مطالب مرتبط با کلیدواژه
۳۶۱.
۳۶۲.
۳۶۳.
۳۶۴.
۳۶۵.
۳۶۶.
یادگیری سازمانی
حوزههای تخصصی:
در دنیای رقابتی امروز، یادگیری منشاء اصلی تحول و تغییر و موتور محرک سازمان ها است. از سوی دیگر امروزه پیامدهای اجتماعی فعالیت های سازمان ها و تاثیرات آن ها بر ذینفعان مختلف اهمیتی روز افزون یافته است؛ به گونه ای که عملکرد اجتماعی سازمان ها بر عملکرد کلی سازمان تاثیرات زیادی دارد. به همین منظور این مطالعه با هدف شناسایی عوامل شکل دهنده یادگیری سازمانی با رویکرد مسئولیت پذیری اجتماعی در سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد انجام گردید. در بخش اول داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 18 نفر از کارکنان سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد جمع آوری و پس از تجزیه و تحلیل به روش تحلیل محتوا، نتایج حاصل شامل 11 مولفه و 39 زیرمولفه شناسایی گردید سپس یافته های بخش کیفی به وسیله روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) اولویت بندی هر یک از ابعاد و مولفه های یادگیری سازمانی و مسئولیت پذیری اجتماعی صورت پذیرفت و عوامل شکل دهنده یادگیری سازمانی با رویکرد مسئولیت پذیری اجتماعی در سازمان تامین اجتماعی شهر مشهد مشخص شد.
طراحی و آزمایش مدل رابطه علّی مؤلفه های سواد اطلاعاتی و یادگیری سازمانی با میانجی گری مدیریت دانش در کارکنان پالایشگاه گاز بیدبلند شهرستان بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه ی علی مؤلفه های سواد اطلاعاتی و یادگیری سازمانی با میانجی گری مدیریت دانش در میان کارکنان زن و مرد پالایشگاه گاز بیدبلند شهرستان بهبهان انجام شد. روش شناسی: این پژوهش، همبستگی از نوع تحلیل مسیر با مدل معادلات ساختاری (SEM) است. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان پالایشگاه گاز بیدبلند بود که با استفاده از نمونه گیری تصادفی تعداد 188 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده ها، مقیاس سواد اطلاعاتی بیگدلی (1396)، پرسشنامه های مدیریت دانش لاوسون (2003) و یادگیری سازمانی نیفه (2001) بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار AMOS و SPSS نسخه 23 استفاده شد. یافته ها:مقادیر شاخص های برازندگی مربوط به الگوی پیشنهادی پژوهش نشان داد که اکثر شاخص های برازندگی در حد مطلوب و تا حدودی زیادی قابل قبول است. در رابطه با فرضیه های مربوط به اثر مستقیم، یافته ها نشان داد که سواد اطلاعاتی اثر مستقیم و مثبت بر مدیریت دانش و یادگیری سازمانی دارد. همچنین مدیریت دانش نیز رابطه مستقیم و مثبت بر یادگیری سازمانی دارد. نتایج آزمون بوت استراپ در خصوص فرضیه ی غیر مستقیم نشان داد که سواد طلاعاتی از طریق مدیریت دانش اثر غیر مستقیم و مثبت بر یادگیری سازمانی کارکنان پالایشگاه گاز بیدبلند شهرستان بهبهان دارد. نتیجه گیری: یادگیری سازمانی یکی از ویژگی های مهم هر سازمان دانش- محور است که در رسیدن سازمان ها به اهداف شان نقشی کلیدی ایفا می کند. بنابراین مدیران پالایشگاه بیدبلند بهبهان جهت تقویت و استفاده بهینه از دارایی های نامشهود خود و کسب مزیت رقابتی توسط این دارایی ها، ضرورت دارد کارکنان را به مهارت های سواد اطلاعاتی توانمند سازند.
