حجت الله فراهانی

حجت الله فراهانی

مدرک تحصیلی: استادیار روانشناسی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۱۲۰ مورد.
۱۰۱.

بررسی شیوع مشکلات تحولی احتمالی و عوامل خطرساز مرتبط با آن در کودکان 5- 2 ساله مهدهای شهرستان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۲۴۴
هدف پژوهش حاضر بررسی شیوع مشکلات تحولی احتمالی و عوامل خطرساز مرتبط با آن در کودکان 5-2 ساله مهدهای خصوصی شهرستان تهران بود. بدین منظور والدین 228 نفر از کودکان 5-2 ساله مهدهای خصوصی که تحت نظارت سازمان بهزیستی شهرستان تهران بودند از طریق نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای در این پژوهش شرکت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد تا پرسشنامه سنین و مراحل ( ASQ) را تکمیل کنند. داده های پژوهش با استفاده از شاخص های آماری خطر مطلق، نسبی، قابل انتساب و آزمون دقیق فیشر مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد در نمونه مورد مطالعه 61 کودک (24/0%) مشکوک به داشتن تأخیر در روند تحول شان بودند. همچنین یافته های پژوهش نشان داد در کودکانی که مشکوک به داشتن تأخیر در روند تحول شان بودند بین سن بالاتر کودک و تحصیلات پایین پدر با مشکلات تحولی احتمالی رابطه معنادار وجود داشت.
۱۰۲.

Clustering somatic symptoms based on psychological risk factors(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۱۹۰
Objective: Somatic symptoms consist of a wide range of symptoms and until yet clustering them has been very challenging for researchers and therapists. The present study aims to explore underlying psychological factors of various functional somatic symptoms and determine if there are any similarities or differences in these factors that could help classify these symptoms as one syndrome or discrete ones. Method: This study adopted an association rule mining method based on data mining. 643 participants were recruited using a convenience sampling technique. Data were collected using the checklist of somatic symptoms (Lacourt et al., 2013), Attachment Questionnaire (Hazan & Shaver, 2017), Defense Style Questionnaire (Andrews et al., 1993), and Levels of Emotional Awareness Scale (Lane, 2006). Results: Cognitive, gastrointestinal, and fatigue symptoms are related more to immature defense mechanisms. Musculoskeletal, respiratory, and cardiac symptoms are associated with neurotic defenses. Fatigue symptoms are associated with ambivalent attachment and musculoskeletal symptoms are related more to avoidant attachment. Indeed, it could be said that there are two clusters of somatic symptoms, one of which is attachment and the other is defense mechanisms. This supports the splitters’ view about somatic syndromes. Conclusions: These findings show various types of somatic symptoms have qualitatively different risk factors. Our findings imply that psychotherapists should consider the kind of syndromes a patient has and their underlying psychological predispositions to manage the problem better.  
۱۰۳.

رابطه تمایل به کمک به دیگران و تاب آوری با رشد پس از آسیب در افراد دارای سابقه ابتلا به کرونای افراد نزدیک: نقش تعدیل کنندگی احساس گناه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۲۳۸
هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه میان تمایل به کمک به دیگران و تاب آوری و رشد پس از آسیب با نقش تعدیل کنندگی احساس گناه مرتبط با آسیب در افراد دارای سابقه ابتلا به بیماری کووید-19 در افراد نزدیک بود. به این منظور، 189 نفر از افرادی که یکی از نزدیکان آن ها طی شش ماه اخیر به علت ابتلا به بیماری کووید-19 در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان بستری شده بودند، به شیوه در دسترس انتخاب شدند و اقدام به تکمیل پرسش نامه های رشد پس از آسیب، تاب آوری، احساس گناه مرتبط با آسیب و نوع دوستی بزرگ سالان کردند. براساس نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه، احساس گناه مرتبط با آسیب در رابطه میان تاب آوری و تمایل به کمک به دیگران نقش تعدیل کنندگی نداشتند. در مقابل، احساس گناه مرتبط با آسیب در رابطه میان رشد پس از آسیب و تمایل به کمک به دیگران نقش تعدیل گنندگی داشت. نتیجه گیری از یافته های مطالعه حاضر می تواند گویای نقش عوامل بین فردی و درون فردی در ارتقای سازگاری و حتی رشد افراد متعاقب تجارب آسیب زا باشد.
۱۰۴.

بررسی ماهیت بدنمند اختلال شخصیت زدایی-واقعیت زدایی: مرور فرا...ی یک مطالعه مروری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۲۰۸
این بررسی با هدف گردآوری پژوهش های انجام شده در باب وضعیت بدنمندی در اختلال شخصیت زدایی/ واقعیت زدایی انجام شد. پژوهش حاضر به صورت یک مرور فراگیر به منظور یافتن تمامی داده های مرتبط صورت گرفت. جستجو ها در پایگاه های داده ی d، پاب مد، وب آو ساینس و اسکوپوس n انجام شده و با جستجوی کلیدواژه ها ی بدنمندی، سیگنال های درون بدنی، شخصیت زدایی/ واقعیت زدایی و مطالعه ی مروری تعداد مقالات بالقوه مرتبطی که در تمام پایگاه های مورد نظر در فاصله میان سال 2010 تا 2023 یافت شد بیش از 700 عنوان بود. معیار انتخاب مقالات پرداختن به اختلال شخصیت زدایی/ واقعیت زدایی با رویکردی بدنمند بود که پس از بررسی عنوان ها، چکیده ها و متن مقالات، نهایتا تنها 10 مقاله به عنوان مقالات بااهمیت و دارای شرایط ورود براساس پرسش مطالعه ی حاضر، با استفاده از چک لیست «مرور مقالات و مرور نظام مند» و «چک لیست آماده سازی و ارزیابی مقاله مروری» حائز ملاک های ورود به پژوهش بودند. عنوان نمونه های اصلی ا. شواهد به دست آمده از 10 به دقت گزینش شده نشان می دهد که ... ببخشد. بیشتر پژوهش ها بر مفهوم کارکرد نامناسب حس درون بدنی به عنوان عامل اصلی اختلال شخصیت زدایی/ واقعیت زدایی متمرکز بودند. براساس این پژوهش ها دقت حس درون بدنی در اختلال شخصیت زدایی/ واقعیت زدایی تغییر نمی کند. در عوض عواملی مانند جلوگیری از واکنش فرد به موقعیت و اجتناب فرد در همدلی کردن با دیگران باعث اختلال در ترکیب و ادغام سیگنال های درون بدنی در مفهوم فرد از خویشتن می شود. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که افراد دارای اختلال شخصیت زدایی/
۱۰۵.

انطباق و ساختار عاملی پرسش نامه ذهن آگاهی جنسی در افراد متأهل ایرانی در سال 1401- 1402(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۸۱
اهداف این پژوهش با هدف بررسی روایی و پایایی نسخه فارسی پرسش نامه ذهن آگاهی جنسی در جمعیت ایرانی انجام شد. با وجود اهمیتی که ذهن آگاهی جنسی در رابطه رضایت بخش جنسی زوجین ایجاد می کند. ابزار مناسبی برای جهت سنجش این مؤلفه در جمعیت ایرانی وجود ندارد. ازاین رو برخورداری از مقیاسی روا و معتبر برای سنجش این سازه در پژوهش ها ضروری به نظر می رسد. مواد و روش ها این پژوهش از نوع مقطعی بود که در سال 1401-1402 و شامل 366 فرد متأهل بود. برای بررسی اهداف پژوهش از پرسش نامه ذهن آگاهی جنسی، ذهن آگاهی صفتی و پرسش نامه کارکرد جنسی استفاده شد. برای تحلیل داده ها از SPSS نسخه 25و نرم افزار AMOS استفاده شد. در بخش آمار توصیفی میانگین و انحراف استاندارد، فراوانی و همبستگی استفاده شد. همچنین در بخش آمار استنباطی از تحلیل رگرسیون تحلیل عاملی تأییدی گزارش شد. یافته ها نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد همسو با نسخه اصلی این پرسش نامه از دو عامل آگاهی و عدم قضاوت تشکیل شده است. یافته های بخش روایی همگرا نشان داد این پرسش نامه با کارکرد جنسی و ذهن آگاهی صفتی همبستگی مثبت و معنی دار داشت. میزان آلفای کرونباخ برای آگاهی جنسی برابر با 0/83 و برای عدم قضاوت برابر با 0/71 بود. نتیجه گیری نسخه فارسی پرسش نامه ذهن آگاهی جنسی از ویژگی های روانسنجی مناسبی برخوردار است. نسخه فارسی پرسش نامه ذهن آگاهی جنسی را می توان در زمینه های تحقیقاتی و بالینی مربوط به کارکرد جنسی و ذهن آگاهی به کار برد. همچنین، درمان گران برای بهبود کارکرد جنسی مراجعین بهتر است به ذهن آگاهی جنسی به عنوان یک عامل مهم توجه و برای اهداف درمانی می توانند از این ابزار استفاده کنند.
۱۰۶.

رابطه بین محرک های اطلاعاتی و قضاوت زیبایی شناختی در میان افراد غیر متخصص در هنر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۹۳
  متغیرهای روانشناختی در میزان درک و لذت  افراد از یک اثر هنری نقش اساسی دارند. لذت از اثر هنری نه تنها به خود اثر بلکه به مخاطب آن نیز بستگی دارد. ابعاد شخصیتی و دانش هنری از جمله عواملی هستند که بر لذت، درک و قضاوت زیبایی شناختی افراد اثرگذار هستند. تأثیر این عوامل بر افراد مختلف اعم از متخصصین و غیرمتخصصین در هنر سنجیده شده است اما چیزی که در این میان مغفول مانده، تأثیر کوتاه مدت یک محرک اطلاعاتی بر تجربه هنری افراد غیرمتخصص است. در این پژوهش افرادی با تجربه و دانش هنری پایین در دو گروه آزمایشی مورد آزمون قرار گرفتند. گروه اول بدون هیچ محرک اطلاعاتی و گروه دوم با محرک اطلاعاتی (متنی درباره ی ماهیت اثر هنری) میزان ترجیح خود را از پنج جفت اثر واقع گرا-کلاسیک و مدرن-انتزاعی اظهار کردند. نتایج پژوهش حاکی از این بود که با وجود عدم تفاوت دو گروه در دانش زیبایی شناختی، گروه دوم که در معرض محرک اطلاعاتی قرار داشتند، آثار مدرن و انتزاعی را به صورت معناداری بیشتر پسندیدند. بنابراین حتی ارائه اطلاعات کوتاه در مورد شیوه های درک هنر به طور بافتاری به افراد می تواند روی انتخاب و ترجیح آثار هنری تأثیر بگذارد. یافته های این پژوهش نقش متغیرهای بافتاری و روانشناختی در تجربه زیبایی شناختی افراد غیرمتخصص را تأیید می کند. 
۱۰۷.

ارتباط ذهنی سازی با رضایت جنسی زنان : نقش میانجی گر خلق منفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۲۲۷
زمینه: ذهنی سازی یک عامل کلیدی در عملکرد اجتماعی و سلامت روان است. با این حال، تأثیر آن بر بهزیستی و رضایت جنسی اخیراً توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. از آنجای که بین ذهنی سازی سبک های دلبستگی و تنظیم هیجانی اثرات متقابلی وجود دارد بررسی ذهنی سازی با حالت های خلقی و رضایت جنسی یک ضرورت پژوهشی برای انجام تحقیقات در این حوزه و یک ضرورت تجربی برای استفاده از مداخلات مبتنی بر ذهنی سازی است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی ارتباط ذهنی سازی با رضایت جنسی زنان با توجه به نقش میانجی خلق منفی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر وش یک مطالعه مقطعی (توصیفی- همبستگی) که به روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری را کلیه دانشجویان متاهل زن دانشگاه های تهران در سال 1400-1401 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 637 نفر از دانشجویان زن متأهل بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس های ذهنی سازی (فوناگی، 2016)، مقیاس اضطراب و افسردگی و استرس (لوی باند، 1995) و مقیاس رضایت جنسی (مستون، 2005) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS.22 و AMOS.24 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرون نشان داد که بین ذهنی سازی (مؤلفه اطمینان) با رضایت جنسی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد (05/0 >P). بین ذهنی سازی (مؤلفه عدم اطمینان) و خلق منفی با رضایت جنسی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (05/0 >P). نتایج حاصل از مدلسازی معادلات ساختاری نشان داد که الگوی پیشنهادی برازنده با داده هاست و مؤلفه عدم اطمینانبه صورت مستقیم و غیر مستقیم از طریق خلق منفی بر رضایت جنسی زنان تأثیر می گذارد. همچنین ضریب استاندارد غیرمستقیسم مؤلفه اطمینان به رضایت جنسی از طریق خلقی منفی معنی دار بود. نتیجه گیری: این پژوهش با مدل های پاسخ جنسی زنان مطابقت دارد و حمایت اولیه از پیوند حالت خلقی و رضایت جنسی را نشان می دهد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که رضایت جنسی پدیده تک علتی نیست و برای درمان آن بایستی از متغیرهای فراتشخیصی (ذهنی سازی و تنظیم هیجانی) نیز استفاده کرد.
۱۰۸.

مروری سیستماتیک بر بازاریابی عصبی و ابزارهای آن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۱۰
در سال های اخیر، بازاریابی عصبی و علوم اعصاب مصرف کننده به عنوان حوزه ای میان رشته ای در ایران رشد چشمگیری یافته است. مطالعه حاضر با هدف ارائه مرور سیستماتیک جامع از پژوهش های انجام شده در این حوزه، به بررسی ابزارها، روش شناسی، و روند زمانی آن ها پرداخته است. روش پژوهش شامل تحلیل ۶۰ مقاله علمی پژوهشی معتبر از سال های ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۲ بود. بررسی پیشینه مقالات براساس روش Boland (2013) و غربالگری آن ها بر اساس راهنمای استانداردPrisma (2009) [1]  صورت پذیرفت. در تجزیه وتحلیل به جنبه های کلیدی چون روند زمانی انتشار، واژگان کلیدی، حوزه محرک های ارائه شده، ویژگی های حجم نمونه، نمایه های استنادی و مکان آزمایش ها پرداخته شد. یافته های اصلی نشان داد که پژوهش ها از یک سو بنیان های نظری قوی دارند؛ اما از سوی دیگر با ضعف های اساسی در جنبه های عملیاتی و رویه ای مواجه اند. بزرگ ترین چالش در تحلیل داده ها این واقعیت است که اثرات معنی دار احتمالاً توسط عوامل دیگری غیر از متغیرهای مستقل ایجاد شده است، که نشان دهنده نیاز مبرم به نظارت دقیق شرایط است. این دستورکارها نشان از اهمیت استانداردسازی شرایط فیزیولوژیکی سوژه ها قبل از آزمایش برای اطمینان از اعتبار داده هاست. پژوهش ها عمدتاً بر دو ابزار الکتروانسفالوگرام (Electroencephalography) و ردیاب چشم متمرکز بوده اند و مشکلاتی نظیر تمرکز جغرافیایی امکانات در پایتخت و کمبود انتشار در مجلات معتبر بین المللی شناسایی شد. پژوهشگران باید تلاش کنند تا رویه ها و طراحی تجربی را با جزئیات توصیف کنند تا از قابلیت بازتولید برای پژوهشگران بعدی اطمینان حاصل شود. در نهایت، این پژوهش بر لزوم گسترش همکاری های بین المللی و استانداردسازی رویه ها برای ارتقای جایگاه علمی این حوزه در ایران تأکید می کند.
۱۰۹.

بررسی نقش واسطه ای فرزندپروری ذهن آگاه در ارتباط بین افسردگی مادر و مشکلات شناختی-هیجانی درونی سازی و برونی سازی کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۷۰
مشکلات شناختی-هیجانی درونی سازی و برونی سازی از مهم ترین چالش های روان شناختی دوران کودکی محسوب می شوند که می توانند بر سلامت روانی و اجتماعی کودک در آینده تأثیرگذار باشند. افسردگی مادر به عنوان یکی از عوامل کلیدی در شکل گیری این مشکلات مطرح شده است، اما مکانیسم های زیربنایی این ارتباط به طور کامل شناخته نشده اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای فرزندپروری ذهن آگاه در ارتباط بین افسردگی مادر و مشکلات شناختی-هیجانی درونی سازی و برونی سازی کودک انجام شد. مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه مادران دارای کودک دبستانی در شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود که از میان آن ها ۳۸۵ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس(DASS-21) (آنتونی وهمکاران،1998) ، پرسشنامه ی فرزندپروری ذهن آگاهانه (MIPQ) (مک کافری،ریتمن وبلک،2015) و سیاهه رفتاری کودک (CBCL) (آخنباخ و رسکورلا،2001) بود که توسط مادران تکمیل شد. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای SPSS23 و لیزرل 8 مورد تحلیل قرار گرفت.نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. یافته ها نشان داد که افسردگی مادر با مشکلات شناختی-هیجانی درونی سازی و برونی سازی کودک ارتباط مثبت و معناداری دارد. همچنین، مشخص شد که مؤلفه "بودن در زمان حال با کودک" (یکی از ابعاد فرزندپروری ذهن آگاه) نقش واسطه ای معناداری در این رابطه دارد. به گونه ای که افسردگی مادر از طریق کاهش حضور ذهن او در تعامل با کودک، موجب افزایش مشکلات شناختی-هیجانی در کودک می شود.نتایج این پژوهش بر اهمیت آموزش مهارت های ذهن آگاهی به والدین، به ویژه مهارت "بودن در زمان حال با کودک"، به عنوان عاملی مؤثر در کاهش تأثیرات منفی افسردگی مادر بر مشکلات شناختی-هیجانی کودک تأکید دارد. بر این اساس، پیشنهاد می شود که برنامه های مداخله ای در حوزه سلامت روان کودک و خانواده، توجه ویژه ای به تقویت فرزندپروری ذهن آگاه در والدین داشته باشند.
۱۱۰.

