فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۶۱ تا ۳٬۱۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقوله دستوری شمار در نگاه اول به نظر ساده انگاشته می شود. اما درواقع بحثی پیچیده است که در زبان های دنیا تنوع ایجاد می کند. هدف از پژوهش حاضر بررسی مقوله شمار در گونه های زبانی برخی از شهرستان های استان کرمان با رویکرد رده شناختی است. پیکره پژوهش حاضر از داده های موجود در پایگاه داده های طرح اطلس زبان شناسی ایران که در پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری در دست انجام است استخراج شده است. در تمام داده های زبانیِ پیکره پژوهش، ارزش نظام شمار به دو ارزش مفرد و جمع تقسیم می شود. در داده های زبانی کل پیکره پژوهش، شمار مفرد بدون نشانه و شمار جمع دارای نشانه است. نشانه های جمع به صورت پسوند به اسم مفرد می پیوندد بنابراین ابزار زبانی مورد استفاده برای نشانه گذاریِ شمارِ جمع در داده های زبانی پیکره پژوهش از نوع ابزار ساخت واژی است که از مرسوم ترین راهبردهای نشانه گذاری جمع در زبان های دنیا محسوب می شود. بررسی داده های زبانی نشان می دهد که در کنار راهبرد ساختواژی، راهبرد نحوی نیز برای رمزگذاری مقوله شمار در این گونه های زبانی به کار می رود.
Metadiscourse Markers in the Abstract Section of Applied Linguistics Research Articles: Celebrity vs. Non-celebrity Authors(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۷, Autumn ۲۰۲۱
159 - 176
حوزههای تخصصی:
Metadiscourse involves the self-reflective linguistic expressions that refer to the evolving text, the writer, and the imagined readers of that text. This study utilized an interpersonal model of metadiscourse to examine the authors' use of metadiscourse in the Abstract sections of Applied Linguistics Research Articles (RAs). It investigated the distributions of interactive and interactional metadiscourse markers at a corpus of 110 RAs published by celebrity and non-celebrity authors to determine the ways academic writers deploy these resources at a hight-stake research genre to persuade readers in their discourse community. The findings revealed that frame markers with a relative frequency of 112 were the most frequent strategy category for the non-celebrity authors. Moreover, evidentials with a relative frequency of 3 were the least frequently used strategy for the celebrity authors. There were no significant differences in the use of interactive and interactional metadiscourse markers between celebrity and non-celebrity authors. These findings might have implications for the teaching of academic writing and scholarly publishing and for novice writers who aim to publish their studies in academic journals.
The Age of Enlightenment and Decline of Neo-Classicism in Europe(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۷, Autumn ۲۰۲۱
177 - 184
حوزههای تخصصی:
The age of enlightenment is a turning point in the movements of Neo-Classicism toward Romanticism. This period emerges after preparing the ground for the decline of neoclassicism in the first half of the eighteenth century in the areas of art, literature, etc. in Europe. It is considered as the beginning of a period of art and literature consisting of artistic creativity and intuitive perception. Three main principles of "unity of time", "unity of place", and "unity of subject" based on which the classical literature was founded become subject to change and transformation. England, Germany, and France were the primary manifestation points of this movement in European literature. Although the role of the literature of ancient east in the foundations of the characteristics of "Romanticism" and pre-romanticism cannot be overlooked, the social grounds of the emergence of this age can be summarized in the longings for change of society, getting tired of old criteria in the fields of art and literature, tendency toward platonic thoughts, and escape from modernity and inclination toward logical thoughts in the works of "Kant" and "Rousseau".
بازنمایی شیوه آموزش حروف اضافه در مجموعه آموزش فارسی به فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هشتم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۳
91 - 114
حوزههای تخصصی:
حروف اضافه نقش بسزایی در معنای جملات فارسی دارند و این بحث، در آموزش/ فراگیری این زبان، یکی از دشوارترین نکات است. در زبان آموزی زبان دوم، این حروف در آخرین رده از مقوله هایی هستند که زبان آموزان آنها را فرامی گیرند. ازاین رو، ضرورت دارد تا کتاب های آموزش زبان فارسی اهتمام ویژه ای به آموزش این حروف داشته باشند. هدف این پژوهش بررسی مجموعه آموزش فارسی به فارسی از منظر آموزش این حروف است تا شیوه های آموزش، تعداد حروف اضافه آموزش داده شده و بسامد رخداد آنها را بررسی کند. دلیل انتخاب این مجموعه پرکاربردبودن و دامنه وسیع استفاده کنندگان از آن است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که روش آموزش حروف اضافه سنتی، آموزشی و در برخی موارد استقرایی/ ضمنی است و باید زبان آموزان، از طریق مثال های ارائه شده یا خواندن متون و به طریق اکتشافی، آنها را فراگیرند. از میان 89 حرف اضافه ساده و مرکب/ گروهی به کاررفته، بیشترین بسامد رخداد ازآنِ حروف «به»، «را»، «در»، «از»، «با» و «برایِ» است. استفاده از تصاویر مناسب برای آموزش، عدم استفاده از زبان واسطه، استفاده از فن تقویت درون داد و اشاره به باهم آیی برخی افعال با حروف اضافه خاص از نقاط قوت این مجموعه به شمار می رود و عدم اشاره به گونه گفتاری حروف اضافه، استفاده صِرف از روش استقرایی و پاورقی های آشفته و بی نظم از نقاط ضعف این مجموعه است. نتایج پژوهش حاضر می تواند مورد استفاده مؤلفان چنین کتاب هایی قرار گیرد.
دگرگونی های واجی خوشه های همخوانی آغازی در زبان فارسی از دوره باستان تا نو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی دگرگونی های واجی خوشه های همخوانی آغازی در روند تحول صورت های بازسازی شده ایرانی باستان، و در مواردی صورت های فارسی باستان یا اوستایی، است. در این پژوهش دگرگونی های واجی منجر به تعدیل این خوشه ها در روند اشتقاقِ 398 مشتق فارسی نو که صورت باستانیِ آن ها واجد خوشه همخوانی آغازی است، در دو بخش خوشه های دوهمخوانی و خوشه های سه همخوانی، بررسی شده است. مهم ترین نتایج پژوهش بدین شرحند: الف. تقسیم بندی دقیق دگرگونی های واجی با بذل توجه به دگرگونی های صوتی همخوان ها و ارائه فهرستی از 6 دسته اصلی دگرگونی های واجی خوشه های دوهمخوانی (با 15 تنوع) و 3 دسته اصلی دگرگونی های واجی خوشه های سه همخوانی (با 6 تنوع)؛ ب. در 35 خوشه دوهمخوانی آغازی، فعال ترین دگرگونی های واجی به ترتیب درج واکه میان هشت، حذف همخوان دوم و تحول همخوان اول، و حذف همخوان اول بوده اند. ج. در 4 خوشه سه همخوانی آغازی، فعال ترین دگرگونی های واجی به ترتیب حذف همخوان اول و سوم، و حذف همخوان اول و درج واکه میان هشت بوده اند.
بررسی میزان کارآمدی رویکرد های زیرمجموعه انگاره بهینگی: تحلیلی مقابله ای – رده شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، ارزیابی کارآمدی پنج رویکرد زیرمجموعه انگاره بهینگی شامل «انطباق ممیزه ای»، «پیوند ممیزه ای به همراه گسترش»، «مطابقه مکانی»، «تئوری گسترش» و «مطابقه با تناظر» در تحلیل پدیده هماهنگی ممیزه گردی درگونه های ترکی رزن و تبریز و همچنین بررسی تفاوت طبقه زبانی در صورت وجود تنوع رده شناختی و در نهایت بررسی میزان کارآمدی هر یک از رویکرد ها در صورت وجود تفاوت است. نتایج حاکی از آن است که به استثنای رویکرد های مطابقه مکانی و انطباق ممیزه ای، سه رویکرد دیگر در تبیین پدیده هماهنگی ممیزه گردی در گونه های مورد بحث بسیار کارآمد است و توانایی تبیین پدیده هماهنگی ممیزه گردی در هر سه رویکرد شمول یکسانی دارد. همچنین با وجود قرابت بسیاری که هر دو گونه در حوزه های نحوی، صرفی و... دارند، به لحاظ رده شناسی متفاوت هستند؛ بدین معنی که هر یک در فرآیند هماهنگی ممیزه گردی در طبقه زبانی مجزای فرضی A , B قرار می گیرند که به خوبی می توان آن ها را در تابلوهای تحلیلی بهینگی اثبات کرد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که علاوه بر دو رویکرد معرفی شده در ساسا (2009)، نظریه گسترش نیز در تبیین هماهنگی ممیزه گردی کاملاً موفق عمل می کند؛ این امر مؤید نوآوری پژوهش حاضر است.
گونه شناسی گفتارهای قالبی در چرند و پرند دهخدا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتار قالبی شده بخشی از یک زبان است که می تواند حامل معانی و مصادیق متعددی باشد. گفتارهای قالبی شده معمولاً به صورت ضرب المثل، کنایه، اصطلاحات و زبان زدها و بیشتر در زبان محاوره به کار می روند و نقش مؤثری در ارتباط های اجتماعی و گسترش زبان از لحاظ ساختاری و مفهومی دارند و بخشی از هویت، فرهنگ و تاریخ هر جامعه هستند که شناخت آن ها موجب شناخت بهتر فرهنگ، زیرساخت ها و تحولات زبانی هر جامعه زبانی می شود و تحلیل آن ها در یک متن نیز موجب شناخت بهتر زوایای پنهان و سبک آن متن می شود. در مقالات دهخدا، گونه های مختلفی از گفتارهای قالبی وجود دارد که در بطن هر یک از آن ها، مفاهیم عمیق اجتماعی، فرهنگی و زبانی نهفته است که شناخت آن ها به شناخت سبک و زبان مقالات دهخدا و جامعه روزگار او کمک می کند. هدف از پژوهش حاضر که با روش کیفی (تحلیلی توصیفی) انجام می شود، تحلیل و بازشناسی گونه های قالبی شده در چرندوپرند دهخدا در سه دسته ضرب المثل، کنایه، اصطلاحات و زبان زدهاست. این پژوهش به منظور بررسی کاربرد این ساخت ها در چرندوپرند و تأثیر آن ها بر زبان و سبک این مقالات انجام می شود. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که دهخدا با استفاده از این ساخت های قالبی، اوضاع و شرایط جامعه خود را ترسیم کرده و مطالبش را با سرعت و در عین حال به صورت فشرده و عمیق به مخاطب منتقل کرده است. استفاده از این ساخت ها موجب شده تا نثر چرندوپرند به زبان محاوره ای نزدیک شود. همچنین بررسی ها نشان می دهد که اصطلاحات و زبان زدها (220 مورد)، کنایه (81 مورد) و ضرب المثل (51 مورد)، به ترتیب پرکاربردترین گونه های ساخت های قالبی در مقالات دهخدا هستند.
نقش جنسیت، سن، و مقطع تحصیلی در انگیزه یادگیری زبان فارسی به منزله زبان دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
علاقه روزافزون به انجام تحقیقات انگیزشی مرتبط با کلاس درس از سال 1975 تاکنون در حال گسترش است و تاکنون پژوهش های بسیاری برمبنای مدل ها گوناگون انگیزشی صورت گرفته است. در پژوهش حاضر تأثیر متغبرهای جنسیت، سن و مقطع تحصیلی فارسی آموزان بر عوامل انگیزه یادگیری زبان فارسی به منزله زبان دوم موردتحلیل و بررسی قرار گرقت. بدین منظور از «پرسش نامه انگیزه یادگیری زبان فارسی به منزله زبان دوم» برگرفته از پژوهش خالقی زاده و همکاران (1398) استفاده شد، و 300 فارسی آموز (زن و مرد از ملیت ها و مقاطع تحصیلی مختلف) که در بازه سنی 18 تا 50 قرار داشتند، از مراکز آموزش زبان فارسی دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) در قزوین، و دانشگاه علوم پزشکی تهران، به پرسش نامه پاسخ دادند. نتایج پژوهش نشان داد که 16 مؤلفه پیشنهادی، تأثیر معنی داری بر انگیزه زبان آموزان داشتند. همچنین مؤلفه های تعیین کننده انگیزه، از نظر رتبه، تأثیر یکسانی بر میزان انگیزه فارسی آموزان ایرانی ندارند. علاوه بر این، نتایج نشان داد زنان و مردان در برخی عوامل انگیزشی با یکدیگر تفاوت دارند. همچنین مشخص شد که گروه های سنی بالاتر نسبت به سنین پایین تر از رفتار انگیزشی بیشتری برخوردار هستند. بین مدرک تحصیلی (سطح تحصیلات) و برخی متغیرهای انگیزشی نیز رابطه معنی داری مشاهده شد.
Holistic Approach and Language Teaching: Listening-speaking Development and Self-efficacy in Focus(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Iinternational Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۶, Summer ۲۰۲۱
115 - 126
حوزههای تخصصی:
The purpose of holistic language teaching is the development of the learners’ ability to handle both their language oral skills as well as maximizing their life skills. This study aimed to fulfill these objectives through a mixed-methods design, using holistic teaching procedures. The participants of the study comprised 60 Iranian EFL pre-intermediate learners homogenized through Cambridge Placement Test, from a population of 78 students who had been selected by simple random sampling. They were divided into two experimental and control groups (30 students in each group) who received the treatment--a holistic and sequenced series of listening-speaking activities, and traditional teaching instruction, respectively. Four instruments were used to collect the data for analysis: Cambridge Placement Test, a comprehensive test of speaking and listening used as pretest and posttest, a questionnaire to estimate the learners’ self-efficacy and finally, an unstructured interview. The findings of the study proved that the experimental group that was exposed to the holistic teaching procedures outperformed the control group, meaning that the participants in this group performed more satisfactorily in both listening and speaking. Moreover, their self-efficacy improved to an acceptable level as they expressed in the interview their satisfaction with the use of holistic teaching procedures. These findings have some implications for both teachers and students concerning the enhancement of language interaction in and outside the English classes.
The Impact of Peer Feedback on EFL Learners’ Writing Performance and Writing Anxiety
حوزههای تخصصی:
The present study aimed at investigating the effect of peer feedback (PF) on EFL learners’ writing performance and writing anxiety. To this end, two intact classes including 48 intermediate EFL learners were selected and assigned into two groups of experimental and control (24 learners in each). This study had a quasi-experimental design including pre-test, treatment, and post-test to assess the students’ overall writing performance before and after the PF sessions. For data collection, the researchers used pre-test, post-test, 7 writing topics, and Cheng’s (2004) Second Language Writing Anxiety Inventory (SLWAI). The results of paired sample t-test and Mann-Whitney U Test revealed that the experimental group outperformed the control group due to the implementation of PF. Moreover, the researchers conducted Cheng’s SLWAI questionnaire at the end of the study. The findings indicated that the anxiety level of the experimental group receiving PF decreased to a significant extent. The implications are discussed in terms of writing instructors’ use of PF into writing classes to make the environment safer and more comfortable for the language learners to flourish their ideas.
Reflections on English as a Foreign Language Teacher Burnout Risk Factors: The Interplay of Multiple Variables(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study represents an investigation into the interplay of the English as a Foreign Language (EFL) teacher burnout and such teacher-related variables as emotional intelligence, personality traits, teaching experience, self-efficacy, school type, gender, academic degree and age. This is a research report of a study on 124 secondary school EFL teachers with BA, MA, and PHD academic degrees. Findings of correlation and sequential multiple regression analyses suggest that EFL teacher burnout is likely to result from several factors with emotional intelligence being by far the strongest predictor of them. It was also found that emotional intelligence and self-efficacy have a negative moderate correlation with teacher burnout. Strong correlations were also found between emotional intelligence and self-efficacy, age and self-efficacy, and age and experience. No significant relationship was found between burnout and age, experience or personality. Some critical points are raised for the education system in Iran and practical implications are suggested.
معنی شناسی روایت، منطق موجهات و جهان های ممکن داستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه جهان های ممکن، الگویی برای معنی شناسی روایت ارائه می کند. این مقاله بر کاربرد نظریه جهان های ممکن در معنی شناسی روایت با رویکردی بینارشته ای تمرکز دارد. فهم روایت بر اساس دیدگاه جهان های ممکن هدف و نتیجه عمده ای است که این جستار درپی تبیین آن است. در این نظرگاه پی رنگ تنها عبارت از جهان واقعیِ متنی نیست که رویدادهایی در آن رخ می دهد، بلکه شامل جهان های ممکنی است که بدون لحاظ کردن آن ها معنی شناسی روایت ناقص خواهد ماند. چنین دیدگاهی برگرفته از دلالت شناسی منطق موجهات است. بنابراین، برای تبیین این دیدگاه باید به منطق موجهات توجه داشت. نظریه های معنایی معاصر سه شاخه عمده دارد: معنی شناسی فلسفی، منطقی و زبانی. معنی شناسی زبانی از معنی شناسی صوری یا منطقی به مثابه یک منطق معنایی برای چگونگی مطالعه معنی استفاده می کند. در این جستار نشان داده می شود که معنی شناسی صوری در قلمروی معنی شناسی روایت نیز کاربرد دارد. با توجه به نتایج به دست آمده، با لحاظ کردن دنیاهای درونی شخصیت ها، دنیاهای اذهان داستانی و جهان های ممکن گوناگون در خوانش متن، فهم کامل تر و عمیق تری از معنای روایت حاصل خواهد شد، زیرا داستان به مثابه یک نظام وجهی کامل درک می شود و بازنمودهای ذهنی شخصیت ها به منزله «جهان های ممکنِ یک نظام وجهی» درک می شوند. از مهم ترین دستاوردهایی که در پرتو نظر افکندن به معنای متن روایی بر اساس این الگو حاصل می شود، بازتعریفِ مفهومِ پی رنگ و نیز مفهوم تعارض داستانی است. برای توضیح عملی مباحث، دوگانه جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان از سیمین دانشور انتخاب شده است.
تحلیل آماری از استعاره های مفهومی علیت در بخش الهیات کتاب الشفاء ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصل علیت جایگاه ویژه و مهمی در فلسفه بویژه فلسفه سنتی دارد. پژوهش حاضر به این پرسش اساسی می پردازد که آیا توصیف روابط علّی در فلسفه اسلامی را می توان در چارچوب نظریه استعاره های مفهومی توجیه و تبیین نمود. این پژوهش بر روی بخش الهیات کتاب الشفاء صورت گرفته است. کتاب الشفاء یکی از مهمترین آثار ابن سینا است. بخش الهیات یا متافیزیک این کتاب را باید مهمترین اثر فلسفی ابن سینا دانست. جهت پاسخ به پرسش اساسی این تحقیق، استعاره های مفهومی علیت در الهیات الشفاء شناسایی و معرفی می گردند. ابن سینا از واژگان گوناگون و متعددی جهت توصیف رابطه علیت بهره برده است. با استخراج و دسته بندی واژگان مذکور، استعاره های مفهومی متعددی جهت توصیف علیت در الهیات الشفاء شناسایی می شوند. در پژوهش حاضر همچنین کوشش می شود که نقش و اهمیت هر یک از استعارهای مفهومی مذکور در کتاب الهیات الشفاء بواسطه روش آماری و استخراج فراوانی بکارگیری استعاره های فوق مشخص گردد. استخراج داده ها با شمارش واژگان مرتبط به حوزه مبدأ استعاره های مفهومی مذکور صورت می گیرد. استعارهای مفهومی مرتبط با علیت در کتاب مذکور را می توان به دو بخش بزرگ تقسیم کرد: استعاره های مبتنی بر استعاره پایه «علت نیروی فیزیکی است» و استعاره های مبتنی بر علیت طبیعی. با استخراج فراوانی هر یک از استعاره های فوق مشخص می شود که به طرز معناداری استعاره های مبتنی بر علیت طبیعی دارای فراوانی بیشتری در الهیات الشفاء هستند.
آسیب شناسی و تحلیل محتوای کتاب های تاریخِ زبان فارسی در پرتو الگوی هَیَجامَد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و چهارم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
89 - 122
حوزههای تخصصی:
در کتاب های درسی تاریخِ زبان فارسی آنچه اهمّیّت دارد، انتقال دانش به دانشجویان است و باوجودآنکه توجّه به نیازهای مرتبط با یادگیری مخاطبان و ویژگی های شخصیتی آنان در تهیّه و تدوین این کتاب ها اهمّیّت زیادی دارد، در بسیاری از موارد نادیده گرفته می شود. ازجمله این نیاز ها که باید به آنها توجّه داشت، هیجانات و حواس دانشجویان و تأثیر زیادی است که این مؤلفه های روان شناختی در یادگیری آنان دارد. الگوی «هَیَجامَد» برگرفته از دو واژه «هیجان» و «بسامد» است که به هیجانات حاصل از استفاده از حواس در فرایند یادگیری توجّه دارد و سه مرحله هیچ آگاهی (تهی)، برون آگاهی (شنیداری، دیداری و لمسی حرکتی) و درون آگاهی (درونی و جامع) را شامل می شود. در پژوهش حاضر به منظور کیفیّت بخشی محتوای کتاب های تاریخِ زبان فارسی، 5 کتاب تاریخ زبان فارسیِ مطرح در سطح دانشگاهی شامل کتاب های تاریخ زبان فارسی (خانلری)، تاریخ زبان فارسی (ابوالقاسمی)، تاریخ مختصر زبان فارسی (ابوالقاسمی)، تاریخ زبان فارسی (باقری) و تاریخ زبان های ایرانی (رضایی باغ بیدی) با استفاده از سیاهه محقّق ساخته بر اساس الگوی هَیَجامَد مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت و به منظور مقایسه سطوح مختلف هَیَجامَد در این کتاب ها، داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون «خی دو» تحلیل شدند. نتایج حاصل، حکایت از آن دارد که تفاوت معناداری میان بهره گیری از الگوی هَیَجامَد در کتاب های تاریخ زبان فارسی وجود دارد و از این منظر می توان کتاب های تاریخ زبان فارسی را آسیب شناسی کرده و به نتایج قابل توجّهی در بازنگری این کتاب ها دست یافت. به نظر می رسد بهره گیری از این الگو در تهیّه و تدوین منابع آموزشی تاریخ زبان فارسی، یادگیری آسان و سریع تری را برای مخاطبان رقم بزند و با درگیری هیجانات و حواس آنان در حین یادگیری مطالب بهتر در حافظه بلندمدّت دانشجویان ثبت شود.
دگردیسی نشانه معناشناختی «شایعه» در نظام های گفتمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۰
143 - 166
حوزههای تخصصی:
پژوهشِ حاضر، ساز و کار نشانه معناشناختیِ پدیده «شایعه» را در بسترِ یک گفتمانِ عامیانه بررسی می کند. بر پایه یافته های پژوهش، شایعه، گفته ای است که بر اثر نقصانِ معنایی در پایگاه حسی-ادراکی سوژه گفته پرداز به صورت اتفاقی تولید می شود. سه عنصر سوژگانی در شایعه دخیل اند: سوژه کنش پذیر، سوژه اثرپذیر و سوژه اثرگذار. سوژه کنش پذیر، شایعه را تولید می کند، سوژه اثرپذیر زمینه را برای گسترش آن فراهم می کند و سوژه اثرگذار آن را با برنامه ریزی آگاهانه مدیریت می کند و از بین می برد. سوژه های کنش پذیر و اثرپذیر به حوزه عمومی و سوژه اثرگذار به حوزه خاص و حرفه ای تعلق دارند. سوژه اثرپذیر با رویکرد گزینشی و بسته، در برخورد با شایعه واکنشی هیجانی نشان می دهد اما سوژه حرفه ای با رویکرد عقلانی و باز، از طریق مفاهمه شایعه را مدیریت می کند. توانِ شناختی و فشاره عاطفی کنشگران و کنش های آنان با نظام های ارزشی رابطه علی-معلولی دارد. شناختِ محدود و تنش عاطفی شدید، نظام ارزشی بسته؛ و شناخت گسترده و تنش عاطفی پائین، نظام ارزشی باز را ترسیم می کند. نظام گفتمانی تصادفی در آغاز و نظام گفتمانی برنامه مند در پایان فرایند دگردیسی شایعه قرار دارد. عوام (مردم عادی)، به سبب نداشتنِ شناخت و آینده نگری، از الگوی منطق دیجیتال بهره می گیرند. این رویکرد، مانع دگرگونیِ نظام تصادفی به سمت نظام منطقی می شود و ویژگی مخاطره آمیز آن را تثبیت و تقویت می کند اما نخبگان و افراد کارشناس، از منطق آنالوگ پیروی می کنند و فرایند تحول نشانه ها را به تدریج به سمت کنترل، برنامه مندی و منطق هدایت می کنند.
بر هم کنش فعل های لحظه ای و انواع نمود دستوری در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۰
199 - 225
حوزههای تخصصی:
افعال لحظه ای، جزء افعالِ تغییرِ حالت و رویدادهایی هستند که تداومِ آن ها چنان کوتاه است که تقریباً نادیده گرفته می شود. این افعال، نمود پایانی دارند و معمولاً با قیدهایی مانند «با جدیت» و «با انرژی» به کار نمی روند. هدف این پژوهش، بررسی تعامل افعال لحظه ای با انواع نمود دستوری در زبان فارسی است که در چارچوب دستور نقش و ارجاع و به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام می گیرد. افعال لحظه ای در این پژوهش در دو زیرگروه افعال لحظه ای نقطه اوجی و افعال لحظه ای رویدادی بررسی می شوند. افعال لحظه ای نقطه اوجی برای تحقق معمولاً به مقدمه ای نیاز دارند که در طول زمانی کوتاه یا بلند انجام می گیرد، ولی افعال رویدادی معمولاً به چنین مقدمه ای نیاز ندارند. داده های پژوهش از وب گاه های اینترنت و گفتگوهای روزانه انتخاب شده اند. بررسی افعال لحظه ای در تعامل با نمودهای دستوری نمایانگر آن است که هر دو زیرگروه افعال لحظه ای، قابلیت کاربرد با نمود تام را دارا هستند. هر چند، با توجه به مشخصه غیر پویا بودنِ افعال لحظه ای، در اغلب موارد این افعال، فاقد صورت استمراری به شمار می آیند. بررسی داده ها نشان می دهد که افعال لحظه ای نقطه اوجی و رویدادی با رفتارهای متفاوت، می توانند با خوانش هایی ازجمله قریب الوقوع بودن، حرکت آهسته، تکرار عمل، فرافکنی اشاری و خوانش گزارشی در ساخت نمود ناقص نمایان شوند. در نمود کامل نیز می توانند کارکردهای تجربی، خبر داغ، کارکرد جهانی و گواه نمایی داشته باشند. این افعال در نمودهای تام، ناقص و کامل می توانند به مفهوم آینده نگر به کار روند که در این صورت، بافت کاربردی و وجود گروه قیدی دالِ بر آینده، نقش تعیین کننده ای خواهد داشت.
Discovering Iranian EFL Teachers’ Metalinguistic Knowledge: The Role of Academic Degree and Teaching Experience in Focus(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The relevance of metalinguistic knowledge in effective teaching of the four language skills is evident. As such, the present study sought to determine the degree of Iranian EFL teachers’ metalinguistic knowledge by focusing on the role of academic degree in English Language Teaching (ELT) and teaching experience. The study drew on a mixed-methods research design, and the data were collected through a questionnaire and a semi-structured interview, exploring teachers' perceptions and evaluations of metalinguistic knowledge. Additionally, in order to evaluate the declarative knowledge of teachers regarding their grammatical awareness, a test of English Grammar Knowledge was administered among 94 novice and experienced EFL teachers with and without an academic degree in ELT teaching in private language institutes. The results of the questionnaire and interview indicated that while the importance of having grammatical knowledge was evident for participants, experienced teachers displayed more positive views toward grammar awareness. Furthermore, the teachers' performance on the grammar test showed that while formal education helps teachers improve their knowledge, it is not the only determining factor for high levels of declarative knowledge of language. On the contrary, teachers' background knowledge was found to result in high levels of metalinguistic knowledge. Additionally, the results revealed that years of teaching experience does not determine the levels of teachers’ metalinguistic knowledge. The study provides implications for EFL teachers and teacher trainers.
مقدمه ای بر اخلاق در آموزش زبان خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله تایید اهمیت بعد اخلاقی در زمینه های مرتبط با آموزش و یادگیری زبان های خارجی است. این بعد اخلاقی می تواند در حیطه های مختلف و خاص با مدرسان و زبان آموزان ارتباطی نزدیک و پیچیده داشته باشد. در حقیقت، به دلیل ماهیت اخلاقی روابط انسانی و کلاً زبان طبیعی، تاکید بر اهمیت مولفه های اخلاقی در آموزش زبان خارجی مشروعیت یافته است. نویسنده جهت تاکید بر ماهیت اخلاقی زبان، به اندیشه های عمیق فیلسوف فرانسوی، امانوئل لویناس، اشاره می کند. به این ترتیب، این بررسی دو هدف مشترک را دنبال می کند: در وهله اول، ارائه نمایی انسان گرایانه از تفکرات صورت گرفته درباره مسائل اخلاقی در اصول آموزشی زبان های خارجی، و در وهله دوم، طرح چند پیشنهاد جهت توسعه این تفکرات اخلاقی. تحلیل تاریخی ما امکان روشن شدن این واقعیت را برایمان فراهم کرد که مسئله اخلاق در آموزش و یادگیری زبان های خارجی از دیرباز بر ادراکی بیشینه گرا از مفهوم اخلاق و نیز بر طرحی سیاسی مبتنی بوده که تا حد زیادی از فعالیت های واقعی مدرسان زبان حذف شده است.تاریخی ما امکان روشن شدن این واقعیت را برایمان فراهم کرد که مسئله اخلاق در آموزش و یادگیری زبان های خارجی از دیرباز بر ادراکی بیشینه گرا از مفهوم اخلاق و نیز بر طرحی سیاسی مبتنی بوده که تا حد زیادی از فعالیت های واقعی مدرسان زبان حذف شده است.
بررسی جایگاه و کاربرد گویش گنابادی از منظر جامعه شناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با هدف شناسایی موقعیت اجتماعی گویش گنابادی، از گویش های کهن ایرانی، با بررسی تأثیر مؤلفه های اجتماعی مانند سن، تحصیلات، جنسیت و شهرنشینی بر کاربرد گونه گنابادی در حوزه های مختلف مانند خانواده، مدرسه، هنر، اماکن اداری، کوچه و خیابان، مذهب و سرگرمی انجام پذیرفت. روش، تحلیل حوزه ای و ابزار، پرسش نامه و مصاحبه است. روش نمونه گیری، تصادفی بود که برمبنای آن، حجم نمونه ای متشکل از 240 آزمودنی، از سه رده سنی به تفکیک هر گروه جنسیتی و به صورت مساوی از دو جامعه روستایی و شهری گناباد انتخاب گردید. نتایج پژوهش نشان داد که گنابادی، زبان غالب حوزه های غیر رسمی و به ویژه خانواده است؛ هرچند در حوزه های رسمی تر مانند مدرسه و اداره، فارسی معیار، زبان غالب است. گرایش به استفاده از زبان فارسی در بین زنان بیشتر از مردان، گروه سنی جوانان بیشتر از دیگر گروه های سنی، تحصیل کردگان بیشتر از غیرتحصیل کردگان، شهر نشینان بیش از روستاییان در تمامی حوزه هاست. پس می توان گفت که گنابادی روند تدریجی زوال را در پهنه خراسان بزرگ طی می کند.
Impact of Interventionist Dynamic Assessment on Iranian EFL Learners’ L2 Reading Comprehension and Classroom Engagement(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۹, Issue ۳۹, Winter ۲۰۲۱
67 - 79
حوزههای تخصصی:
The current study investigated the impact of an interventionist model of dynamic assessment, using a repetitive process of pretest-teach-posttest design, on Iranian EFL learners’ reading comprehension and classroom engagement. To this end, 40 intermediate participants were selected through convenient sampling from among the English majors of a university in Kerman, Iran, and assigned to two control and experimental groups, each including 20 students. Then, during 4-month period, the experimental group was exposed to reading comprehension class, using an interventionist model of DA, while the control group did not receive ant dynamic assessment program. At the end of the treatment, the participants’ scores on the pretest and post-test were statistically compared. The obtained results revealed that the experimental group significantly outperformed the control group on the scales of reading comprehension skill. A change was also observed in the classroom engagement of the experimental group, but not for the control group. Indeed, the results showed that dynamic assessment can boost participants' performance in a practical and effective way, not only in terms of reading performance but also in terms of motivating more classroom engagement among EFL learners. This finding has implications for teachers to design more efficient courses which are the ultimate goal of education.