الگوی راهبردی تبدیل کتابخانه های دانشگاهی به سازمان های یادگیرنده در هزاره سوم (مطالعه موردی: کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر ارائه الگوی راهبردی تبدیل کتابخانه های دانشگاهی به سازمان های یادگیرنده (مطالعه موردی: کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی) بوده است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به روش آمیخته اکتشافی (کیفی و کمّی) انجام شده است. جامعه آماری شامل15 نفر از خبرگان متخصص علم اطلاعات و دانش شناسی در بخش کیفی و کارکنان و مدیران کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی در کل کشور برای بخش کمّی بودند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، پرسشنامه دلفی نیمه ساختارمند و در بخش کمّی، پرسشنامه محقق ساخته با 39 گویه مستخرج از فرایند دلفی فازی بود. داده های کیفی با تکنیک دلفی در سه فاز گردآوری شد و برای داده های کمّی، تحلیل عاملی تأییدی و تکنیک مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار PLS، برای ارائه مدل پژوهش مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: بارهای عاملی شاخص های مدل الگوی راهبردی تبدیل کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی به سازمان یادگیرنده، همگی بالاتر از 6/0 (محدوده قابل قبول) قرار داشته که حاکی از تأثیرگذاری شاخص ها در شکل گیری مؤلفه های مدل بوده است. با توجه به ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی، مقدار AVE برابر با 5/0 بوده، لذا تمامی معیارها در متغیرهای پنهان پژوهش، در محدوده قابل قبول قرار داشته اند. با اطمینان 99 درصد، مناسب بودن وضعیت برازش مدل های اندازه گیری مؤلفه های پژوهش مورد تایید قرار گرفت. پس از اجرای مراحل دلفی، 7 مؤلفه و 39 شاخص باقی ماند. نتایج آزمون t در بخش کمّی نشان داد که بین وضعیت مطلوب و وضعیت موجود در همه مؤلفه های تبدیل کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی به سازمان های یادگیرنده، تفاوت معناداری وجود داشته و وضعیت موجود نسبت به وضعیت مطلوب در حد پایین تر از متوسط قرار دارد. نتیجه گیری: با توجه به برازش مناسب، الگوی تبدیل کتابخانه های دانشگاه آزاد اسلامی به سازمان های یادگیرنده با مولفه های یادگیری مداوم، یادگیری گروهی، توانمندسازی، رهبری راهبردی، پرسشگری و گفتگو، تفکر نظام گرا و ادغام سیستم ها ارائه شده است. .
نقش مدیریت دانش و سواد دیجیتالی در عملکرد شغلی: سهم متغیر یادگیری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۲۶)
359 - 392
حوزههای تخصصی:
هدف: برای کسب موفقیت در هر سازمانی، توجه به عملکرد شغلی امری بدیهی است. عوامل مختلفی در عملکرد شغلی معلمان موثر است که این مطالعه با هدف بررسی رابطه علّی مدیریت دانش و سواد دیجیتالی در عملکرد شغلی با نقش میانجی یادگیری سازمانی در بین دبیران مدارس متوسطه دوم شهر ارومیه انجام شده است.
