رضوان حکیم زاده

رضوان حکیم زاده

مدرک تحصیلی: دانشیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۸۱ مورد.
۲۱.

آسیب شناسی استعدادیابی تحصیلی در ایران(مروری ساختارمند بر ادبیات انجام شده در سه دهه اخیر)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آسیب شناسی استعداد استعداد تحصیلی استعدادیابی استعدادیابی تحصیلی مرور نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۸۴
هدف: استعدادیابی تحصیلی، همواره به عنوان یک چالش و دغدغه جدی برای کُنشگران آموزشی مطرح بوده و هست. گسترش و تخصصی تر شدن مشاغل و خلق دانش های جدید، ضرورت شناسایی استعدادهای تخصصی به عنوان یکی از مهمترین زمینه های اثرگذار در موفقیت تحصیلی و شغلی را دوچندان کرده است. به رغم اهمیت موضوع و انجام پژوهش های متعدد برای کمک به تشخیص و ارزیابی روا و معتبر از استعدادهای تحصیلی و شغلی، تاکنون یک مرور اسنادی یا بررسی آسیب شناسانه میدانی در مورد آن در کشور ایران شکل نگرفته است. در این مقاله، تلاش شد با مرور نظام مند اسناد مرتبط با استعدادیابی تحصیلی در ایران از سال 1370 تا 1399، به طور عمیق به آسیب شناسی مفهومی و اجرایی در حوزه استعدادیابی تحصیلی پرداخته شود.روش پژوهش: با استفاده از مرور نظام مند، کلمات کلیدی شامل استعدیابی، استعدادیابی تحصیلی، آسیب شناسی استعدادیابی، روش های استعدادیابی تحصیلی، نقاط قوت و ضعف استعدادیابی تحصیلی انتخاب گردید و بدون درنظرگرفتن محدودیت زمانی در پایگاه های داده هایGoogle scholar ، SID، Magiran، Noormags، Civilica و Irandoc جستجو انجام شد، که در نتیجه آن، تعداد 817 سند بازیابی و سپس بااستفاده از فهرست وارسی ارزیابی پریزما (PRISMA)، 32 سند برای بررسی و تحلیل انتخاب شدند. تحلیل داده ها بااستفاده از روش اولزاید (Altheide) انجام گردید.یافته ها: کمتر از پنج درصد از مطالعات استعدادیابی در ایران به استعدادیابی تحصیلی پرداختند، و در این پژوهش ها تعریفی از استعداد تحصیلی و یا استعدادیابی تحصیلی ارائه نشده است. بیشتر مطالعات، استعداد تحصیلی را با مفاهیمی همچون هوش (18%)، خلاقیت (6%)، استعداد عمومی (5/5%)، پیشرفت تحصیلی (5/5%)، رغبت، نگرش و علاقه (12%) و یا استعداد برتر (12%)، مترادف یا یکسان درنظرگرفتند؛ ابزارهای به کار رفته برای سنجش استعداد تحصیلی شامل پرسشنامه محقق ساخته براساس طیف لیکرت (28%)، آزمون های پیشرفت تحصیلی (5/10%)، هوش گاردنر (5/10%)، رغبت سنج هالند (5/10%)، آزمون های استعداد عمومی (5%)، استفاده از نمرات دروس (5%)، آزمون وودکاک- جانسون (5%) و یا آزمون های ترکیبی از چند آزمون روان شناختی (5/10%)، بوده است. مطالعات در این زمینه بیشتر با هدف بررسی عوامل موثر (عوامل مرتبط) بر استعداد تحصیلی (28%)، طراحی مرکز استعدادیابی کودکان (22%)، بررسی ویژگی های روان سنجی و هنجاریابی آزمون استعدادیابی (16%)، ساخت و هنجاریابی ابزار برای سنجش استعداد تحصیلی (9%)، استعدادیابی تحصیلی بااستفاده از سیستم های فازی (9%)، مقایسه استعداد تحصیلی گروه های مختلف (7%) و یا شناسایی مولفه ها و شاخص های مهم در استعداد تحصیلی (9%)، انجام شدند.نتیجه گیری: عدم توازن جدی در زمینه مطالعه انواع مختلف استعداد وجود دارد، به طوری که بیشتر مطالعات به موضوع استعدادیابی ورزشی پرداختند و استعداد تحصیلی مغفول مانده است. ازجمله چالش های مطرح در زمینه استعدادیابی تحصیلی در ایران می توان به نبود مرکز و مرجع رسمی معتبر به منظور الف) ارائه تعریف و رهیافت های روشن و واحد از استعداد تحصیلی و استعدادیابی تحصیلی، ب) هدایت فرایند آزمون سازی، استانداردسازی آزمون های روان شناختی و آموزشی؛ ج) هدایت و نظارت بر فرایند استعدادیابی تحصیلی، ج) بررسی اعتبار آزمون های به کار گرفته شده در استعدادیابی تحصیلی در کشور، د) اعتبارسنجی مراکز فعال در حوزه استعدادیابی؛ بدفهمی ها و کژکارکردهایی نظیر الف) مترداف فرض نمودن استعداد، هوش، خلاقیت، رغبت، نگرش و پیشرفت تحصیلی با استعداد تحصیلی، ب) استفاده از آزمون های هوش و خلاقیت به جای آزمون های استعداد تحصیلی، ج) استفاده نادرست و عدم هنجاریابی و استانداردسازی آزمون های استعدادیابی تحصیلی ترجمه شده، و نپرداختن به نیازهایی نظیر الف) تهیه و تدوین آزمون های بومی در حوزه استعدادیابی تحصیلی، ب) ارائه تعریف روشن و واحد از استعداد تحصیلی و استعدادیابی تحصیلی در متون تخصصی و دانشگاهی، هدایت آموزش رسمی ایران مبتنی بر استعدادیابی تحصیلی، تدوین پروتکل مشخص، عینی و قانونمند درباره ویژگی های یک مرکز استعدادیابی تحصیلی و استعدادیابی کودک اشاره کرد. باتوجه به اهمیت راهبردی استعدادیابی تحصیلی و وجود خلاها، بدفهمی ها و کژکارکردی های فراوان و مخاطره آمیز در مسئله تشخیص و پرورش استعدادهای تحصیلی و نخبه پروری، پیچیده شدن مشاغل و فعالیت ها در عصر دیجیتال، توجه و اقدام فوری متولیان کلان در نظام آموزشی و تربیتی کشور و سرمایه گذاری وسیع در این حوزه، ضرورتی انکارناپذیر بوده و ادامه روند معیوب موجود، می تواند تبعات گسترده تری را به جامعه تحمیل نموده و زمینه شکاف و گسست راهبردی از توسعه جهانی و عقب گرد از اهداف کلان توسعه کشور را رقم زند.
۲۲.

مطالعه تطبیقی برنامه های درسی هدایت شغلی به منظور ارائه رهنمودهایی برای نظام آموزش و پرورش ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه درسی برنامه درسی شغلی ویکتوریا استرالیا مشاغل و آموزش کار-محور انگلستان هدایت شغلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۱ تعداد دانلود : ۴۷۸
هدف پژوهش حاضر، شناسایی و بررسی برنامه های درسی هدایت شغلی در کشورهای جهان است. روش پژوهش توصیفی و تحلیل مستندات با رویکرد تطبیقی است. جامعه آماری شامل برنامه درسی هدایت شغلی در کشورهای جهان و نمونه ی مورد بررسی برنامه درسی مشاغل و آموزش کار-محور انگلستان و برنامه درسی شغلی ویکتوریا استرالیا بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. الگوی مورداستفاده روش توافق و تفاوت جان استوارت میل و ابزار گردآوری اطلاعات، فیش برداری و تجزیه وتحلیل اطلاعات با استفاده از روش تحلیل محتوا صورت گرفته است، همچنین برای قضاوت درباره اعتبار اسناد و مدارک به نقد بیرونی و درونی منابع توجه شده است. نتایج تحلیل و مقایسه ی تفاوت و شباهت های عناصر اصلی برنامه درسی (هدف، زمان، محتوا، روش های یاددهی-یادگیری –ارزشیابی) نشان داد جهت گیری هر دو برنامه درسی، آموزش با رویکرد شغل محوری است اما برنامه درسی مشاغل و آموزش کار-محور نسبت به برنامه درسی شغلی ویکتوریا اهداف و زمان اجرای متنوع و گسترده تری را شامل می شود. نتایج بررسی عنصر محتوا در هر دو برنامه درسی حاکی از سه مرحله توسعه فردی، اکتشاف شغلی و مدیریت شغلی بود. بررسی عناصر راهبردهای یاددهی- یادگیری و ارزشیابی نشان داد آنچه در هر دو برنامه درسی هدایت شغلی حائز اهمیت است استفاده از روش های نوین و فعالانه در کنار روش های سنتی است. با توجه به یافته های تحقیق به سیاست گذاران نظام آموزشی کشور ایران پیشنهاد می گردد، طراحی برنامه درسی هدایت شغلی را با توجه به ویژگی های عناصر برنامه درسی هدایت شغلی کشورهای موفق را در دستور کار قرار بدهند.
۲۳.

فراوانی شکوفایی در دانش آموزان سرآمد براساس مدل های مختلف بهزیستی: آیا تفاوتی براساس جنسیت وجود دارد؟(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جنسیت دانش آموزان سرآمد شکوفایی فراوانی شکوفایی مدل های بهزیستی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۰ تعداد دانلود : ۳۰۵
در پژوهش حاضر، فراوانی شکوفایی در دانش آموزان سرآمد مبتنی بر چهار مدل شکوفایی بررسی شد. پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی - مقایسه ای بود. نمونه پژوهش شامل ۵۹۲ دانش آموز پسر (226 نفر) و دختر (366 نفر) سرآمد دوره اول متوسطه (رده سنی ۱۵-۱۳ ساله) شهرستان تبریز در سال تحصیلی 99-1398 بودند. شرکت کنندگان به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و چهار مقیاس مختلف شکوفایی را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل جدول متقاطع˓ آزمون مک نمار˓ آزمون کوکران کیو و آزمون خی دو استفاده شد. نتایج تفاوت هایی در فراوانی شکوفایی مبتنی بر مدل های شکوفایی نشان دادند: ۳/۵۳ درصد (مبتنی بر مدل هوپرت و سو)، ۱/۶۳ درصد (مبتنی بر مدل داینر و همکاران)، ۴/۶۸ درصد (مبتنی بر مدل کیز) و ۵/۷۲ درصد (مبتنی بر مدل سلیگمن). همچنین، نتایج پژوهش حاضر حاکی از تفاوت فراوانی شکوفایی در میان دانش آموزان دختر و پسر سرآمد بود؛ این تفاوت به نفع دانش آموزان پسر بود. نتایج تحلیل جدول متقاطع درصد توافق خوبی بین مقیاس های باتلر و کرن و کیز (%۶/۹۱)، داینر و همکاران و هوپرت و سو (%۸۶)، باتلر و کرن و هوپرت و سو (%۲/۸۰)، هوپرت و سو و داینر و همکاران (% ۸۰) و هوپرت و سو و کیز (%۷۹) نشان دادند. درصد توافق بین مقیاس های داینر و همکاران و کیز (۷۰%) و داینر و همکاران و باتلر و کرن (۵%/۷۲) متوسط بود. نتایج نشان دادند تشخیص شکوفایی بستگی زیادی به مقیاس به کاررفته و ترکیب مؤلفه های مختلف دارد.
۲۴.

