یدالله مهرعلیزاده

یدالله مهرعلیزاده

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۲۶ مورد از کل ۱۲۶ مورد.
۱۲۱.

واکاوی عوامل ساختاری مؤثر بر اجرای نوآوری «طرح جهش و کیفیت عدالت آموزشی» در شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۶۱
مقدمه و هدف : هدف این تحقیق واکاوی عوامل ساختاری مؤثر بر اجرای طرح جهش و کیفیت عدالت آموزشی در شهر اهواز است. روش شناسی پژوهش : به منظور دستیابی به هدف مطالعه، پژوهش کیفی با رویکرد تفسیری بنیادی با 10 مصاحبه ی عمیق با مدیران مدارس دوره ابتدایی شهر اهواز در سال تحصیلی 1403-1402 به روش نمونه گیری هدفمند صورت گرفت و از یک فرایند مصاحبه نیمه ساختارمند براساس پروتکل مشخص، استفاده شد. یافته ها : عناصر ساختاری این طرح نوآورانه در چهار عامل نقش و تعامل بازیگران درونی و بیرونی، عوامل نهادی و زیرساختی استخراج شدند. بر اساس یافته های به دست آمده از مصاحبه ها، نقش و تعامل بازیگران درونی، در سه طبقه «تعامل اثربخش مدیر مدرسه، معاونان و معلمان»، «تأکید بر تقویت روحیه کارگروهی» و «تعامل اثربخش مدرسه با اولیا دانش آموزان» استخراج شد. نقش و تعامل بازیگران بیرونی، در شش طبقه «مراکز مشاوره و اختلالات»، «برنامه درسی پنهان» و «تعامل مدیران مدارس با آموزش عالی و سایر مراکز علمی استان»، «جلسات قطب های آموزشی»، «ارتباط مؤثر مدیر مدرسه با بخش تکنولوژی، سرگروه های آموزشی و معاونت آموزشی استان» و «ارتباط با حوزه علمیه» استخراج شد. عوامل زیرساختی در پنج طبقه «کمبود بودجه و زمان»، «توانمندی مدیر»، «تخصصی و حرفه ای بودن آموزش دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری »، «ناآگاهی از اهداف طرح ها» و «اعتدال در مستندسازی» استخراج شد. در نهایت عوامل نهادی مؤثر بر اجرای این طرح در سه طبقه «فرهنگ سازی»، «ناکارآمدی طرح رتبه بندی معلمان» و «انعطاف پذیری و پاسخگویی کمتر مدارس غیرانتفاعی و عملکرد نوآورانه» استخراج شدند. بحث و نتیجه گیری: به طور کلی، می توان نتیجه گرفت که اجرای اثربخش نوآوری آموزشی مورد مطالعه، صرفاً یک امر فنی نیست بلکه پدیده ای پیچیده، چندبعدی و وابسته به بافت است که در گرو تعامل پویای چهار عامل ساختاری به هم پیوسته است: عامل نظام مند بازیگران درونی و بیرونی، تقویت عوامل نهادی، و توسعه زیرساخت های ضروری. غفلت از هر یک از این عوامل، می تواند اجرای طرح را با چالش مواجه سازد. بنابراین، پیشنهاد می شود سیاست گذاران آموزشی، برنامه ریزی خود را بر پایه تقویت این چهار حوزه متمرکز کنند.
۱۲۲.

شناسایی عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش در دانشگاه به منظور ارائه یک الگوی پارادایمی (مورد مطالعه: دانشگاه شهید چمران اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف: جهت پیاده سازی و به کارگیری موفق مدیریت دانش در دانشگاه، نیاز به طراحی و به کارگیری مدل بومی منطبق با ساختار، فرهنگ، اهداف و چشم انداز دانشگاه است. لذا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش در دانشگاه شهید چمران اهواز به منظور ارائه یک الگوی پارادیمی انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به صورت کیفی و مبتنی بر روش نظریه زمینه ای است. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل تمامی مدیران ستادی دانشگاه شهید چمران اهواز بود که سابقه اجرایی سه سال به بالا را در کارنامه خود داشتند. در این پژوهش از نمونه گیری هدفمند استفاده شد در این نوع نمونه گیری، نمی توان از قبل مشخص کرد که چه تعداد افراد بایستی در مطالعه انتخاب شوند تا پدیده مورد مطالعه به طور کامل شناسایی شود. بنابراین، مصاحبه ها تا آنجا ادامه پیدا می کنند که احساس شود جواب های ارائه شده با پاسخ های قبلی مشابهت داشته و چیزی به یافته ها اضافه نمی شود و اصطلاحاً یافته های مصاحبه به حد اشباع رسیده باشند. بنابراین، مصاحبه ها تا آنجا ادامه پیدا کرد که پاسخ های تکراری دریافت شد و یافته جدیدی در مصاحبه ها وجود نداشت که اصلاحاً مصاحبه به حد اشباع رسد. یعنی تا موقعی که داده های جدیدی در ارتباط با مقوله ظاهر نمی شد؛ گسترش مقوله به حد کافی منظور شده و روابط بین مقولات برقرار و تأیید شده بودند. تعداد نمونه ها با استفاده از نمونه گیری هدفمند شامل 21 نفر بود. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختارمند بود. ملاک انتخاب مصاحبه شوندگان علاوه بر سابقه اجرایی سه سال به بالا، تخصص و علاقه به مشارکت در پژوهش بود. برای اطمینان از روایی داده ها، از مفهوم اعتبارپذیری و انتقال پذیری استفاده شد. همچنین برای پایایی داده ها از اطمینان پذیری، تأییدپذیری (در این پژوهش، برای تأمین تأییدپذیری اطلاعات، از همان ابتدای پژوهش تمامی مستندهای مربوط به داده های پژوهش و همچنین استنتاج ها، تفسیرها و یافته ها به روشی نظام مند ثبت و ضبط شدند. مفاهیم و مقوله های استخراج شده به همراه یافته ها دوباره به اطلاع مصاحبه شوندگان رسید و نظرات اصلاحی آنان اعمال گردید و پس از اعمال اصلاحت مجدداً موارد به تأیید نهایی متخصصان رسید) و بررسی همکار (بررسی یافته ها و اظهارنظر درباره مؤلفه های استخراج شده در طی چندین مرحله توسط اساتید راهنما و مشاور)، استفاده شد. مصاحبه ها طی سه مرحله شامل کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی با استفاده از نرم افزار MAXQDA کدگذاری شدند. برای اطمینان از روایی داده ها، از مفهوم اعتبارپذیری، انتقال پذیری، اطمینان پذیری و تأییدپذیری استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد مدل پارادایمی استقرار مدیریت دانش در دانشگاه شهید چمران اهواز در 5 بُعد شرایط علّی، مداخله گر، زمینه ای، راهبردها و پیامدها دارای 20 کد محوری و 68 کد باز است. پدیده ی اصلی، استقرار مدیریت دانش در دانشگاه اشهید چمران اهواز بود. شرایط علّی اثرگذارشامل مدیریت و رهبری، منابع مالی و منابع انسانی است. شرایط مداخله گر شامل تحریم های بین المللی، مقاومت در برابر تغییر، آگاهی اندک از ماهیت دانش و هدف دانشگاه، شرایط سیاسی دانشگاه و شرایط اقلیمی و موقعیتی دانشگاه هستند. شرایط محیطی، ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی و فناوری شرایط زمینه ای هستند. آموزش و توسعه، مالکیت مادی و معنوی، توسعه ارتباط با صنعت و جامعه و توسعه و استفاده از زیرساخت های فناوری و اطلاعات از راهبردهای استقرار مدیریت دانش بودند و در نهایت پیامدهای حاصل از این مدل ارتقاء بهره وری و کارایی، افزایش سطح علمی دانشگاه، توسعه و مشارکت دانشگاه در جامعه و ارتقاء نوآوری و خلاقیت نیروی انسانی می باشد.نتیجه گیری: در مجموع، این مدل نشان می دهد که موفقیت در استقرار مدیریت دانش نیازمند توجه به عوامل مختلف و به کارگیری راهبردهای مؤثر است. با توجه به شرایط علّی، زمینه ای و مداخله گر، و راهبردها دانشگاه می توانند به نتایج مثبت و پایدار دست یابند که بهبود عملکرد و نوآوری را در پی خواهد داشت. به همین ترتیب، توجه به تمامی این ابعاد می تواند به عنوان راهنمایی برای مدیران و سیاست گذاران در جهت بهبود فرآیندهای مدیریت دانش در دانشگاه ها عمل کند.
۱۲۳.