روش : پژوهش حاضر از نظر هدف و ماهیت، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه ی دبیران مدارس متوسطه دوم شهر ارومیه به تعداد 1123 نفر تشکیل دادند که از طریق جدول کرجسی و مورگان، تعداد 285 نفر به عنوان نمونه، از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های مدیریت دانش شرون لاوسون (2003)، سواد دیجیتالی توحیدی اصل (1391)، یادگیری سازمانی فام و اسوایرسزک (2006) و عملکرد شغلی پاترسون (1970) استفاده شد. روایی پرسشنامه ها، با روش های روایی منطقی (صوری و محتوایی) مورد بررسی قرار گرفت و پس از اصلاحات لازم، مورد تایید قرار گرفت. پایایی پرسشنامه ها نیز از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب برای پرسشنامه مدیریت دانش 87/0، سواد دیجیتالی 93/0، یادگیری سازمانی 93/0 و عملکرد شغلی 86/0 برآورد گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های آمار توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد و ضریب همبستگی پیرسون) و آمار استنباطی (تحلیل مسیر مدل معادلات ساختاری) با استفاده از نرم افزارهایSPSS 24 و Lisrel 8.8 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: نتایج پژوهش نشان داد که بین متغیرهای مدیریت دانش و عملکرد شغلی (65/0ß=)، سواد دیجیتالی و عملکرد شغلی (42/0ß=)، مدیریت دانش و یادگیری سازمانی (53/0ß=) و سواد دیجیتالی و یادگیری سازمانی (56/0ß=) رابطه مستقیم، مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج حاصل از مدل معادلات ساختاری نشان می دهد که مدل پیشنهادی پژوهشگران از برازش مناسبی برخوردار بوده و بین مدیریت دانش و سواد دیجیتالی با عملکرد شغلی با نقش میانجی یادگیری سازمانی در بین دبیران مدارس متوسطه دوم شهر ارومیه، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، مدیریت دانش، سواد دیجیتالی و یادگیری سازمانی بر عملکرد شغلی دبیران تأثیر بسزایی دارد. هرگونه افزایش مدیریت دانش، سواد دیجیتالی و یادگیری سازمانی منجر به افزایش عملکرد شغلی دبیران می شود. لذا، برای دستیابی به عملکرد شغلی بالا، توجه به مدیریت دانش، سواد دیجیتالی و یادگیری سازمانی ضروری به نظر می رسد. معلمان با توجه بیشتر به مدیریت دانش، سواد دیجیتالی و یادگیری سازمانی می توانند عملکرد شغلی بالایی را تضمین کنند.
تأثیر مدیریت دانش از طریق یادگیری سازمانی بر نوآوری دیجیتال (مورد مطالعه بانک رفاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در سازمان های خدمات محور مانند بانک، یادگیری، مدیریت دانش و نوآوری دیجیتال، موجب بهبود استفاده موثر از زمان، منابع و ظرفیت های موجود سازمان می شود. نیاز به توسعه دانش جدید براساس فناوری اطلاعات، یکی از چالش هایی است که امروزه مدیران با آن روبرو هستند. در پارادایم جدید که فضایی رقابتی و دانش محور است، سازمان ها اگر بخواهند در صحنه رقابت باقی بمانند، باید به نوآوری به عنوان یک استراتژی ضروری نگاه کنند. از طریق نوآوری دیجیتال، فرصت های دسترسی به بازارهای جدید، مزیت های رقابت در سطح ملی، بین المللی، ایجاد خواهد شد. یکی از چالش هایی که امروزه سازمان ها با آن روبرو هستند، از تغییر در محیط نشأت گرفته، که نیاز به توسعه دانش جدید براساس فناوری اطلاعات دارد. لذا، این پژوهش با هدف تعیین تأثیر مدیریت دانش از طریق یادگیری سازمانی، بر نوآوری دیجیتال در بانک رفاه انجام شد. روش: این پژوهش از نوع کمّی بوده، جامعه پژوهش شامل 9063 نفر از مدیران و کارکنان بانک رفاه سراسر کشور بود. روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده انجام شد (حجم نمونه 368 نفر). از پرسشنامه مدیریت دانش لاوسن، فرم کوتاه پرسشنامه یادگیری سازمانی سنگه، پرسشنامه نوآوری دیجیتال کین و هو، و پرسشنامه دانش دیجیتال برای جمع آوری داده ها استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با نرم افزار Smart PLS2 صورت گرفت و با استفاده از تکنیک حداقل مجذورات جزئی، مدل مفهومی پژوهش آزمون گردید. برای اعتبارسنجی و برازش الگوی پژوهش، از روش حداقل مربعات جزئی استفاده شد. یافته ها: اثر میانجی یادگیری سازمانی در رابطه با ابعاد مدیریت دانش با نوآوری دیجیتال، تأیید شد. متغیرهای مدیریت دانش بر یادگیری سازمانی، و یادگیری سازمانی بر نوآوری دیجیتال تأثیر دارد. بنابراین، یادگیری سازمانی می تواند در رابطه بین متغیرهای مدیریت دانش و نوآوری دیجیتال، نقش میانجی ایفا کند. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش اکتساب دانش، خلق دانش، تسهیم دانش، نگهداری دانش، دانش دیجیتال، از طریق یادگیری سازمانی بر نوآوری دیجیتال تاثیر دارد. یادگیری سازمانی، واسط مهمی میان مدیریت دانش و نوآوری دیجیتال می باشد. بانک ها می توانند با استفاده از سیستم مدیریت دانش و یادگیری سازمانی، باعث بهبود در نوآوری های دیجیتال شوند. لازم است مدیر با مفهوم مدیریت دانش آشنایی داشته و از برنامه مدیریت دانش در قالب تخصیص منابع و تجدیدنظر در اولویت های بانک رفاه پشتیبانی نماید. ابزارهای نوآوری دیجیتال مطابق با فرایندهای مورد انتظار مدیریت دانش و با استفاده از یادگیری سازمانی باید همسو گردد و برنامه ریزی دقیق در این مورد صورت گیرد. پیشنهاد می شود کارگروه دانش آفرینی برای به حداقل رساندن نقش تعصبات فردی، ایجاد گردد. به نقش پراهمیت منابع انسانی در پیشبرد مدیریت دانش، بیش از پیش توجه شده و تصمیماتی گرفته شود که منجربه تولید، ذخیره و انتشار دانش در سازمان شود.
تاثیر منتورینگ بر جانشین پروری و یادگیری سازمانی با توجه به نقش میانجی توسعه حرفه ای کارکنان(مورد مطالعه: شرکت پتاس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و توسعه منابع انسانی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
47 - 78
حوزههای تخصصی:
امروزه سازمانها و به ویژه سازمانهای صنعتی، کلید موفقیت خود را در سرمایه گذاری در منابع انسانی میدانند و توسعه حرفه ای آنها را به عنوان یک راهبرد مهم موفقیت سازمان به حساب می آورند. به همین منظور مدیران از طریق برنامه ریزی برای یادگیری سازمانی زمینه جانشین پروری را از طریق منتورینگ فراهم می کنند. لذا هدف این پژوهش بررسی تاثیر منتورینگ بر جانشین پروری و یادگیری سازمانی با توجه به نقش میانجی توسعه حرفه ای کارکنان مجتمع پتاس است. پژوهش حاضر از نظر رویکرد جزو تحقیقات کمّی، از لحاظ هدف؛ کاربردی و از نظر نحوه گرداوری داده ها و روش انجام آن توصیفی از نوع همبستگی و بر حسب اجراء از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان مجتمع پتاس(550 نفر) و حجم نمونه با روش تصادفی ساده (226 نفر) می باشد. ابزار پژوهش؛ پرسشنامه منتورینگ کاسترو و همکاران(1993)، پرسشنامه جانشین پروری تابلی و همکاران(1393)، پرسشنامه یادگیری سازمانی نیف (2001) و پرسشنامه توسعه حرفه ای کارکنان لانگ و همکاران (2015) است که روایی آنها از طریق روایی صوری و محتوایی و پایایی توسط آلفای کرونباخ (منتورینگ، 84/0، جانشین پروری، 90/0، یادگیری سازمانی، 91/0، توسعه حرفه ای کارکنان،89/0) ارزیابی گردید. به منظور توصیف یافته ها از آمار توصیفی(جداول و نمودارهای توزیع فراوانی) و آمار استنباطی (مدل معادلات ساختاری با کاربرد نرم افزار Amos به منظور سنجش فرضیات تحقیق) استفاده شده است. نتایج نشان داد منتورینگ بر جانشین پروری(با ضریب 0.67)، توسعه حرفه ای کارکنان(با ضریب 0.63) و بر یادگیری سازمانی(با ضریب 0.52) تاثیر مثبت و معنادار داشته و همچنین؛ تاثیر توسعه حرفه ای کارکنان بر جانشین پروری (با ضریب 0.45) و بر یادگیری سازمانی( با ضریب 0.32) تایید شد. از سوی دیگر، اثر میانجی توسعه حرفه ای کارکنان در رابطه بین منتورینگ و جانشین پروری با ضریب 0.297 و در رابطه بین منتورینگ و یادگیری سازمانی با ضریب 0.279 تایید گردید.