واکاوی مؤلفه های سواد فرهنگی برای دانش آموزان دوره دوم متوسطه: یک مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سواد سواد فرهنگی دوره متوسطه برنامه درسی سنتز پژوهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۴ تعداد دانلود : ۳۷۴
هدف پژوهش حاضر، واکاوی مؤلفه های سواد فرهنگی برای دانش آموزان دوره دوم متوسطه است. داده ها بر اساس یک طرح پژوهش کیفی از نوع سنتزپژوهی و با استفاده از گام های هفت گانه سندلوسکی و باروس (2006) جمع آوری شده اند. انتخاب نمونه با استفاده از ملاک های پذیرش و عدم پذیرش و برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی [1] صورت گرفت سپس با درنظرگرفتن میزان ارتباط با موضوع پژوهش منابع اولیه غربال و تعداد 26 منبع برای بررسی نهایی انتخاب شد، در ادامه با استفاده از تحلیل محتوای و کدگذاری باز و محوری منابع منتخب مورد تحلیل قرار گرفت. جهت بررسی قابلیت اعتبار یافته ها از ضریب توافق بین دو کدگذار استفاده شد که مقدار 76/. به دست آمد. نتیجه این تحلیل شناسایی 4 بعد و 14 مؤلفه بود. بعد خودآگاهی فرهنگی شامل سواد چندفرهنگی، مهارت های عملی، مهارت های آکادمیک، آشنایی با نمادها و مهارت های زندگی بود. بعد تفکر انتقادی شامل تفکر سطح بالاتر و استدلال صحیح، تقسیم بندی دانش، بستر استفاده و فرایند است. بعد مسئولیت پذیری مشتمل بر دو مؤلفه مسئولیت پذیری فردی و مسئولیت اجتماعی و مدنی بوده و بعد رهبری تأثیرگذار شامل الزامات فرهنگی جوامع آینده و نقش های تأثیرگذار جهانی است. نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای برنامه ریزان، پژوهشگران و دست اندرکاران حوزه تعلیم وتربیت در بعد فرهنگی باشد.   [1]- CASP
۲۵.

تبیین پدیدارشناسانه اصول برنامه درسی انفرادی شده با تاکید بر تجربه یادگیری شرکت کنندگان در کنکور سراسری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: اصول برنامه درسی انفرادی شده تجربه یادگیری دانش آموزان کنکور سراسری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۳ تعداد دانلود : ۳۶۳
مقدمه: برنامه درسی انفرادی شده، بعد مهم و اساسی در هدایت تجارب یادگیری و کسب نتایج موفق در اررزشیابی های آموزشی است. مطالعه حاضر با هدف شناسایی اصول این برنامه انجام شد، بدین منظور تجارب یادگیری دانش آموختگانی که آزمون ورودی دانشگاه(کنکور سراسری) را تجربه کرده اند، مورد بررسی قرار گرفت. روش ها: در این مطالعه از روش کیفی از نوع پدیدارشناسی استفاده شده است. شرکت کنندگان این مطالعه، دانش آموختگان دوره متوسطه دوم که در کنکور ۱۳۹۷ شرکت کرده اند، بودند؛ و با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. نمونه گیری تا زمان رسیدن به مرحله اشباع، ادامه یافت و در نهایت به 18 نفر رسید. اطلاعات با استفاده از مصاحبه عمیق جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار تحلیل داده های کیفی مکس کیودا و بر اساس روش 7 مرحله ای کلایزی انجام گردید. یافته ها: از نتایج این مطالعه اصول برنامه درسی انفرادی شده استخراج شد. این اصول در قالب سه کد مفهومی اصلی: منابع شناختی، منابع روان شناختی و منابع حمایتی؛ و 16 کد مفهومی فرعی دسته بندی شدند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، آن چه از تجربه یادگیری دانش آموزانی که در کنکور سراسری شرکت کرده اند، درک می شود؛ این است که منابع شناختی، منابع روان شناختی و منابع حمایتی به عنوان اصول برنامه درسی انفرادی شده، نتایج کنکور سراسری را تحت تأثیر قرار می دهند.
۲۶.

نیمرخ شکوفایی دانش آموزان سرآمد براساس مدل پرمای سلیگمن: بررسی تفاوت های جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نیمرخ شکوفایی مدل پرمای سلیگمن تفاوت های جنسیتی دانش آموزان سرآمد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۰ تعداد دانلود : ۳۳۵
پژوهش حاضر با هدف ترسیم و مقایسه نیمرخ شکوفایی دانش آموزان سرآمد دختر و پسر دوره اول متوسطه (رده سنی ۱۵-۱۳ سال) براساس مدل شکوفایی سلیگمن انجام شد. پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی از نوع مطالعات توصیفی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را دانش آموزان سرآمد دختر و پسر دوره اول متوسطه شهرستان تبریز در سال تحصیلی ۹۹-۱۳۹۸ تشکیل می دادند. ۵۹۲ نفر (۲۲۶ نفر دانش آموز پسر و ۳۶۶ نفر دانش آموز دختر) به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از بین دانش آموزان سرآمد دوره اول متوسطه این شهرستان انتخاب شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه شکوفایی باتلر و کرن (۲۰۱۶) که برای سنجش مولفه های پنجگانه مدل پرما طراحی شده است را تکمیل نمودند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیره صورت گرفت. نتایج نشان داد در هیجانات مثبت و روابط مثبت تفاوت مثبت و معنادار به نفع دختران و در معنادهی و دستاورد تفاوت معنادار به نفع پسران وجود دارد. لیکن هیچ تفاوت معناداری در درگیر شدن بین دانش آموزان دختر و پسر بدست نیامد. هم چنین با وجود تفاوت دانش آموزان دختر و پسر در ابعاد مختلف شکوفایی، نمره کل شکوفایی آنان تفاوت معناداری با هم نداشت. یافته های این پژوهش می تواند به معلمان و مشاوران در شناسایی گروههایی با نقاط قوت و ضعف خاص و انجام مداخلات ارتقا شکوفایی در محیط های آموزشی یاری رساند.
۲۷.

مطالعه تطبیقی برنامه های درسی مرتبط با سواد خواندن و نوشتن در استرالیا و نیوزیلند؛ آموزه هایی برای نظام آموزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه درسی ایران برنامه درسی استرالیا برنامه درسی نیوزیلند سواد خواندن و نوشتن مطالعه تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۳ تعداد دانلود : ۳۵۴
پژوهش حاضر، با هدف مطالعه تطبیقی برنامه های درسی مرتبط با سواد خواندن و نوشتن در استرالیا و نیوزیلند به منظور بهره مندی از تجارب این کشورها برای ارتقای سطح آموزش سواد در ایران در سال ۱۴۰۰ انجام شده است. رویکرد مورد استفاده در پژوهش، کیفی و از نوع تطبیقی است که در آن، کشور استرالیا و نیوزیلند، به دلیل شاخص بالای توسعه انسانی در سال ۲۰۲۰، کسب نتایج مطلوب در آزمون بین المللی پرلز ۲۰۱۶ و فعالیت های مؤثر در زمینه ی سوادآموزی، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیده اند. داده ها با مراجعه به مقالات علمی معتبر و وب سایت های وزارت آموزش و پرورش و برنامه درسی و اسناد معتبر مرتبط با آموزش سواد خواندن و نوشتن در کشورهای منتخب، گردآوری و با روش چهار مرحله ای بردی و روش شباهت و تفاوت، تحلیل و مقایسه شده اند. یافته ها حاکی از این بود که اهداف آموزش سواد خواندن و نوشتن در ایران به خوبی تبیین گردیده است و تفاوت چندانی با اهداف سوادآموزی در کشورهای منتخب ندارد ولی تعیین سطوح سواد خواندن و نوشتن در هر پایه ی تحصیلی و استانداردهای مرتبط با هر سطح و همچنین آموزش به معلمان موضوعی در زمینه ی بسط و توسعه ی مفاهیم به دروس دیگر، مورد غفلت قرار گرفته است که نیاز به بازنگری و اصلاح دارد.
۲۸.

ارائه مدل مفهومی آموزش مبتنی بر بازی با تاکید بر مهارت آموزی: مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازی بازی آموزشی مهارت آموزی متاسنتز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۲۵۰
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مولفه های آموزش مبتنی بر بازی با تاکید بر مهارت آموزی در دوره اول ابتدایی و ارائه مدل مفهومی انجام شده است. روش پژوهش، کیفی و متاسنتز است که به صورت فراترکیب و روش کتابخانه ای با استفاده از مدل هفت مرحله ای سندلوسی و باروس(2007) گردآوری شده است. در این مطالعه، پس از طراحی سوال پژوهشی، جستجوی سیستماتیک بر اساس کلمات کلیدی مربوط به بازی و تعاملات طی سال های (2010-2020) در پایگاه های اطلاعاتی ایرانی و خارجی شامل مورد بررسی قرار گرفت . پس از انجام 7 مرحله از روش متاسنتز و بازبینی، تعداد 30 مقاله از بین 9472 مقاله یافت شده، 8 بعد و 19 مولفه به عنوان عناصر آموزش مبتنی بر بازی با تاکید بر مهارت آموزی قابل استناد است. بر این اساس مولفه ها شامل: 1. انگیزش(توانایی دستیابی به اهداف برنامه درسی، لذت بردن از یادگیری با حس کنجکاوی)2. فردی(افزایش اعتمادبنفس، توجه به ارزش های اخلاقی وتربیتی) 3.مهارتی(توانایی برقراری ارتباط موثر و مهارت های اجتماعی، رشد مهارت-های زندگی)4.شناختی(رسیدن به رشد ذهنی، رشد مهارت های حل مساله)5. یادگیری(یادگیری عملی و تجربه ای) 6. خلاقیت(بستری برای آفرینش اندیشه های نو، آشنایی با تجربه های نو)7. جسمانی(تخلیه انرژی، رشد جسمی و مهارت های حرکتی) 8. درمانی(ابراز احساسات و رفع مشکلات رفتاری،کاهش اضطراب ) می باشد.
۲۹.

تجربه زیسته معلمان دوره ابتدایی از فرصت ها و چالش های تدریس در شبکه آموزشی دانش آموزان (شاد): یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادراک معلمان شبکه آموزشی دانش آموزان شاد مدارس ابتدایی رویکرد کیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۳۸ تعداد دانلود : ۱۱۹۳
هدف این پژوهش، تحلیل ادراک معلمان ابتدایی در خصوص فرصت ها و چالش های تدریس در شبکه آموزشی دانش آموزان (شاد) بود. این مطالعه با استفاده از رویکرد کیفی و طرح پدیدارشناسانه صورت گرفت. به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه کیفی نیمه ساختاریافته استفاده شد. با استفاده از نمونه گیری هدفمند، پس از انجام 21 مصاحبه اشباع داده ها حاصل شد. تحلیل عمیق دیدگاه های معلمان، موجب شناسایی و دسته بندی ده فرصت شامل: جبران عقب افتادگی تحصیلی در ایام قرنطینه، افزایش مسئولیت پذیری و درگیری بیشتر اولیا با فرآیند یاددهی-یادگیری دانش آموزان، افزایش سرعت انتقال اطلاعات و ارائه اطلاعات جدید، ایجاد انگیزه در معلمان برای ارتقاء سواد رسانه ای، شناخته شدن معلمان توانمند و خلاق و فراهم شدن زمینه ای برای به اشتراک گذاشتن فایل ها و تجارب معلمان، افزایش مسئولیت پذیری معلمان برای مطالعه بیشتر، جذاب و برانگیزاننده بودن استفاده از آن برای دانش آموزان، علاقه مند کردن دانش آموزان به دانش روز و پژوهش کردن، انعطاف پذیری در ساعت شروع کلاس و حذف ترددهای پرهزینه، پرورش خلاقیت در دانش آموزان برای ارائه تکالیف به شیوه ای نو و نه چالش شامل: عدم دسترسی همه دانش آموزان به فضای مجازی به ویژه در مناطق محروم و ایجاد نابرابری در فرصت آموزش، سنگین بودن هزینه های اینترنت برای خیلی از خانواده ها، کند بودن سرعت اینترنت، دشوار بودن سنجش یادگیری واقعی دانش آموزان و سلب شدن قدرت نظارت از معلم، اعتیاد برخی دانش آموزان به اینترنت و گوشی، استفاده بی جا و بی رویه از مطالب دیگران، عدم وقت گذاری برخی معلمان به امر تدریس و ارزیابی، استفاده از نرم افزار به عنوان ابزار تبلیغات، کاهش انگیزه برخی دانش آموزان نسبت به تحصیل در شیوه جدید تدریس گردید.
۳۰.

بازنمایی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای مدارس اثربخش دوره ی ابتدایی: یک مطالعه ی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدارس اثربخش اثربخشی مدارس ملاک ها و نشانگرها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۰ تعداد دانلود : ۵۹۰
    پژوهش حاضر مبتنی بر رویکرد تحقیق کیفیو با روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری ملاکی و مصاحبه ی نیمه ساختاریافته با 15 مشارکت کننده، داده ها گردآوری شد و به روش کُلایزی تحلیل گردید. به منظور باورپذیری یافته ها از سه روش ممیزی بیرونی، بازبینی نتایج توسط اطلاع رسان ها و درگیری طولانی مدتاستفاده شد. نتایج پژوهش، به شناسایی و دسته بندی 6 عامل، 16 ملاک و 111 نشانگر برای اندازه گیری اثربخشی مدارس در دوره ی ابتدایی منتج گردید. یافته ها بر نقش سازنده ی مدیر مدرسه، تعامل بین مدیر، معلمان، والدین و دانش آموزان، مشارکت معلمان در تصمیم گیری ها و تعامل مؤثر بین جامعه و مدرسه تأکید داشتند. به نظر می رسد با توجه به جامعیت و تناسب عوامل، ملاک ها و نشانگرهای شناسایی شده با وضعیت مدارس دوره ی ابتدایی، استفاده از آن بتواند زمینه ی لازم برای ساخت ابزار مناسب اندازه گیری کیفیت مدارس دوره ی ابتدایی، تعیین وضعیت این مدارس و ارائه ی راهکارهای بهبود را فراهم سازد.
۳۱.

بررسی اثربخشی آموزش متون خواندن کاربردی بر بهبود توانش های خواندن دانش آموزان آهسته گام با نشانگان داون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش متون خواندن کاربردی توانش خواندن و نشانگان داون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۶ تعداد دانلود : ۷۸۶
زمینه : تهیه و تدوین مواد آموزشی کاربردی باید مبتنی بر ویژگی ها و نیازهای فردی، گروهی، خانوادگی و اجتماعی باشد، به گونه ای که در نهایت زندگی مستقل فرد را به همراه داشته باشد. با توجه به مشکلات خواندن دانش آموزان آهسته گام با نشانگان داون، آیا آموزش متون خواندن کاربردی می تواند به بهبود توانش های دقت، سرعت و درک مطلب خواندن این افراد شود؟ هدف : هدف پژوهش حاضر اثربخشی آموزش متون خواندن کاربردی بر دقت، سرعت و درک مطلب خواندن دانش آموزان آهسته گام با نشانگان داون پایه سوم ابتدایی بود. روش : این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی (پیش آزمون و پس آزمون تک گروهی) بود. 6 دانش آموز آهسته گام با نشانگان داون مشغول به تحصیل در مدارس استثنایی شهر قم به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گروه نمونه در 81 جلسه 20 دقیقه ای برنامه آموزش متون خواندن کاربردی محقق ساخته (1397) جهت بهبود توانش خواندن شرکت کردند و گروه نمونه در مراحل پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از آزمون خواندن محقق ساخته (1397) مورد ارزیابی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی گروه های همبسته توسط نرم افزار SPSS19 با سطح معناداری (0/05 p< ) انجام شده است. یافته ها : نتایج نشان می دهد که آموزش متون خواندن کاربردی منجر به افزایش میانگین نمرات توانش های خواندن دانش آموزان آهسته گام با نشانگان داون در حیطه های دقت، سرعت و درک مطلب خواندن نسبت به پیش آزمون شده است (0/05 p< ) . نتیجه گیری : بنابراین می توان مطرح کرد که برنامه آموزش متون خواندن کاربری روش مؤثری برای بهبود توانش های خواندن دانش آموزان آهسته گام با نشانگان داون است.
۳۲.

ضرورت های برنامه درسی چندفرهنگی در دوره ابتدایی: تبیین ویژگی ها بر اساس رویآورد تلفیق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه درسی برنامه درسی چندفرهنگی آموزش چند فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۰ تعداد دانلود : ۴۸۱
زمینه و هدف: هدف این پژوهش، تبیین ضرورت های برنامه درسی چند فرهنگی بر اساس اهداف تعلیم و تربیت آموزش ابتدایی بوده و به این سوال پاسخ می دهد که با توجه به چند فرهنگی بودن جامعه ایران، برنامه درسی دوره ابتدایی باید دارای چه ویژگی هایی باشد و برنامه درسی موجود تا چه اندازه مبتنی بر این ویژگی ها است. روش : روش پژوهش از نوع کیفی، تحلیل محتوا (استقرایی – قیاسی) و جامعه آماری اسناد معتبر شامل برنامه درسی ملی و متون تخصصی مرتبط با برنامه درسی چندفرهنگی و بسته آموزشی برنامه درسی دوره ابتدایی بود. نمونه مورد بررسی برنامه درسی ملی، پژوهش های مرتبط در کشورهای چندفرهنگی و بسته آموزشی درس مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی بود. نمونه گیری هدفمند و ملاک محور و اولویت در انتخاب مقاله ها، به روز بودن و ارتباط عمیق تر با موضوع مورد مطالعه تا حد اشباع بود . به منظور جمع آوری داده ها از منابع داخلی و خارجی در حوزه تعلیم و تربیت چندفرهنگی طی سال های ۲۰۰۹ الی ۲۰۲۰ استفاده شد. در انتها منابع غیرمرتبط حذف شده و ۸۶ منبع مورد تحلیل قرارگرفت. بسته آموزشی درس مطالعات اجتماعی از این جهت مورد توجه قرارگرفت که توقع طرح مؤلفه های چندفرهنگی درآنها به میزان بیشتری وجود دارد. برای گردآوری داده ها از شیوه بررسی اسنادی و برای تحلیل داده ها از روش کیفی (توصیفی - تفسیری) استفاده شد. یافته ها : در پرسش اول پنج مؤلفه شامل رعایت عدالت آموزشی و تربیتی، پذیرش تکثر فرهنگی، توجه به همزیستی مسالمت آمیز، احترام به ادیان الهی، و روی آورد تلفیقی در محتوای برنامه درسی به عنوان ویژگی های برنامه درسی چندفرهنگی استخراج شد. بر اساس تحلیل محتوا ی پنج مضمون استخراج شده، یافته های مربوط به پرسش دوم، میزان توجه به مؤلفه های برنامه درسی آموزش و پرورش چندفرهنگی را در تمامی پایه ها ضعیف نشان داد؛ هر چند میزان پردازش به مضامین، یکسان نبوده و فراز و فرود داشته است. نتیجه گیری: همپوشانی ضعیف محتوای کتاب با راهنمای درسی و توزیع نامتوازن، غیرهدفمند، و ناکافی مؤلفه های برنامه درسی چندفرهنگی در برنامه درسی از نتایج این پژوهش بود. بر اساس نتایج به دست آمده، غلبه داشتن روی آورد آموزش مهارت کاوشگری، حل مسئله و تفکر انتقادی جهت ارائه محتوای برنامه درسی پیشنهاد می شود.
۳۳.

مرور نظام مند عوامل مؤثر در سنجش مدارس اثربخش دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدرسه ی اثربخش عوامل مدرسه ی اثربخش اثربخشی مدرسه مرور نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴۰ تعداد دانلود : ۸۱۱
مدارس مهم ترین رکن آموزش و پرورش هستند، به همین دلیل تمامی سیاست های آموزشی باید عوامل تأثیرگذار بر عملکرد اثربخش مدارس را مورد توجه قرار دهند. هدف این مطالعه، شناسایی و تعیین عوامل، ملاک ها و نشانگرهای مدارس اثربخش دوره ی ابتدایی است. برای دستیابی به هدف مطالعه، مرور منظم و گسترده ی پیشینه ی پژوهشی انجام شد. بدین منظور پایگاه های اطلاعاتی Sage، Emerald،Eric ،Taylor and Francis ،Science Direct ، Civilicca، Magiran، SID  و پایگاه اطلاعاتی نور مورد جستجو قرار گرفت. پس از خارج کردن مقالات نامتناسب با هدف پژوهش، مرور کامل بر روی 32 مقاله ی باقی مانده انجام شد. نتایج حاصل از مرور منظم پیشینه ی پژوهشی منجر به استخراج 5 عامل کلی و 15 ملاک و 163 نشانگر گردید. یافته ها نشان داد که عوامل مرتبط با رفتار افراد در مدرسه (عمدتاً مدیران و معلمان)، رفتار افراد مرتبط با مدرسه (عمدتاً والدین)، وضعیت مواد آموزشی (همانند کیفیت برنامه ی آموزشی مدرسه) و فرهنگ مدرسه (همانند محیط یا جوّ مدرسه) در این مطالعات بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
۳۴.

تجارب زیسته اعضای هیئت علمی از برنامه های درسی توسعه حرفه ای: یک الگوی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه زیسته توسعه حرفه ای مدرس دانشگاه روش پژوهش کیفی پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۳ تعداد دانلود : ۵۸۱
این پژوهش جستاری در تجربه زیسته اعضای هیئت علمی دانشکده های ریاضیات، فنی و مهندسی و علوم پایه ( STEM ) در دانشگاه فردوسی مشهد در سال 1396 از اجرای برنامه های درسی توسعه حرفه ای است. داده های این پژوهش از طریق رویکرد کیفی و با روشی پدیدارشناسانه توصیفی و با ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته استخراج شده است و داده ها از طریق روش کدگذاری و مقوله بندی تجزیه و تحلیل شده اند. نمونه گیری در این بخش از طریق هدفمند از نوع معیاری بوده و در مجموع 21 نفر شرکت نموده اند. برای اعتبار یافته ها به وسیله فن دلفی از سوی صاحب نظران و کارشناسان بر روی مقولات توافق شده است. با توجه به ساختار پژوهش و حوزه های چهارگانه در برنامه های درسی، برداشت محققین از مضامین و مفاهیم مرتبط با هر حوزه ارجاع داده شده است. در مجموع 37 مقوله و درنهایت به 4 طبقه کلی شامل طراحی و تدوین، اجرا، زمینه و ارزشیابی در سه بخش نقاط قوت، مسائل پیشرو و مطلوبیت برنامه های درسی مضمون یابی شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که فاصله زیادی میان طراحی و اجرای برنامه ها بوده است و هم چنین الگویی مفهومی مبتنی بر تجارب زیسته اعضای هیئت علمی تدوین و در انتها پیشنهاد هایی ارائه شد.
۳۵.

کاوشی پدیدارشناسانه در تعیین شایستگی های کارآفرینان دانش آموخته در قلمرو رشته های علوم اجتماعی و رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شایستگی کارآفرینی رشته های علوم اجتماعی و رفتاری آموزش عالی

تعداد بازدید : ۶۴۹ تعداد دانلود : ۸۱۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف کاوش پدیدارشناسانه در تعیین شایستگی های کارآفرینان دانش آموخته در قلمرو رشته های علوم اجتماعی و رفتاری انجام شد.روش : این پژوهش با رویکرد کیفی و استفاده از روش پدیدارشناسی انجام شد. جامعه پژوهش، افراد کارآفرین در قلمرو رشته های علوم اجتماعی و رفتاری بودند که 12 نفر از آنان به طور هدفمند و با تکنیک معیاری و روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. فرایند تحلیل داده ها در بخش مصاحبه نیمه ساختاریافته با دانش آموختگان کارآفرین در رشته های علوم اجتماعی و رفتاری، استقرایی بود که در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد.یافته ها : شایستگی های افراد کارآفرین در قلمرو رشته های علوم اجتماعی و رفتاری، سه مقوله اساسی شایستگی های نگرشی کارآفرینانه(هشت زیرمقوله)، شایستگی های مدیریتی کارآفرینانه(شش زیرمقوله) و شایستگی های فنی کارآفرینانه(پنج زیرمقوله) را شامل می شود.نتیجه گیری : ضروری است که دست اندرکاران و برنامه ریزیان درسی برای سوق دادن دانشجویان قلمرو رشته های علوم اجتماعی و رفتاری به سوی کارآفرینی با تأکید بر فرهنگ اسلامی جامعه، اقدامات لازم را برای بازنگری سرفصلهای برنامه درسی با توجه به اضافه کردن شایستگی های مورد نظر در این حوزه اتخاذ کنند. این امر می تواند راهبردی مطلوب برای ایجاد نوع جدیدی از دانشگاهها، با عنوان دانشگاههای اسلامی کارآفرین باشد.
۳۶.

طراحی مدل مهارت های اشتغال پذیری دانش آموختگان آموزش عالی کشور نمونه موردی: بنگاه های کوچک و متوسط استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اشتغال پذیری مهارت های اشتغال پذیری دانش آموختگان آموزش عالی برنامه درسی آموزش عالی روش دلفی گروهی فازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴۴ تعداد دانلود : ۸۹۵
یکی از مواردی که امروزه در بازار کار خود را به روشنی نشان می دهد، اهمیت روزافزون مهارت های موردنیاز برای فعالیت در این بازار است. در سال های گذشته همیشه مشاهده می شد که افزایش سطح تحصیلات باعث کاهش نرخ بیکاری می شود و افراد دارای تحصیلات بالاتر، درآمد بیشتری در طول دوران زندگی خود داشته اند. اما این موضوع در طول زمان تغییر کرده است و آمارهای موجود نشان می دهند که نرخ بیکاری دانش آموختگان دانشگاهی از نرخ بیکاری عمومی در جامعه بالاتر رفته است. این موضوع باعث شد تا مبحث مهارت های موردنیاز برای فعالیت در بازار کار موردتوجه قرار گیرد. در این پژوهش، ابتدا با استفاده از مرور ادبیات در حوزه اشتغال پذیری، مدل اولیه پژوهش استخراج شد. این مدل بر پایه سه گروه مهارتِ سخت، نرم و شناختی ایجاد شد. سپس بر اساس آن با مسئولان جذب و استخدام و کارآفرینان برخی از شرکت های فعال در بازار مصاحبه انجام شد و مشاهده شد که پس از انجام 15 مصاحبه، اطلاعات و دیدگاه های به دست آمده از نخبگان به سطح اشباع رسیده است. پس ازآن پرسش نامه روش دلفی استخراج شد و با مراجعه مجدد به این شرکت ها، دیدگاه های نخبگان برای بار دوم به دست آمد. این فرآیند چهار بار انجام شد تا این که بر روی مهارت های موردنیاز برای فعالیت دانش آموختگان دانشگاهی در بازار کار اجماع حاصل شد. 17 مهارت اصلی که از دید فعالان بازار به عنوان مهارت های اصلی موردنیاز دانش آموختگان برای ورود و فعالیت در بازار کار بودند، استخراج شدند. تحلیل ها و محاسبات در این پژوهش با استفاده از تکنیک فازی انجام شده است. بر اساس یافته های پژوهش پیشنهاد می شود در برنامه های درسی  آموزش عالی  به مهارت های موردنیاز برای دانش آموختگان دانشگاه ها توجه شود و این مهارت ها در چارچوب بازنگری برنامه های درسی وزارت علوم  لحاظ شود. همچنین دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی  دوره های مهارتی را بر مبنای مهارت های اشتغال پذیری از طریق دوره های کارآموزی برای دانشجویان ارائه دهند.
۳۷.

شناسایی و وزن دهی عوامل و ملاک های اعتبارسنجی برنامه های درسی رشته های مهندسی برق و کامپیوتر از دیدگاه اعضای هیئت علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تعیین وزن عوامل ملاک ها اعتبارسنجی برنامه های درسی مهندسی برق و کامپیوتر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف اصلی از اجرای این پژوهش، شناسایی و تعیین وزن عوامل و ملاک های اعتبارسنجی برنامه های درسی رشته های مهندسی برق و کامپیوتر از دیدگاه اعضای هیئت علمی بود.  از این رو از روش پژوهش آمیخته استفاده شد. برای شناسایی عوامل و ملاک ها از دو پرسشنامه محقق ساخته دلفی (کیفی) و برای تعیین وزن آنها از پرسشنامه محقق ساخته دارای 92 گویه (کمی) بهره گرفته شد. ضریب روایی محتوای آن 87/0 و آلفای کرونباخ آن، 89/0 محاسبه شد. جامعه آماری پژوهش، همه اعضای هیئت علمی دانشکده مهندسی برق و کامپیوتر دانشگاه تهران در سال تحصیلی 1397-1396 بود. حجم نمونه آماری در بخش کیفی 30 نفر و در بخش کمی 80 نفر تعیین شد. به منظور شناسایی و تعیین وزن عوامل و ملاک های اعتبارسنجی برنامه های یاد شده از روش های آماری توصیفی محدوده میان چارکی، میانگین، انحراف معیار و میانگین وزن دار استفاده شد. از دیدگاه اعضای هیئت علمی، 8 عامل و 26 ملاک بومی، تعیین شد. عوامل «روش های یاددهی- یادگیری» و «محتوای برنامه درسی» و ملاک های «تناسب روش های یاددهی - یادگیری با ابعاد دیگر برنامه درسی» و «تناسب هدف های برنامه درسی، با نیازها و امکانات دانشگاه، دانشجو، جامعه و صنعت» دارای بیشترین وزن تأثیر بر اعتبار برنامه های درسی رشته های مهندسی برق و کامپیوتر تعیین شدند.
۳۸.

بررسی و تحلیل برنامه درسی آموزش پیش از دبستان در ایران از حیث تطابق با معیارهای رویکرد شناختی آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش پیش از دبستان برنامه درسی رویکرد شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷۶ تعداد دانلود : ۶۶۹
هدف پژوهش حاضر، بررسی و تحلیل برنامه درسی آموزش پیش از دبستان در ایران از حیث تطابق با معیارهای رویکرد شناختی است. روش پژوهش، کیفی و کمی است. معیارهای آموزش و پرورش شناختی در برنامه درسی آموزش پیش از دبستان طی یک فرایند سنتزپژوهش استخراج شده و بر اساس این معیارها، برنامه درسی فعلی در دو بخش اسناد و حوزه عمل مورد بررسی قرار گرفته است. در بخش اسناد، دو سند رسمی تحلیل شده و در بخش عمل، با 10 مدیر مرکز آموزش پیش از دبستان مصاحبه انجام شده و 15 مرکز مورد مشاهده مستقیم قرار گرفته است. روش نمونه گیری، هدفمند در دسترس است و ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و چک لیست محقق ساخته بوده است. روایی چک لیست توسط متخصصان تأیید شده و پایایی مرکب آن 93/0 بدست آمده است. بر اساس یافته ها، در عناصر مواد و منابع یادگیری، فضای آموزشی و ارزشیابی، کمترین تطابق و در بخش فعالیت ها و روش های یاددهی-یادگیری و زمان آموزش بیشترین تطابق با معیارهای آموزش و پرورش شناختی وجود دارد.  
۳۹.

رهبری برنامه درسی، راهکاری مؤثر در تغییر و اجرای پویای برنامه های درسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اجرای برنامه درسی رهبری برنامه درسی ابعاد عناصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۰۷
هدف:  هدف پژوهش حاضر تشریح و شفاف سازی رهبری برنامه درسی به منظور ارائه دیدگاه ها و راهبردهایی برای تسهیل اجرا پویای برنامه های درسی می باشد. روش:  پژوهش حاضر به روش کیفی از نوع پژوهش فلسفی و با استفاده از روش تحلیل مفهومی انجام یافته است. حوزه مطالعاتی پژوهش شامل کتاب ها، پایان نامه ها، مقالات، مجلات و پژوهش های مرتبط با موضوع بود. به علت وسعت و کثرت منابع، برای نمونه گیری  از منابع چاپی و دیجیتالی (برخط) که مرتبط با بحث و در دسترس بود، استفاده گردید. در این پژوهش از فیش برداری جهت گردآوری اطلاعات از نمونه، بهره گرفته شد. روش تحلیل به شیوه تحلیل مفهوم، تفسیر مفهوم و استنتاج نظری بود. یافته ها:  نتایج نشان داد از طریق تشریح و تحلیل مفهوم رهبری برنامه درسی در چندین جنبه اصلی آن یعنی چیستی و ماهیت آن، قلمروهای کاری، نقش ها و ویژگی های رهبران برنامه درسی، سبک ها، سطوح، راهبردها و این که چه کسانی می توانند این نقش را برعهده گیرند، می توان تصویری روشن از آن ارائه نمود. هم چنین نتایج نشان داد به علت نیاز به اجرای بهینه برنامه های درسی جدید و کمتر نمودن فاصله برنامه درسی قصدشده و اجراشده، انجام پژوهش های علمی بیشتر در این حوزه می تواند استلزامات علمی و بومی وسیعی را در اختیار تصمیم گیرندگان آموزشی قرار دهد
۴۰.

میزان آماده سازی اعضای هیات علمی در خصوص اجرای اعتبارسنجی و تغییر در برنامه های درسی دانشگاهی( مطالعه موردی: اعضای هیات علمی رشته مهندسی برق دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتبارسنجی برنامه های درسی دانشگاهی آماده سازی اعضای هیات علمی تغییر در برنامه درسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۰ تعداد دانلود : ۵۵۶
یکی از راهکارهای نظام آموزش عالی کشور، جهت تضمین و ارتقای کیفیت آموزش دانشگاهی، اعتبارسنجی، بازنگری، اصلاح و تغییر برنامه های درسی دانشگاهی است. این در حالی است که، اعضای هیات علمی در اجرای برنامه های درسی دانشگاهی جدید مهم ترین نقش را داشته و عامل موفقیت و یا شکست اعتبارسنجی برنامه های درسی دانشگاهی خواهند بود. لذا هدف دراین پژوهش تعیین میزان آماده سازی اعضای هیات علمی در خصوص اجرای اعتبارسنجی و تغییر در برنامه های درسی دانشگاهی از منظر ایشان می باشد. روش پژوهش در این مقاله، کمی و به لحاظ شیوه گردآوری داده ها، از روش توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش  حاضر را کلیه اعضای هیات علمی دانشکده مهندسی برق دانشگاه تهران  به خود اختصاص داده اند و روش سرشماری 60 نفر از اعضای هیات علمی این دانشکده، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار این پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته 20 گویه ای است که ضریب آلفای کرانباخ آن 88/0 و ضریب روایی آن توسط 5 نفر از متخصصان حیطه اعتبارسنجی برنامه های درسی دانشگاهی تایید شده است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات و آمار گردآوری شده از پرسشنامه های تکمیل شده در این مقاله روش های آماری توصیفی و استفاده از آزمون آماری استنباطی خی – دو بود. در نهایت چنین نتیجه گیری شد؛ اکثریت اعضای هیات علمی دانشکده مهندسی برق دانشگاه تهران معتقدند،  این دانشکده  نسبت به افزایش میزان آگاهی ایشان از اهداف اعتبارسنجی و تغییر برنامه درسی دانشگاهی، تغییر نگرش آنها در خصوص پذیرش اعتبارسنجی و برنامه درسی جدید، متناسب با تغییر برنامه درسی، افزایش میزان مهارت آنها در زمینه  تغییر در روش تدریس خود و  افزایش میزان مهارت آنها، در زمینه  تغییر در روش های ارزشیابی کم و خیلی کم اقدام نموده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان