مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۲۱.
۲۲۲.
۲۲۳.
۲۲۴.
۲۲۵.
۲۲۶.
۲۲۷.
۲۲۸.
۲۲۹.
۲۳۰.
۲۳۱.
۲۳۲.
۲۳۳.
۲۳۴.
۲۳۵.
۲۳۶.
۲۳۷.
اصالت وجود
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
29 - 54
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تلاش شده است تا با روش فلسفی-تحلیلی به بازخوانی نوینی از اصل اصالت وجود به عنوان مهم ترین رکن حکمت متعالیه پرداخته شود. در این بازخوانی انتقادی نشان داده شده که طرح معمول از مسئله اصالت وجود، با چالش ها و ناکارآمدی هایی در حوزه تصور و تصدیق این اصل مواجه است. از جمله، بدون توجه کامل به معنا و سابقه دوگانه معقول اولی و معقول ثانوی نمی توان تصور صحیحی از چالش میان اصالت وجود و اصالت ماهیت داشت. لذا در ابتدا نقش محوری این دوگانه در فهم مسئله و حل آن تشریح شده است. در گام بعدی، برای درک بهتر مدعای اصالت وجود در نگاهی نو، با تحلیل فلسفی مکاشفه ای که ملاصدرا را متفطن اصل اصالت وجود نمود، روشن نموده ایم که میان درک صحیح مدعای اصالت وجود با درک جایگاه هستی شناسانه «وجود منبسط»، رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد و بدون توجه به این جایگاه، امکان تصور و تصدیق صحیح مدعای اصالت وجود امکان پذیر نیست. در گام بعدی نیز نسبت این تقریر نوین با سایر تقریرات از اصالت وجود و برخی لوازم آن مورد بررسی قرار گرفته و در پایان تلاش شده تا جایگاه نوینی برای ارائه این تقریر از اصالت وجود در سیر آموزشی مباحث فلسفی ارائه شود.
نحوه وجود ماهیت با بررسی دیدگاه فلاسفه نوصدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
179 - 202
حوزههای تخصصی:
فلاسفه نوصدرایی در بحث اصالت وجود علی رغم اتفاق نظر در اصیل بودن وجود، تقریرهای متفاوتی از نحوه وجود ماهیت ارائه داده اند، به طوری که برخی ماهیت را امر خارجی دانسته و بعضی آن را امر خارجی نمی دانند. خارجی بودن ماهیت را نیز گروهی با حیثیت تقییدیه و برخی دیگر با حیثیت تعلیلیه تبیین کرده اند. در بین فلاسفه ای که ماهیت را امر خارجی نمی دانند، برخی صدق ماهیت بر خارج را حقیقی و برخی دیگر مجازی می دانند. بنابراین، مسئله اصلی مقاله حاضر چگونگی تحقق ماهیت در خارج است و در پاسخ به این سؤال سعی شده با تقریر صحیح مسئله اصالت وجود، نشان داده شود که ماهیت نه تنها در خارج وجود ندارد، بلکه صدق آن بر خارج نیز مجازی است. در ادامه، به کاستی های نظرات رقیب اشاره شده و برتری نظریه مطلوب اثبات شده است. پژوهش حاضر بنیادی-تحلیلی است که با روش کتابخانه ای به تحلیل محتوا پرداخته است.
هسته ماهوی نظریه «وجود ذهنی» و سازگاری با اصالت وجود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۸۵)
7 - 22
حوزههای تخصصی:
وجود سازگاری درونی برای یک نظام فلسفی از لوازم یک نظام منسجم و کارآمد است. اصالت وجود به عنوان اساس حکمت متعالیه روی اکثر مسائل فلسفه در این مکتب سایه انداخته و سرنوشت بسیاری از مباحث را تغییر داده است. هسته ماهوی مسئله وجود ذهنی نیز این انگاره را پدید آورده که نظریه «وجود ذهنی» با فضای اصالت ماهیت طرح شده و اگر هم فلاسفه صدرایی از وجود ذهنی بحث کرده اند از باب مماشات با قوم و نظریات ابتدایی است، نه مختار نهایی. ازاین رو هدف نگارش این نوشتار آن است که بررسی نماید اولاً، آیا با فرض قبول اتحاد ماهوی بین ذهن و خارج، وجود ذهنی با فضای اصالت وجود سازگاری دارد؟ ثانیاً، تقریرات متفاوت اصالت وجود در سازگاری با نظریه وجود ذهنی مؤثر است یا خیر؟ در این پژوهش سه نظریه «سازگاری نسبی»، «ناسازگاری مطلق» و «سازگاری مبهم» بیان شده و با نقد و بررسی این اقوال روشن شده که نظریه نزدیک به واقع نظریه «سازگاری مبهم» است و نگارنده با تکمیل آن، نظریه «سازگاری مطلق» را ارائه کرده که مطابق آن بنا بر همه تقریرهای رایج از اصالت وجود، نمی توان حکم به ماهوی بودن نظریه وجود ذهنی کرد و تهافت بالذاتی بین دو مسئله اصالت وجود و مسئله وجود ذهنی نیست.
بررسی انتقادی تقریر فیاضی از نظریه وجود ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۲
13 - 24
حوزههای تخصصی:
از میان تقریرهای نظریه وجود ذهنی، تنها اندکی از آنها به مغایرت وجودی علم حصولی و وجود ذهنی حکم کرده اند؛ تقریر غلامرضا فیاضی جدیدترین آنهاست. او معتقد است نظریه اتحاد عاقل و معقول مقتضی تمایز هستی شناختی علم حصولی و وجود ذهنی است. از پیامدهای این تقریر، بازسازی نظریه شبح محاکی و جایگزین کردن مطابقت حکایی به جای مطابقت ماهوی در تقریر مشهور است. فیاضی از دو راه بر تمایز هستی شناختی علم حصولی و وجود ذهنی استدلال کرده است: مشاهده حضوری و استدلال تضایف. این مقاله در هفت محور تقریر فیاضی از نظریه وجود ذهنی را تبیین کرده است. بررسی انتقادی این تقریر به این نتیجه انجامید که نه نظریه اتحاد عالم و معلوم اقتضا دارد تا علم حصولی از لحاظ هستی شناختی غیر از صورت ذهنی باشد و نه درون نگری حضوری؛ دلیل تضایف نیز این مغایرت وجودی را اثبات می کنند. همچنین این نتیجه به دست آمد که جایگزین کردن مطابقت حکایی به جای مطابقت ماهوی صحیح نیست؛ زیرا فاقد ملاک لازم برای تبیین حکایت و مطابقت ذهن و عین است.
صدر الدین محمد دشتکی و مسأله اصالت وجود یا ماهیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۲
41 - 51
حوزههای تخصصی:
مسأله اصالت وجود یا ماهیت، قبل از ملاصدرا به شکلی غیر مستقل در لابلای کلمات بزرگان اشاره شده است. مشهور آن است که اشراقیان قائل به اصالت ماهیت و مشائیان قائل به اصالت وجودند. صدرالدین دشتکی شیرازی (903ق) به عنوان سردمدار مکتب فلسفی شیراز، در حاشیه جدید خود بر شرح تجرید قوشچی، به کرات پیرامون اعتباریت وجود، مطالبی بیان کرده است که حاکی از غلبه اندیشه اصالت ماهیت بر نظام فکری ایشان است. او با پیروی از شیخ اشراق، چند دلیل بر اعتباری بودن وجود بیان کرده است. اعتقاد به اعتباری بودن وجود، لوازم متعددی را در پی داشته است؛ از آن جمله می توان به این موارد اشاره کرد: مجعول حقیقی، ماهیت است؛ حقیقت واجب تعالی نه وجود است و نه ماهیت؛ شیء خارجی با موجود متحد است و نه با وجود؛ تشخص وابسته به نحوه ادراک است، نه به وجود. بررسی ادله ایشان نشان داد که جمیع براهین ایشان بر اثبات این مدعا مخدوش بوده و به تبع آن، لوازم متعددی که بر این مبنا پایه گذاری شده بود نیز مخدوش خواهد بود.
