پژوهش حاضر با هدف دستیابی به علل و عوامل احتمالی مؤثر در تولد کودکان استثنایی در خانواده هایی با بیش از یک فرزند استثنایی، به مقایسه ویژگی های زیستی والدین خویشاوند و غیرخویشاوند در مناطق شهری و روستایی اهواز پرداخته است. پژوهش از نوع «علی – مقایسه ای» پس رویدادی به شمار می رود. جامعه پژوهشی، شامل تمامی والدین دارای بیش از یک فرزند استثنایی مناطق شهری و روستایی اهواز می باشد. از طریق نمونه گیری تصادفی ساده، 94 نفر از والدین با بیش از یک فرزند استثنایی، در دو گروه خویشاوند با بیش از یک فرزند استثنایی (58 نفر) و والدین غیرخویشاوند با بیش از یک فرزند استثنایی (36 نفر) به عنوان نمونه اصلی مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد، از بین سایر متغیرهای زیستی، دو گروه خویشاوند و غیرخویشاوند با بیش از یک فرزند استثنایی در میانگین سن کنونی مادر، سن کنونی پدر و سن حین ازدواج مادر، تفاوت معنادار دارند. به طوری که میانگین سن مادران و پدران و سن حین ازدواج مادران خویشاوند با بیش از یک فرزند استثنایی به طور معناداری کمتر از گروه غیرخویشاوند بود.
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه روان درمانی مبتنی بر غنی سازی روابط درون خانوادگی بر مهارت فرزندپروری مادران و نشانه های بالینی کودکان با اختلال رفتاری انجام شد. در این پژوهش دانش آموزان به همراه والدینشان با انتساب تصادفی به سه گروه آزمایشی و یک گروه کنترل تقسیم شدند. گروه های آزمایشی به ترتیب گروه اول فقط دریافت کننده برنامه آموزشی، گروه دوم فقط دریافت کننده دارو و گروه سوم دریافت کننده همزمان برنامه آموزشی و دارو بوده است و گروه کنترل هم هیچ مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش پرسشنامه جمعیت شناختی، سبک فرزندپروری بامریند و فهرست نشانه های بالینی کودک اجرا شدند. برنامه بهبودبخشی روابط درون خانوادگی به شکل هشت جلسه گروهی والدین، یک جلسه خانوادگی اختصاصی، دو جلسه تماس تلفنی و یک جلسه تقویتی برگزار شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل کواریانس چند متغیره از نوع اندازه گیری های مکرر بود. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که روان درمانی مبتنی بر غنی سازی روابط درون خانوادگی موجب ارتقای مهارت های فرزندپروری مقتدرانه و کاهش نشانه های بالینی فرزندان شده است و این نتایج در پیگیری سه ماه نیز پایدار است.
هدف پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی تحلیل روان شناختی فیلم های برگزیده با مضامین دینی بر دینداری دانشجویان انجام گرفته است. روش این پژوهش از نوع طرح های شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعۀ آماری پژوهش، دانشجویان دانشگاه های تهران بوده اند که 40 نفر از این دانشجویان به شیوۀ نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به شیوۀ تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 11 جلسه در کارگاه های تحلیل روا ن شناختی فیلم های با مضامین دینی شرکت کردند، درحالی که گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از نسخه کوتاه مقیاس دینداری استفاده گردید. یافته ها نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که میانگین مؤلفه های دینداری به ویژه مؤلفۀ عواطف دینی در گروه آزمایش افزایش یافته است، اگرچه این افزایش به لحاظ آماری معنادار نبوده است. نتیجه گیری بنابراین، می توان گفت با تحلیل روان شناختی فیلم های با مضامین دینی، امکان افزایش برخی از مؤلفه های دینداری امکان پذیر می باشد. فیلم ها با شیوۀ روایت گونه ای که دارند از لایه های مقاومت مخاطبان عبور می کنند و احتمالاً در ارتقای سطح دینداری افراد اثرگذار باشند.
هدف پژوهش حاضر به بررسیرابطهویژگی هایشخصیتی مادران با سلامت روان و میزان خلاقیت فرزندان دختر می پردازد. روش این پژوهش توصیفی از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر تیزهوش شاغل در مدارس سمپاد استان همدان و مادران آنها بود، که تعداد کل آنها 4189 نفر است. حجم نمونه با عنایت به اینکه از مدل یابی ساختاری استفاده شده است، 435 نفر در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری داده ها شامل: پرسشنامه شخصیتی نئو (مک کری و کوستا، ۱۹۸۵)، مقیاس نگرش خلاقیت عابدی(1383) و فرم کوتاه مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف(1989) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش آماری معادلات ساختاری توسط نرم افزار پی ال اس (Smart PLS) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که بین ویژگی هایشخصیتی مادران با سلامت روان و میزان خلاقیت فرزندان دختر رابطه وجود دارد.