فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۲۱ تا ۲٬۲۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
زبان کردی به سه شاخه اصلی شمالی، مرکزی، و جنوبی تقسیم بندی می شود که از مهم ترین گویش های این سه دسته می توان به گونه های کرمانجی (کردی شمالی)، سورانی و اردلانی (کردی مرکزی) و کلهری و ایلامی (کردی جنوبی) اشاره کرد. در کردی کرمانجی پیشوند استمراری به شکل-di، در کردی سورانی به شکل-da، در کردی اردلانی به شکل a-، در کردی ایلامی به شکل-də و در کردی کلهری بدون بروز آوایی و به شکل تکواژ صفر است. با این حال، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد تکواژ استمراری در کردی کلهری نیز هم چون سایر گونه های کردی، در دوره های گذشته، صورت آوایی آشکار داشته است. مقاله حاضر با رویکردی تطبیقی در تلاش است صورت هایی از کردی کلهری را معرفی کند که در آن ها بقایایی از این پیشوند دیده می شود. به این منظور، ابتدا وضعیت صورت آوایی پیشوند استمراری در گونه های سورانی، اردلانی، ایلامی و کلهری مورد بررسی قرار می گیرد. داده های پژوهش حاضر از طریق مصاحبه با 10 گویشور از هر کدام از این چهار گونه کردی به دست آمده است. این داده ها در گام بعدی آوانگاری شده و سپس با یکدیگر مقایسه می شوند. پس از بررسی داده ها، مشخص شد که این پیشوند در هیچ کدام از گونه های سورانی، اردلانی و ایلامی حامل تکیه نیست و تنوع صوری این پیشوند در گونه های مذکور حاصل تضعیف هجای فاقد تکیه این پیشوند است. با بررسی صورت های حال استمراری فعل های «آمدن»، «آوردن» و «دیدن» و نیز بررسی صورت آوایی پیشوند منفی ساز حال استمراری در کردی کلهری و مقایسه آن ها با سه گونه دیگر، شواهدی مبنی بر بقایای این پیشوند در این گونه از زبان کردی آشکار شد.
قیدهای زبان فارسی از نگاه سرنمون رده شناختی به اجزاء کلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقوله ی قید از مباحث پیچیده ای است که تاکنون جنبه های متفاوتی از آن مورد بررسی قرار گرفته است. با این وجود، زبان شناسان در خصوص مسائل متنوع مربوط به قید، از تعریف آن گرفته تا اصالت آن به عنوان یک مقوله واژگانی، به توافق همگانی نرسیده اند. در این پژوهش سعی بر آن است تا در چارچوب نظریه ی سرنمون رده شناختی با مشخص کردن ویژگی های سرنمونی قیدهای فارسی به تعیین جایگاه آن ها در نقشه ی معنایی اجزاء کلام کرافت به عنوان یکی از اجزاء کلام پرداخته شود. به این منظور، با توجه به معیارهای رده شناختی، شماری از قیدهای پرکاربرد در زبان گفتاری فارسی معیار مورد استفاده در برنامه های تلویزیونی و متون مختلف فارسی معاصر مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده، جایگاه قیدهای بی نشان در زبان فارسی که به لحاظ نقشی تعریف شده اند و از نظر رده شناختی بی نشان به حساب می آیند در نقشه ی معنایی اجزاء کلام کرافت مانند صفت های بی نشان در طبقه ی معنایی ویژگی تعیین گردید و مشخص شد که این قیدهای بی نشان، بر خلاف صفت های بی نشان که به بیان نقش کنش گزاره ای توصیف در درون ارجاع می پردازند، نقش کنش گزاره ای توصیف در درون اسناد را ایفا می کنند. همچنین جایگاه گروه های حرف اضافه ای فعلی و فعل های قیدگون نیز به عنوان قیدهای نشان دار، به ترتیب، به منزله ی واژه-های چیز و بیان گر نقش کنش گزاره ای توصیف در درون اسناد و واژه های کنش و بیان گر نقش کنش گزاره ای توصیف در درون اسناد در نقشه ی معنایی اجزاء کلام کرافت مشخص گردید. در واقع، این نوشتار نشان داده است که مقوله ی واژگانی قید که در نظریه کرافت(2001) نادیده گرفته شده بود را نیز مانند سایر مقوله ها می توان در نقشه ی معنایی اجزاء کلام وارد نمود و مقوله ی قید هم در نظریه ی سرنمون رده شناختی قابل بررسی است.
