خود بودگی زمان و مکان در شعر سهراب سپهری بر اساس آرای ژرژ پوله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ژرژ پوله از جمله اندیشمندان پدیدارشناس مکتب ژنو و یکی از بنیانگذاران نقد مضمونی است. وی با ایجاد روش تلفیقی فلسفی، روانشناختی با تأکید بر تولید اثر به عنوان کنشی ذهنی تلاش کرد خواننده را به هسته مرکزی زمان آفرینش اثر نزدیک کند. خود بودگی مورد نظر این پژوهش، مفهومی هایدگری است که در آرای پدیدارشناسان به چشم می خورد. این اصطلاح در ظاهر فهمی اگزیستانسیالیستی را ارائه می دهد، اما پوله از آن به «حضور ذهنی» و «تجربه زیسته» یاد می کند. سپهری در جای جای دفترهای هشت کتاب، مخاطب را به ساحت بازآفرینی زمان درونی خاص برای خلق اثر دعوت می کند. زمان درونی مورد نظر سپهری آمیزه ای از زمان اسطوره ای و تجسد زمانی دیگر است که متعلق به گوینده نیست و به خواننده اجازه می دهد، زمان خویش را در ساحت زبان پدید آورد. این پژوهش به روش توصیفی -تحلیلی و از منظر آرای ژرژ پوله و با استفاده از داده های اشعار سهراب سپهری در هشت کتاب صورت گرفته است. هدف از پژوهش خوانشی جدید از اشعار سپهری و بررسی خودبودگی به عنوان شکلی از «حضور ذهنی»، «تجربه زیسته» و« من وجودی» است. مجموعه آرای پوله در سیزده زیرعنوان آمده است. برای هر یک نیز شاهد مثال هایی ذکر شد. نتایج نشان می دهد: پوله به «هسته مرکزی» اثر ادبی معتقد است، اما سپهری گاه با ابهام عمدی(مثلاً در «من نمی دانم...») از هرگونه هسته ثابت فرار می کند. سپهری با «ایده فضاسازی زمان» و تلفیق اسطوره و زمان تجربی، ضمن ایجاد فضایی سیال، زمینه را برای خلق گذشته در ذهن مخاطب فراهم می کند.