غلبه الگوی «زمانِ متحرک» در درک استعاری زمان: مطالعه ای شناختی-زبانی در گویش بلوچی سرحدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۸ بهار ۱۴۰۵ شماره ۴۲
37 - 59
حوزههای تخصصی:
درک استعاری زمان، یکی از حوزه های کلیدی در زبانشناسی شناختی است که نشان می دهد چگونه انسان ها مفاهیم انتزاعی را از طریق تجربیات فضایی ملموس می سازند. بر اساس نظریه استعاره مفهومی (لیکاف و جانسون، 1980)، دو الگوی رایج «ناظرِ متحرک» و «زمانِ متحرک» برای بازنمایی زمان شناسایی شده اند. این پژوهش با بهره گیری از الگوی استانداردِ «جلسه چهارشنبه بعد» (مک گلون و هاردینگ، 1998)، به بررسی درک استعاری زمان در گویش بلوچی سرحدی می پردازد. جامعه آماری شامل 121 گویشور بومی بلوچی سرحدی (دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان) بودند. داده ها با استفاده از آزمون خی دو (χ²) در نرم افزار SPSS تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نشان داد که در محیط خنثی، الگوی «زمان متحرک» به طور معناداری غالب است (p < 0.001)، که نشان دهنده تمایل گویشوران به تصور خود به عنوان موجودی ثابت است که رویدادها به عنوان عوامل متحرک به سوی او حرکت می کنند. همچنین، نتایج حاکی از آن بود که ارائه اطلاعات زمینه ای (جملات برانگیزاننده) تأثیر معناداری بر تفسیر الگوی مبهم «جلسه چهارشنبه بعد» دارد (p < 0.001)، که از پویایی شناخت زبانی پشتیبانی می کند. در مقابل، متغیر جنسیت تأثیر معناداری بر درک استعاری زمان نداشت (p = 0.36). این یافته ها نشان می دهد ساختار اجتماعی عشیره ای و تأکید بر سنت های تاریخی در فرهنگ بلوچی سرحدی، می تواند نقش تعیین کننده ای در شکل دهی به این الگوی شناختی داشته باشد. این مطالعه به عنوان نخستین بررسی نظام مند در این حوزه در گویش بلوچی سرحدی، بینش های ارزشمندی در مورد ارتباط زبان، فرهنگ و شناخت ارائه می دهد.