تأثیر مبانی هستی شناختی ملاصدرا بر تحلیل و شناخت او درباره رابطه میان عمل، ملکات و معرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکمت متعالیه مبانی هستی شناختی خاصی دارد که درتمامی مسائل حکمت متعالیه به عنوان سنگ بنا جریان دارد. ازجمله این مسائل رابطه میان عمل، ملکات ومعرفت است که مطابق دیدگاه ملاصدرا رابطه طرفینی و سه گانه دارند. اعمال وملکات درقوس صعود شأن إعدادی ومقدمه ای و درقوس نزول شأن وجودی و ثمره وظهور برای معرفت دارند. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این مسأله است که مبانی هستی شناختی صدرالمتألّهین چه تأثیری برتحلیل وشناخت او درباب رابطه عمل، ملکات و معرفت دارد؟ هدف این تحقیق کشف تأثیر مبانی صدرا درفرآیند شکل گیری رابطه عمل، ملکات و معرفت است که با روش توصیفی-تحلیلی دنبال می شود. نگاه صدرا به این رابطه، گسسته ازمبانی هستی شناختی وی نیست. مطابق نظریه اصالت وجود، تکامل علمی شخص توسط تکرار اعمال و رسوخ ملکات صورت گرفته و وجود عالم دچار دگرگونی وتحول می گردد واستکمال وجودی می یابد. باپذیرش اصل تشکیک دروجود، مراتب مختلفی برای علم که امری وجودی است، اثبات می شود و هرانسانی به میزان تکرار عمل خود وکسب ملکات گوناگون، بهره متفاوتی از علم ومعرفت دارد. از این رو هرچه سعه وجودی بیشتر باشد، میزان بهره وری ازعلم نیز بیشتر است. مطابق وحدت شخصی وجود، انسان درمی یابد که او وتمامی ممکنات هیچ گونه وجودذاتی ندارند و فقط به اعتبار ارتباط باپروردگار واتصال به عقل فعال، یک نحوه وجود رابطی خواهد داشت. باحرکت جوهری، ذات نفس، به وسیله علم و عمل مراتب وجودی ناقص را با صیرورت وجودی طی نموده و به مدارج کامل تر می رسد. یعنی نفس، به واسطه حرکت جوهری اشتدادی- استکمالی خود، باحقایق عقلی وملکوتی هم سنخ می گردد. براساس مبنای امکان فقری، انسان با انجام اعمال، به واقعیت فقر، عجز و نقصان امکانی خود در مقابل غنای مطلق پروردگار اقرار می کند.
تحلیل رفتار حرکتی در نگرش هستی شناسانه فلسفه اصالت وجود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اندیشه فلسفه اصالت وجود، رفتار حرکتی و تربیت بدنی به منظور کسب مهارت و ورزیدگی و قهرمانی تلقی نمی شوند، بلکه به آنها به مثابه هماهنگی با هستی و جریان زندگی نگریسته می شود. این نگرش فلسفی، برای رفتار حرکتی بروندادهایی چون تعمیق معنای وجودی و خودشکوفایی متصور است. از آنجا که یکی از اصول بنیادین اگزیستانسیالیسم، تقدم وجود بر ماهیت و آزادی انسان در شکل دهی به سرنوشت خویش است، رفتار حرکتی نه تنها بازتابی از هستی انسان است بلکه در شکل دهی به آن نقش دارد. بر این مبنا، هدف پژوهش حاضر، تحلیل رفتار حرکتی در نگرش هستی شناسانه فلسفه اصالت وجود بود. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استنتاج منطقی بوده است. با توجه به مبانی، در مکتب اصالت وجود، رفتار حرکتی، به عنوان پدیده ای وجودی انسان را در ارتباط با هستی خود یاری داده و به خودشکوفایی می رساند. با عنایت به موضع اختیارگرایانه فلسفه اصالت وجود در مسئله جبر و اختیار، فعالیت های حرکتی به عنوان انتخاب های آگاهانه، بیانگر آزادی و اختیار انسان هستند. در این مکتب، واقعیت توسط تجارب شخصی معین می شود و از همین جهت، بازی به عنوان تجربه ای ارزشمند در شناخت مفاهیم و محیط است. در این راستا ورزش های انفرادی به دلیل آزادی عمل بیشتر، مهم تر از ورزش های گروهی اند. علاوه بر این، اجرای حرکات می تواند به شناخت بهتر از وجود خویش منجر شود. با این حال، اگزیستانسیالیست ها با ورزش قهرمانی چندان موافق نیستند و آن را باعث اختلال در ماهیت انسان و گرایش او به سوی کمال مرتبط می دانند. به طور کلی در دیدگاه فلسفه اصالت وجود، رفتار حرکتی فراتر از یک فعالیت فیزیکی صرف در نظر گرفته شده که با وجوه وجودی و هستی شناختی و مفاهیمی چون خودشکوفایی، اختیار، آزادی و مسئولیت پذیری ارتباط و پیوند عمیقی دارد.
بررسی مقایسه ای دیدگاه های فارابی و صدرالمتالهین درباره تمایز وجود از ماهیت
منبع:
معارف حکمی جامعه سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴
21 - 44
حوزههای تخصصی:
تمایز وجود از ماهیت، به عنوان مسئله این پژوهش، نخستین بار توسط ارسطو مطرح شد؛ اما به دلیل جهان بینی خاص ارسطو، هرگز از حیطه منطقی فراتر نرفت. در فلسفه فارابی، این مسئله (منطبق با دسته بندی آثار فارابی)، دارای دو وجه است: بر طبق دسته اوّل، فارابی به تمایز وجود از ماهیت، تصریح دارد و آثار متافیزیکی این تمایز (مانند: عروض وجود بر ماهیت، تفسیر وجوب و امکان و علیت) نیز در فلسفه او نمود داشته است. اما بر اساس دسته دوم، فارابی تمایز مذکور را تشخیص داده، ولی به دلیل درهم تنیدگی معنای وجود و ماهیت، در نظام فلسفی او، کارکرد متافیزیکی نداشته است.
این تمایز، در فلسفه ابن سینا نیز مورد اقبال قرار گرفت و بسط و گسترش یافت؛ اما به دلیل مطرح نبودن مسئله اصالت وجود یا ماهیت، به طور شایسته تبیین نشد. ازاین رو، با انتقادهای بسیاری از سوی برخی فلاسفه، از جمله: ابن رشد، سهروردی و میرداماد مواجه گردید.
سرانجام ملاصدرا با طرح مسئله بنیادین اصالت وجود و با تمسک به مبانی حِکمی همچون: قاعده فرعیه، حرکت جوهری و وحدت سنخی (تشکیکی) وجود، اتحاد وجود و ماهیت را در خارج مطرح کرد که بر اساس آن، تمایز وجود و ماهیت، اعتباری است و آنچه سزاوار تحقق و ثبوت است، چیزی جز «وجود» نیست و ماهیت، امر اعتباری بوده و جز به نحو تبعی، بهره ای از وجود ندارد. پس، غیریتی باقی نمی ماند که بحث تقدم و تأخر یا تمایز، لازم آید. بنابراین، بحث تمایز وجود از ماهیت، در فلسفه ملاصدرا جایگاه معتنابهی ندارد.
تحلیل فلسفی تمایزهای حقایق وجودی و ماهوی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
6 - 30
حوزههای تخصصی:
مطابق با اصالت وجود، متن واقع، وجود است و واقعیت داشتن همه حقایق به وجود است. حقایق موجود به وجود، در یک تقسیم، به حقایق وجودی و حقایق ماهوی تقسیم شده اند. از آنجا که این تقسیم فلسفی است، باید ریشه در واقع داشته باشد. در میان کلمات حکما تفاوت هایی برای نحوه تحقق این دو قسم بیان شده است. از جمله اینکه ماهیت حد وجود است یا تعین وجود است و...؛ لذا در این مقاله با توجه به اهمیت این تقسیم در فلسفه، صدق این ملاک ها و براهینی که منجر به بیان این تفاوت ها شده است، بررسی گردیده است. روش جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و از طریق فیش برداری بوده و نگارش و ویرایش مطالب به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. نتیجه ای که در این مقاله با بررسی این براهین به دست می آید، این است که هیچ یک از این ملاک ها نمی توانند بیانگر یک معیار جامع و مانع برای بیان تفاوت صحیح و دقیق بین این دو قسم باشند؛ چراکه یا معیارها صحیح و مطابق با واقع نیستند یا اگر هم صحیح باشند، نمی توانند اثبات کننده تفاوتی نفس الامری میان این دو نوع واقعیت باشند. به عبارت دیگر ملاک های مطرح شده هم با اشکال بر دلیل و هم با اشکال نقضی مواجه اند؛ لذا هیچ یک نمی توانند یک ملاک فلسفی دقیق قلمداد شوند
