فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۴۱ تا ۲٬۶۶۰ مورد از کل ۳٬۲۶۵ مورد.
اثرات افزایش صادرات بخشهای کشاورزی و صنعت بر اقتصاد ایران: تحلیلی در چارچوب ماتریس حسابداری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مطالعه حاضر اثرات متقابل افزایش صادرات بخشهای کشاورزی و صنعت و همچنین آثار اقتصادی و اجتماعی سیاست توسعه صادرات در این دوبخش بر کل اقتصاد کشور با استفاده از ماتریس حسابداری اجتماعی ( SAM ) بررسی و تحلیل گردیده است. آثار سیاستهای مذکور در قالب چند سناریو از جمله افزایش 25 درصد صادرات هر یک از بخشهای کشاورزی و صنعت ، افزایش 50 درصد صادرات زیر بخش باغبانی ، 25 در صادرات سایر زیر بخشهای کشاورزی و افزایش 1000 میلیون ریال صادرات هر یک از دو بخش یاد شده ارزیابی گردیده است.نتایج حاصل از شبیه سازی ها نشان می دهد که سیاست توسعه صادرات بخش کشاورزی در مقایسه با سیاست تاکید بر افزایش صادرات بخش صنعت می تواند منجر به رشد سریعتر اقتصادی در کشور شود. براساس نتایج بدست آمده ، تعقیب این سیاست علاوه برآنکه موجبات رشد بیشتر کشور را فراهم می سازد ، باعث توزیع بهتر درآمد در کشور نیز می شود.نتایج این مطالعه گویای این واقعیت است که بخش کشاورزی به دلیل ارتباط تنگاتنگ با سایر بخشهای اقتصاد کشور و به دلیل بهره گیری قابل ملاحظه از سایر بخشهای اقتصادی می تواند نقش بسیار مؤثری در به حرکت در آوردن چرخهای اقتصاد کشور ایفا کند.
تاثیر کوچکی و پراکندگی واحدهای تولیدی بر هزینه های تولید، مطالعه موردی گندم آبی در آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق که در آذربایجان غربی صورت گرفته است، تعیین تاثیر کوچکی و پراکندگی زیرکشت گندم آبی، بر هزینه های تولید این محصول است. نتایج این تحقیق نشان داده است که سطح زیر کشت و تعداد و کوچکی قطعات زمینهای گندم آبی، بر هزینه های تولید موثر بوده است. هزینه ها با میزان پراکندگی، رابطه مستقیم و با وسعت زمین زیرکشت رابطه معکوس داشته است.
گرایش محققان کشاورزی پیرامون مشارکت با کارکنان ترویج: پژوهشی در سه استان چهار محال و بختیاری، اصفهان و خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گرایش مثبت محققان، کارکنان ترویج و کشاورزان به همکاری با یکدیگر، لازمه رهیافتهای مشارکتی است. در این مطالعه نیز هدف اصلی: سنجش گرایش محققان پیرامون مشارکت با کارکنان ترویج و شناخت متغیرهای مرتبط با آن در مراکز تحقیقات کشاورزی (چهار محال و بختیاری، اصفهان، صفی آباد و خوزستان) است. داده ها با بهره گیری از ابزاری چون: پرسشنامه و روش مصاحبه در پاییز 1377 به دست آمده است. یافته های این پژوهش نشان داد که همکاری محققان با کارکنان ترویچ پایین بوده و با ترویج هم آشنایی کمی دارند. همچنین جهت گیریشان به سوی تحقیقات تک رشته ای بوده و گرایش مثبتی پیرامون مشارکت با کارکنان ترویج دارند. در این میان تحقیقات دارای ویژگیهای زیر، گرایش مثبت تری به مشارکت با کارکنان ترویج داشتند:تجربه تحقیقاتی بیشتر، همکاری بیشتر با کارکنان ترویج؛ موقعیت علمی پایین تر سمت مدیریتی بالاتر و شرکت بیشتر در همایشها و گردهمایی های مربوط به ترویج.از سویی نیز آشکار شد که گرایش محققان، زیر تاثیر افکار همکاران و مدیرشان قرار دارد.از همین رو بر پایه نتایج به دست آمده نیز پیشنهادهای زیر ارایه میشود:1-دیدگاه مبتنی بر مشارکت با کارکنان ترویج، تقویت شود.2-فعالیتهای مشارکتی براساس دیدگاههای محققان آغاز گردد.3-در راستای تغییر و تقویت گرایشها، به همه محققان توجه و رسیدگی لازم انجام گیرد.
بررسی اقتصادی بازاریابی پسته در استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پسته مهمترین محصول باغبانی به شمار می آید و 14 درصد از ارزش صادرات غیرنفتی را دارد. درامد ارزی حاصل از صادرات این محصول، سالانه نزدیک به 400 میلیون دلار است. از آنجا که رقابت در بازار جهانی پسته روز به روز افزایش می یابد بنابراین، حفظ و تقویت بازار جهانی پسته امری ضروری است.در سالهای گذشته کشت پسته در مناطق مختلف کشور در حال افزایش بوده در حالی که بستر لازم برای بازاررسانی مناسب و متناسب با افزایش تولید این محصول فراهم نیامده است. ادامه این روند، در صورتی که بازنگری اساسی و منطقی انجام نپذیرد، هم در سطح تولید کننده و هم در سطح ملی، مشکلاتی را به همراه خواهد داشت.استان فارس از جمله استانهایی است که کشت پسته در آن روند سریعی داشته و در طی ده سال گذشته نزدیک به 8000 هکتار پسته در آن کاشته شده است در حالی که اقدامهای انجام گرفته در راستای سرمایه گذاری در امر بازاریابی پسته در این استان، پاسخگوی افزایش سریع تولید محصول یاد شده نبوده است.این مطالعه به منظور شناسایی مسایل و مشکلات کنونی بازاررسانی پسته و ارایه راهکارهای لازم برای کارا کردن بازار انجام گرفته و آمار و اطلاعات مورد نیاز در آن نیز با به کارگیری روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای و انتخاب 180 پسته کار نمونه و مصاحبه حضوری با آنها گردآوری شده است. همچنین تعدادی از واسطه های بازار نیز مورد مصاحبه قرار گرفته اند.نتایج این مطالعه نشاندهنده ضعف نظام بازاریابی پسته در استان و ناکارایی بازار است. باید گفت که ناکارایی در بازار پسته خشک بیشتر از بازار پسته تر بوده و دلیل اساسی آن نبود امکانات فراوری مناسب و ناآگاهی پسته کاران از چگونگی انجام خدمات بازاریابی و نیز وجود نداشتن تشکلهای تعاونی، دولتی و یا خصوصی مناسب بوده است.در پایان این مقاله با توجه به نتایج به دست آمده، پیشنهادهایی ارایه شده است.
تحلیل اقتصادی واگذاری مراتع در چارچوب طرحهای مرتعداری، مطالعه موردی استان فارس، شهرستان ممسنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مراتع کشور با مساحتی نزدیک به 90 میلیون هکتار، حیاتی ترین بستر توسعه پایدار محیط زیست و پدیده های بومشناختی به شمار می آید که در حقیقت زیربنایی برای کشاورزی کشور است. مالکیت مشترک این منابع خدادادی، باعث شده است که طی سالهای اخیر مورد هجوم بی رویه بهره برداران عشایری و روستایی کشور قرار گیرند. هم اکنون نیز بخش منابع طبیعی کشور، بویژه مراتع، با یک روند قهقرایی شدید رو به روست.در طی برنامه های پنج ساله اقتصادی – اجتماعی کشور، به منظور مشارکت بهره برداران در امر حفاظت و اصلاح منابع طبیعی، سعی شده است که به گونه ای این منابع در اختیار بهره برداران قرار گیرد تا با ایجاد حس مالکیت، به اصلاح و احیای آنها بپردازند. بنابراین، مراتع در چارچوب طرحهای مرتعداری و به مدت 30 سال به بهره برداری عشایری و روستایی کشور واگذار شده است تا ضمن استفاده درست، نسبت به اصلاح و احیای آنها اقدام کنند. یکی از استانهای پیشگام در انجام طرحهای مرتعداری، استان فارس است و بخش عمده طرحهای مربوط به این استان نیز در شهرستان ممسنی انجام می شود که مساحتی برابر 200 هزار هکتار را در بر دارد .در این مطالعه تمام طرحهای واگذار شده از سال 71 تا 76، که 20 طرح را در بر می گیرد. مورد ارزیابی اقتصادی قرار گرفته است. این ارزیابی به دوروش نرخ بازده داخلی و نسبت منفعت به هزینه انجام شده است و نتایج آن نشان می دهد که 70 درصد طرحها با توجه به فاکتورهای ارایه شده از نظر اقتصادی، توجیه پذیر است. بنابراین، در کل می توان نتیجه گرفت که سرمایه گذاری در راستای اصلاح مراتع توجیه اقتصادی دارد و سودآوری این طرحها چنان است که بخش خصوصی را نیز می توان به مشارکت و سرمایه گذاری در این امر ترغیب کرد.
پیامدهای نشر فن آوری آبیاری بارانی بر نابرابری و فقر روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از چالشهای عمده در تامین مواد غذایی برای جمعیت در حال رشد، مساله آب و مدیریت درست منابع آب است. در این میان اهمیت آب برای کشاورزی حیاتی تر از دیگر بخشهاست. از آنجا که کشور ما منطقه ای کم آب و کم باران به شمار می آید بنابراین باید از روشهایی برای آبیاری استفاده شود که با به کارگیری آنها بازدهی آب آبیاری افزایش یابد. با توجه به این مساله و اهمیت روز افزون آب در کشاورزی ایران، در سالهای اخیر دولت سرمایه گذاریهای کلان و اعتبارات گسترده ای را در راستای گسترش فن آوریهای آب اندوز، بویژه آبیاری بارانی، انجام داده است. سیستم آبیاری بارانی مانند هر فن آوری دیگری می تواند تاثیرات و پیامدهای شایان توجهی در جامع روستایی داشته باشد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی پیامدهای نشر فن آوری آبیاری بارانی در جامعه روستایی و بخصوص تاثیر آن در افزایش نابرابری و فقر روستایی است. این پژوهش با بهره گیری از روش تحقیق پیمایشی در بخش دارنجان (دارنگون) استان فارس و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده چند مرحله ای انجام گرفته است. برای این منظور از راه پرسشنامه با 109 نفر از کشاورزان (پذیرنده و نپذیرنده سیستم آبیاری بارانی) مصاحبه شد.یافته های این پژوهش نشان می دهد که ایستارهای حاکم بر نظام تحقیق و ترویج نوآوریها در کشور ما، در بعضی موارد، باورهایی نشرگرایانه است، به طوری که مسایل اجتماعی، اقتصادی و روانشناختی، به طور معمول از دید برنامه ریزان پنهان می ماند. همچنین به دلیل محدودیتهای نهادی، جهت گیری سازمانهای دست اندر کار نیز در عمل به سوی اعضای غنی تر نظام اجتماعی است تا از این راه بیشتر امکانات، تسهیلات و اعتبارات در راستای اغنای آنها و تنها برای دستیابی به تولید بیشتر به کار گرفته شود. این روند، در عمل منجر به افزایش شکاف اجتماعی میان کشاورزان شده است که در دراز مدت پیامدهای آن نیز شدت خواهد یافت. در پایان این نوشتار پیشنهادهایی در راستای کاربرد فن آوری آبیاری بارانی متناسب با کشاورزان خرده پا ارایه می شود.
بررسی و تحلیل کارآیی فنی، تخصیصی و اقتصادی زنبورداران استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عسل از دوران قدیم به عنوان یک ماده غذایی مهم مورد توجه انسان بوده است و تا زمانی که ماده شیرین دیگری مانند قند به دست آمده از نیشکر و چغندرقند و دیگر شیره های نباتی را نشناخته بود، تنها منبع تامین کننده شیرینی غذای وی به شمار می آمد. اکنون نیز با وجود دسترسی به مواد غذایی متعدد و گوناگون دیگر، هیچکدام از آنها به طور کامل جانشین مناسبی برای عسل نبوده و کیفیتی به مراتب کمتر از عسل داشته اند. امروزه بیشترین عملکرد تولید عسل در جهان مربوط به امریکا و استرالیاست که بین 20 تا 40 کیلو در هر کندو در نوسان است. در استان اصفهان میانگین تولید عسل از کندو نزدیک به 10 کیلوست. یکی از علل کاهش تولید کندو، استفاده ناکارا از عوامل تولید به شمار می آید که با شناخت آنها می توان در راستای افزایش تولید کندو و سرانجام کسب درامد بیشتر برای زنبورداران گام نهاد. در این پژوهش پس از معرفی عوامل موثر بر تولید عسل زنبورداران، میزان تاثیر این عوامل نیز براورد شد. همچنین بعد از اندازه گیری تاثیر عوامل گوناگون بر تولید، محاسبه کارایی فنی، تخصیصی و اقتصادی زنبورداران استان اصفهان انجام گرفت. برای دستیابی به این هدف ها، آمارهای مقطعی زنبورداران استان اصفهان در سال 1372 و 1373 به کار رفته و تابع تولید با استفاده از روش حداقل مربعات تصحیح شده، و تخمین زده شده است. به کمک تابع تولید تخمینی و اطلاعات مکمل دیگر، کارآیی فنی، تخصیصی و اقتصادی محاسبه شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عوامل زیادی در تولید موثر است و کارآیی فنی و تخصیصی و اقتصادی زنبورداران در سطح پایینی قرار دارد و عواملی مانند سن، سواد، تعداد کندو و شغل اصلی نیز بر کارآیی تاثیر دارد. سرانجام پیشنهادهایی برای بهبود کارآیی ارایه شده است.
بررسی تاثیر اقتصادی سیستم زهکشی بر بهره وری عوامل تولیدخرما، مطالعه موردی استان بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خرما، یکی از مهمترین محصولات باغی و خشکبار ایران، بویژه استان بوشهر (دشتستان) به شمار می آید که از وسعت کشت و تولید در خور توجهی نیز برخوردار است. به دلیل بالا بودن اهمیت تولید، سطح زیر کشت و اشتغالزایی این محصول، ضرورت انجام مطالعه و پژوهش نیز در این زمینه روشن می شود. هدف از انجام این پژوهش، بررسی اقتصادی آثار سیستم زهکشی بر بهره وری عوامل تولید محصول خرماست که برای دستیابی به آن، 137 پرسشنامه به روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای تکمیل شد. بر همین اساس تمام باغداران به دو گروه دارای سیستم زهکشی (گروه اول) و بدون سیستم زهکشی (گروه دوم) تقسیم شدند. همچنین از روش برآورد تابع تولید، به کمک حداقل مربعات معمولی اصلاح شده (Cols)، استفاده شد.نتایج مطالعه نشان می دهد که میانگین بهره وری متوسط و نهایی عوامل تولید در گروه اول نسبت به گروه دوم بیشتر است. نتایج مربوط به سیستم زهکشی نیز نشان می دهد که این سیستم به عنوان نوعی فن آوری، بر روی تولید اثر مثبت دارد به طوری که باعث تغییر عرض از مبدا شیب و تابع تولید می شود. همچنین اختلاف بهره وری در هکتار میان دو گروه، با بهره گیری از مدل تجزیه کل ،25.79 درصد براورد شد که نزدیک به 24 درصد آن برخاسته از سیستم زهکشی (تغییر فن آوری) و 1.79 درصد باقیمانده نیز مربوط به نهاده های تولید است.