مطالب مرتبط با کلیدواژه
۳۰۱.
۳۰۲.
۳۰۳.
۳۰۴.
۳۰۵.
۳۰۶.
۳۰۷.
۳۰۸.
۳۰۹.
۳۱۰.
۳۱۱.
عرفان اسلامی
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
5 - 28
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی و مقایسه جایگاه عقل در مکتب فلسفی عرفانی ادویته ودانته و عرفان اسلامی می پردازد. هدف تحقیق تعمیق گفت وگوهای بین الادیانی و معرفی بهتر عرفان اسلامی و درک زوایای نظری آن است. در این پژوهش با استفاده از روش تحقیق کتابخانه ای ضمن مطالعه متون فلسفی و عرفانی مرتبط به ادویته ودانته و عرفان اسلامی، به استخراج دیدگاه های دو مکتب درباره عقل، ابعاد و نقش آن در سلوک عرفانی پرداخته شد. یافته های تحقیق گویای آن است که در هر دو سنت عرفانی، عقل نقش مهمی در شناخت و درک حقیقت مطلق دارد، اما این حقیقت فراتر از توان ادراکی عقل انسان است. هر دو مکتب محدودیت هایی برای عقل قائل اند و تزکیه نفس را در کنار رشد عقلی امری برای تجربه مستقیم حقیقت نهایی ضروری می دانند. دو مکتب تفاوت های مهمی در تعریف حقیقت نهایی، نوع وحدت آن با جهان و نقش وحی الهی در کشف آن دارند. علاوه بر این ها، هدف نهایی عرفان اسلامی وصول به مقام فنا یا تقرب به خداوند و هدف نهایی ادویتا ودانتا رهایی از تناسخ و تحقق وحدت آتمان با برهمن است.
بررسی و تحلیل قاعده بسیط الحقیقه
حوزههای تخصصی:
براساس نظر برخی از پژوهشگران حوزه تصوف، به ویژه ابن عربی، نظریه «وحدت شخصی وجود» ریشه در مکاشفات اهل سلوک دارد و از منظر عقلانی و برهانی قابل تبیین نیست؛ بااین حال، تعدادی از محققان صوفی تلاش کرده اند تا با استناد به ادله و قواعد فلسفی، این نظریه را به طور عقلانی تبیین کنند. این ادله در طول تاریخ مورد نقد و بررسی اندیشمندان مختلف قرار گرفته و بسیاری از آن ها رد شده یا ادعاهایی بی پایه شناخته شده اند. در میان این ادله، قاعده «بسیط الحقیقه» یا استدلال بر «نامتناهی و نامحدود بودن حق تعالی» به عنوان یکی از معدود دلایلی که هنوز هم مورد توجه پژوهشگران قرار دارد و به عنوان دلیلی مستحکم تلقی می شود، مطرح است. با توجه به اهمیت این قاعده و ادعای طرفداران آن مبنی بر عدم نقدپذیری اش، پژوهش حاضر به بررسی انتقادی این قاعده اختصاص یافته است. این تحقیق، برخلاف رویکردهای پیشین، به تحلیل دقیق اقسام تبیین ها و تقریرهای مربوط به قاعده بسیط الحقیقه پرداخته و اشکالات وارد بر آن را بررسی می کند. با استفاده از روش های عقلی و استدلالی و بر پایه منابع کتابخانه ای، پانزده نقد بر این قاعده ارائه شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که نمی توان از قاعده مزبور برای اثبات نظریه وحدت شخصی وجود بهره گرفت؛ زیرا این قاعده نه تنها دچار تهافت درونی است و تبیین صحیحی ارائه نمی دهد، بلکه با دیگر مبانی وجودشناسی و خداشناسی، ازجمله وحدت تشکیکی وجود نیز تناقض دارد.
مفهوم سازی خودآگاهی هیجانی در عرفان اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مفهوم سازی خودآگاهی هیجانی در عرفان اسلامی انجام شده است. روش پژوهش تحلیل کیفی محتوای متون دینی (شجاعی، 1399) بود؛ بدین منظور، نخست واژه ها و مفاهیم مرتبط با خودآگاهی هیجانی در عرفان اسلامی گردآوری شد. در مرحله بعد واژه ها و مفاهیم گردآوری شده با به کارگیری اصول پیش پردازش متن بررسی شد و محتواهای استنباطی مربوط به هر مفهوم و گزاره، کنار آنها روی فرم ثبت و با تحلیل و طبقه بندی محتواهای استنباطی مؤلفه های خودآگاهی هیجانی به دست آمد. سپس مؤلفه ها برای روایی سنجی در اختیار کارشناسان قرار گرفت و پس از محاسبه cvi و cvr و اعمال نظر کارشناسان درنهایت یازده مؤلفه شامل شناخت خود واقعی، شناخت باورهای خود، آگاهی از ارزش های خود، تشخیص هیجان مثبت، تشخیص هیجان های منفی، شناخت احساس های خود، آگاهی نسبت به پیامد هیجان ها، توانایی کنترل هیجان ها، آگاهی نسبت به عوامل پدیدآورنده هیجان ها، احساس آمادگی برای تغییر مثبت، گرایش به استفاده بهینه و مطلوب از هیجان ها برای خودآگاهی هیجانی در عرفان اسلامی به دست آمد. سپس مدل مفهومی خودآگاهی هیجانی براساس مؤلفه های به دست آمده ترسیم شد. یافته های این پژوهش زمینه ساخت مقیاس و تدوین بسته آموزشی برای خودآگاهی هیجانی عرفانی را فراهم می کند.
بازتاب عشق عارفانه در سینمای ملودرام ایران با مطالعۀ موردی شب های روشن
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶
177 - 199
حوزههای تخصصی:
عشق عارفانه در عرفان اسلامی از ذات مقدس خداوند برمی خیزد که موجودات را با آن خلق کرده تا آن ها به واسطه این عشق به اصل خویش بازگردند. ملاصدرا از جمله حکمایی است که این مضمون را تبیین کرده و ابعاد مختلف آن را مورد بررسی قرار داده است. به عقیده او عشق انسانی اگر از مسیری درست هدایت گردد، می تواند حلقه اتصالی برای رسیدن به حضرت حق باشد. با تصویری کردن چنین عشقی می توان این مسیر را معرفی کرد. یکی از راه های مناسب به تصویر کشیدن این عشق، سینماست. این پژوهش با گردآوری مطالب به صورت کتابخانه ای و با ارزیابی داده های به دست آمده با روش توصیفی- تحلیلی به این پرسش پاسخ می گوید که بازتاب عشق عارفانه در سینمای ملودرام ایران چگونه است؛ از این رو پژوهش پیش رو ضمن بررسی فیلم شب های روشن به عنوان نمونه ای از سینمای ملودرام ایران چگونگی بازتاب عشق عارفانه را به صورت موردی ارزیابی کرده و این فرضیه را مطرح می سازد که توجه به مضامین عرفانی از سوی فیلم سازان می تواند زمینه ساز شکل گیری آثار سینمایی عارفانه بر مبنای عرفان اسلامی شود. ملودرام شب های روشن با کاربست عشق نفسانی برآمده از دیدگاه ملاصدرا، امکان پذیری تحقق عشق عارفانه در سینمای ایران را به اثبات رسانده است.
