مریم محمدی

مریم محمدی

سمت: کارشناس ارشد
مدرک تحصیلی: استادیار گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر (نویسنده مسئول).

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۲۲ مورد از کل ۱۲۲ مورد.
۱۲۱.

فضاهای عمومی شهری، تغییر و انطباق در همه گیری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۸
فضاهای شهری به عنوان بستر عمل طراحان از اهمیت بسیاری برخوردار هستند. در شرایط گوناگون، رویکردهای مختلفی به منظور ارتقا کیفیت فضاهای شهری مورد توجه طراحان قرار می گیرد. در همه گیری کووید-19، در مفهوم فضاهای مناسب شهری تغییراتی به وجود آمد و ضرورت ایجاد تغییرات در ابعاد فضاهای شهری احساس شد. هدف این مقاله، بررسی تغییرات فضاها و بازخوانی اقداماتی است که برای بازگرداندن مجدد فضاها به مردم، توسط آنها و یا دولت ها در کشورهای مختلف انجام شده است. روش پژوهش در گام اول، تحلیلی و مبتنی بر روش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی آنها است. در بررسی مطالعه ی موردی، از روش کمی و ابزار پرسش نامه (204 پرسش نامه) بهره برده شده و داده ها با ابزار اس.پی.اس.اس. تحلیل شده اند. نتایج گام اول نشان داد که تغییرات فضاهای عمومی شهری در قالب دوگانه هایی چون: فضای خصوصی/ فضای عمومی؛ امنیت/عدم امنیت؛ اجتماع گریزی و انزوا/ اجتماع پذیری و ارتباط؛ دیگرهراسی/ ارتباط اجتماعی و... قابل مشاهده هستند. نتایج گام دوم نشان داد که شرایط حضور و استفاده از فضای شهری در دوره ی کووید-19 نسبت به قبل ازآن تغییر داشته و به تبع آن تجربه ی احساسی افراد از حضور درفضا، منفیو به سمت ترس گرایش یافته است. درواقع ناامنی به شیوه ی متفاوتی نمود یافته است. همچنین تغییرات کالبدی در قالب اقدامات دولتی، بیشتر ازنوع هشداردهنده بوده، اما تمایلات مردم مشتمل بر ارتقا دسترسی پیاده، افزایش تعداد و دسترسی به فضاهای باز و افزایش ابعاد فضاها بوده است.
۱۲۲.

خوانش های کلامی از خداباوری و دلالت های روان شناختی آن بر بهزیستی انسان: مطالعه تطبیقی امامیه و اشاعره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۴
مسئله ی خداباوری در علم کلام، افزون بر ابعاد معرفت شناختی و الهیاتی، ناظر به تبیین نسبت خداوند با کنش انسانی و معنای فاعلیت انسان در جهان است؛ امری که واجد پیامدهای انسان شناختی بوده و می تواند دلالت هایی روان شناختی نیز به همراه داشته باشد. بااین حال، تفاوت های بنیادین میان خوانش های کلامی از خداباوری، به ویژه در سنت های امامیه و اشاعره، در پژوهش های میان رشته ای کمتر به صورت نظام مند بررسی شده است. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی–تحلیلی و تطبیقی و با تمرکز بر تحلیل مفهومی متون کلامی، به مقایسه ی این دو خوانش می پردازد و دلالت های روان شناختی آن ها را در نسبت با بهزیستی انسان بررسی می کند. در این مسیر، مدل بهزیستی روانی ریف صرفاً به عنوان چارچوبی نظری برای صورت بندی مؤلفه های بهزیستی به کار گرفته شده و هیچ ادعای تجربی یا روان سنجی مطرح نیست. تحلیل ها بر سه مؤلفه ی خودمختاری، زندگی هدفمند و پذیرش خود متمرکز است. یافته ها نشان می دهد تأکید کلام امامیه بر نظریه ی «امر بین الامرین» و تفسیر خاص آن از فاعلیت انسان، ظرفیت بیشتری برای تبیین معناداری کنش، مسئولیت اخلاقی و تجربه ی مثبت از خود فراهم می آورد؛ در مقابل، قرائت اشعری از خداباوری و نظریه ی «کسب»، با اولویت بخشی به توحید افعالی، به الگویی متفاوت از فاعلیت انسانی می انجامد که دلالت های روان شناختی متمایزی، به ویژه در سطح هدفمندی زندگی و پذیرش خود، به همراه دارد. یافته های این پژوهش نشان داد که تفاوت خوانش امامیه و اشاعره از خداباوری، به ویژه در تبیین فاعلیت انسان، به دو الگوی متمایز از تجربه روان شناختی می انجامد؛ به گونه ای که نظریه امر بین الأمرین در کلام امامیه، زمینه ساز تقویت خودعاملیت و معنا در زندگی است، درحالی که نظریه کسب در کلام اشعری، بیشتر با پذیرش، تسلیم و آرامش در برابر اراده الهی پیوند می یابد. درنتیجه تحلیل کلامی می تواند مبنایی معتبر و غیرتقلیل گرایانه برای تبیین دلالت های روان شناختی خداباوری فراهم آورد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان