در سال های اخیر، حوزه بین رشته ای یا بین رشتگی[1]، به عنوان یکی از مهم ترین حوزه های پژوهش در زمینه آموزش به طور کلی و آموزش عالی به طور خاص، از اهمیت دوچندان برخوردار شده است. در بیشتر نظام های آموزش عالی دنیا، سرمایه گذاری در دوره های تلفیقی در سطوح سه گانه کارشناسی، ارشد و دکتری به امری رایج و معمول تبدیل شده است. یکی از این موارد را می توان تحقیقاتی مثال زد که در حوزه علوم بسیار پیچیده در مؤسسات معتبر دانشگاهی کشورهایی چون ایالات متحده آمریکا و کانادا در حال انجام است. این مؤسسات اغلب در پی تربیت متخصصان در سطوح کارشناسی ارشد و دکتری هستند. اما نتایج حاصل از گزارش های منتشر شده در خصوص برنامه های درسی بین رشته ای، کارگزاران امر آموزش عالی را با سئوال های جدی و نشأت گرفته از واقعیات روبه رو ساخته است که باید به آنها پاسخ داده شود. از جمله اینکه: ما چگونه بایستی مواد آموزشی بین رشته ای را برای گروهی از افراد تدریس نماییم که دارای پیش زمینه متفاوت از تحصیلات، توانایی و تجارب هستند؟ مباحث مطرح در رویکرد بین رشته ای کدامند؟ طراحی بین رشته ای در هر کدام از دوره های تحصیلات تکمیلی چگونه است؟ در این مقاله، سعی بر آن است که از طریق بازخوانی ادبیات مربوط به حوزه بین رشته ای در آموزش عالی، پاسخ های مناسب و درخور به این سئوال ها داده شود، ضمن اینکه، سعی خواهد شد تا به نتایج و پیامدهای حاصل از اجرای این برنامه ها اشاره گردد. در بخش دیگر مقاله؛ ضمن اینکه به بررسی پایه های تئوریک رویکرد بین رشته ای پرداخته می شود، سعی خواهد شد آنچه تحت عنوان «علوم پیچیده[2]» و تأثیر آن بر برنامه درسی بین رشته ای در آموزش عالی از آنها نام برده می شود، واکاوی و مورد بحث قرار گیرد.
<br clear="all" />
[1]. Interdisciplinary or Interdisciplinarity
[2]. Complex Sciences
ایــن پژوهش به منظور بــررسی میزان نقش طراح آموزشی در تألیف کتاب درسی از دیدگاه متخصصان (برنامه ریزی درسی و تکنولوژی آموزشی) در سال1387 انجـــام گرفته است. مؤلفه های مورد پژوهش عبارتند از: هدف، انتخاب محتوا، سازماندهی محتوا، روش هــای یاددهی- یادگیری و ارزشیابی. روش پژوهش در مطالعه حاضر توصیفی است. جامعـه آماری کلیّة صاحب نظران برنامه ریزی درسی و تکنولوژی آموزشی و همچنین کسانی که در زمینه تألیف کتاب درسی در داخل کشور مشغول به فعالیت اند، می باشند. نمونه این تحقیق شامل کلیّة اساتید رشته های تکنولوژی آموزشی، برنامه ریزی درسی (که در دانشگاه های علامه طباطبائی، شهید بهشتی، تربیت مدرس و تربیت معلم تهران) و کارشناسان دفتــر تألیف کتاب درسی در وزارت آموزش و پرورش بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پــژوهش از پرسشنامه (40 سؤال) محقق ساخته استفاده شد. روایـــی پرسشنامه به وسیله اساتید تأیید و پایایی آن باروش ضریب الفـــای کرونباخ (87/= α) به دست آمد. نتـــایج به دست آمده با استفاده از روش تـحلیل واریانس یک راهه بیانگر این است که طراح آموزشی نقش معناداری در روش های یاددهـی- یادگیری، سازماندهی محتوا و تعیین اهداف آموزشی ایفاء می کند و در دو مؤلفه دیگر (ارزشیابی و انتخاب محتوا) نقش طراحی آموزشی به اهمیّت مؤلفه های دیگر نیست.
"
متخصصان بزرگ تعلیم و تربیت با تأکید بر اهمیت تفکر، پرورش آن را یکی از هدفهای اصلی تعلیم و تربیت می دانند. بر این اساس، نظام آموزشی باید، به جای انتقال صِرف اطلاعات به دانش آموزان، موقعیتهای مناسب برای پرورش تفکر کودکان را فراهم آورد.
تفکر، به ویژه تفکر انتقادی، خود به خود رشد نمی یابد بلکه ضروری است که به صورت نظری و عملی تدریس شود. این مقاله به بررسی ماهیت و مؤلفه های تفکر انتقادی و چگونگی تدریس و شکوفاسازی آن پرداخته است.
"
ساختار کتاب درسی به عنوان وسیله یادگیری ، بدون تامل در فرایند یادگیری ، قابل فهم نمی باشد بر این اساس یادگیری به زمینه سازی ذهنی و مفهومی نیاز دارد . کتاب درسی که در دنیا به عنوان یک رسانه مهم شناخته شده است باید بخش مقدمات داشته باشد و موارد ضروری قبل از متل درسی را در بر گیرد . همچنین یادگیری دارای متن و پیکرده اصلی است طبق این قاعده کتاب درسی نیز باید دارای متن مناسب درسی باشد و در آن عناصر یادگیری به صورت یکپارچه انسجام یابد تا به یادگیری مؤثر منجر شود ...