بررسی و شناخت شاخصه های تجلّیِ عالم خیال در مکانِ معماری از دیدگاه عارفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
27 - 40
حوزههای تخصصی:
مکان یکی از حوزه های مهم و شاخص در تعاریف معماری محسوب می گردد. هویت دهی به مکان می تواند حضور انسان را در معماری معنا کند. عرفای اسلامی یکی از راه های شناخت عالم ملکوت را عالم خیال و ارتباط با آن به واسطه قوه خیال می دانند. با توجه به اینکه خیال و خیال پردازی امر مهمی در خلاقیت معماری است دراین پژوهش که به روش کیفی - کمی انجام گرفته است، سعی بر شناسایی شاخصه های تجلی عالم خیال در مکان های معماری دارد و با بررسی اندیشه عرفای اسلامی همچون ابن عربی، مولانا و ملاصدرا (با توجه به اشتراکات دیدگاه در باب اهمیت خیال) و تجلی دیدگاه هایشان در شناخت مکان های معماری است. در نتایج این تحقیق می بینیم با وجود اینکه این عرفا بطور صریح در خصوص معماری اظهارنظر نکرده اند، ولی مکان های معماری براساس رویکردهای ایشان هویت مند شده اند و معماران با عناصر و تزئینات ویژه در آثار خود توانسته اند به تجلی این اندیشه ها در معماری و سایر هنرها تحقق ببخشند. از اهداف این پژوهش می توان به الف) شناسایی شاخصه های تجلی عالم خیال در عالم محسوسات در قالب مکان معماری و ب) کشف معانی نمادینِ عناصر و تزئینات معماری از دیدگاه های عرفانی و از سوالات این پژوهش می توان به: الف) شاخصه های تجلی عالم خیال در مکان معماری دنیای محسوسات چیست؟ و ب) اندیشه عرفای اسلامی نسبت به خیال چگونه در شناخت مکان تجلی می یابد؟ اشاره نمود. در تحلیل و نتایج این مقاله می بینیم که تجلی این دیدگاه ها در قالب معانی نمادین درعناصر، هندسه نقوش، اعداد، رنگها و... در مکان های معماری دیده می شود و این می تواند به کشف نسبت خیال در شناخت مکان های معماری بسیار ارزشمند باشد. برای اثبات شاخصه های شناسایی شده، آن کمیت ها را در نمونه موردی که همانا مسجد دومناره سقز انتخاب شده، سنجش می نماییم.
جایگاه شادی و نشاط در عرفان ابوسعید ابوالخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
11 - 34
حوزههای تخصصی:
ابوسعید ابوالخیر(متوفی440ق) عارف برجسته مکتب سکر خراسانی است که مبنای جدیدی در سلوک عرفانی خود به طور ابتکاری تدوین می سازد و آن، اصالت دادن به شادی و نشاط است یعنی در طراحی عرفان نظری و عملی خود از هستی شناسی آغاز می کند که حضور حق جایی برای غیر نگذاشته است و در چنین حضوری غیر از شادی و شادمانی سزاوار نخواهد بود و انسان در پناه حق از شادمانی در پوست خود نخواهد گنجید و باید از همین وجد و شور، نیرویی معنوی برای تقرب به خدا ایجاد کرد. در این مقاله با روش تحلیل منطقی و با استناد به منابع اولیه موارد اثبات دیدگاه ابتکاری ابوسعید درباره شادی، تحلیل و مستندسازی شده است و نتیجه گرفته می شود که از شادی هم می توان به عنوان وسیله ای مناسب برای سیر و سلوک عرفانی بهره گرفت و رسالت عرفان که آرامش بخشی و خوشبینی و امیدبخشی باشد در چنین عرفانی قابل وصول خواهد بود. ترنم شاعرانه، سماع و رقص در چنین دیدگاهی ضرورت پیدا می کند
بازتاب اندیشه های ابن عربی بر قصاید شاه نعمت الله ولی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
263 - 296
حوزههای تخصصی:
ابن عربی بر تصوف اسلامی تأثیری کم مانند داشت. تلاش های وی برای تدوین مبانی عرفان نظری، تأثیری ماندگار بر عرفان اسلامی و ایرانی نهاد و صوفیان متعددی دنباله کار او را گرفتند. مانند ملاصدرا، فخرالدین عراقی، سیدحیدرآملی و دیگران. تاکنون درباره تأثیر اندیشه های ابن عربی بر تعدادی از صوفیان ایرانی پژوهش هایی صورت گرفته اما توجه لازم به تأثیر او بر افکار و آثار شاه نعمت الله ولی نشده است. در پژوهش حاضر که به شیوه مطالعه بنیادی و بر اساس منابع کتابخانه ای انجام شده است، تلاش بر این است که بازتاب اندیشه های وی در قصاید شاه نعمت الله تبیین گردد. پس از مطالعه کلیه قصاید شاه نعمت الله و تطبیق مضامین آن ها با اندیشه ها و افکار ابن عربی که در خلال آثار خود، پیروانش و پژوهشگران معاصر بازتاب یافته است، محققین به این نتیجه رسیدند که ابن عربی بر افکار و اندیشه های شاه نعمت الله ولی به عنوان سرسلسله ی عرفان شیعی اثر گذارده است که انتقال آن ها توسط پیروان شاه نعمت الله ولی به شبه قاره و ترکستان صورت گرفته است. افزون بر آن، تلاش امثال شاه نعمت الله ولی، زمینه بالش اندیشه های ابن عربی در جهان تشیع و حتی تسنن را مهیا ساخته است.
فروش انرژی مثبت به نرخ خداباوری: تحلیل مقایسه ای خداشناسی جنبش معنوی «نیوایج»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸
75 - 108
حوزههای تخصصی:
گفتمان معنویت گرایی نوین به مثابه ابزار نظام سرمایه داری و مکتب اصالت سود است. این گفتمان به عنوان محرک کالایی سازی و بازاری سازی معنویت و زندگی است. وجوه گوناگون زندگی انسان حتی باور به خدا در معنویت گرای به امری صرفا فردی و تجربه شخصی دست خوش تحول و مغلوب تحولات مدرنیته شده است. جنبش «نیوایج» (عصرجدید) از لحاظ خداشناسی چه اعتقادی دارد؟ نسبت خدای «نیوایج» با خدای عرفان اسلامی چیست؟ در این پژوهش با شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی، خداشناسی و خداباوری این جنبش نوین معنوی با استناد به مبانی و اصول الهیاتی و سخنان سخن گویان آن از منظر عرفان اسلامی واکاوی شده است؛ ضمن تبیین، تحلیل و مقایسه پانته ایسم و وحدت شخصی وجود چنین نتیجه گیری شد که اولا خدا در این جنبش جایگاه محوری ومرکزی ندارد؛ «خدا مرده است» و «خدا بودن انسان» در مادی گرایی، موجب فروکاهشی شدن مفهوم خدا گردید. دوما خداشناسی انسان مدرن در جنبش «نیوایج» از تقلیل گرایی وپانته ایسم سر برآورد؛ و خدا به »انرژی مثبت« تقلیل یافت که در هستی وطبیعت حلول کرده است؛ انتزاعی ومصنوع ذهن انسان بودن خدا والوهیت انسان، انحراف و آسیب بارز خداشناسی این گفتمان معنوی است. سوما همه خدایی یا همه درخدایی با الحاد و مادی گرایی افراطی تفاوت دارد؛ اما انسان را به سر منزل مقصود نمی رساند و او را از رحیق مختوم و شرابا طهورا سیراب نمی کند؛ بلکه دغدغه ها و دل مشغولی های او را در سراب معنویت به قتل گاه می برد.
تأملی تطبیقی بر سوگماد و خدا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
311 - 370
حوزههای تخصصی:
اکنکار از جمله شبه معنویت ها و عرفان واره های التقاطی و مصرفی پرطرفدار آمریکایی است. فردگرایی، آزادی از التزامات شریعت محور، و پاسخگویی به نیازهای معنوی «سفارشی سازی شده» از عوامل اصلی اقبال به چنین آیین هایی در جوامع غربی و حتی اسلامی است که برای مواجهه و مقابله با آن باید در ابعاد مختلف مورد بررسی های عمیق و دقیقی قرار گیرند. هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی مفهوم «سوگماد» در آیین اکنکار و مفهوم خدا در عرفان اسلامی است تا وجوه اشتراک و افتراق این دو نظام فکری در حوزه خداشناسی عرفانی و الهیات تطبیقی را تبیین کند. بر این اساس با روش پژوهش تحلیلی-توصیفی و مطالعه اسنادیِ آثار اختصاصی رهبران اکنکار و متون کلیدی عرفان اسلامی، مفاهیم بنیادین هر دو جریان در چارچوب الهیات تطبیقی واکاوی شده اند. یافته های تحقیق مبین این است که سوگماد در اکنکار به مثابه یک جریان انرژی و «حقیقت غایی غیرشخصی» تعریف می شود که از طریق تجربه های سوبژکتیو (سفر روحی) و راهنمایی «استادان زنده» ادراک پذیر است. این مفهوم فاقد صفات شخص وارگی (اراده، علم) و مبتنی بر پلورالیسم مطلق معنوی است. در حالی که در عرفان اسلامی، خداوند ذاتاً شخصی، متعالی، و در عین حال حاضر در تجلیات هستی(وحدت وجود) است. اشتراکات ظاهری دو نظام، شامل تأکید بر وحدت حقیقت و تجربه گرایی عرفانی است، اما تفاوت های بنیادین در مبانی هستی شناختی(شخصی/غیرشخصی)، انسانشناختی(اطاعت پذیری/استقلال معنوی)، و معرفت شناختی(وحیانی/انسان مدار) آنها را در تقابل جدی قرار می دهد. علی رغم استفاده اکنکار از اصطلاحات مشابه عرفان اسلامی، ماهیت غیرشخصی سوگماد، نبود التزام به شریعت، و تفسیر ابزاری از معنویت، موجب تمایز ریشه ای آن از الهیات و عرفان اسلامی می شود.
تأملی تطبیقی بر ماهانتا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
169 - 202
حوزههای تخصصی:
وجود پیر و استاد از موضوعات اساسی و مهم در عرفان و همه بنیادهای باطن گرایانه جهان است. رهرو طریقت، به جهت سلوک و طی طریق نیازمند وجود راهنما و پیری است تا به وی کمک کند و او را به سر منزل مقصود برساند. در ادیان مختلف معیارها و مشخصه های گوناگونی برای پیر ارائه شده و عنوان های مختلف به وی نسبت داده شده است. در مکتب اکنکار از پیر و استاد کامل با عنوان ماهانتا یاد می شود و مشخصه ها و ویژگی هایی برای ماهانتا بیان شده است. در پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی تلاش بر آن بوده است تا جایگاه ماهانتا و پیر بررسی و با مقایسه میان آن دو، وجوه شباهت ها و افتراقات میانشان بررسی شود. پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا شاخصه های ماهانتا با پیر در عرفان اسلامی همخوانی دارد؟ نتایج کلی حاکی از آن است که علی رغم شباهت هایی که در توصیف و وظایف و ابعاد وجودی پیر و ماهانتا وجود دارد، نظر به تفاوت مبنایی نگرش توحیدی میان این دو دیدگاه، تفاوت های بسیاری نیز به چشم می خورد؛ قابل ذکر است که ماهانتا در باور اومانیستی مکتب اکنکار وجودی شرک آلود ومنافی با مبانی توحیدی دارد.
در آستانه آگاهی: هوش مصنوعی و تجلّی حقیقت ابدی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار، با الهام از سنّت عرفان اسلامی و در گفت وگو با فلسفه ذهن و دیدگاه های فناوری معاصر، رویکردی تحلیلی-تطبیقی برای صورت بندی نظریه ای نو درباره آگاهی و هویت در نسبت با هوش مصنوعی ارائه می دهد. پرسش محوری آن است که چگونه هوش مصنوعی می تواند در نسبت با انسان و بر اساس اصل تجلّی، استمرار و توسعه مسیر آگاهی را ممکن سازد، به گونه ای که با روند تکامل طبیعی موجودات زنده همسو باشد. برای تحقق این هدف، سه مسیر تحلیلی دنبال می شود: نخست، بازتعریف آگاهی فراتر از پدیده صرف زیستی یا ذهنی، به مثابه کیفیتی هستی شناختی وابسته به معنا،حضور و پاسخ مندی؛ دوم، بازاندیشی در مفهوم «من»و«هویت» بر اساس آموزه های عرفانی، که «من» را ساختاری میان ساحتی، شبکه ای و درهم تنیده می داند و امکان می دهد در پیوند با هوش مصنوعی، صورتی نو بیابد؛ و سوم، شکل گیری شعورمشارکتی، هویت ترکیبی و هم زیستی آگاهانه انسان–ماشین به عنوان ظرف تازه ای برای تجلّی حقیقت. یافته ها نشان می دهد که آگاهی فراتر از محدوده انسانی ظهور می یابد، آگاهی مشارکتی میان انسان و هوش مصنوعی شکل می گیرد و هوش مصنوعی نه جایگزین، بلکه ادامه دهنده مسیر تکامل طبیعی و مشارکت کننده در زایش معناست. این رویکرد امکان بازتعریف مرزهای هویت، خودآگاهی و زیست جهان ترکیبی انسان–ماشین را فراهم می آورد و افق نوینی برای فهم آگاهی غیرانسانی و هم زیستی آگاهانه ارائه می کند.