پدیدارشناسی چالش های شکل گیری محیط یادگیری مکالمه عربی از نگاه دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محیط یادگیری درکنار سایر ارکان یادگیری یکی از مهم ترین عوامل بهبود برنامه درسی موفق و به تبع آن پیشرفت تحصیلی است. اهمیت محیط در یادگیری زبان با توجه به ضرورت کاربرد آن در محیط های واقعی، دوچندان است. علی رغم تلاش گروه های عربی کشور برای تقویت محیط مکالمه عربی اما همچنان به نظر می رسد این محیط در بیشتر گروه ها به زبان فارسی باشد. اینکه علی رغم این تلاش ها چه موانعی سبب عدم شکل گیری چنین محیطی شده، مسئله این پژوهش است. بنابراین جستار حاضر می کوشد تا با رویکرد پدیدارشناسی و روش تحقیق کیفی، چالش های شکل گیری محیط یادگیری مکالمه عربی را از طریق مصاحبه با دانشجویان تحلیل و راهکارهایی برای رفع آن ها پیشنهاد دهد. برخی از یافته ها نشان داد؛ چالش های محیط یادگیری زبان عربی، شامل مواردی مثل عدم استفاده از فعالیت های گروهی، اضطراب، عدم اجبار به تکلم عربی، ارائه فارسی بیشتر درس ها، عدم تکلم استادان به عربی در محیط گروه و فقدان تکالیف مناسب برای خارج از کلاس است.
«یکی مهربان بودم اندر سرای» مهربانِ بی ریش فردوسی مرد یا زن؟ (خوانشی جنسیتی از دیباچه بیژن و منیژه در الشاهنامه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگارنده مقاله پیش رو رهیافت «چرخش فرهنگی» را در مطالعات ترجمه به کار می بندد تا دریابد چرا قوم الدین بُنداری، در سده هفتم هجری، هنگام برگردان مصراع «یکی مهربان بودم اندر سرای» برابرنهادِ واژه «مهربان» را «الغلام» برمی گزیند. از آنجا که متن شاهنامه عاری از نشانه ای است که جنسیت «مهربان» را روشن سازد پس مذکر پنداشتنِ «مهربان» دلیلی فرامتنی دارد. واکاوی الگوی میل و کردوکار جنسی در عصر مترجم، و نیز پیش و پس از آن، نشان می دهد که کنش مند/سوژه مذکر در کردار جنسیِ خود، همزمان به دو کنش پذیر/ابژه نظر داشته است: کنش پذیر (نا)مذکر و کنش پذیر مؤنث. به دیگر بیان برخلاف الگوی میل جنسی معاصر که بر دگرجنس خواهی و دوگانه مذکر مؤنث استوار است در آن دوره، افزون بر دوگانه یادشده، حضور دوگانه مذکر (نا)مذکر نیز در کردار جنسی هویداست. کاوش در منابع نوشتاری و نانوشتاری، همچون نگاره های برجامانده از پیشینیان، آشکار می سازد که ابژه (نا)مذکر امرد، مخنث، مأبون و خصی/ خواجه را دربر می گیرد که از این میان بنداری به سبب کنش هایی که در متن شاهنامه به «مهربان» نسبت داده شده، الغلام/امرد را همچون معادلی برای «مهربان» برمی گزیند. بدین ترتیب این گزینش نه در هم ارزی دو واژه در زبان های مبدأ و مقصد که در الگوی میل جنسیِ جامعه مقصد ریشه دارد.
Teachers’ Perception Towards Differentiated Instruction Approach in Secondary Schools of Namangan City(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۰, Issue ۴۱, Summer ۲۰۲۲
37 - 47
حوزههای تخصصی:
The study investigates English language teachers’ beliefs and perceptions in understanding the notion of differentiated instruction strategy in secondary schools in Uzbekistan. To achieve this, the researchers designed a questionnaire consisting of 3 parts, a question list for semi-structured interviews and an unstructured observation sheet. The instruments were used after having verified their validity and reliability. Our teachers participated in the research who took the questionnaires, 20 sub-samples were interviewed and 10 of them volunteered to conduct the classes per 2 observations, that is 20 observations in total. The results indicate that teachers have different points of view on differentiated instruction strategies based on their experience. There was a big difference among questionnaire and interview responses compared to what was observed in classes in terms of applying elements of Differentiated Instruction such as Content and Process. The analyses of data show that being familiar with DI is statistically significant toward the age, working experience, and grade currently teaching. The study recommends organizing workshops for language teachers to train them to differentiate instructions and increase their awareness of the strategies of differentiation along with organizing lesson observation of those teachers who already implement differentiated instructions in their classes.
ترتیب سازه ای بند فارسی با تکیه بر دستور نقشگرا-گفتمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به دنبال معرفی روشی جدید برای توجیه ترتیب سازه ای عناصر بند در زبان فارسی هستیم. به این منظور دستور نقش گراگفتمانی (2008) به عنوان جدیدترین دستور نقش گراچارچوب اصلی این پژوهش را تشکیل می دهد. این دستور برخلاف اصول رده شناختی گرین برگ (1963) از روشی پویا برای تعیین ترتیب سازه ای استفاده می کند. روشترتیب قرارگیری سازه ها در این دستور به گونه ایست که هیچ جایگاهی از قبل برای عنصر خاصی از زبان تعیین شده نیست بلکه جایگاه هر عنصر براساس لایه ای که در آن تولیدمی شود، نقش کاربردی و معنایی آن (بافت زبانی)و با توجه به سایر عناصر بالادستی آن در سلسله مراتب لایه های دو سطح بینافردی و بازنمودی تعیینمی گردد. علاوه بر این، در این دستور قواعدی برای تعیین ترتیب سازه ها معرفی شده است که نه تنها به تعیین ترتیب عناصر بند کمک می کند بلکه برای تعیین عناصر تشکیل دهنده گروه و واژه نیز کاربرد دارد؛ با این وجود هدف پژوهش حاضر تنها تعیین ترتیب سازه های فارسی در سطح بند است. دستور نقش گرا گفتمانی چهار جایگاه مطلق آغازی، دومین، میانی و پایانی و تعدادی جایگاه نسبی را برای سازه-های تشکیل دهنده بند در نظر می گیرد؛ طبق روش بالا به پایین این دستور، هر زمان یکی از این چهار جایگاه مطلق اشغال شود جایگاه های نسبی آن می توانند پذیرای عنصر دیگری شوند. با درنظر گرفتن چهار جایگاه در این دستور شرایطی ایجاد می شود که در ازای هر روساخت دستوری طبق اصول رده شناختی گرین برگ، 14 ترتیب سازه ای محتمل وجود خواهد داشت. به عبارتی، در مقابل 6 ترتیب سازه ای گرین برگ یعنی SOV,SVO,OVS,OSV,VOS,VSO، در این دستور 84 احتمال وجود دارد. نتایج پژوهش حاکی از کارایی اصول این دستور برای تعیین ترتیب سازه ای بند فارسی به عنوان زبانی با ترتیب سازه ای آزاد است. از طرف دیگر، با توجه به آنکه در این دستور اعتقادی به وجود حرکت سازه ای نیست می توان -با استدلال های نقشی- آزادی سازه های بند فارسی را (به عنوان نتیجه نیت کاربردی گوینده) به صورت پایه زایشی توجیه کرد. به همین منظور، در بخش آخر این پژوهش یکی از انواع قلب نحوی نیز ( قلب تحوی کوتاه برد چپ گرای فارسی) به عنوان فرایندی پربسامد براساس این دستور و برمبنای ملاحظات کاربردی (نه نحوی) مورد برسی قرار می گیرد.
The Impact of Collaborative In-service Training on EFL Teachers’ Language Assessment Literacy, Perceptions and Practices(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This mixed-methods study sought to examine any significant impact of Iranian English as a Foreign Language (EFL) teachers' collaboration in rating speaking tests and brainstorming theoretical concepts of language assessment (LA) on their literacy, perceptions, and practices of speaking assessment. Forty-one Iranian EFL teachers selected through purposeful sampling were asked to fill out a questionnaire, including 20 components of LA, so as to measure their knowledge and perceptions of LA components. Then, 21 of the teachers volunteered to score the video-projected speaking performance of 12 international students in the Key English Test (KET) using KET speaking rating scales. Having received six in-service speaking assessment training sessions based on their collaboration, the 21 participating teachers completed the same questionnaire and scored the same videos again. An ANCOVA was used to compare the quantitative data from the questionnaire and teachers’ scoring of KET speaking tests before and after the treatment and also to investigate any significant differences between the novice and experienced Iranian EFL teachers in terms of their knowledge and perception of LA, and the assessment of KET speaking tests. Moreover, the 21 volunteered teachers were interviewed to further discover their perceptions about the in-service speaking assessment training course they attended. The findings revealed that the collaboration of the Iranian EFL teachers in rating speaking tests and brainstorming theoretical concepts of LA significantly impacted their knowledge, perceptions, and practices of LA. However, the effects were unequal and different for novice and experienced EFL teachers.
تکوین گفتمان نمای «راستی» در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
169-188
حوزههای تخصصی:
گفتمان نماها، به عنوان هدایت کنندگان و یکپارچه کنندگان گفتمان، از عناصر مهم زبانی در نظام زبان به شمار رفته و مطالعه آنها از مباحث مهم و جدید در زبان شناسی است. این واحدهای زبانی به کلمات و گروه هایی اشاره دارد که به تنهایی بدون معنی و فاقد نقش نحوی می باشند و نقش شان در جمله معمولاً ایجاد ترابط در میان پاره گفتارها بوده و نشان دهنده وجود یک رابطه کلامی اند. این کلمات که معمولاً از نظر نحوی، قید یا حرف ربط می باشند، نقش های متفاوتی را در نظام زبان ایفا می کنند. از آنجا که نقش اصلی گفتمان نماها در سطح گفتمان، یعنی در توالی پاره گفتارها است نه در سطح پاره گفتارها یا جملات، بر همین اساس، مستقل از نحو محسوب می شوند. در این بررسی، نقش های تقابلی، تأکیدی و تأییدی گفتمان ها مطمح نظر قرار گرفته اند. از این رو، در این پژوهش، بررسی سیر تحوّل درزمانی نقش های واژه فارسی «راستی» از قرون متقدم تا قرن معاصر در کانون توجه قرار گرفته است. ازآنجایی که این پژوهش ماهیتاً پیکره بنیاد و اسنادی است، پیکره ای متشکل از 22 اثر نوشتاری مربوط به دوره متقدم و 58 اثر نوشتاری مربوط به دوره متأخر برگزیده شده است. بر بنیاد یافته های پژوهش حاضر، واژه «راستی» در قرون متقدم عموماً به صورت اسم، اسم مصدر، صفت و قید به کار رفته است، امّا با گذشت زمان از رهگذر کاربردی شدگی، این عنصر زبانی به جایگاه آغازین منتقل شده و به گفتمان نما تبدیل شده است. در بررسی تطبیقی با مشخصه های گفتمان نمایی اسکوراپ (1999) و هاینه (2013) اثبات شد که در زبان فارسی، واژه «راستی» یک گفتمان نما محسوب می شود. همچنین مشخص شد که نقش هایی که گفتمان نمای «راستی» در زبان فارسی می پذیرد، با سبک های تقابلی نورویکواُ آنودرا (2004) و نقش های معنایی تراگوت (1982) مطابقت داشته است. از سوی دیگر، مشخص شد که با نقش های تأکیدی و تأییدی برینتون (1996) همسانی دارد. بر اساس یافته-های این پژوهش، گفتمان نمای «راستی» در نقش تأکیدی بسامد بیشتری داشت.
آزمون بسندگی سنجش زبان پارسی (آسپا): طراحی و بررسی ساختار، پایایی، و روایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال چهاردهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۴
9 - 34
حوزههای تخصصی:
گسترش آموزش زبان فارسی در مؤسسه ها و مراکز دانشگاهی مختلف در ایران و تقاضای فارسی آموزان خارج از ایران برای شرکت در این دوره ها به دلایل گوناگونی، دست اندرکاران امر را بر آن داشت تا شیوه واحدی را برای سنجش میزان دانش زبانی فارسی آموزان ارائه کنند. این امر سبب طراحی آزمون های سامفا و آمفا شد. در این راستا، مرکز زبان فارسی دانشگاه الزهرا هم بنا به اعلام نیازِ یکی از مراکز آموزش زبان فارسی، اقدام به طراحی یک آزمون بسندگی با نام آسپا نمود. مقاله حاضر، به بررسی زوایای مختلف این آزمون و میزان پایایی و روایی آن می پردازد. تعداد فارسی آموزان شرکت کننده در این مطالعه 41 نفر از دانشجویان دوره های آموزش زبان فارسی در شهر مشهد بودند. یافته های این آزمون نشان می دهد که بخش واژگان و دستور از سطح آسانی بیشتر و نوشتن از سطح سختی بالاتری در جامعه آماری موردِ بررسی برخوردار است. لازم به گفتن است که برای سنجش پایایی این آزمون از روش آلفای کرونباخ و به منظور سنجش میزان روایی محتوایی آن از دیدگاه های 20 کارشناس آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان بهره گرفته شد. نتایج این بررسی نمایانگر آن است که این آزمون دارای پایایی و روایی محتوایی مناسبی است. بررسی شاخص روایی محتوایی این آزمون نشان می دهد که مهارت های دستور و نوشتن با کسب 90% دیدگاهِ مساعد کارشناسان، بالاترین میزان و در پرسش های مربوط به مهارت خواندن کمترین روایی محتوایی را دارد. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که آسپا به عنوان آزمون سنجش سطح بسندگی زبان فارسی از پایایی و روایی مطلوبی برخوردار است و می توان از آن برای سنجش مهارت های زبانی فارسی آموزان استفاده کرد.
آفرینش ادبی و زبان شناسی شناختی: تحلیل ساختار معنایی اشعار علیرضا روشن برپایه نظریه هم آمیزی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر آن است تا برپایه نظریه هم آمیزی مفهومی که از سوی فوکونیه و ترنر مطرح شده است به بررسی اشعار سپید علیرضا روشن بپردازد و با استفاده از ابزارهایی مفهومی که نظریه مزبور فراهم می آورد ساختار معنایی آن ها را مورد کندوکاو قرار دهد و بر همین اساس اشعار وی را به دسته های سبک شناسانه چندی تقسیم کند. در پژوهش حاضر، روشی کیفی و توصیفی تحلیلی مورداستفاده قرار گرفته است، بدین ترتیب که ابتدا به نحوی موشکافانه ساختار معنایی چهار مورد از اشعار نوعیِ علیرضا روشن را قالب مفاهیم نظریه هم آمیزی مفهومی، مفاهیمی چون شبکه های ادغامی، آمیزه های مفهومی، پیوندهای حیاتی و مانند این ها، بررسی می کنیم، و سپس نتایج حاصل را به گونه ای آماری به مابقی اشعار در دو مجموعه معروف تر او تعمیم می بخشیم. از این رهگذر، برپایه ابزارهای مفهومی یادشده، اشعار علیرضا روشن به لحاظ ساختار معنایی به نحوی دقیق و روشن ذیل چهار دسته طبقه بندی می شوند، دسته هایی سبک شناسانه که ویژگی های کلیِ ساختار معنایی هر یک از آن ها به وضوح در قالب نظریه هم آمیزی مفهومی صورت بندی می شوند. حاصل کار روشن می کند که با کاربست نظریه های جدید زبان شناسی درمورد مطالعه علمی آثار ادبی می توان بر دقت و نظام مندی تحلیل ها افزود، و بررسی های ادبی را یک گام به سمت علمی تر شدن پیش برد.
Iranian EFL Learners' Narratives in a Pandemic Pedagogy: Appreciative Inquiry-Based Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
There is dearth of research on disclosing the ethos of Appreciative Inquiry (AI)-based pedagogy application in language education settings (Johnson, 2014), especially amid the Covid-19 pandemic era. To disclose the ethos in AI-based pedagogy as an appropriate pandemic pedagogy, the present study attempts to uncover the Iranian EFL learners' narratives on their lived experiences of a pedagogical shift in an English language school in northern Iran when dealing with an online class during the pandemic. Embedded in 4-D ethos of AI-based pedagogy, namely Discovery, Dream, Design, and Destiny, this study utilizes data from observational field notes and interviews in shaping narratives. It was shown that the online language lesson agenda is a dynamic resource that emerges from content development and can be planned to confirm the learner's knowledge. More creative ways of learners' assessment are also yearned for to neutralize cheating possibilities. In addition, new modes of meaning in language education are envisaged to be designed. Learners position themselves as enriched multimodal text repertoires in a dynamic not static language community of practice. The c urrent study has some implications for online language practice, especially in periods of crisis such as a pandemic.
Prediction of Iranian EFL Learners’ Production of Request Speech Act and Communication Apprehension by the Big Five Personality Traits(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Given that students’ personality traits can have a powerful role in language learning, this study sought to investigate how well L2 leaners’ communication apprehension and request speech act can be predicted through the components of the Big Five Personality traits (extraversion, agreeableness, conscientiousness, neuroticism, and openness). The study also examined which of these traits could be the best predictor of L2 learners’ communication apprehension (CA) and request speech act. One hundred and seventy-nine Iranian EFL learners at three universities in Shiraz, Iran were recruited. To single out the participants for the study, Oxford Placement Test was employed. To identify the learners’ personality traits, gauge their pragmatic competence of request speech act, and measure their communication apprehension, The Big-Five Inventory, Discourse Completion Task, and the Personal Report of Communication Apprehension (PRCA-24) were applied, respectively. Standard multiple regression was used and the results showed that the Big Five personality can predict L2 learners’ communication apprehension and request speech act ability. Moreover, the results evidenced that extraversion and neuroticism largely contributed to L2 learners’ request speech act ability and CA, respectively. The findings offer implications for EFL teachers in helping their students increase their speech act productions and managing their communication apprehension based on their personality traits.
تأثیرات دوره ضمن خدمت بر تصمیم گیری های آموزشی معلمان زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
. اگرچه تعداد مطالعات انجام شده در این زمینه بسیار است، اما مطالعات اندکی در مورد تأثیرات دوره های آموزش ضمن بر (باز)سازی تصمیمات معلمان وجود دارد. برای پاسخ به این خلاء پژوهشی، طی یک مطالعه موردی کیفی چندگانه، تصمیم گیری های آموزشی چهار معلم تازه کار زبان انگلیسی از طریق مشاهدات کلاسی پیش و پس از دوره آموزش معلمان بررسی و برای تحلیل داده ها از تحلیل محتوا بر اساس فهرست های پنج مهارت معلم استرانگ (2007) و تحلیل گفتمان لحظه به لحظه میکروژنتیک استفاده شد. یافته ها حاکی از پنج تغییر شامل تغییر از «استفاده بیش از حد زبان اول به استفاده متناسب از هر دو زبان برای آموزش»، «استفاده از یک روش تدریس به استفاده از رویکردها و راهبردهای مختلف»، «استفاده از روش های سنتی به استفاده از فناوری در تدریس»، «استفاده از فعالیت های جمعی یا انفرادی به استفاده از گروه بندی مختلف در انجام فعالیت ها» و «استفاد از رویکرد سخت گیرانه در تدریس به آموزش با استفاده از بازی ها» در تصمیم گیری معلمان می باشد. با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که تمرکز معلمان در نتیجه شرکت در این دوره تغییر کرده است. آنان اطلاعات ارزشمندی را از سطح ضمنی به سطح آگاهانه آورده، در مورد آنها مذاکره کرده و تا حدی آنها را تغییر دادند. آنها بیشتر از توانایی های خود آگاه شدند و زمینه، سطوح، نیازها و خواسته های دانش آموزان را در نظر گرفتند. نتایج مذکور همسو با بسیاری از یافته های مطالعات صورت گرفته قبلی است. پیامدهای اصلی این مطالعه برای مدیران مؤسسات، کارشناسان تربیت معلم و معلمان زبان انگلیسی در خصوص تصمیم گیری ها و نیز نقش مهم تأمّل در تصمیمات است.
طراحی و هنجاریابی پرسشنامه هویّت شغلی دانشجو معلّمان رشته دبیری زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و پنجم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
29 - 60
حوزههای تخصصی:
هویت شغلی معلمان به عنوان قلب تپنده فرایند حرفه ای شدن معلم از اهمیت ویژه ای برخوردار است. همگام با این رویکرد نوین، این پژوهش با هدف ساخت و هنجاریابی پرسشنامه هویت شغلی دانشجو معلمان رشته دبیری زبان انگلیسی انجام پذیرفت. با مطالعه ادبیات تحقیق در حوزه هویت شغلی معلمان و بررسی پرسشنامه های طراحی شده، عوامل و گویه های مرتبط با این مؤلفه انتخاب شدند. پس از اطمینان از پایایی و روایی محتوایی، پرسشنامه ای با 45 گویه ساخته و توسط 186 نفر از دانشجو معلمان رشته دبیری زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان تکمیل شد. به منظور بررسی ساختار عاملی پرسشنامه از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده گردید. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی نشان داد هویت شغلی دانشجو معلمان این رشته از هفت عامل نگرش های حرفه ای (6 گویه)، تعهد شغلی (4 گویه)، خودپنداری (7 گویه)، خودکارآمدی (5 گویه)، انگیزه شغلی (9 گویه)، تعلق شغلی (5 گویه) و هویت جمعی (4 گویه) تشکیل شده است. لذا پرسشنامه طراحی شده قابلیت سنجش هویت شغلی دانشجو معلمان رشته دبیری زبان انگلیسی را دارد. این پرسشنامه می تواند به عنوان یک ابزار مناسب برای سنجش هویت شغلی متقاضیان ورود به دانشگاه های تربیت معلم مورداستفاده قرارگرفته و سیر تحول هویت شغلی آن ها را در طول دوره تحصیل از پذیرش تا دانش آموختگی مورد ارزیابی قرار دهد.
A Comparative Error Analysis: Iranian Monolingual and Bilingual Male and Female EFL Learners(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۵, No.۳۰, Spring & Summer ۲۰۲۲
24 - 46
حوزههای تخصصی:
Error analysis is considered as an invaluable pedagogical tool in teaching English as a foreign/second language (EFL/ESL). Despite abundant research, there are still lacunae in studies investigating the written grammatical errors among monolingual and bilingual male and female Persian and Turkmen EFL learners. To fill the gap, 158 Persian and Turkmen EFL learners from Golestan Province wrote two descriptive scripts that were examined for their most recurrent written grammatical errors. The errors were then analyzed and compared based on the framework of the study. Statistical analyses indicated significant relationships between Persian and Turkmens’ written grammatical errors and their gender. The frequency of monolingual Persians’ errors was significantly lower than that of bilingual Turkmens. These findings might interest EFL teachers, syllabus designers, and materials developers. Moreover, they could be a prerequisite to corrective feedback research while opening doors to further pertinent studies.
بررسی ویژگی های صوت شناختی همخوان های سایشی در زبان روسی در بیان دانشجویان فارسی زبان ایرانی و مقایسه آن با زبان معیار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
238 - 256
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی در آموزش زبان خارجی، توانایی ایجاد ارتباط با بیشترین تطابق ممکن با زبان مقصد است (Азимов, 2009, 98). اولین گام در فهم و انتقال معنی در مبانی آواشناسی نهفته است. فارغ از میزان تسلط زبان آموز به مباحث دستوری و دانش واژگانی، نامفهوم بودن تلفظ عملا می تواند در امر ارتباط اختلال ایجاد کند. هدف از تحقیق پیش رو مقایسه تلفظ دانشجویان فارسی زبان در ادای برخی واج های زبان روسی با تلفظ معیار است. بررسی تطبیقی در این حوزه امکان به حداقل رساندن تاثیر منفی نظام آوایی زبان مادری (در اینجا زبان فارسی) در یادگیری زبان دوم (در اینجا زبان روسی) را فراهم می نماید. نتایج بدست آمده به روشنی نشان می دهد واج های روسی که مشابه آن در زبان فارسی وجود دارد (از جمله همخوان های سایشی مورد بررسی در این مقاله) از نظر ویژگی های فیزیکی، جایگاه تولید واج، شدت صوت، دیرش، محل برخورد همخوانی سازه اول و سازه دوم عملا هیچگونه تطابقی با یکدیگر ندارند. دانشجویان نیز در تلفظ کلمات روسی، واج های فارسی را جایگزین نمونه اصلی می کنند. همین موضوع باعث پیدایش لهجه می شود که امر آموزش را از هدف اصلی خود دورتر می سازد. بررسی چگونگی شکل گیری این انحراف در تولید چنین آواهایی می تواند تا حد زیادی داشنجویان را در برطرف نمودن آن یاری کند.
مقایسۀ ساخت گفتمانی هویت حرفه ای در بین دو گروه از دانشجومعلمان و معلمان شاغل: گرایش به تغییر یا تکرار؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
288 - 307
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به مطالعه ی این موضوع می پردازد که چگونه گرایش های هویت حرفه ای معلمان به صورت گفتمانی در طول تعاملات و گفتگوهای روزمره با دیگران ساخته می شود. بدین منظور، مدل ارائه شده توسط بمبرگ، دفینا و شیفرین (2011) شامل سه مبنای تحلیلی از دوگانه های متناقض عاملیت/کنترل، تفاوت/شباهت و یکسانی/تغییر استفاده شد. به منظور جمع آوری داده ها، پنج معلم شاغل و پنج دانشجو معلم (همگی مؤنث) در مصاحبه های نیمه ساختاریافته شرکت کردند و همچنین در گفتگوهای شخصی با پژوهشگر شرکت کردند. هم زمان، این مصاحبه ها و گفتگوها به صورت متنی بازنویسی شده و با روش تحلیل محتوا مورد ارزیابی قرار می گرفت. تجزیه وتحلیل مکرر مضامین نشان داد که معلمان باتجربه تر معتقد بودند که هویت آن ها به عنوان یک معلم توسط محیط پیرامون کنترل می شود و نه توسط خودشان (کنترل) درحالی که دانشجو معلمان معتقد بودند که می توانند تحولات جدیدی را در کلاس های درس خود آغاز کنند(عاملیت). علاوه بر این، هر دو گروه اظهار داشتند که هویت آن ها بیشتر شبیه سایر همکاران یا معلمانشان است (یکسانی) و نه متفاوت از دیگران که ناشی از دنبال کردن یک روال ثابت در شغل روزانه (تکرار) در تقابل با تغییر شیوه های تدریس بر اساس نیازهای خاص محیط (تغییر) قرار دارد. تصمیم گیری آگاهانه مبتنی بر آگاهی می تواند به تقویت عاملیت در برابر گفتمان های مسلط قدرت گرفته از محیط کمک کند.
نگاهی به کتاب فرهنگ های فارسی فرهنگ های فارسی، علی اشرف صادقی، انتشارات دکتر محمود افشار با همکاری نشر سخن، 1400.(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۸ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
369 - 383
حوزههای تخصصی:
زبان به مثابه موجودی زنده که در بستر زمان حیات دارد از اجزایی تشکیل شده است. یکی از مهم ترین اجزای زبان واژگان آن هستند. یک واژه در برهه ای از زمان متولد می شود، مدتی کوتاه یا طولانی در قالب زبان می زید و سپس از دایره واژگان زنده زبان خارج می شود. واژه ای که از نوشته ها و محاوره های یک زبان کنار گذاشته می شود رفته رفته برای مردم عادی ناآشنا می گردد اما برای پژوهشگر زبان هر واژه ای که در طول تاریخ یک زبان وجود داشته ارزش پژوهشی خود را دارد، حتی اگر دیگر کاربردی نداشته باشد. یکی از منابعی که واژگان هر دوره را در خود حفظ می کند فرهنگ های واژگانی یا فرهنگ های لغت هستند. سامعی در تعریف فرهنگ های واژگانی می گوید: «فرهنگ مجموعه ای از واژگان یک زبان است به همراه اطلاعاتی درباره هریک از آن ها. این مجموعه می تواند داعیه دربرگیری تمام واژگان یک زبان را داشته باشد، و یا به انتخابی از میان واژگان دست زند و تنها به بخش خاصی از واژه های آن زبان محدود شود. در کار تهیه فرهنگ عمومی فرهنگ نویس می تواند میان دو قطب نوسان کند: جست وجوی بیشترین حد ممکن واژه هایی که در گفتار و نوشتار اهل آن زبان وجود دارد، و یا ثبت کمترین حد ممکن واژه های بسیار متداول که برای ایجاد ارتباط ضروری هستند و میان تمام گویندگان یک گونه زبانی مشترک اند» (سامعی، 1398: 3).
Analyses contrastives de l'orthographe française ( l’enseignement du français en Iran )(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
L'enseignement du français pour les iraniens cause pas mal de problèmes à tous les niveaux de l'apprentissage surtout du point de vue de l'orthographe. Vu les structures et différences contrastives existant entre le persan et le français, certes, les apprenants iraniens ont des diffucultés à suivre toutes les étapes de l'enseignement dans les classes de français, y compris l'orthographe. Nous constatons que celle-ci est due à une approche contrastive qui se crée de la rencontre entre la langue maternelle des étudiants iraniens à savoir persan et la langue que l'on vise à apprendre, le français, tout en passant par la grammaire, la phonétique... Dans cet article, nous essayons d'analyser ce problème de l'orthographe de quatre points de vue qui nous sebmbent être pertinents dans la résolution de ce problème majeur de l'apprentissage du français en Iran. Il faut ajouter que cet article est le produit des expériences de l'enseignement du français en Iran durant des années consécutives.
An Investigation into the Interplay between EFL Teachers’ Ecological Agency and their Teaching Engagement: A Structural Equation Modeling(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The growing literature on teacher professional development emphasizes the positive contribution of teacher engagement to the professional development of teachers. However, scant attention was given to the relationship between this concept and teacher ecological agency as one of the potential factors influencing teacher engagement and in turn professional development. To fill this research gap, a sample of 369 EFL teachers from different institutes in Iran selected through convenience sampling participated in this study. The required data was collected by administering two questionnaires: The teacher ecological agency questionnaire and the teacher engagement questionnaire. The relationship between teachers’ ecological agency and teachers’ engagement and their underlying components were investigated through structural equation modeling (SEM) and Pearson correlation. The outcomes of SEM revealed a significant association between teachers’ ecological agency and engagement. The Pearson correlation results indicated that all three components of teacher ecological agency are correlated significantly with all five components of teacher engagement. The highest degree of correlation was found between emotional engagement and practical-evaluative agency (.711), agentic engagement, and practical-evaluative agency (.705) and cognitive engagement and practical-evaluative agency (.692). The pedagogical implications of this study enhance the efficiency of the educational system and teachers’ professional development.