هدف اصلی این مطالعه، بررسی تجربی نظریه برابری قدرت خرید در ایران در دوره 1339-1391 است. به این منظور از آزمون های ریشه واحد زیوت اندروز و لی استرازیکیچ که در آن ها امکان لحاظ شکست ساختاری وجود دارد، استفاده شده است. براساس نتایج به دست آمده، فرضیه ریشه واحد برای متغیر نرخ حقیقی ارز با استفاده از آزمون ریشه واحد زیوت اندروز و لی استرازیکیچ فرضیه صفر آزمون، مبنی بر وجود ریشه واحد رد نشد و نمی توان نتیجه گرفت که نرخ حقیقی ارز پایا است. عدم پایایی نرخ حقیقی ارز نیز به معنای رد فرضیه برقراری نظریه برابری قدرت خرید در ایران است. در ادامه برای اطمینان از نتایج آزمون های ریشه واحد از آزمون هم انباشتگی سیکنن لوتکیپول و روش حداقل مربعات معمولی پویا استفاده شده است. این رویکرد نیز نتایج آزمون های ریشه واحد را تأیید کرده و نشان می دهد نظریه برابری قدرت خرید در ایران برقرار نیست.
آرمان مندرج در سند چشم انداز، تعامل سازنده و مؤثر با جهان و قدرت های منطقه ای مانند روسیه و بازار سیصد میلیونی حوزه سی آی اس است. مطالعه حاضر با تحلیل عوامل مؤثر بر یکپارچگی اقتصادی ایران در حوزه سی آی اس به روش داده های تلفیقی دوره 2015-1992 مبتنی بر رویکرد پنل دیتا است. تجارت، تولید، جمعیت و فاصله از متغیرهای کلیدی مدل جاذبه ایران در حوزه سی آی اس است. معادله رگرسیونی نشانگر معنی دار بودن مدل جاذبه است. ضرایب زاویه (کشش) سه متغیر مستقل تولید، فاصله و لیندر به ترتیب: 45/3 ، 25/3 - و38/0- است؛ که نشانگر حساسیت زیاد دو متغیر تولید و فاصله و معنی دار بودن آنها است. ولی متغیر مجازی مرز مشترک آبی، به علت غلبه مرز خشکی آذربایجان، معنی دار نیست. [1] Commonwealth of Independent States (CIS)
As a result of recent developments, global economic centre of gravity has slide to Asia-Pacific region. It is predicted that Asia-Pacific countries will take place at the first row in global trade and nearly a half of the total trade will intensify in this region at the year 2030. On the other hand, the region covers countries from different levels of development. These features of the region promise umpteen trade opportunities for countries from other parts of world. Particularly after import-substitution policies were abandoned in favor of trade integration measures since 1980s the share of foreign trade in GDP raised. Recent years have witnessed a more remarkable increase in exports. In this regard, the government started to execute the “Strategy for Developing Commercial and Economic Relations with Asia-Pacific Countries” in 2005. By this plan it was aimed to raise the market shares of Turkish firms in Asia-Pacific countries, to enhance the potential of Turkish defense industry, and to attract more investments from region’s countries which have rich capital accumulation. Thus, the issue of trade potential of Turkey with Asia-Pacific countries gains importance. In this paper we attempt to estimate trade potential for Turkey using the gravity model approach. To this end we use gravity model to first analyze the effective gravitational factors on trade flows and the coefficients thus obtained are then used to estimate the trade potential for Turkey. The results of the fixed effect model reveal that the trade volume between Turkey and Asia-Pacific countries is positively affected from economic size of the countries, while distance plays negative role on trade. The size of the countries with respect to population seems no meaningful effect. On the other hand, depending on the gravity model, our estimates of Turkey’s trade potential for Asia-Pacific countries reveal that the P. N. Guinea, Peru, Myanmar, Mexico, Laos, Brunei promise potential for expansion of trade. Our estimates indicate that Turkey’s actual trade level with rest of the countries in the sample has exceeded her trade potential
هدف اصلی این مقاله، سنجش وابستگی بخش های اقتصادی استان مازندران به واردات واسطه ای از بعد مبدأ، مقصد و سیاستی است. بدین منظور، جدول داده - ستانده مازندران که با استفاده از روش CHARM و به کارگیری آمارهای مربوط به حساب های ملی و منطقه ای سال 1390 و جدول داده - ستانده ملی به هنگام شده، مبنای محاسبه میزان وابستگی به واردات (از سایر مناطق کشور و خارج از کشور) بخش های اقتصادی مازندران قرار گرفته، و یافته های مقاله حاکی از آن است که بیشترین وابستگی به واردات واسطه ای از بعد مبدأ مربوط به بخش های ساخت کک، فرآورده های حاصل از تصفیه نفت و سوخت های هسته ای، ساخت مواد شیمیایی و محصولات شیمیایی، ساخت فلزات اساسی، ساخت محصولات غذایی و انواع آشامیدنی ها و توتون و تنباکو، زراعت و باغداری است؛ بدین معنا که بیشترین عرضه واردات واسطه ای محصولات به بخش های اقتصادی مازندران توسط پنج بخش مذکور صورت می گیرد. بیشترین وابستگی به واردات واسطه ای (به طور مطلق) از بعد مقصد به بخش های زراعت و باغداری، عمده فروشی- خرده فروشی و تعمیر وسایل نقلیه و کالاها، حمل و نقل جاده ای، سایر ساختمان ها و دامداری، مرغداری، پرورش کرم ابریشم و زنبور عسل و شکار تعلق دارد، و نشان می دهد که این بخش ها بیشترین نیاز به خرید محصولات واسطه ای وارداتی را در فرایند تولید محصولات خود دارند. از منظر وابستگی به واردات از بعد سیاستی، بیشترین وابستگی به واردات در بخش ساختمان، صنعت و کشاورزی رخ می دهد؛ به این معنی که با انتخاب هر یک از سه بخش مذکور به عنوان بخش سیاستی در استان، واردات محصولات واسطه ای به میزان بیشتری افزایش خواهد یافت.