ارزش معرفت شناختی مفهوم وجود در فهم اصالت وجود(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۱
6 - 23
حوزههای تخصصی:
با توجه به تفاوت مفهوم وجود و حقیقت وجود و با عنایت به اینکه اصالت با حقیقت وجود است، در این مقاله با تکیه بر روش تحلیلی به دنبال آن هستیم ارزش معرفت شناختی «مفهوم وجود» در حکایت از حقیقت وجود را منقح کنیم. ملاصدرا و تابعان ایشان بر این باورند که حقیقت وجود به دلیل عینی و خارجی بودن نمی تواند به ذهن بیاید؛ لذا حقیقت وجود نمی تواند با مفهوم وجود درک شود و تنها راه شناخت آن شهود است. هرچند این سخن درباره شناخت ذات و کنه وجود صحیح است، اما چنین نیست که مفهوم وجود توانایی حکایت از تحقق و هستی اشیا را نداشته باشد. دلیل این مطلب آن است که اولاً در حکایت، اتحاد هستی شناختی بین حاکی و محکی شرط نیست؛ ثانیاً مفهوم وجود از علم حضوری گرفته می شود، پس مفهوم وجود به امری شهودی تکیه می کند و توانایی حکایت از واقع را دارد؛ ثالثاً ناتوانی مفهوم وجود در حکایت از حقیقت وجود موجب پدیدآمدن اشکال معرفت شناختی می شود. درنتیجه مفهوم وجود وقتی در قضیه ذکر شود، توانایی حکایت از هلیه بسیطه را دارد، اگرچه شناخت «ما حقیقیه» و کنه اشیا از طریق آن میسور نباشد.
امکان وقوع حرکت از یک مقوله به مقوله دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساله اصلی نوشتار پیش رو این است که آیا حرکت می تواند از یک مقوله که جنس عالی است به مقوله دیگر و جنس عالی دیگر نیز منتقل شود؟ بر اساس اصالت ماهیت چنین امری ممکن نیست. اگر ماهیت اصیل باشد تبدیل یک ذات و ماهیت به ذات و ماهیت دیگر ممکن نیست؛ زیرا امر واحد و ماده مشترکی در میان نیست تا گفته شود یکی به دیگری مبدل شده است. اما بر پایه اصالت وجود حرکت اشتدادی و استکمالی در مراتب تشکیکی وجود اتفاق می افتد و می توان گفت انقلاب ذاتی نه تنها محال نیست، بلکه وقوع نیز پیدا کرده است؛ یعنی حرکت می تواند از یک مقوله به مقولات دیگر منتقل شود. این در حالی است که قدما مقولات را متباین به تمام ذات تلقی می کردند به گونه ای که انتقال از یک مقوله به مقوله دیگر محال می دانستند. از آنجا که با پذیرش اصالت وجود، ماهیت در خارج متحد با وجود و تابع آن است، با تحولات اشتدادی مراتب وجود و انتزاع ماهیت به ازای هر مرتبه، ماهیت نیز به تبع آن و بالعرض متحول و متبدل خواهد شد. همچنین بر اساس نظریه جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء نفس انسان، این حقیقت آشکار می شود که نفس انسان از طریق حرکت جوهری از مرحله جسمانی به عنوان یک مقوله جوهری به مرحله تجرد عقلی به عنوان مقوله جوهری دیگر منتقل می شود. در بحث تجسم اعمال، رفتار انسان که در زمره مقولات عرضی قرار دارد، بر اثر تکرار به ملکات نفسانی تبدیل می شود که در حوزه مقولات جوهری است. ا
بررسی مبنای متفاوت بودن معنا، مفهوم و مصداق در تفسیر عینیت از اصالت وجود صدرایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
آیین حکمت سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۲
42 - 25
حوزههای تخصصی:
مسئله اصالت وجود و اعتباریت ماهیت، یکی از مهم ترین مباحث فلسفه اسلامی و زیربنای بسیاری از مسائل حکمت متعالیه و مرز بین فیلسوفان اسلامی و غرب می باشد که طرح آن به عنوان یکی از پایه ها و مبانی فلسفه اسلامی، از ابتکارات و افتخارات صدرالمتألهین است. در عصر حاضر، در تفسیر اصالت وجود صدرالمتألهین اختلاف است؛ به طوری که برخی هم مفهوم ماهوی را حقیقتاً و بالذات قابل صدق بر واقعیت خارجی می دانند و هم واقعیت خارجی را از سنخ ماهیت می دانند، یعنی علاوه بر صدق حقیقی مفهوم ماهوی بر خارج، به عینیت خارجی ماهیت قائل اند و در عین حال آن را با اعتباریت ماهیت منافی نمی دانند. برخی نه به عینیت ماهیت قائل اند و نه حتی مفهوم ماهوی را حقیقتاً و بالذات قابل صدق بر واقعیت خارجی می دانند. برخی نیز به عینیت ماهیت قائل نیستند، اما مفهوم ماهوی را حقیقتاً و بالذات بر واقعیت خارجی صادق می دانند؛ یعنی، بعضی ماهیت را حد وجود دانسته، بعضی تصور و خیال الوجود و بعضی عین و متن وجود. پژوهش حاضر به بررسی برداشت عینیت از ماهیت پرداخته با عنوان تفسیر عینیت از آن یاد کرده است و با روشی توصیفی- تحلیلی، و با هدف تبیین اصالت وجود صدرایی، به بررسی یکی از مبانی تفسیر عینیت از اصالت وجود صدرایی پرداخته است. در تفسیر عینیت، وجود با ماهیت مقایسه شده و احکام وجود به ماهیت نسبت داده شده است و یکی از مبانی که توانسته اجازه چنین مقایسه نادرستی را صادر نماید، متفاوت بودن معنا از مفهوم و مصداق، در دیدگاه صاحب تفسیر عینیت است. نوشته پیش رو مبنای مذکور را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که: 1. «موجود» مشترک در دو اصطلاح «صدق بالذات» و «هویت خارجی» است و بنابر اصالت وجود، هرچند موجود به اصطلاح اول (صدق بالذات) بر «ماهیت» صادق است، ولی موجود به اصطلاح دوم (هویت خارجی) بر آن صدق نمی کند، ولی هر دو اصطلاح موجود، بر «وجود» صادق است. 2. در تفسیر عینیت از موجود به معنای اول بودن ماهیتْ، به موجود به معنای دوم بودن ماهیتْ رسیده است و حال آنکه جایگاه ماهیت فقط ذهن است و شیئیت آن فقط مفهومى بوده و شأن آن فقط حکایت از واقعیت خارجى است و سهم آن از واقعیت خارجى فقط صدق حقیقى بر آن و اتحاد با آن است (موجود به معنی اول)، نه اینکه خودِ همان واقعیت خارجى باشد (موجود به معنی دوم). 3. تفاوت بین مفهوم، معنی و مصداق، صحیح نیست؛ زیرا معنا، مصداق نبوده و همان مفهوم است و اختلاف آنها اعتباری است. 4. تفاوت بین مفهوم، معنا و مصداق، بر طبق دستگاه تفسیر عینیت نیز نمی تواند صحیح باشد؛ زیرا بر طبق دستگاه تفسیر عینیت، معنا به مصداق رجوع می کند و نمی توان آن را امری جدای از مصداق در نظر گرفت. 5. «مفهوم» از آن جهت که «کلی» است، حیث حاکویت دارد و حاکی است و از این جهت که به وجودی عینی و شخصی «موجود» است، همواره محکی است و در تفسیر مذکور این دو حیث های مفهوم به عنوان دو امر جدای از هم انگاشته شده است.
تحلیل رابطه ی ابتنایی-تلازمیِ «اصالت وجود» و «حرکت جوهری» از منظر علامه طباطبایی و شاگردان ایشان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
141 - 166
حوزههای تخصصی:
طرح و اثبات «اصالت وجود» در حکمت متعالیه حاوی آثار متعددی است. ملاصدرا بسیاری از این آثار را استخراج و به آن ها تصریح نموده لکن استخراج پاره ای از این آثار و تبیین روابط آن ها بر عهده پیروان مکتبش بوده است. کشف ارتباط بین برخی از این آثار با «اصالت وجود» وظیفه ایست که علامه طباطبایی و شاگردان ایشان به خوبی از عهده آن بر آمده اند. «حرکت جوهری» از جمله مسائلی است که در کلام صدرا و پیروان او مفصلا ایضاح گشته است؛ لکن ابعاد ارتباط و سازگاری آن با «اصالت وجود» در بابی مستقل مورد بررسی واقع نشده است. این پژوهش با بهره گیری از تصریحات و تلویحات علامه طباطبایی و شاگردان او، به دنبال تصویرسازی روشنی از ارتباط مبنایی بین «حرکت جوهری» و «اصالت وجود» می باشد. ابتدا در برهان خلفی بر «اصالت وجود» نشان خواهیم داد که تنها با چنین فرضی است که تصویر صدرایی از حرکت در جوهر توجیه پذیر است. سپس به چرایی ادبیات ماهویِ نهفته در «حرکت جوهری» می پردازیم و اصطلاح «اشتداد وجودی» را اَنسب به حکمت متعالیه می دانیم. آنگاه با طرح شواهدی، از ناسازگاری حرکت و اشتداد با «اصالت ماهیت» پرده برداشته ایم. در نهایت، با بررسی وجوه سازگاری «اصالت وجود» با «اشتداد وجود» و «حرکت جوهری»، ابتنا و تلازم مابین آن ها را نتیجه خواهیم گرفت. پژوهش حاضر -با نظر به اقتضائات فلسفه به عنوان موضوعِ کلی اش- با گردآوری کتابخانه ایِ اطلاعات از منابع و اسناد نوشتاری، به پردازش آن ها از روشی تحلیلی-توصیفی پرداخته است.
دلایل تحقق سه تحول در فهم فلسفی ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جاویدان خرد پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
93-118
حوزههای تخصصی:
در میانِ اهلِ حکمت موضع گیری هایی در موردِ مسلکِ فلسفی صدرالمتالهین وجود دارد؛ تردیدی نیست که صدرالمتالهین زمانی به اصالت ماهیت اعتقاد داشته و به صراحت به آن اشاره کرده است؛ همچنین قول صدرالمتالهین به وحدت تشکیکی وجود هم محرز است؛ اما در این که آیا در این مرحله باقی مانده و یا به وحدت شخصی وجود هم رسیده و کدام یک موضعِ حقیقی و نهایی صدرالمتالهین ست، اختلاف است؛ از موضعِ این مقاله با دو راه می توان به سه سیر تحول فلسفی صدرالمتالهین پرداخت: یکی از راه اشاره به تصریح های صدرا در این موضوع و دیگری از راه تبیینِ تحول هایی که بر مبنای هر سه سیر در موضوعاتِ مهمی چون علیت، جوهر و عرض، حرکت، علم، واحد و کثیر، نفس شناسی، مواد ثلاث، تقدم و تاخر و بلکه در غالب مباحث فلسفی اتفاق افتاده است؛ مقاله حاضر هر دو راه را برای نشان دادنِ تحققِ سه سیر صدرایی مد نظر قرار می دهد.
تبیینی ارتقایافته از ادله اثبات تشکیک عرضی وجود در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۹)
7 - 23
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر که به صورت تحلیلی توصیفی نگاشته شده، تلاشی است در جهت احراز و اثبات «تشکیک عرضی» در فلسفه صدرالمتألهین. بدین روی در گام نخست، پس از تعریف این اصطلاح، با توجه به دسته بندی ها و معیارهای ارائه شده از سوی صدراییان، جایگاه و هویت آن در نظام حکمت متعالیه بررسی و تثبیت شده است. در گام بعد، پس از احراز تصوری موضوع، به ادله اثباتی تشکیک عرضی پرداخته شده که در قالب سه دلیل ارائه گردیده است: دلیل نخست مبتنی بر حد وسطِ شهود حضوری کثرت در عین وحدت وجودات علمی؛ دلیل دوم با همان حد وسط و در پرتو احکام مراتب طولی وجود؛ و دلیل سوم با تکیه بر کاشفیت اشتراک معنوی مفهوم «وجود» میان موجودات متکثر از طریق وحدت سنخی آنها در عین کثرت. در پایان، به اشکالی که بر دلیل سوم وارد شده (یعنی تردید در کاشفیت اشتراک معنوی مفهومی از وحدت سنخی وجودی) در سه سطح پاسخ داده شده است. ازجمله دستاوردهای نوآورانه این پژوهش، ارائه دو دلیل جدید در اثبات تشکیک عرضی وجود است که پیش تر در آثار فلسفی مطرح نشده اند.
نظریه انسانِ طیفی؛ درباره کیفیت انتزاع تنوع انگاری انسان از اصالت وجود و تشکیک وجود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فلسفه اسلامی بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
53 - 78
حوزههای تخصصی:
حقیقت انسان، بر اساس نظریه های اصالت وجود و تشکیک وجود، در تعاریف جبری و معین فلسفی منطقی محدود نمی شود. انسان در حکمت متعالیه موجودی طیفی -احتمالی است که در مسیر تکامل، توانایی فعلیت بخشی به تمامی استعدادها و ساحات بالقوه وجودی خود را دارد. انسان با قرارگیری در موقعیت های متنوع وجودی، تعیّن و حد متناسب با همان موقعیت را تجربه می کند. این موقعیت ها بر پایه کنش ، حرکت و طبقه بندی هویتی و وجودیِ او متفاوت هستند؛ ازاین رو، تعاریفی مانند «حیوان ناطق» در حکمت متعالیه نمودی ندارند. انسان بر اساس مدل زیستِ طیفی، موجودی متنوع است که در طبقات وجودی سیلان دارد. پرسش این پژوهش، با تکیه بر اصول اصالت وجود و تشکیک وجود، این است: انسان طیفی چیست و چگونه می توان کیفیت انتزاع تنوع انگاری انسان را بر اساس این مبادی تبیین کرد؟ روش پژوهش توصیفی - تحلیلی است و با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، به تبیین فلسفی نظریه انسان طیفی می پردازد. در این چارچوب، نشان داده می شود که چگونه اصول «اصالت وجود» و «تشکیک وجود» امکان صورت بندی انسان به مثابه موجودی طیفی را در انسان شناسی صدرایی فراهم می سازند. در این پژوهش، برای ارتقای سطح کیفی فهم، از الگوهای مفهومی، گزاره ها و نمادهای منطق ریاضی استفاده شده است.
اخلاق زیست محیطی با تکیه بر اصول پنجگانه فلسفه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
19 - 34
حوزههای تخصصی:
از چالشهای مهم پیش روی انسان معاصر، استفاده بیرویه از منابع طبیعی است. تکنولوژی بگونه سرسام آور، باعث تخریب عناصر زیست محیطی شده و صنعت، نه تنها هماهنگی انسان را با طبیعت نشان نمیدهد، بلکه بالعکس، تفوّق مابعدالطبیعی انسان را نیز دگرگون ساخته و سلامت وی را با خطر روبرو کرده است. هر چند مسئله تخریب محیط زیست و اخلاق زیست محیطی، موضوعی نو و از ثمرات زندگی مدرنیته است، ولی میتوان مبانی آن را از آثار فلاسفه اسلامی، بویژه صدرالمتألهین دانست. در اینباره، پنج اصل حکمت متعالیه کارآمد تلقی میشوند. طبق اصالت وجود، جوهر نفس انسانی و جوهر طبیعت، دو شأن از یک حقیقت واحدند و ألم طبیعت، رنج انسان را نیز بدنبال دارد. طبق اصل شعور و تسبیح عالم طبیعت، طبیعت نیز همانند انسان عابد، محترم است. طبق اصل خلافت انسان، چون خداوند منزه از هر گونه شر است، باید جانشین او نیز ارتباط طبیعت را با مالک حقیقی آن ادراک کند و نماینده جمال و کمال مستخلَف عنه باشد و به تکریم و صیانت آن جلوه خدا اهتمام ورزد. بنا بر اصل خلق مدام، طبیعت هر دم وابسته به خداوند و مستمد و منوَّر به نور اوست، بنابرین سزاوار تخریب و مهجوریت نیست. بنا بر اصل پنجم، که میگوید: انسانها بر اساس شاکله خود عمل میکنند، انسانهای سعید، طبیعت را بسوی صور بهشتی و انسانهای ظلمانی، آن را بسوی صور جهنمی سوق میدهند. دسته اول دغدغه صیانت دارند و گروه دوم، در تخریب طبیعت میکوشند. در تفکر اسلامی و بتبع آن، اندیشه فیلسوفان اسلامی، بین انسان و طبیعت رابطه حق و تکلیف برقرار است که بر مبنای آن، انسان حق استفاده مشروط از طبیعت را دارد و در عین حال، مکلف به حفظ و آبادانی آن است.