چنانکه می دانیم، فرجام ناموفق و دیگرگونه انقلاب مشروطیت ایران مهمترین موضوع را در تحلیل تاریخی این انقلاب به خود اختصاص داده است. مرحوم سیدمحمد طباطبایی توام با اشک دیده، ماحصل کلام در این زمینه را در یک جمله خلاصه کرد: «سرکه انداختیم، شراب شد.» اما در تحلیل همین موضوع نیز، مهمترین نکته، کناره گیری یا حذف روحانیت از صحنه انقلاب است. انقلاب با تحصن و اعتراض علما شروع شد، با فقه و فقاهت شیعی مشروعیت یافت و توسط روحانیون رتبه اول تشیع رهبری شد، اما کار آن به جایی رسید که روحانیت خود را از آن تطهیر می کرد و مردم هم به تبع ایشان از آن رویگردانی نمودند. این سوال همچنان به قوت خود باقی است: سرکوب، حذف یا کناره گیری روحانیت، چگونه روی داد؟ آیا واقعا یک پروسه بود یا پروژه یا ترکیبی از این دو؟ تاریخ به ما می گوید در آن مقطع، هم فتنه های روزگار بسیار سهمگین بودند، هم استبداد و استعمار در شیطنت ورزی چیزی فرونگذاشته بودند و هم دو دستگی، دلزدگی و دلمشغولی های بی موقع برخی رهبران دینی، در نافرجامی نهضت بی تاثیر نبود.
اشتغال زنان همپای عصر صنعتی مهمتر شد؛ زیرا زنان در نیل به استقلال مالی، هویّت شخصی، مشارکت اقتصادی و مانند آن به کار در خارج از خانه اهمیت بیشتری دادهاند. علاوه بر این، نیاز جوامع صنعتی و حتی کشورهای رو به رشد به کار زنان، آنان را به کار تشویق کرده است. از اینرو، طرح، وضع و اجرای قوانینی که نحوه استخدام، شرایط کار، میزان دستمزد و کیفیت مرخصی زنان را معیّن میکند به پدیدهای اجتنابناپذیر تبدیل شده است. مقاله حاضر میکوشد نگاه اسناد بینالمللی و جمهوری اسلامی به مسئله «اشتغال زنان» را ترسیم کند.
جهان اسلام یا کشورهاى اسلامى از پیشرفت هاى مادى و تمدنى عقب مانده اند. گفت و گو از این عقب ماندگى، بیش از یک سده میان مسلمانان در جریان است، و در این مدت، علل و دلایل آن بررسى شده، و از ظرفیت ها و فرصت هاى جهان اسلام در جهت نیل به توسعه و فائق آمدن بر مشکلات و مسائل موجود، سخن بسیار به میان آمده است، ولى از تهدیدها و کاستى هایى که متوجه جهان اسلام است و از فرصت ها و ظرفیت هایى که براى مواجه شدن با تهدیدها و کاستى ها در اختیار مسلمانان است و از راه حلِ برون رفت از وضعیت توسعه نیافتگى فعلى از دیدگاه مقام معظم رهبرى، کمتر سخنى گفته شده است، لذا این سؤالات پیش روى ماست که مسائل جهان اسلام در عرصه تهدیدها و کاستى ها چیست؟ چه فرصت ها و ظرفیت هایى در اختیار دارد؟ راه حل هاى فائق آمدن بر مسائل، مشکلات و معضلات جهان اسلام از دیدگاه مقام معظم رهبرى کدام است؟ مقاله حاضر، به بررسى موارد مذکور از دیدگاه معظم له مى پردازد.
دین و بزرگان آن یکی از سرچشمه های اندیشه و رفتار در جوامع بشری بوده اند و به همین دلیل، آموزه های دینی همواره یکی از منابع مورد ارجاع در تبیین و تفسیر تحولات آنها در تاریخ محسوب گشته اند. در جهان کنونی نیز این پرسش درخصوص دین اسلام مطرح گردیده است و به آن دامن زده می شود که آموزه های پیامبرخاتم(ص) حاوی چه نوع اندیشه و رفتارهایی است و تا چه اندازه می توان مقوله ناپسند و ضدانسانی ترور را بدان نسبت داد؟ در مقاله پیش رو سعی شده است به این سوال از منظر دین اسلام و اندیشه و رفتار پیامبر اعظم(ص) پاسخ داده شود.
نگاه تاریخی به زنان البته با نگاه سیاسی و اجتماعی به آنان متفاوت است اما چنانکه می دانیم درهرحال هیچ جای تاریخ از مقوله سیاست خالی نیست. مهم آن است که وقتی از نقش سیاسی ــ اجتماعی زنان سخن می گوییم، تنها متوجه زنان مشهور و سرشناس یا زنان بانفوذ درباری نباشیم، بلکه حرکت اجتماعی زنان را در گستره اجتماعی آن در نظر آوریم. زنان ایران در منزلگاههای مهم تاریخی به صحنه آمدند و حضور موثری نشان دادند اما متاسفانه این سابقه هنوز در لابه لای تواریخ پنهان است و شاید هم برای همیشه پنهان بماند. بااین همه نمونه های بارزی را می توان از تاریخ معاصر استخراج نمود و نمایان ساخت. در مقاله حاضر به چگونگی حضور سیاسی ــ اجتماعی زنان ایران در سه دوره مهم مشروطیت و قبل و بعد آن پرداخته شده است.
این مقاله، چکیدهاى است از گزارشى که بنیاد پژوهشى هریتیج در 29 آگوست 2003 مطابق با 7 شهریور 1382 تهیه و در مطبوعات آمریکا، به قلم دکتر آریل کوهن، به چاپ رسانده است. این گزارش اطلاعات تازهاى از چگونگى تأسیس، هدفها، ساختار، اعتقادات، میزان نفوذ، گستره فعالیت و. . . حزب تحریر اسلامى ارائه مىکند، و سرانجام خطراتى که این حزب براى منافع آمریکا، به ویژه در آسیاى مرکزى (زادگاه حزب) دارد، را تشریح، و رهنمودهایى را براى مقابله با حزب، در اختیار مقامات کاخ سفید قرار مىدهد.
اغلب، تصویبنامه انجمنهاى ایالتى و ولایتى (16 مهر 1341)، رفراندم اصلاحات شاه (6 بهمن 1341) و کشتار طلّاب علوم دینى در مدرسه فیضیه قم (2 فروردین 1342 ه .ش)، از عمدهترین زمینههاى قیام 15 خرداد 1342 به شمار آمده است؛ در حالى که حداکثر اهمیّت وقایع یاد شده آن است که زمینههاى سرعتبخش قیام بودند؛ زیرا این رخدادها خود معلول علّتها و زمینههاى دیگرى هستند که در سالهاى پس از کودتاى 28 مرداد 1332 و بویژه در سالهاى نخستین دهه 1340 بر جامعه ایران سایه افکنده بود. این نوشتار به تحلیل علتهاى اصلى مىپردازد.