتواند در راستای اهداف تعیین شده استفاده شود.