دانشگاه و انتقال ایده به جامعه: خوانشی جامعه محور از سازوکارهای درون سازمانی در دانشگاه های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف: تقویت نقش دانشگاه در خلق، کسب و انتقال مؤثر ایده ها به جامعه به عنوان یکی از مأموریت های اساسی آن، نیازمند بازنگری و بازسازی در ساختارهای سنتی و رفع محدودیت های انحصاری آن است. لذا هدف پژوهش حاضر طراحی و تبیین مدلی برای بازآفرینی سازوکارهای درونی دانشگاه به منظور انتقال ایده های دانشگاهی به جامعه بود. روش: این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی پدیدارشناسی بوده و شرکت کنندگان در پژوهش به صورت هدفمند و بر پایه موارد مطلوب از بین اعضای هیئت علمی دانشگاه های کشور انتخاب شدند. در مجموع بعد از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 15 نفر از جامعه هدف، اشباع نظری حاصل شد. برای حصول اطمینان از روایی پژوهش از معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا استفاده شد؛ و در نهایت برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش توصیفی-پدیدارشناسی کلایزی بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که انتقال مؤثر ایده ها مستلزم چهار تحول ساختاری در دانشگاه است: (الف) بازطراحی ساختار سازمانی بر پایه مدل های حرفه ای، شبکه ای، بدون مرز و پروژه محور برای بازگرداندن دانشگاه به هویت دانشی خود؛ (ب) ایجاد واحدهای تخصصی برای هدایت جریان ایده از شناسایی مسائل و فرصت ها تا ترجمان به بسترهای اجتماعی، اقتصادی و صنعتی؛ (ج) استقرار نظام مأموریتی شفاف و ساختارمند برای نهادینه سازی انتقال ایده به عنوان یکی از کارکردهای اصلی آموزش عالی؛ و (د) ایجاد اکوسیستم حمایتی پایدار فنی–مالی برای تسهیل خلق و گسترش ایده های نوآورانه. این تحولات از ۷۱ کد باز و ۱۴ مقوله محوری استخراج شدند. نتیجه گیری: پژوهش نشان داد که دانشگاه باید از نهادی منفعل به عامل راهبردی در تعامل دانشگاه–جامعه تبدیل شود. ایفای این نقش مستلزم رویکردی باز و محیط محور و تحول بنیادین در ساختار سازمانی است تا بتواند رهبری جریان فناوری در جامعه را بر عهده گیرد. برای تحقق این هدف، بازآفرینی ساختارهای نوین، ایجاد واحدهای تخصصی مدیریت ایده، تبیین مأموریت های روشن و استقرار نظام های حمایتی مؤثر ضروری است.
۱۲۴.

چالش ها و فرصت های رویکرد مدیریت منطقه ای در حکمرانی آموزش عالی و سیاستگزاری برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۳
پژوهش حاضر با هدف شناسایی فرصت ها و چالش های مهم رویکرد مدیریت منطقه ای در حکمرانی آموزش عالی و سیاستگذاری برنامه درسی به اتخاذ رویکرد کیفی و انتخاب نمونه هدفمند مطلوبی از مدیران ارشد و متخصصان دارای تجربه زیسته مدیریتی در سطوح عالی مدیریت دانشگاه ها و وزارت عتف انجام شده است. به منظور گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده؛ و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی نسبت به استخراج کدهای فرعی و دسته بندی مؤلفه ها و مقولات اصلی اقدام شد و در قالب 13 مؤلفه و 7 مقوله اصلی گزارش شده اند. مقولات اصلی شامل فرصت های مدیریت، فرصت های عملیاتی فرصت های اجتماعی و نیز چالش های ساختاری، چالش های عملیاتی، چالش های فرهنگی و چالش های اجتماعی شناسایی شدند. در نتایج به دست آمده بر مفاهیمی مانند استقلال دانشگاه، مسئولیت اجتماعی دانشگاه، ایدئولوژیک نبودن دانش، نگاه جهانی به دانش و اقدام محلی در راستای توسعه منطقه ای و متناسب با تنوع فرهنگی و اجتماعی، کاستن از تمرکزگرایی وزارت عتف، باورمندی به تخصص و شایسته سالاری و داشتن دانش و دغدغه برنامه درسی تأکید شده است. بر اساس یافته ها، سه مفهوم نخست را می توان مفاهیم محوری و تعیین کننده در حکمرانی آموزش عالی و سیاستگزاری برنامه درسی تلقی کرد.
۱۲۵.

جذب نوآوری در مدارس ابتدایی: شناسایی عوامل، چالش ها و ارائه چارچوبی برای برنامه ریزی آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۷
هدف: این پژوهش به بررسی جذب نوآوری در مدارس ابتدایی شهرستان اندیکا با هدف شناسایی عوامل و چالش ها و ارائه چارچوبی برای برنامه ریزی آموزشی می پردازد. روش شناسی: تحقیق کیفی و توصیفی-اکتشافی است و داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند با 8 مدیر و معلم با حداقل 5 سال سابقه کار در سال های 1402-1403 جمع آوری شده است. مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند انتخاب شدند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که نوآوری ها عمدتاً در زمینه یاددهی، تعامل با والدین و جامعه محلی، و دستورهای بالادستی متمرکزند. نوآوری های درون مدرسه ای نقش کمرنگی دارند و مدارس تمایل بیشتری به بهره گیری از نوآوری های رسمی دارند. همچنین، زیرساخت های ناکافی و قواعد فرهنگی و اجتماعی مانع جذب نوآوری شده اند. نتیجه گیری:  نتایج نشان دهنده نیاز به بازنگری در جذب نوآوری در مدارس ابتدایی شهرستان اندیکا است. مدیران باید به نیازهای محیطی، دانش آموزان و والدین توجه کرده و برای توسعه برنامه ریزی آموزشی نوآورانه، تعامل و مشارکت ذینفعان و ارتباط با جامعه محلی را مورد توجه قرار دهند. نوآوری و اصالت:  این مطالعه با رویکرد کیفی و بررسی عمیق عوامل داخلی و خارجی، به شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی منطقه توجه کرده است و در زمینه برنامه ریزی آموزشی ملی و نیازهای مناطق کم برخوردار، نوآوری و اصالت دارد.
۱۲۶.

شناسایی و رتبه بندی ابعاد اشتراک دانش در سازمان های آموزشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۰
زمینه و هدف: توانایی سازمان ها برای به اشتراک گذاری و استفاده از دانش برای بهبود عملکرد شغلی افراد و افزایش رقابت پذیری حیاتی است. هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی ابعاد اشتراک دانش در سازمان های آموزشی در مدارس شهر اهواز می باشد. روش تحقیق: پژوهش حاضر براساس هدف، کاربردی و براساس نوع داده ها، آمیخته( کیفی – کمی) اکتشافی می باشد که در بخش کیفی از تحلیل محتوا استفاده شد. جامعه کیفی پژوهش 15 نفر از خبرگان آموزش و پرورش و مدیران مدارس شهر اهواز بودند تا سطح اشباع نظری بودند. در بخش کمی از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد. یافته ها : نتایج حاصل از تحلیل محتوا، استخراج پنج مقوله اصلی(عوامل فردی ؛ عوامل سازمانی؛ عوامل فرهنگی؛ عوامل زیرساختی؛ عوامل مدیریتی) و 31 مقوله فرعی بود. نتایج روش AHP نشان داد که بیشترین وزن مربوط به جهت گیری های عوامل فردی (207/4) است، که بر اهمیت نقش انگیزش فردی در شکل گیری رفتارهای اشتراک دانش تأکید دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که عوامل شناسایی شده نقش قابل توجهی در شکل گیری رفتارهای اشتراک دانش در بین مدیران مدارس دارند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان