فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۸۱ تا ۳٬۴۰۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
نامه شماره یکِ اسناد سغدیِ کوه مُغ (نامه عبدالرحمن صُبح به دیواشتیچ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال 1932م. مجموعه ای از اسناد در کوه مُغ در شمال غرب تاجیکستان پیدا شد که بیشتر آنها اسناد اقتصادی و تجاری بودند. برخی از این اسناد ساختار نامه دارند و به بایگانی دیواشتیچ، فرمانروای پنجیکنت در سده هشتم میلادی تعلق دارند. این نامه ها از چند جهت دارای اهمیت اند، از لحاظ زبان شناختی، شناخت تاریخ تحول زبان سغدی، آیین نگارش نامه ها، مسایل سیاسی، تاریخی و فرهنگی و سایر جنبه ها. در این پژوهش، هدف بررسی زبانی و شیوه نگارش «نامه شماره یک» از مجموعه اسناد کوه مغ است. در این راستا، ابتدا پیشینه این نامه بررسی و سپس به محتوای آن از لحاظ ریشه شناسی واژه ها و برخی ساخت های زبانی پرداخته شد. همچنین در مواردی، آیین نگارش این نامه با دیگر نامه های مشابه به زبان سغدی مقایسه شده است. بررسی این نامه، نشان داد که برخی عبارت های مربوط به آیین نامه نگاری تنها در این نامه آمده و در دیگر اسناد کوه مغ مشاهده نمی شوند. همچنین نمونه ای از فعل مرکب و ساخت توانشی در این نامه معرفی شدند. تاثیر زبان عربی نیز در این نامه مشهود است.
Using Google Drive as the E-portfolio for the Self-assessment of Speaking Fluency in Iran's High Schools
حوزههای تخصصی:
This study examines the effect of video recording in Google Drive as the self-assessing E-portfolio on high school EFL learners’ speaking fluency. To that end, a quasi-experimental comparison group research was implemented in which thirty Iranian high school EFL students were assigned either to e-portfolio or comparison groups. While the e-portfolio group assessed their own performance by keeping electronic portfolios in Google Drive, their counterparts in the comparison group presented their performance in the class. The students’ speaking fluency was assessed through both pre- and post-tests. A speaking rubric was used to get the students’ scores. The results of the independent sample t test showed that taking advantage of self-assessment through video-based e-portfolios improved the learners’ speaking fluency. The study had relevant implications for both material designers and language teachers not only to promote student speaking skills, but also to enhance students’ lifelong learning.
ماهیت دوگانه در مفهوم سازی استعاری عشق در زبان فارسی: رویکردی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۶
309 - 331
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به بررسیِ ماهیتِ دوگانه در مفهوم سازیِ استعاریِ عشق، در دو حوزه عواطف و روابط انسانی در زبان فارسی با رویکردی شناختی- و با بهره گیری از نظریه استعاره مفهومی- می پردازد. به این منظور، 15 رمان فارسی از پایگاه دادگان زبان فارسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی انتخاب شدند. در انتخاب کلیدواژه های مرتبط با مفهوم عشق، به جستجو در پیکره پایگاه فارس نتِ آزمایشگاهِ پردازشِ زبانِ طبیعیِ دانشگاه شهید بهشتی و فرهنگِ طیفی ِزبان فارسی پرداخته شد. پس از استخراج واژه های مرتبط با عشق، سه واژه پربسامدترِ عشق ، محبت و علاقه به عنوان کلیدواژه برای جستجو در پیکره انتخاب شدند. در نهایت، 63 حوزه مبدأ برای مفهوم سازی استعاری عشق به دست آمد. برای مقایسه این حوزه های مبدأ با حوزه های مبدأ روابط انسانی، کلیدواژه ازدواج ، به عنوان یک رابطه انسانی پیش نمونه، در کل پیکره پایگاه دادگان زبان فارسی جستجو شد. پس از بررسی پاره گفته های استعاری، 26 حوزه مبدأ برای مفهوم سازی استعاری ازدواج به دست آمد. مقایسه حوزه های مبدأ عشق و ازدواج نشان داد که سه حوزه ویژه روابط انسانی یعنی پیوند ، جنگ و قرارداد ، بخشی از حوزه های مبدأ مشترک میان مفهوم عشق و ازدواج هستند. این موضوع، ماهیت دوگانه عشق را در زبان فارسی تأیید می کند. سپس، این حوزه ها با حوزه های مبدأ عواطفِ بنیادینِ خشم در اثر زورورز و همکاران (Zoorvarz et al., 2014) و شادی در اثر صراحی و عموزاده (Sorahi, & Amouzadeh, 2014) مقایسه شدند. یافته ها نشان داد که این سه حوزه در میان حوزه های مبدأ آن عواطف قرار ندارند و احتمالاً ماهیت دوگانه در بین عواطف، ویژه عشق است.
تحلیل شناخت سخنگویان فارسی زبان در قالب مقوله بندی؛ مقوله بندی رده ای یا موضوعی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقوله بندی به مثابه سازمان بندی و قرار دادن چیزهای گوناگون، اعم از پدیده ها، اشیا، رخدادها و جز آن در گروه های مختلف، نوعی عملکرد شناختی در انسان است که بر حسب «رده» مشترک مقوله ها یا «روابط» موضوعی میان آن ها صورت می گیرد. پژوهش های انجام شده نشان می دهند که عملکرد شناخت غربی ها و آسیایی های شرقی به ویژه چینی ها در باب مقوله بندی کاملاً متفاوت است؛ بر این اساس، غربی ها بر مبنای «مقوله» (مقوله بندی رده ای) و آسیایی های شرقی بر حسب «رابطه» (مقوله بندی موضوعی) به دسته بندی چیزها می پردازند. پژوهش حاضر با انجام دو آزمون در قالب پرسش نامه های تصویری و زبانی درمورد 50 سخنگوی خانم و آقای فارسی زبان به ارزیابی و تحلیل عملکرد شناخت آنان پرداخته است. پرسش نامه تصویری نشان می دهد که از مجموع 50 شرکت کننده فارسی زبان، 70 درصد مقوله بندی را بر مبنای «رابطه» انجام داده اند؛ پرسش نامه زبانی نیز نتیجه آزمون تصویری را تأیید می کند و نشان دهنده آن است که 76 درصد از سخنگویان فارسی زبان در جریان مقوله بندی، معیار «رابطه» را درنظر گرفته اند و درواقع، روی محور هم نشینی عمل کرده اند. بر این اساس، می توان چنین نتیجه گیری کرد که اولاً عملکرد شناخت در تمامی انسان ها یکسان نیست و ثانیاً شناخت فارسی زبانان در زمینه مقوله بندی روی محور هم نشینی عمل می کند، برخلاف غربی ها که در جریان مقوله بندی، درواقع دست به «رده بندی» می زنند و روی محور جانشینی عمل می کنند.
مسأله محوری در اندیشه و شخصیت فردوسی بر پایه نطریه آبراهام مزلو
منبع:
رخسار زبان سال چهارم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۳
22-5
حوزههای تخصصی:
ادغام متقارن در نحو زبان فارسی براساس شواهدی از جمله های هم پایه پرسش واژه ای دارای حرکت موازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۶
7 - 36
حوزههای تخصصی:
رابطه عدمِ تقارنِ میانِ سازه های جمله، بخش آوایی زبان را قادر می سازد که بر پایه «اصل تناظر خطی»، اجزای جمله به ترتیب تلفظ شوند. در جمله هایی که توسط نظام محاسباتی زبان ایجاد شده اند، ساختارهای گوناگونی وجود دارند. همچنین تحلیل های گوناگونی درباره این ساختارها- مانند جمله های هم پایه پرسش واژه ای دارای حرکت موازی، ارائه شده اند. این دو مسئله، احتمال وجود رابطه عدمِ تقارن بین سازه های این جمله ها را تقویت کرده است. در این پژوهش، ویژگی ها و روابط نحوی میانِ سازه های جمله های هم پایه پرسش واژه ایِ دارایِ حرکتِ موازی، بر پایه شواهد نظریِ ادغامِ متقارن بررسی می شوند. یافته های پژوهش نشان می دهد که یک گروه اسمی، گروه بیشینه متمم نما، گروه بیشینه زمان و گروه بیشینه فعلی کوچک بین دو هم پایه مشترک هستند. این نتیجه گیری، بر پایه شواهدی- مانند هم زمان بودنِ حرکتِ گروه اسمی از هر دو هم پایه- یکسان بودنِ نظام ِحالتِ گروه اسمی مشترکِ میانِ دو هم پایه و عدم امکان استفاده از موضوع های مختلف یک محمول در هم پایه ها به دست می آید. پذیرفتن اشتراک این سازه ها در جمله های هم پایه پرسش واژه ای دارای حرکت موازی، سبب ارائه تحلیلی ساده و باصرفه در پیوند با این جمله ها می شود.
Intégration de la chanson francophone et accès à la culture étrangère en classe de 3ème année moyenne(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en langue française, Vol. ۱, N° ۲, Automne-Hiver ۲۰۲۰
141 - 155
حوزههای تخصصی:
Cette contribution poursuit un double objectif. D’une part, elle présente et analyse, les résultats d’une enquête par questionnaire menée auprès d’enseignants algériens du cycle moyen. Elle examine la place qu’ils accordent à la compétence interculturelle dans l’enseignement du français, et essentiellement l’usage de la chanson francophone comme moyen d’accès à la culture étrangère. D’autre part, elle vise à identifier les représentations des élèves de la 3ème année moyenne vis-à-vis de la langue française et de la culture qu’elle véhicule pour estimer enfin si l’intégration de la chanson francophone dans toute sa richesse musicale, artistique et socioculturelle pourrait amener ces jeunes apprenants à acquérir une compétence interculturelle susceptible à promouvoir l’altérité et l’esprit de la tolérance. D’un point de vue théorique, la présente recherche questionne la place accordée à la fomration interculturelle dans les nouveaux programmes en Algérie et définit la chanson comme étant un objet idéal de croisement des langues-cultures.
بسامد و امکانات دستوری نمود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصل بسامد زبانی یکی از عوامل درونزبانی است که بر اساس آن زبان تمایل به صرف کمترین انرژی برای تلفظ و بیان ساختهای مختلف زبانی دارد. فرضیههای مطرح در این زمینه که بر پایه دو دیدگاه تاریخی و همزمانی بررسی شدند، عبارتند از: افزایش و یا کاهش امکانات دستوری نمود در گذر زمان حاصل بسامد آن است، یعنی هرگاه هر یک از انواع نمود آغازی، مستمر و تکمیلی در گذر زمان بسامد بیشتری پیدا کرده، از امکانات بیانی و دستوری آن کاسته شدهاست و برعکس. فرضیه دوم نیز که در قالب نگاه همزمانی است بیان میکند، هر یک از انواع نمود در فارسی معاصر که بسامد بیشتری دارد، دارای امکانات دستوری و صوری کمتری است. لذا پیکرهای از متون فارسی نو متقدم و فارسی معاصر که شامل 8549 بند فعلی است، فراهم آوردیم. ابتدا امکانات بیانی هر یک از انواع نمود آغازی، مستمر و تکمیلی و سپس بسامد هر یک را شمردیم و دادههای بهدست آمده را در دو دوره مذکور مورد مقایسه قرار دادیم. نتایج بهدستآمده از تحلیل و بررسی پیکره پژوهش صحت هر دو فرضیه را تآیید میکند، یعنی بین کاهش یا افزایش تعداد امکانات دستوری نمود در گذر زمان و بسامد آنها رابطه معکوس وجود دارد. در مورد فرض دوم نیز وجود رابطه معکوس بین بسامد و تعداد هر یک از انواع نمود در مقایسه با دیگر انواع آن تأیید شد.
واژه ها و اشارات گویشی در فرهنگ نظام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ نظام نوشته محمدعلی داعی الاسلام ازجمله فرهنگ های فارسی است که به رغم اهمیتش چندان مورد توجه قرار نگرفته است. جنبه های نوآورانه ای که فرهنگ نویس در تدوین این فرهنگ به کار بسته است این فرهنگ را از سایر نمونه های هم عصرش متمایز و ممتاز می کند؛ جنبه هایی نظیر عدم اکتفا به متون نوشتاری در تدوین فرهنگ، توجه به فارسیِ گفتاری، توجه به مصوبات و برابرنهادهای مقرر فرهنگستان اول، توجه به تمایزاتی که مؤلفه های جنستی بر زبان تحمیل می کنند و اشاره به معادل های گویشی برای الفاظ فهرست شده در فرهنگ لغت است. یکی از وجوه افتراقی که بر اهمیت این فرهنگ می افزاید، ارائه فهرستی از واژه های گویشی و ضبط بسیاری از لغات متداول در شهرهای ایران است؛ که نویسنده آنها را الفاظ ولایتی می نامد. این مقاله به بررسی چیستی و چرائیِ فهرستِ واژه ها و اشارات و تلویحات گویشی در فرهنگ نظام می پردازد. به این منظور، مجموعه پنج جلدی فرهنگ نظام مورد مطالعه و بررسی دقیق قرار گرفت و تمام واژه هایی گویشی استخراج و برمبنای حوزه های جغرافیایی دسته بندی شدند. به منظور تحلیل داده های زبانی از روش کمی تعیین بسامد مدخل های واژگانی در هر حوزه جغرافیایی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در این فرهنگ 598 واژه گویشی وجود دارد، که 366 واژه اش مربوط به «شهرها» و 232 واژه اش مربوط به «نواحی» است. واژه های اصفهانی و شیرازی بیشترین تعداد و واژه های مربوط به گویش های بخارایی، بختیاری، شبانکاره ای، قمی، لاری، نطنزی و همدانی کمترین تعداد را به خود اختصاص داده اند.
مطالعه تطبیقی واژگان مشترک زبان سانسکریت و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پروفسور ایندوشیکهر، زبانشناس معروف هندوستان در راهنمای زبان سانسکریت آورده است: با وجود تحولات عظیمی که در زبان فارسی کنونی روی داد هنوز نزدیک به سی و پنج درصد کلمات آن را میتوان با کلمات سنسکریت ودائی وکلاسیک سنجید. از آنجایی که دانش زبان شناسی حدود صد سال پیش در اروپا فراهم شد، لذا طبق نظریات یزرگان زبان شناس از برکت خواندن زبان سنسکریت و اوستا در این سرزمین دانشی به نام زبان شناسی پدید می آید که به یاری آن به ریشه ها و همانندی ها و دگرگونیهای زبان در زمانها و مکانهای مختلف می پردازد. از آن زمان تاکنون مطالعه زبان سانسکریت برای هرگونه تحقیق در زبان شناسی و تاریخ و تمدن و فکر و دین و سنن بشری لازم شمرده و چنان پژوهش هایی وسیعی در مورد زبان های هندو اروپایی صورت گرفته است که تاکنون در مورد دیگر گروه های زبانی دیگر سابقه ندارد . . چنانچه زبانهای ایرانی جدید چون متضمن سنن دو هزار ساله زبانه های هند و اروپایی می باشد با زبان سنسکریت شباهت هایی دارند در این پژوهش علاوه بر تاکید مطالعه زبان ساسنکریت برای مطالعات تطبیقی زبانشناسی به بررسی نقاط مشترک در زبان فارسی هندی و اردو با زبان سنسکریت می پردازد . این بررسی نقش مهمی علاقه در تدریس و یادگیری زبان و واژگان مشترک اردو- هندی با زبان سنسکریت خواهد داشت
همه گیری آنلاین: بررسی چالش های اساتید زبان انگلیسی دانشگاه بیرجند در طراحی و اجرای تدریس مجازی در زمان همه گیری کوید 19(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با شیوع همه گیری ویروس کرونا، کلاسهای مجازی سنگ بنای آموزش را تشکیل داده است. از آنجایی که تغییر آموزش به قالب مجازی یک انتقال اجباری و تنها گزینه موجود برای ادامه آموزش میباشد، این تغییر با چالش هایی همراه است که در پژوهشهای قبلی مورد بررسی قرار نگرفته است. این تحقیق قصد دارد چالش های اساتید گروه زبان انگلیسی دانشگاه بیرجند را در طراحی و ارائه دوره های آنلاین در طی شیوع ویروس کرونا بررسی کند و به دنبال راه حل های احتمالی برای این چالش ها می باشد. داده های این مطالعه شامل پیام هایی است که در طی یک ترم تحصیلی به تیم پشتیبانی ارسال شد و نمایشی زنده، طبیعی و لحظه ای از چالش های اساتید را ارائه می دهد. داده ها با استفاده از روش تجزیه و تحلیل بران و کلارک، Braun and Clarke(2006) برای استخراج مضامین تکراری و مقوله های کلی که پست ها نشان می دهد، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از این پژوهش 6 مقوله از چالش هایی که اساتید با آن مواجه بودند را نشان میدهد. این چالش ها شامل مشکلات فنی، ایمنی و اعتبار آزمون های مجازی، نیاز به سیاستگذاری، برنامه ریزی و قوانین مشخص، تلاش اساتید برای سازگاری با آموزش مجازی، چالش های آموزشی و چالش های مربوط به دانشجویان از جمله توزیع ناکافی زیرساخت های فناوری، بی انگیزگی دانشجویان، عدم تعامل و امکان انزوای آنها و سواد رایانه ای ناکافی می باشد. سپس، یافته ها با اشاره به راه حل های ارائه شده در ادبیات پیشین برای رفع این موانع مورد بحث و گفتگو قرار می گیرد. این مطالعه نتایج کاربردی برای توسعه حرفه ای اساتید، خدمات پشتیبانی و همچنین سیاستگذاری و برنامه-ریزی برای دوره های مجازی دارد.
بررسی رده شناسی ترتیب سازه ها در گویش لری ممسنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ترتیب و چینش سازه ها در گویش لری ممسنی از زبان های ایرانی جنوب غربی از منظر رده شناسی براساس الگوی گرینبرگ (۱۹۶۳) و الگوی اصلاح شده درایر (۱۹۹۲) است. داده های پژوهش به صورت کمی و کیفی از طریق مصاحبه حضوری با ۴۵ نفر از گویشوران بومی، بدون در نظر گرفتن جنسیت در قالب ۶۵ ساعت گفتار آزاد و ۴۵ پرسشنامه گردآوری شد. تحلیل داده ها نشان داد که لری ممسنی در مقایسه با گروه زبان های اروپا-آسیا و همچنین در مقایسه با گروه زبان های جهان، به زبان های فعل میانی قوی گرایش بیشتری دارد. این گونه زبانی با وجود شباهت بسیار در الگوی کلی ترتیب واژه با فارسی معیار درخصوص حروف اضافه و عناصر نحوی و توالی قید حالت و فعل تفاوت هایی با فارسی معیار و سایر داده های رده ای جهانی دارد. برخی از حروف اضافه در لری ممسنی دارای تکواژگونه های مختلفی هستند که قبل و بعد اسم واقع می شوند. همچنین گروه حرف اضافه و قید حالت قبل و بعد از فعل واقع می شوند که مغایر با فارسی معیار است
خلق شخصیت نوظهور در متن زبانی با کمک آمیختگی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر سعی دارد با استناد به مفاهیم بنیادین نظریه آمیختگی مفهومی نشان دهد چگونه فرایندهای شناختی باعث شکل گیری و خلق شخصیت های خیالی "متفاوت" در داستان های مختلف می شوند. تببین های نظریه آمیختگی از جنبه های خلاقانه معناسازی، می تواند تفسیری چهارچوب مند از فرایندهای شناختی درگیر در خلق شخصیت در متن روایی به دست دهد. این مقاله در نظر دارد با بررسی آمیختگی های شخصیت های اصلی داستان های کتاب های "فارسی خوانداری" دوره ابتدایی (گروه سنی ب و ج) و بازنمایی شبکه آمیختگی برای هر شخصیت، چگونگی "خلاقیت و نوآوری" در خلق "شخصیت های نوظهور" هر پایه تحصیلی را شناسایی کرده و یک تحلیل شناختی روش مند از فرایند خلق شخصیت در داستان های مقطع دبستان به دست دهد و به این پرسش پاسخ دهد که با توجه به اصول حاکم آمیختگی، چه شخصیت های نوظهوری در داستان های هر پایه تحصیلی، نسبت به پایه های قبل و بعد، خلق شده اند و نویسندگان داستان های پایه های اول تا پنجم دبستان، برای این که بتوانند در خلق شخصیت های نوظهور خود، نسبت به پایه های قبل و بعد، نوآوری داشته باشند، از نظر شناختی چه ابزاری در اختیار داشته و چه انتخاب های متفاوتی انجام داده اند. فرض ما این است که شبکه های آمیختگی و معنای نوظهور برای شخصیت ها، در پایه های اول تا پنجم دبستان، تفاوت آشکاری دارد. یافته ها نشان می دهد نویسندگان متن کتاب های درسی برای خلق شخصیت های داستان های خود، فضاهای درونداد متفاوتی را برای هر پایه تحصیلی انتخاب کرده اند. همچنین با بالا رفتن پایه تحصیلی، فضاهای درونداد انتزاعی تر و شبکه های آمیختگی آن ها پیچیده تر شده است. نتایج این تحقیق می تواند چهارچوبی روش مند برای تحلیل شناختی فرایند خلق شخصیت در داستان های کودکان به دست دهد.
آسیب شناسی برنامه نوین آموزش زبان انگلیسی در نظام رسمی از منظر متخصصان برنامه درسی: چارچوب سیاست و برنامه ریزی آموزشی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دنبال تصویب سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و اجرای برنامه درسی ملی، شاهد عملیاتی شدن برنامه آموزشی جدیدی درخصوص زبان انگلیسی در نظام آموزش و پرورش بوده ایم. این برنامه که با تغییر رویکرد و نیز با تهیه و تدوین کتاب های نونگاشت همراه بوده، تفاوت هایی اساسی با برنامه سنتی و ناکارآمد پیشین داشته است. حال با توجه به این موضوع که عملاً همه کتاب های دوره اول و دوم متوسطه تدوین و تدریس شده است، ضرورت ارزشیابی و آسیب شناسی این برنامه و توجه به نقاط قوت و ضعف آن از منظرهای مختلف ضرورتی اجتناب ناپذیر است. برای نیل به این هدف یعنی ارزشیابی و آسیب شناسی این برنامه جدید، در این مقاله، با بهره جویی از چارچوب سیاست و برنامه ریزی آموزش زبان، به نحوی کیفی و در قالب مصاحبه به سنجش و تحلیل موضوعی نگرش پنج تن از متخصصان حوزه برنامه ریزی آموزش زبان انگلیسی درباره این برنامه پرداخته شده است. یافته ها مبین آن است که برنامه جدید در کنار نقاط قوت خود، با کاستی هایی در بخش هایی چون تربیت معلم، ساعات درسی، و به ویژه ارزیابی فراگیران همراه است که عدم توجه به آن ها می تواند این برنامه را با چالش هایی جدی همراه سازد. در پایان مبتنی بر یافته های پژوهش، پیشنهادهایی در راستای کاستن از ضعف های بالقوه و بالفعل و نیز بهبود آن ارائه شده است.
نظام گفتمانی تمبرهای دهه 50 از دیدگاه نشانه شناسی کاربردی برمبنای رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۵
267 - 295
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی، پیوندِ میانِ زبان، قدرت و ایدئولوژی را به وسیله کشف ساختارها یا مؤلفه های گفتمان مدار نمایان می سازد. پژوهش حاضر، با هدفِ کشفِ لایه های پنهانیِ معانی تمبرهای پیش و پس از انقلاب در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی به انجام رسیده است. تحلیل گر این پژوهش با بررسی متن های تصویری نوشتاری می کوشد تا دریابد چگونه تمبرها زبان را به عنوان فرهنگ بدیهی، طبیعی و اجتناب ناپذیر به تصویر می کشند و کارکردهای متفاوت گفتمانی، اجتماعی و فرهنگی آن ها را بررسی می نماید. بنابراین 78 نمونه (39 تمبر پیش از انقلاب و 39 تمبر پس از انقلاب) از تمبرهای دهه 50 (1360-1350ه.ش) با بهره گیری از مؤلفه های جامعه شناختی-معنایی الگوی ون لیوون به صورت کیفی و کمی تجزیه تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که ایدئولوژی حاکم بر اذهان طراحان، صاحبان اندیشه و حاکمان هر دو دوره با بهره گیری از مؤلفه های گفتمان مدار همچون تشخص بخشی، فردارجاعی، مکان مداری، ابزارمداری، منفعل سازی، کمرنگ سازی، پنهان سازی و موارد مشابه در متون بازنمایی می شوند. با این وجود، تجزیه و تحلیل داده های آماری هم درستی این یافته ها را تأیید کردند. همچنین مؤلفه های گفتمان مدار با ایدئولوژی و روابط قدرت در تعامل تنگاتنگ هستند و رابطه دوسویه با هم دارند که با بررسی این ساخت ها در متن ها و نهادهای اجتماعی قابلِ تبیین است.
افسانه گردانی در بوف کور
منبع:
رخسار زبان سال چهارم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱۲
5-17
حوزههای تخصصی:
رده شناختی ساخت موصولی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هفتم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۲
303 - 325
حوزههای تخصصی:
ساخت موصولی یک گروه حرف تعریف مرکب است که شامل هسته موصولی و بند موصولی است و آن دو با هم یک سازه نحوی تشکیل می دهند. این ساخت توزیع گروه حرف تعریف را دارد. بند موصولی فارسی بند پیرو پسااسمی است که دارای ترتیب خطی حرف تعریف اسم بند است. این مقاله با تحلیل ۱۲۰۰ جمله حاوی بند موصولی که برگرفته از آثار زبان شناسان و دستورنویسانی همچون انوری، شفائی، غلامعلی زاده، لازار، باطنی، نجفی، مشکوهالدینی... است، به بررسی بندهای موصولی فارسی براساس مطالعات بینازبانی و البته درون زبانی می پردازد که شامل راهبردهای مختلفی است برای صورت بندی ساخت موصولی (ارتقاء ضمیر موصولی و به جاماندن ردّ و یا اشتقاق در پایه بودن متمم نما و حضور ضمیر ابقایی/خلاء در جایگاه موصولی)، شقوق بند موصولی به لحاظ حضور هسته، سلسله مراتب جایگاه هسته (برونی، درونی)، و ترتیب خطی هسته (آغازی، پایانی) و بند، انواع هسته در بند موصولی توصیفی و توضیحی، ترتیب جایگاه حرف تعریف، هسته اسمی و بند موصولی در زبان فارسی، جایگاه وقوع موصولی سازی، ضمیر ابقائی، امکان و عدم امکان لانه گیری بندهای موصولی و امکان و عدم امکان حرکت بند موصولی. بنابراین، ابتدا براساس مشاهدات به تعمیم و توصیف همگانی می رسیم و سپس، از تشابهات بین زبان ها که از طریق مقایسه بینازبانی به دست می آید، تبیین می دهیم که علت شباهت و تمایل زبان ها می تواند اشتراک تاریخی، شناختی، پردازشی، معنایی و کاربردشناختی باشد، زیرا ملاحظات نقش مؤلفه های برون زبانی در توصیف رده شناختی اجتناب ناپذیر است..
مجهول سازی افعال لازم در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۷
247 - 266
حوزههای تخصصی:
در مجهولِ بنیادی، فعل در حالتِ غیرِ مجهول، گذرا است. با این وجود، در رده شناسیِ مفهومِ مجهول، نمونه هایی مشاهده می شود که از عملکردِ فرایندِ مجهول بر فعلِ ناگذارا به دست می آیند. این ساخت ها، در بررسی های مفهومِ مجهول، با نامِ «مجهولِ بی شخص» معرفی می شوند. این مقاله، امکانِ مجهول سازیِ فعل های ناگذر را در زبان فارسی مورد توجه قرار داده است. در این پژوهش، دو پیکره «وابستگیِ نحویِ زبان فارسی» و پیکره «همشهری» به کار گرفته شدند. نخست، فعل های موردِ نظرِ پژوهش، از پیکره استخراج شدند. سپس، برای بررسیِ بازنمایی های گوناگونِ داده های به دست آمده، چگونگی حضور فعل های مورد اشاره در صفحه های وب نیز بررسی شده ند اند. بررسی های داده بنیادِ این مقاله نشان می دهد که در زبان فارسی برخی از فعل های ناگذر می توانند با بهره گیری از الگوی رایجِ مجهول سازی در زبان فارسی، مجهول شوند. فاعلِ فعلِ ناگذرِ نامفعولی، پس از عملکردِ فرایندِ مجهول در همان مرتبه فاعلی باقی می ماند. هر چند، گاهی فاعلِ فعلِ گذرا در نتیجه مجهول سازی فعلِ ناگذرِ ناکنایی، حذف می شود و گاهی به شکلِ فاعلِ غیرفاعلی نمایانده می شوند. به این ترتیب، پژوهش پیکره بنیاد حاضر، در مجهول سازی فعل ناگذرِ زبان فارسی، سه امکان را معرفی و گزارش می کند. این سه امکان، با توجه به گونه فعل ناگذر مشخص می شود. اگر فاعلِ فعلِ ناگذر از گونه کنش گر باشد، پس از مجهول سازی کاهشِ مرتبه دارد (به صورت حذف یا بازنمایی در حالت غیرِ فاعلی). اگر فاعل از گونه کنش پذیری باشد، فاعل پیش و پس از مجهول سازی یکسان است و در پی عملکردِ فرایندِ مجهول، تغییری در مرتبه فاعل ایجاد نمی شود.
پردازش ادراکی استعاره زمان در کودکان نابینای مادرزادِ دوزبانه کردی- فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۶بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
227-242
حوزههای تخصصی:
برپایه نظریه استعاره های مفهومی لیکاف و جانسون (1999)، افراد زمان را ازطریق حرکت در مکان استعاره سازی می کنند، زیرا زمان یک توانمندی یا مفهوم ذهنی است که افراد آن را ازطریق تجربیات ملموس و قابل درک، مانند مکان و رویدادهای حرکتی، درک می کنند. اهداف پژوهشِ حاضر بررسی و مقایسه نقشِ وضعیتِ بینایی و تأثیر جنسیت در درک استعاریِ مفهوم زمان در آزمودنی های پژوهش بوده اند. با استفاده از آزمون عبارات اشاری، 203 حرکت استعاریِ جهتی برای اشاره به سه زمان گذشته، حال و آینده از حرکات اشاریِ 29 آزمودنی که به دو زبانِ کردیِ ایلامی و فارسی مسلط بودند، در سه گروه کودک بینا، چشم بسته بینا و نابینای مادرزاد در رده سنی 6-9 سال گردآوری و تحلیل شدند. از این تعداد، درمجموع 191 حرکت، درست درنظر گرفته شدند. یافته ها نشان دادند که وضعیت بینایی بر درک استعاریِ افراد از زمان براساس مکان تأثیرگذار است، زیرا آزمودنی های نابینا، برخلاف بینایان، که اغلب زمان حال را با اشاره به جهت پایین نشان می دادند، الگوی جهتی متغیری را برای اشاره به زمان حال به کار می بردند. علاوه بر آن، بینایان برای نمایشِ زمانِ آینده به جهت جلو اشاره می کردند، درحالی که نابینایان از هر دو جهتِ جلو و راست برای نمایشِ این زمان استفاده می کردند. همچنین، سرعت عملِ یکسانِ آزمودنی های مذکر و مؤنث در خرده آزمون های عبارات اشاریِ مکانی و زمانی نشان داد که جنسیت تأثیر معنی داری بر سرعتِ عملکردِ آنان نداشته است (05/0<p).