وحید احمدی

وحید احمدی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۷ مورد از کل ۶۷ مورد.
۶۱.

تحلیلی بر مؤلفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب در بافت حاشیه شهرها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۳۹
مسکن مناسب، جزء اولین نیازهای بشر بوده است و کیفیت آن یکی از مؤلفه های مورد نظر انسان در ساخت آن است. امروزه به سبب گسترش شهرنشینی، به تأمین نیاز مسکن و ارتقاء کمی آن بیش از مسائل کیفی و مطلوبیت مسکن توجه شده است، این موضوع در مسکن حاشیه شهر که با مشکل کمبود مسکن روبه رو هستند، بیشتر نمود یافته است. بنابراین ضرورت توجه به مؤلفه های کیفی تأثیرگذار بر مطلوبیت مسکن در حاشیه شهرها بیشتر از زمان های دیگر اهمیت خود را آشکار می سازد. ازآنجاکه ابعاد کالبدی عینی ترین موضوع در ارزیابی و برنامه ریزی مسکن است؛ لذا هدف از انجام این پژوهش تبیین و تحلیل مؤلفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب در بافت حاشیه شهرها می باشد. روش گردآوری داده ها و استخراج مؤلفه ها به صورت کتاب خانه ای – اسنادی بوده است و از روش تحلیل محتوای کیفی متن و تجزیه وتحلیل توسط نرم افزار MAXQDA جهت دسته بندی مفهومی مؤلفه ها و شناسایی معیارهای پژوهش و همچنین روابط بین مؤلفه ها استفاده شده است. براساس نتایج پژوهش مؤلفه ها در 8 معیار دوام، استحکام و مقاومت مسکن؛ تناسبات، ابعاد و اندازه؛ شکل، فرم و الگو؛ تسهیلات رفاهی؛ ایمنی و امنیت؛ تسهیلات بهداشتی؛ امکانات و خدمات؛ نمای ظاهری و سیمای بصری طبقه بندی شده است. روابط بین مؤلفه ها نیز گویای این است که مؤلفه های جنس و نوع مصالح، وضعیت مصالح، سازه و اسکلت، قوانین و مقررات ساخت وساز، امنیت مالکیت، مکان یابی مناسب، ایمنی در برابر مخاطرات طبیعی، ابعاد و اندازه فضاها، تعداد اتاق، نور و روشنایی، تهویه مناسب و جهت گیری بنا با یکدیگر بیشترین ارتباط را دارا می باشند. با توجه به یافته ها چنین به نظر می رسد که بین مؤلفه های کالبدی مسکن مطلوب رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین ارتباط بین مؤلفه ها حاکی از آن است که معیارهای دوام، استحکام و مقاومت؛ تناسبات، ابعاد و اندازه؛ شکل، فرم  الگو؛ ایمنی و امنیت؛ تسهیلات رفاهی نیز با یکدیگر رابطه مستقیم دارند.
۶۲.

نقش قومیت در تعیین موقعیت و بازتولید سازماندهی فضایی مسکن مهاجران (نمونه موردی: شهرک گلشهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۷
قومیت یکی از ویژگی های فرهنگی مهاجران است که می تواند بر ساختار مسکن تاثیرگذار باشد. بطوری که؛ ساختار مسکن برای مهاجران به عنوان فضایی برای تقویت هویت جمعی و فردی، برآورده سازی نیازهای اساسی و حفظ ارتباط با ریشه های قومیتی آنها است. این درحالیست که مسکن مهاجران با قومیت های متفاوت، اغلب براساس فرهنگ اقوام در شهر میزبان (مقصد) یا نیازهای فیزیکی آنها است و با نیازهای واقعی مهاجران مطابقت ندارد. بنابراین تحلیل ساختار مسکن مهاجران پاسخ مناسبی به انطباق این خانه ها با نیازهای قومیتی آنها است. هدف این پژوهش شناسایی و بررسی تاثیر قومیت بر ساختار مسکن مهاجرین می باشد؛ و برای دستیابی به این هدف، محققان با انجام مطالعات میدانی در پی پاسخگویی به سوال « تاثیر قومیت مهاجران بر تعیین موقعیت و سازماندهی فضایی مسکن آنها چیست؟» هستند. جهت انجام تحقیق حاضر از روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد مقایسه ای و نتیجه گیری بر پایه استدلال منطقی، به شیوه استقرایی استفاده شده است. گردآوری داده ها به کمک دو تکنیک مطالعات اسنادی-کتابخانه ای و برداشت میدانی از طریق ابزارهای مشاهده، مصاحبه هدفمند، عکسبرداری و بررسی پلان ها انجام شده است. یافته ها حاکی از آن است که قومیت مهاجران باعث تغییر در فرهنگ، هویت و نیازهای آنها شده و بیشترین تحولات را در ساختار و موقعیت مسکن مهاجران شهرک گلشهر ایجاد کرده است. بازتولید سازماندهی فضایی در خانه مهاجران گویای ساختارهای متفاوت پلان، تغییرات در نحوه چیدمان فضایی از عمومی تا خصوصی، سازماندهی متفاوت نشیمن و پذیرایی، میزان فضای باز و بسته، چگونگی ایجاد محرمیت بصری، تعیین متفاوت مکان ساخت فضاهای مسکن و جانمایی مکانی متفاوت فضای پذیرایی از مهمان است که بیشترین ارتباط را با قومیت آنها دارد. همچنین با توجه به یافته ها چنین به نظر می رسد که میان قومیت و تعیین موقعیت مسکن رابطه مستقیم وجود دارد. چنانکه مهاجران، محله ای را برای سکونت برمی گزینند که بیشترین ارتباط را با هم قومی های خود داشته باشند.
۶۳.

رابطه ویژگی های شخصیتی با عملکرد شغلی در بین کتابداران کتابخانه های دانشگاه های شهید چمران و علوم پزشکی جندی شاپور اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۳۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی با عملکرد شغلی در بین کتابداران کتابخانه های دانشگاه های شهید چمران و علوم پزشکی جندی شاپور اهواز انجام شده است. روش: پژوهش حاضر پیمایشی و از نوع توصیفی است. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه های پنج عامل بزرگ شخصیت NEO-FFI و عملکرد شغلی استفاده شد. جامعه پژوهش شامل کلیه کتابداران کتابخانه های دانشگاه های شهید چمران و علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در سال 1393 بودند. برای تحلیل داده ها از آزمون های توصیفی از جمله میانگین، انحراف استاندارد، درصد و فراوانی و آزمون های تحلیلی  tبرای دو گروه مستقل، همیستگی پیرسون و رگرسسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که بین عملکرد شغلی و وجدانی بودن (58/0=r، 01/0=P) و عملکرد شغلی و برون گرایی (24/0=r، 05/0=P) رابطه مثبت مستقیم وجود دارد. نتایج آزمون t نشان داد که میان عملکرد شغلی کتابداران این دو دانشگاه تفاوت معنی داری وجود ندارد. هم چنین، بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون، متغیّرهای وجدانی بودن و روان رنجورخویی پیش بین های قوی عملکرد شغلی بودند که 40 درصد واریانس عملکرد شغلی را تبیین نمودند. نتیجه گیری: ویژگی های شخصیتی، متغیّرهایی قوی در پیش بینی عملکرد شغلی هستند. به این معنا که کتابدارانی که ویژگی های شخصیتی مطلوبی دارند انتظار می رود که از عملکرد شغلی بهتری برخوردار باشند.  
۶۴.

ارائه مدل مسکن مطلوب در بافت حاشیه شهرها با تاکید بر ارتقاء کیفیت کالبدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۱۹
توسعه فیزیکی و شتابان و نامتعادل شهرها، پیامدهای نامطلوب اقتصادی، اجتماعی و کالبدی بسیاری داشته که حاشیه نشینی یکی از این آثار است. وجود مساکن ارزان در مناطق حاشیه شهر متناسب با استطاعت مالی حاشیه نشینان، یکی از مهمترین عوامل مهاجرت افراد به سوی این سکونتگاه ها است. شواهد حاکی از آن است که این مساکن فاقد استانداردهای لازم بوده و از مطلوبیت مناسب برخوردار نمی باشند. این مساله در حالی اتفاق افتاده است که نیمی از زمان افراد در خانه و محیط های مسکونی سپری می شود و مطلوبیت مسکن بر کیفیت زندگی ساکنان تاثیر مستقیم دارد. از این رهگذر شناسایی ویژگی های مسکن مطلوب، دیدی کلی نسبت به تدوین معیارهای مناسب طراحی مسکن در اختیار معماران و برنامه ریزان شهری قرار می دهد. لذا پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل مسکن مطلوب در بافت حاشیه شهرها با تاکید بر ارتقاء کیفیت کالبدی صورت گرفته است. روش تحقیق از نوع کیفی و تحلیل محتوا با استفاده از نرم افزار مکسکیودا می باشد. گردآوری اطلاعات با استفاده از شیوه های اسنادی و همچنین مصاحبه ای باز و عمیق از طریق 15 نفر از خبرگان حوزه مسکن حاشیه شهری انجام شده است .تحلیل داده ها در فرآیند سه مرحله ای کدگذاری به کمک نرم افزار منجر به ظهور 35 مقوله فرعی در قالب 8 مقوله اصلی شد. پس از انجام طبقه بندی مفهومی مقولات فرعی و یکپارچه سازی آن ها، تعداد آن ها به ۱۸ مقوله نهایی کاهش یافت. در نهایت، این ۸ مقوله اصلی و ۱۸ مقوله فرعی نهایی، ساختار مدل پژوهش را شکل دادند.
۶۵.

شناسایی عوامل زمینه ساز کمبود معلم در آموزش و پرورش و ارائه راهکارهای رفع آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۸۱
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل زمینه ساز کمبود معلم و بیان راهکارهایی برای رفع آن بود. این پژوهش با رویکرد کیفی مبتنی بر تحلیل مضمون و با استفاده از ابزار مصاحبه انجام شده است. روش ها : در این پژوهش بر مبنای روش نمونه گیری هدفمند، با 15 نفر از راهبران آموزشی و تربیتی و معاونین آموزشی مناطق آموزش وپرورش تا رسیدن به حد اشباع نظری مصاحبه نیمه ساختاریافته به عمل آمد. با تکیه بر پیشینه پژوهش و تجریبات زیسته، سؤال های مصاحبه تدوین برای اطمینان از روایی داده ها از معیارهای اعتبارسنجی پیشنهادی لینکلن وگوبا در ارزیابی پژوهش های کیفی استفاده شد که این معیارها عبارتند از: 1- قابلیت اعتبار؛ 2- قابلیت ثبات؛ 3- تأیید پذیری؛ 4- قابلیت انتقال پذیری. داده ها از طریق تحلیل مضمون و بر اساس شش مرحله ای که برون و کلارک (2006) پیشنهاد دادند (آشنایی با داده ها، تولید کدهای اولیه، جستجو برای مضامین، بازنگری مضامین، تعریف و نام گذاری مضامین و تهیه گزارش) تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل مصاحبه ها درباره مشکلات کمبود معلم در قالب پنج مضمون مشکلات مربوط به جذب، مشکلات مربوط به بازنشستگی، مشکلات اداری و برون سازمانی، مشکلات برنامه ریزی و مشکلات انگیزشی قرار گرفت. راهکارهای رفع کمبود معلم در قالب سه مضمون استفاده از ظرفیت دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان، جذب معلم و راهکار انگیزشی قرار گرفت. نتیجه گیری: رفع کمبود معلم نیازمند هماهنگی میان وزارت آموزش وپرورش، سازمان برنامه وبودجه، سازمان اداری و استخدامی و دانشگاه فرهنگیان است. بدون این هماهنگی، حتی افزایش ظرفیت جذب معلم نیز نمی تواند به شکل پایدار مشکل کمبود معلم را حل کند.
۶۶.

تأثیر درمان شناختی رفتاری بر سوگیری توجه در افراد با نشانه های بدریخت انگاری بدن: یک مطالعه نیمه تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۱
هدف: اختلال بدریخت انگاری بدن نوعی اختلال روانی است که در آن فرد نگرانی های غیرواقعی درباره ظاهر خود دارد. هدف این پژوهش تعیین اثر درمان شناختی-رفتاری بر سوگیری توجه در افراد دارای نشانه های بدریخت انگاری بدن بود. روش: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دوماهه و شامل گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی مراجعه کنندگان به کلینیک های زیبایی شهر کرمانشاه در سال ۱۴۰۲ بود که از میان آن ها ۳۶ نفر داوطلب واجد شرایط به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۸ نفر) تخصیص یافتند. گروه آزمایش در ۱۰جلسه درمان شناختی–رفتاری مبتنی بر پروتکل بک و بک (۲۰۱۱) شرکت کردند، درحالی که گروه کنترل در این جلسات حضور نداشت. سنجش سوگیری توجه با پرسش نامه کانون توجه (وودی و همکاران، ۱۹۹۷) انجام شد و داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-۲۶ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که اثر زمان (۰۰۱/۰>p، ۹۸/۰=η²)، اثر گروه (۰۰۱/۰>p، ۹۷/۰=η²) و اثر متقابل زمان و گروه (۰۰۱/۰>p، ۹۷/۰=η²) بر سوگیری توجه معنادار بود. در پس آزمون و پیگیری در میانگین نمره سوگیری توجه تفاوت معنادار وجود نداشت (۰۵/۰ نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که درمان شناختی-رفتاری می تواند سوگیری توجه و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن را کاهش دهد و به کارگیری آن در کلینیک ها، دانشگاه ها و مراکز آموزشی برای درمان و پیشگیری توصیه می شود.
۶۷.

تعیین اثربخشی واقعیت درمانی و درمان پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری روان شناختی و سازگاری اجتماعی سالمندان مراجعه کننده به مراکز روزانه توانبخشی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۷
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی واقعیت درمانی و درمان پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری روان شناختی و سازگاری اجتماعی سالمندان مراجعه کننده به مراکز روزانه توانبخشی تهران بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمام سالمندان مراجعه کننده به مراکز روزانه توانبخشی تهران در نیمه اول سال 1403 بودند که از میان آن ها تعداد 90 نفر با رعایت ملاک های ورود و خروج از پژوهش به روش هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی ساده و قرعه کشی در سه گروه 30 نفری شامل دو گروه آزمایش رویکرد واقعیت درمانی و رویکرد مبتنی بر پذیرش و تعهد و یک گروه گواه قرار گرفتند. شرکت کننده ها جهت پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری "سیاهه انعطاف پذیری شناختی" دنیس و واندر (2010) و نسخه کوتاه پرسشنامه سازگاری بل (1939) پاسخ دادند. پروتکل واقعیت درمانی برگرفته از اصول واقعیت درمانی طرح شده از گلاسر (2003) طی 8 جلسه 90 دقیقه ای بمدت زمان دوماه انجام شد. پروتکل درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد برگرفته از اصول درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد هیز و همکاران (2012) طی 8 جلسه 90 دقیقه ای بمدت زمان دوماه انجام شد. داده های پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. نتایج نشان داد در مرحله پس آزمون و مرحله پیگیری بین گروه های واقعیت درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با گروه گواه تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P) که نشان دهنده تاثیر این دو روش درمانی بر افزایش انعطاف پذیری روان شناختی و سازگاری اجتماعی بود. در دو مرحله پس آزمون و پیگیری بین این دو گروه تفاوت معنادار وجود داشت (05/0<P) و مقایسه میانگین ها حاکی از اثربخشی بیشتر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر انعطاف پذیری روان شناختی بود. در دو مرحله پس آزمون و پیگیری همچنین بین این دو گروه تفاوت معنادار وجود داشت (05/0<P) و مقایسه میانگین ها حاکی از اثربخشی بیشتر واقعیت درمانی بر سازگاری اجتماعی بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان