بررسی هنجار گریزی در شعر عصر مشروطه با تکیه بر اشعار ایرج میرزا و میرزاده عشقی بر اساس نظریه جفری لیچ
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال دوم بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳
99 - 132
غایت شعر و هنر، کوششی در جهت نفوذ در فی الضمیر مخاطب و انتقال عاطفه است. عصر مشروطه، با عواملی چون ارتباط با دنیای غرب، سفرنامه ها، تأسیس مدارس جدید، ترجمه آثار غربی و مطبوعات و ایجاد تغییرات اساسی در تمامی ساختار جامعه، ادبیات دوره قاجار را متحوّل ساخت. از این رو شاعران این دوره به اقتضای شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه با زبان شعر که سراسر شگردهای هنری است با مردم طبقات جامعه سخن می گفتند. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی و روش کتابخانه ای بیان نموده است که قاعده کاهی و قاعده افزایی دو رکن اساسی هنجارگریزی و شگردهای هنری می باشد. این شگردهای هنری در شعر شاعران مشروطه (ایرج میرزا و میرزاده عشقی) مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج نشان داد اگرچه شاعران داعیه تجدد و نوگرایی را در ادبیات به ویژه شعر دارند؛ اما هنوز کهنه گرایی در آثارشان دیده می شود. هنجارگریزی نحوی در حوزه دستور که کاربرد واژگان کهنِ مغایر با زبان معیار دوره مشروطه و ساخت مصدرها و ترکیب های خلاف قواعد دستور زبان فارسی نیز در شعر این دوره دیده می شود که نمود بیشتری در اشعار میرزاده عشقی دارد. هنجارگریزی سبکی که کاربرد فراوان لغات عامیانه و روزمره و واژگان غیرفارسی و فرنگی می باشد به دلیل تغییر و تحولات اساسی جامعه در دوره مشروطه و عمومیت یافتن شعر سهم بسیار بالایی در تفاوت سبکی شعر این دوره با دوره های ماقبل خود دارد و بسامد بسیار بالایی در شعر ایرج میرزا و سپس میرزاده عشقی دارد و دیگر انواع هنجارگریزی مورد بررسی قرار گرفته است.