اثربخشی پارادوکس درمانی بر نشانه های اضطراب در بیماران دیابتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی پارادوکس درمانی بر نشانه های اضطراب در بیماران دیابتی بود. روش پژوهش، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و دوره پیگیری یک ماهه و سه ماهه بود. بدین منظور 36 بیمار دیابتی مضطرب با استفاده از روش نمونه گیری هدف مند انتخاب شدند. شرکت کنندگان در پژوهش پرسشنامه اضطراب بک (BAI) را تکمیل کردند. پارادوکس درمانی طی 6 جلسه، هر دو هفته یک بار برای کلیه شرکت کنندگان اجرا شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس آمیخته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان دادند که پارادوکس درمانی موجب کاهش معنادار نشانه های در افراد دیابتی می شود. (001/0P<، 38/263F=). همچنین، در پیگیری های یک ماه و سه ماه بعد نیز شواهدی دال بر بازگشت نشانه ها مشاهده نشد. براساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که پارادوکس درمانی می تواند به عنوان روشی مؤثر در کاهش اضطراب بیماران دیابتی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۱۱.

طراحی و اعتبارسنجی بسته آموزشی مقابله با شکست عاطفی با رویکرد درمان چندبعدی معنوی خداسو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۴۹
پژوهش حاضر، با هدف طراحی و اعتبارسنجی بسته آموزشی مقابله با شکست عاطفی با رویکرد درمان چندبعدی معنوی خداسو صورت پذیرفت. ابتدا سبب شناسی شکست عاطفی در دو مرحله براساس دو منبع مصاحبه کیفی با افراد دچار شکست عاطفی و منابع اسلامی با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی بنگستون (2016) صورت گرفت و سپس اعتبارسنجی حاصل از نتایج آن انجام شد. پس از تعیین الگوی سبب شناسی، بسته آموزشی باتوجه به نتایج سبب شناسی و با رویکرد درمان چندبعدی معنوی خداسو در 14 جلسه 60 دقیقه ای طراحی شد. اعتبارسنجی بسته آموزشی با استفاده از نظرات 10 متخصص در دو بخش روایی محتوایی بسته آموزشی و سنجش امکان پذیری مورد بررسی قرار گرفت. جامعه آماری در بخش اعتبارسنجی، متخصصان روان شناسی در شهر قم بودند که به روش نمونه-گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد در بخش روایی محتوایی بسته آموزشی، میانگین نسبت روایی محتوایی (CVR) کل جلسات در بخش اهداف برابر با 9/0 و در بخش تکنیک ها 89/0 است و میانگین شاخص روایی محتوایی (CVI) کل جلسات نیز در بخش اهداف برابر با 92/0 و در بخش تکنیک ها برابر 93/0 است و بسته آموزشی از روایی محتوایی مناسبی برخوردار است. همچنین، یافته های سنجش امکان پذیری نشان داد که بسته آموزشی با میانگین کل امکان پذیری (برابر با 83/3)، از مقبولیت، تناسب، کاربردپذیری، تقاضا، یکپارچگی، قابلیت انطباق، منابع، قابلیت اجرا و تعمیم پذیری کافی برخوردار است. نتایج حاصل از این مطالعه، بستر مناسبی جهت بررسی اثربخشی بسته آموزشی و استفاده از آن جهت کاهش نشانگان بالینی ناشی از شکست عاطفی به وجود آورده است.
۱۱۲.

بررسی اثربخشی مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی: کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۲۸
اهداف هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی بر روی مراقبان اولیه نوجوانان دچار رفتار خودآسیب رسانی در استان تهران است. مواد و روش ها مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی تصادفی با طرح پیش آزمون/پس آزمون است. 32 زوج (مراقب اولیه و نوجوان) واجد ملاک های ورود به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در 2 گروه آزمایش (دریافت مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی توسط مراقبان اولیه) و کنترل (لیست انتظار) قرار گرفتند. در مطالعه حاضر نوجوانان هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها در دو دسته تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم مداخله بر روی مراقبان اولیه و نوجوانان جمع آوری شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه های دشواری در تنظیم هیجان، پرسش نامه سبک ها و ابعاد فرزندپروری، مقیاس 21 سؤالی افسردگی، اضطراب و استرس، پرسش نامه پنج بعدی ذهن آگاهی، پرسش نامه رفتار تعارض و پرسش نامه کوتاه شده فشار مراقب بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون کوواریانس ناپارامتری چهارگانه استفاده شد. یافته ها نتایج آزمون تحلیل کوواریانس ناپارامتریک حاکی از تفاوتی معناداری در سبک فرزندپروری مقتدرانه، افسردگی و اضطراب، فشار مراقب برای گروه والدین بود. علاوه براین متغیرهای مربوط به نوجوانان نیز نشانه های مانند افسردگی، اضطراب، شدت افکار خودکشی و رفتار تعارض با والدین بین گروه های آزمایش و کنترل ازنظر آماری تغییرات معناداری نشان دادند. نتیجه گیری نتایچ پژوهش حاضر نشان داد مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی بر سبک فرزندپروری، نشانه های استرس و افسردگی و ذهن آگاهی در مراقبان اولیه و همچنین شدت احتمال خودکشی، نشانه های اضطراب و افسردگی و رفتار تعارض در نوجوانان دچار رفتار خودآسیب رسان اثربخش است. بنابراین مداخله مذکور می تواند به عنوان یک درمان مستقل یا مکمل در کنار رفتاردرمانی دیالکتیکی نوجوانان به کار گرفته شود.
۱۱۳.

شناسایی انتظارات روان شناختی نوجوانان از سیستم های بوم شناختی: یک مطالعه نظامند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی نظامند شناسایی انتظارات روان شناختی نوجوانان از سیستم های بوم شناختی انجام شد. با جستجو در پایگاه داده های داخلی از جمله نورمگز، ایرانداک، سیویلیکا، مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پرتال جامع علوم انسانی و همچنین پایگاه داده های بین المللی همچون ساینس دایرکت، اریک، پاب مد، سیج، الزویر و گوگل اسکالر، تعداد 112 سند در بازه زمانی 2023-2015 مورد بررسی قرار گرفتند. سپس با استفاده از نشانگرهای فهرست وارسی ارزیابی پریزما، 15 سند براساس ملاک ارتباط، سودمندی و اعتبار انتخاب شدند. داده ها با روش تحلیل کیفی آلتاید انجام چهار مقوله براساس تعداد نشانگرها، شامل انتظار از خانواده با اختصاص 31 نشانگر از مجموع 77 نشانگر (26/40 درصد) شناخته شد. پس از انتظار از خانواده، مسائل اجتماعی با 22 نشانگر (57/28 درصد) و بعد از آن امور تحصیلی با 15 نشانگر (48/19 درصد)؛ و انتظارات از همسالان با 9 نشانگر (69/11) مهمترین مقوله ها بودند. این نتایج ضرورت افزایش آگاهی سیستم های بوم شناختی با انتظارات نوجوانان را برجسته می کند و براین اساس پیشنهادهایی ارائه گردید.
۱۱۴.

نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه بین ذهنیت والد سرزنش گر با گرایش به عود در افراد وابسته به مواد در حال بهبودی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۴۵
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه بین ذهنیت والد سرزنش گر با گرایش به عود در افراد وابسته به مواد در حال بهبودی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل همه مردان مصرف کننده مواد مخدر افیونی (تریاک، شیره و هروئین) در بازه سنی 20 تا 50 ساله مستقر در 30 مرکز اقامتی ترک اعتیاد در استان گلستان در سال 1402 بود که از این میان برای تعیین حجم نمونه با توجه به تعداد متغیرهای مشاهده شده و تخصیص ضریب 40 (5 متغیر مشاهده شده در مدل)، و با احتساب احتمال وجود پرسش نامه های ناقص، 225 نفر به عنوان حجم نمونه به روش تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسش نامه عود، ذهنیت های طرحواره ای و ذهن آگاهی بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS-23 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین ذهنیت والد سرزنش گر و ذهن آگاهی با گرایش به عود در افراد در حال بهبودی از اعتیاد روابط معناداری در سطح 0/01 وجود داشت. همچنین مقدار ضریب بتا (اثر) ذهنیت والد سرزنش گر و ذهن آگاهی بر گرایش به عود در مسیرهای مستقیم به ترتیب برابر با 0/294و 0/214- بود. به علاوه، ذهن آگاهی و رابطه غیر مستقیم ذهنیت والد سرزنش گر با گرایش به عود نقش واسطه ای معناداری داشت. در مجموع نتایج نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار بود و 28 درصد از گرایش به عود را تبیین کرد. نتیجه گیری: افراد وابسته به مواد در حال بهبودی که گرایش بیشتری به عود دارند، دارای سطح بالاتری از ذهنیت والد سرزنش گر و در سطح پایین تری از ذهن آگاهی قرار دارند. بنابراین، به مشاوران و روانشناسان مراکز اقامتی ترک اعتیاد پیشنهاد می گردد به این متغیرها در کاهش گرایش به عود افراد وابسته به مواد در حال بهبودی توجه ویژه ای نمایند.
۱۱۵.

مدل مفهومی عوامل طلاق مبتنی بر قرآن: تحلیل محتوای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۱
مقدمه و اهداف: طلاق به عنوان یکی از مهم ترین تحولات منفی در ساختار خانواده، پیامدهای گسترده ای برای سلامت روان همسران، کارکردهای عاطفی خانواده و ثبات فرهنگی اجتماعی جوامع به همراه دارد. یافته های پژوهشی نشان می دهد که این پدیده با افزایش آشفتگی های روان شناختی، کاهش کیفیت زندگی و تضعیف پیوندهای عاطفی همراه است و آثار آن صرفاً محدود به زوجین نبوده، بلکه فرزندان و نظام اجتماعی را نیز دربر می گیرد. در دهه های اخیر، هم در جوامع صنعتی و هم در ایران، میزان طلاق روند افزایشی داشته و هم زمان نگرش ها و هنجارهای مرتبط با آن دستخوش تغییر شده است؛ به گونه ای که عادی شدن طلاق، کاهش قبح اجتماعی و تحول ارزش ها و انتظارات زناشویی، تصمیم گیری در این زمینه را تسهیل کرده است. ادبیات پژوهش گویای آن است که طلاق پدیده ای پیچیده و چندبعدی است که از برهم کنش عوامل فردی، روان شناختی، ارتباطی، اجتماعی، فرهنگی و ارزشی شکل می گیرد. با وجود گستردگی مطالعات، بخش قابل توجهی از پژوهش های موجود یا مبتنی بر رویکردهای کمّی و اثبات گرایانه بوده اند، یا مجموعه ای پراکنده از متغیرهای مؤثر را گزارش کرده اند، بدون آنکه به ارائه یک چارچوب مفهومی منسجم و مبتنی بر بافت فرهنگی دینی بپردازند. با توجه به نقش محوری دین در شکل دهی باورها، نگرش ها و الگوهای رفتاری زوجین در جوامع اسلامی و ظرفیت غنی قرآن کریم در تبیین روابط زناشویی، پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل مفهومی از عوامل مؤثر بر طلاق براساس تحلیل محتوای کیفی آیات قرآن و روایات تفسیری انجام شده است. این پژوهش می کوشد با استخراج و صورت بندی نظام مند مفاهیم مرتبط با طلاق از متن قرآن، چارچوبی مفهومی ارائه دهد که بتواند ابعاد بنیادین و تأثیرگذار این پدیده را از منظر دینی تبیین کند و زمینه نظری لازم برای پژوهش های آتی و طراحی مداخلات آموزشی و درمانی متناسب با بافت فرهنگی دینی جامعه اسلامی را فراهم سازد. روش: این پژوهش با بهره گیری از راهبرد اکتشافی متوالی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. راهبرد اکتشافی متوالی مشتمل بر دو مرحله گردآوری و تحلیل داده هاست و برای کشف و صورت بندی مفاهیم در حوزه های کمتر مدل سازی شده کاربرد دارد. چارچوب تحلیل محتوای کیفی براساس الگوی چهارمرحله ای بنگستون شامل برنامه ریزی، گردآوری داده ها، تحلیل داده ها و گزارش نتایج اتخاذ شد. در مرحله برنامه ریزی، هدف پژوهش تدوین مدل مفهومی عوامل طلاق براساس قرآن تعیین شد که واحد تحلیل شامل آیات قرآن، روایات تفسیری و فقره هایی از آنها بود. راهبرد تحلیل به صورت استقرائی و با تمرکز همزمان بر معانی آشکار و پنهان انجام گرفت. جامعه متنی پژوهش کلیه گزاره های توصیفی و تبیینی قرآن کریم و روایات مرتبط با آیات طلاق بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و گزینشی و با واحد نمونه گیری «مضمون» انجام شد و فرایند انتخاب داده ها تا دستیابی به اشباع ادامه یافت. استخراج داده ها با جستجوی حوزه واژگانی مرتبط، متضاد و ناظر به زوجیت با استفاده از نرم افزارهای «جامع التفاسیر» و «جامع الاحادیث نور» صورت گرفت که درنهایت پانصد گزاره قرآنی و روایی انتخاب شد. روایات تفسیری به عنوان شواهد مؤید از منابع معتبر حدیثی استخراج و براساس معیار درجه بندی منابع حدیثی غربال شدند. تحلیل داده ها در چهار گام ازمتن گیری، به متن دهی، مقوله بندی و یکپارچه سازی انجام شد که شامل شناسایی واحدهای معنایی، کدگذاری، تشکیل زیرمقوله ها و مقوله ها و درنهایت دستیابی به مدل مفهومی بود. برای اطمینان از روایی و استحکام یافته ها از معیارهای اعتبارپذیری، انتقال پذیری، تأییدپذیری و اتکاپذیری لینکلن و گوبا استفاده شد؛ همچنین توافق کارشناسان متخصص علوم اسلامی و روان شناسی درباره ساختار مقوله ها و درون مایه ها ارزیابی گردید. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد فرایند تحلیل محتوای کیفی قرآن و روایات تفسیری از راه کدگذاری باز به استخراج ۸۵۰ کد باز انجامید. این کدها پس از ادغام واحدهای معنایی مشابه در قالب ۹۵ زیرمقوله و سپس در سطحی انتزاعی تر در ۳۳ مقوله سازمان دهی شدند. در گام بعد، مقوله ها براساس روابط معنایی، تقدم و تأخر مفهومی و نقش تبیینی آنها در منطق درونی متون در قالب سیزده درون مایه یکپارچه شدند. درنهایت مطابق مرحله «یکپارچه سازی» در الگوی بنگستون، درون مایه ها در سطح بالاتری در پنج بعد اصلی سامان یافتند که ساختار مدل مفهومی عوامل طلاق را شکل می دهد. این پنج بعد شامل عوامل بنیادین، بسترهای ادراکی، کانون بحران، عوامل تعدیل گر و الگوهای مواجهه است. عوامل بنیادین ناظر بر ریشه های زیرین تعارض زناشویی بوده، و بر دو محور «ازدواج نادرست» و «ناپایداری مبدأ ادراک شده» استوار است. بسترهای ادراکی به فرایندهای ناکارآمد پنداره سازی و پردازش تحریف شده مسائل زناشویی اشاره دارد که زمینه ساز کژفهمی و نارضایتی متقابل می شود. کانون بحران، ماهیت درونی فرسایش رابطه را از راه دو مؤلفه «سرخوردگی» و «دلزدگی» تبیین می کند. عوامل تعدیل گر، شامل خودفروروی، بی تفاوتی یا مداخله ناکارآمد اطرافیان و شکل گیری روابط عاطفی جایگزین، مسیر تشدید یا مهار بحران را تحت تأثیر قرار می دهند. درنهایت الگوهای مواجهه بیانگر راهبردهای زوجین در آستانه طلاق است که شامل دوگانگی، سرکشی، متارکه و اقدام به طلاق می شود. روایی مدل مفهومی با استفاده از شاخص های CVI و CVR و نظر نُه کارشناس متخصص تأیید شد و نتایج گویای تناسب و ضرورت مطلوب تمامی ابعاد و درون مایه های مدل است. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد مدل مفهومی عوامل طلاق در قرآن از پنج بعد اساسی شامل عوامل بنیادین، بسترهای ادراکی، کانون بحران، عوامل تعدیل گر و الگوهای مواجهه تشکیل شده است. در سطح تحلیلی پایین تر، این مدل بیانگر نُه عامل اصلی شکل گیری طلاق است که در تعامل با یکدیگر، مسیر فرسایش رابطه زناشویی را تبیین می کنند. نتایج پژوهش حاضر، همسو با مطالعات داخلی و بین المللی بر چندبعدی بودن و پیچیدگی پدیده طلاق تأکید دارد؛ با این حال، تمایز اساسی این مدل در تعیین نقطه آغاز تعارض زناشویی است. برخلاف بسیاری از الگوهای رایج که شکاف عاطفی را نقطه شروع طلاق می دانند، یافته های این پژوهش نشان می دهد ریشه های اولیه تعارض در عوامل بنیادین، به ویژه ازدواج نادرست و اختلال در نظام ادراک و معناپردازی همسران نهفته است. در این چارچوب، احساس درماندگی و دلزدگی به عنوان کانون بحران، پیامد تداوم ادراک های ناکارآمد و پردازش های تحریف شده در تعامل زوجین برداشت می شود؛ از سوی دیگر نقش عوامل تعدیل گر در تشدید یا مهار مسیر طلاق، نشان دهنده اهمیت زمینه های فردی، بین فردی و اجتماعی در تصمیم گیری نهایی زوجین است. افزون بر این، شناسایی الگوهای متنوع مواجهه با طلاق بیانگر آن است که همسران در آستانه جدایی، راهبردهای یکسانی اتخاذ نمی کنند و این تفاوت ها باید در مداخلات روان شناختی مورد توجه قرار گیرد. درمجموع مدل مفهومی پیشنهادی با تأکید بر نقش باورهای بنیادین، ادراک مسئله و عاملیت اخلاقی، چارچوبی منسجم برای فهم عمیق تر عوامل طلاق فراهم می آورد و می تواند مبنایی نظری برای پیشگیری، مداخله و تصمیم گیری آگاهانه در فرایند طلاق باشد. تقدیر و تشکر: این مقاله برگرفته از رساله دکتری نویسنده در گروه روان شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است. نویسنده مراتب سپاس خود را از اساتید راهنما و مشاور، کارشناسان متخصص و اعضای گروه روان شناسی ابراز می دارد که این پژوهش با همکاری و حمایت های ارزشمند آنها به سرانجام رسید. تعارض منافع : نویسنده اعلام می کند در تهیه و انتشار این مقاله هیچ گونه تعارض منافع مالی، شخصی یا حرفه ای وجود ندارد.
۱۱۶.

شناسایی ژست های بیانگر حالت های ذهنی از منظر علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۲۵
نظریه ذهن به عنوان توانایی درک حالت های ذهنی دیگران از قبیل باور ها، امیال و قصدمندی ها، و نیز درک تفاوت این حالت ها با آن چه خود فرد دارد است. نظریه ذهن جنبه مرکزی شناخت اجتماعی است و پیش نیاز کارکرد های اجتماعی است. در این میان اصطلاحاتی هستند که بیان گر حالت های ذهنی هستند. امروزه این توانایی ملاک موفقیت و یا عدم موفقیت افراد در ارتباط های اجتماعی آن ها محسوب می شود. همچنین بازیگر برای بیان احساسات نقش از ژست استفاده می کند و تماشاگر از طریق ژست بازیگر، احساسات کاراکتر را ادراک می کند. در مطالعات پیشین از طریق حالت های صدا، چشم، فیلم و چهره افراد، نظریه ذهن مورد مطالعه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، مطالعه بدن در بیان حالت های ذهنی ازمنظر علوم شناختی است. در این مطالعه سی حالت ذهنی به صورت القایی به پنجاه بازیگر تئاتر داده شد و آن ها برای هر حالت ذهنی، یک فرم بدنی طراحی کردند. در این فرایند دو هزار تصویر از ژست بازیگران جمع آوری شد. تصاویر توسط ۳۲۱ نفر تماشاگر به صورتِ تصادفی مورد نظرسنجی قرار گرفت و از میانِ آن ها ژست هایی که بالاترین امتیاز را در این نظرسنجی دریافت کردند، انتخاب شد. پایایی و روایی تصاویر منتخب از طریق نرم افزاری که برای آزمون ذهن خوانی از طریق بدن طراحی شده بود، ارزیابی شد. این مطالعه از طریق تهیه و طراحی آزمون و اجرای آزمون و تحلیل و ثبت نتایج آزمون به نتایج زیر رسید. با توجه به نتایج آماری مشخص شد که بدن توانایی انتقال حالت ذهنی را دارد. ما می توانیم از فرم بدن افراد، به حالت های ذهنی آن ها پی ببریم. سی حالت بدنی براساس حالت های ذهنی «هدف» در مطالعات بارون کوهن، مشخص شد. ارتباط میان ذهن خوانی از طریق بدن با ذهن خوانی از طریق چشم مورد ارزیابی قرار گرفت. تصاویر منتخب جهت طراحی آزمون ذهن خوانی از طریق بدن شناسایی و روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت. بانک ژست هایی از زبان بدن/ شناخت بدنمند شناسایی شد. در این پژوهش اولین بانک تصاویر بیان گرِ حالت های ذهنی از طریق بدن بازیگران تهیه و طراحی شد. در درک حالت های ذهنی، زنان عملکرد بهتری نسبت به مردان دارند. بدن نسبت به چشم ها، در بیان حالت های ذهنی از گویایی بیشتری برخوردار است.
۱۱۷.

بررسی نقش میانجی گر فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در رابطه بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۴۹
زمینه: با توجه به این که اضطراب و تروماهای دوران کودکی مادر بر رفتار او با کودک و به ویژه سبک فرزندپروری تأثیرگذار است، بررسی تأثیر این متغیرها بر مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک مهم تلقی می شود. علی رغم اهمیت موضوع، رابطه بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان با میانجی گری فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در ایران مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی نقش میانجی گر فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی در رابطه بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودک بود. روش: روش این پژوهش، همبستگی از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودک دبستانی در شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 370 نفر از آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل پرسش نامه های افسردگی، اضطراب و استرس (آنتونی و همکاران، 1998)، فرزندپروری ذهن آگاهانه (مک کافری و همکاران، 2015)، ترومای کودکی (برنشتاین و همکاران، 2003) بود. هم چنین داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای SPSS-27 و R.4.3.1 تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی برازش بسیار خوبی دارد. هم چنین نتایج این پژوهش نشان داد که بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با مشکلات درونی سازی و برونی سازی رابطه مثبت و معنادار (01/0 P<)، بین اضطراب و تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر با فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی رابطه منفی و معنادار (01/0 P<) و بین فرزندپروری مبتنی بر ذهن آگاهی و مشکلات درونی سازی برونی سازی نیز رابطه منفی و معناداری (01/0 P<) وجود دارد. هم چنین نتایج معادلات ساختاری نقش میانجی گر بودن در زمان حال با کودک را بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و اضطراب افسردگی کودک (041/0 P=) و بین تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر و شکایات جسمانی کودک (066/0 P=) تأیید کرد نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر، با افزایش ذهن آگاهی والدین در بافت فرزندپروری به ویژه مقوله بودن در زمان حال با کودک می توان تا حدی اثرات منفی تجارب نامطلوب دوران کودکی مادر بر مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان را کاهش داد.
۱۱۸.

پیش بینی شدت خودجرحی غیر خودکشی بر اساس دشواری در تنظیم هیجان، انجام رفتار هدفمند و کنترل تکانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۹۶
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی شدت خودجرحی غیرخودکشی بر اساس دشواری در تنظیم هیجان، انجام رفتار هدفمند و کنترل تکانه انجام شد. روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را زنان 18-50 سال دارای سابقه خودجرحی ساکن شهر تهران در سال 1402-1403 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس20 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه شکل و فرم خود جرحی (FAFSI) جنکینز و همکاران (2011) و پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان (DERS) گرتز و رومر (2004) بود. با توجه به محدودیت اعضای نمونه و احتمال وجود هم خطی بین متغیرهای مستقل، از روش تحلیل رگرسیون ستیغی که نسبت به این محدودیت ها روشی مقاوم بود، استفاده شد. نتایج نشان داد دو متغیر دشواری در انجام رفتار هدفمند و دشواری در کنترل تکانه به صورت مثبت و نسبتا معنی داری (در سطح 05/0>p) مولفه های شدت خود جرحی را پیش بینی می کنند. با توجه به یافته ها می توان مداخلاتی را به هدف بهبود مدیریت رفتار هدفمند و کنترل تکانه به منظور کاهش شدت خودجرحی طراحی و اجرا نمود.
۱۱۹.

پیش بینی تحول و رشد پس از ترک کامل اعتیاد بر پایه ویژگی های شخصیتی و سبک دلبستگی به والدین در جوانان: نقش واسطه ای مهارت های ارتباطی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۸
زمینه و هدف: رشد پس از سانحه ترک، به عنوان یک پیامد مثبت از تجربه های آسیب زا، می تواند به عنوان یک شاخص کلیدی در بررسی تحول افراد بهبودیافته از اعتیاد مورد توجه قرار گیرد. این پژوهش به بررسی نقش ویژگی های شخصیتی، سبک های دلبستگی و مهارت های ارتباطی در پیش بینی رشد پس از سانحه ترک اعتیاد پرداخته است. مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی-همبستگی بر روی 280 نفر از افراد بهبودیافته از اعتیاد در شهر تهران انجام شد. نمونه گیری به روش در دسترس انجام شد و ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه های رشد پس از سانحه، صفات پنج گانه شخصیتی (NEO)، سبک های دلبستگی، و مهارت های ارتباطی بودند. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که وظیفه شناسی و برونگرایی به صورت منفی و گشودگی به تجربه و مهارت های ارتباطی به صورت مثبت با رشد پس از سانحه ترک ارتباط معنادار داشتند. همچنین، مهارت های ارتباطی رابطه مستقیمی با رشد پس از ترک نشان داد، اما نقش واسطه ای آن در ارتباط بین ویژگی های شخصیتی و رشد تأیید نشد.. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که مهارت های ارتباطی و برخی ویژگی های شخصیتی نقش کلیدی در پیش بینی رشد پس از سانحه ترک دارند. این یافته ها می توانند برای طراحی مداخلات درمانی مؤثرتر و بهبود خدمات درمانی در حوزه اعتیاد مفید باشند.
۱۲۰.

سبب شناسی شکست عاطفی در متون اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۸
هدف پژوهش حاضر، سبب شناسی شکست عاطفی در متون اسلامی و بررسی میزان اعتبار آن بود. با توجه به هدف، ابتدا با رویکردی کیفی با استفاده از روش حوزه های معنایی به وسیله 142 واژه مرتبط جمع آوری شده، 1053 گزاره دینی با استفاده از نمونه گیری هدفمند بر اساس اصل اشباع جمع آوری و در دو مرحله غربالگری صورت گرفت؛ سپس متون برگزیده با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی بنگستون در چهار مرحله از متن گیری، به متن دهی، مقوله بندی و یکپارچه سازی مورد تحلیل قرار گرفت؛ مرحله بعد به منظور حصول قابلیت اطمینان از نتایج منابع اسلامی با استفاده از معیارهای لینکن و گابا، چهار ملاک «اعتمادپذیری»، «تأییدپذیری»، «انتقال پذیری» و «اتکاپذیری» مورد بررسی قرار گرفت. جهت حصول معیار «اتکاپذیری» از 10 متخصص خواسته شد تا یافته های برگرفته از منابع اسلامی را با محاسبه «شاخص روایی محتوایی» مورد ارزیابی قرار دهند. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد سبب شناسی شکست عاطفی دارای 21 زیرمقوله، 4 مقوله (خصوصیات عشق انسانی، نادیده انگاری معشوق حقیقی، شیفتگی به زندگی دنیا و شناخت های تداوم بخش) و 2 درون مایه (عوامل علّی و عوامل تداوم بخش) است. نتایج حاصل از سبب شناسی این مطالعه، بستر مناسبی برای طراحی مداخله های درمانی و بسته های آموزشی با رویکرد بومی جهت کاهش نشانگان بالینی ناشی از آن فراهم کرده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان