مطالب مرتبط با کلیدواژه

نظریه بهینگی


۴۱.

مبتداسازیِ ضمیرگذارِ ساخت ملکی در زبان فارسی بر اساس رویکرد بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظریه بهینگی مبتداسازی ضمیرگذار نحو ترازمند ساخت ملکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۲۹
هدف پژوهش حاضر، بررسی کارایی نظریه بهینگی در تجزیه و تحلیل مقوله ساخت ملکی زبان فارسی است. مقاله پیش رو می کوشد با استفاده از نظریه نحو ترازمند (2004; Newson, 2010 Newson,) و در چارچوب نظریه بهینگی (Prince & Smolensky, 1993/2004) نشان دهد که در ایجاد مبتداسازی ضمیرگذار ساخت ملکی در زبان فارسی محدودیت هایی مشتمل بر محدودیت های تقدم، مجاورت و وفاداری اعمال می شوند که ترتیب مرتبه بندی آن ها صورت یا صورت های بهینه را مشخص می سازد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و نمونه های مورد بررسی مشتمل بر زبان محاوره است. مواردی که در این مقاله بررسی می شوند عبارتند از الف) ماهیت سازه مبتداشده در ساخت ملکی ب) وضعیت موضوع اول (فاعل) به صورت اسم خاص یا ضمیر فاعلی محذوف و ج) وضعیت مبتداسازی مضاعف در ساخت ملکی زبان فارسی. یافته های مربوط به تابلوها نشان می دهد که مبتداسازی ضمیرگذار مالک در ساخت ملکی در واقع مبتداسازی افزوده است و نه موضوع. بر مبنای یافته های پژوهش، حضور فاعل به صورت اسم خاص و یا ضمیر فاعلی تأثیر یکسانی بر تحلیل تابلوها دارد. از سوی دیگر، در ساخت ملکی زبان فارسی امکان مبتداسازی مضاعف وجود دارد. این پژوهش نشان می دهد که نظریه بهینگی و یک نظام ترازمند مبتنی بر ترتیب خطی سازه ها در تجزیه و تحلیل ساخت مبتداسازی ضمیرگذار مالک زبان فارسی کارایی لازم را دارد.
۴۲.

کاهش واکه /a/ به /e/ پس از وندافزایی در گویش فارسی مزینانی و تحلیل آن از دیدگاه های متفاوت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کاهش رسایی - بنیاد کاهش واکه ای گویش مزینانی هجای بی تکیه نظریه بهینگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۳ تعداد دانلود : ۲۸۶
کاهش واکه ای به طرز قابل توجهی در مطالعات پیشین بویژه از سوی کراسوایت (2000)، هریس (2005) و انگاره [AIU] اندرسون (1996) بررسی و دسته بندی شده است. پژوهش حاضر نیز با هدف گزارش کاهش واکه /a/به/e/ پس از وندافزایی و ترکیب صورت گرفت که در گویش فارسی مزینانی(سبزوار-خراسان رضوی) مشاهده می گردد. این کاهش در چارچوب نظریه بهینگی توصیف وبا رویکردهاو دسته بندی های پیش گفته تبیین شد. لذا، تعمیم زیر از منظر بهینگی به دست آمد: در این گویش، واکه /a/ در هجای فاقد تکیه ناشی از انتقال جایگاه تکیه در اثر وندافزایی و ترکیب با محیط همگون و به واکه /e/ تبدیل شده و این امر با یک درجه افراشتگی آن محقق می گردد؛ چنانچه، در مجاورت واکه /a/ همخوان چاکنایی وجود داشته باشد، کاهش واکه-ای صورت نمی گیرد. مضافا، این تغییر واکه ای از میان دیدگاه های پیش گفته بر تقسیم بندی کراسوایت (2000) منطبق است. بنابر این تقسیم بندی، این کاهش از نوع رسایی بنیاد محسوب می شود؛ زیرا، پس از انتقال جایگاه تکیه در نتیجه وندافزایی، از میزان رسایی آن هسته نیز کاسته شده تا به لحاظ برجستگی با محیط وقوع همگون گردد. از طرفی، بررسی در چارچوب انگاره [AIU] نیز نشان داد که در تغییر/a/ به /e/ با شرط واژگونی هسته روبرو هستیم. از نظر کراسوایت، مقوله [A] در هسته واکه واقع در هجای بی تکیه قرار نمی گیرد، که البته، مثال نقیض آن در کاهش /α/ به /o/ در بافت های بی تکیه گویش مزینانی مشاهده شد. مقایسه داده های این گویش با موارد نظیر آنها در گونه معیار در همین زمینه نیز نشان داد که این گویش دقیقاَ عکس گونه معیار عمل می کند.
۴۳.

بررسی برخی فرایندهای واژ-واجی در زبان ترکی آذری گویش زنجانی بر اساس رویکرد بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبان ترکی آذری فرایندهای واژ-واجی محدودیت های نشانداری محدودیت های وفاداری نظریه بهینگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۲۲۱
در این تحقیق سعی شده برخی فرایند های واژ-واجی یعنی فرایندهای واجی که در مرز تکواژ ها (ریشه و پسوند) رخ می دهد، در چهارچوب بهینگی (پرینس و اسمولنسکی، 1993) بررسی شود. زبان ترکی آذری، زبانی پیوندی است به طوری که حروف اضافه (پس اضافه) به صورت پسوند به ریشه پیوند می خورند. این تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی و بر اساس داده هایی صورت گرفته که به صورت مصاحبه از سی گویشور بومی زن و مرد شهر زنجان (بین 15 تا 75 سال) در سه گروه نوجوان، میانسال و بزرگسال (هر گروه ده نفر) جمع آوری شده است. بر اساس نظریه بهینگی، محدودیت های وفاداری و نشانداری مربوط به فرایندهای واژ-واجی مشخص شد و تعامل محدودیت ها برای به دست آوردن صورت بهینه موردبررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد محدودیت ONSET (هجا باید دارای آغازه باشد) و محدودیت HARMONY (واکه پسوند باید از نظر مشخصه پسین و گرد با آخرین واکه ریشه هماهنگی داشته باشد) به عنوان محدودیت های بالارتبه در زبان ترکی آذری گویش زنجانی در نظر گرفته می شود. همچنین محدودیت های وفاداری IDENT-IO (واحد برونداد باید دارای ارزش برابر با واحد متناظر دروندادی اش باشد) در رتبه بندی محدودیت ها دارای رتبه پایینی هستند و تخطی از آن ها گزینه را غیر بهینه نمی کند. همچنین می توان گفت نظریه بهینگی توانایی توصیف فرایندهای واژ-واجی در زبان ترکی آذری را دارد.
۴۴.

محدودیت های واج آرایی در خوشه های همخوانی پایانی در زبان پشتو: تحلیلی مبتنی بر نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محدودیت های واج آرایی خوشه های همخوانی پایانی وام واژه ها زبان پشتو نظریه بهینگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۱۳
مقاله حاضر خوشه های همخوانی پایانی در واژه های اصیل و وام واژه های زبان پشتو (گونه معیار) را بررسی و برخی از محدودیت های واج آرایی حاکم بر هم نشینی همخوان ها در این خوشه ها را بر اساس نظریه بهینگی تحلیل کرده است. تمرکز پژوهش های پیشین درباره خوشه های همخوانی در زبان پشتو عمدتاً بر خوشه های دو و سه همخوانی آغازی در این زبان بوده است، اما بررسی محدودیت های واج آرایی خوشه های پایانی نکاتی را در مورد نظام آوایی زبان پشتو روشن می کند که تاکنون به آنها پرداخته نشده است. بررسی محدودیت های موجود در خوشه های همخوانی پایانی نشان می دهد که زبان پشتو می تواند در خوشه های همخوانی پایانی که در آن ها تمایز ادراکی همخوان های تشکیل دهنده خوشه اندک است همخوان پایانی را حذف کند. همچنین، در مقایسه خوشه های همخوانی وام واژه ها در زبان پشتو و زبان فارسی تفاوتی در ویژگی های همخوان های خیشومی در این دو زبان در جایگاه پایانه هجا دیده می شود. به این صورت که در یکی به تحمل نقض اصل توالی رسایی و در دیگری به درج واکه در چنین خوشه هایی منجر می شود.
۴۵.

توصیف و تحلیل واژه بست های ضمیری گروه فعلی ماضی در گویش سه قلعه با رویکرد بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظریه بهینگی محدودیت واژه بست فعل ماضی گویش سه قلعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۶۵
هدف پژوهش پیش رو توصیف و تحلیل واژه بست های ضمیری گروه فعلی ماضی با رویکرد بهینگی در گویش سه قلعه است. گویش سه قلعه از گویش های کهن زبان فارسی واقع در شهرستان سرایان استان خراسان جنوبی می باشد. روش مورد استفاده در این پژوهش به صورت توصیفی -تحلیلی است. بدین منظور، ۱۰ گویشور مرد، مسن و کم سواد به صورت تصادفی انتخاب شده اند و داده های زبانی با استفاده از ضبط گفتار و مصاحبه جمع آوری شد. سپس، داده های موردنظر از جمله های ضبط شده استخراج و براساس الفبای آوایی بین المللی آوانگاری و انواع فعل ماضی در این گویش طبقه بندی، توصیف و واژه بست های ضمیری آن ها تعیین شدند. در گام بعدی، محدودیت های به کاررفته در پیکره زبانی بر اساس محدودیت های پشنهادی آندرسن (1994) جهت تعیین جایگاه واژه بست استخراج شدند. در نهایت، محدودیت های استخراج شده در تابلوهای مخصوص نظریه بهینگی توصیف و تحلیل شدند. بر اساس تحلیل های انجام شده می توان نتیجه گرفت در همه انواع فعل ماضی به غیر از فعل ماضی التزامی، محدودیت «حضور واژه بست در چپ ترین لبه حوزه» Leftmost(cli))) بی رقیب است، اگرچه در فعل ماضی مرکب رتبه بندی محدودیت ها متفاوت با فعل ماضی ساده است. در فعل ماضی التزامی جهت تعیین جایگاه بهینه واژه بست، محدودیت «عدم حضور واژه بست در ابتدای حوزه واجی» (NonInitial(cli)) دارای بالاترین رتبه و تخطی از آن مهلک محسوب می شود. بنابراین رقابت بین محدویت ها در این گویش نشان می دهد که واژه بست ها جهت میزبان گزینی در فعل ماضی از هر سه جایگاه استفاده می کنند که انعطاف پذیری این گویش را در مورد واژه بست گزینی در گونه فعل ماضی نشان می دهد.
۴۶.

تحول فرایند تضعیف در گویش تاتی خلخال (دِرَو) از ایرانی باستان تا به امروز: بر پایه نظریه بهینگی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نظریه بهینگی گویش تاتی خلخال نرم شدگی سایشی شدگی واکدار شدگی حذف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۴۴
کاهش قدرت یک آوا را تضعیف می نامند. در تحقیق حاضر تحول فرآیند تضعیف در گویش تاتی خلخال (دِرَو)  از دوره ایرانی باستان تا به امروز توصیف می شود. فرایندی که در طی آن آواهای ایرانی باستان با درجه گرفتگی کمتری در گویش تاتی به کار می روند. نتایج پژوهش نشان می دهد که در گویش تاتی خلخال فرایندهایی از جمله سایشی شدگی، واکدار شدگی و حذف در رابطه با همخوان ها وجود دارد. در پژوهش حاضر فرایندهای مذکور بر مبنای نظریه بهینگی تحلیل و مشخص شدند. در فرآیند تحول تاریخی گویش تاتی خلخال صورت های بهینه صورت هایی هستند که در آنها فرآیند تضعیف اعمال شده است. از این رو، این فرایند محدودیت های نشانداری هستند که بر تعیین صورت بهینه حاکم اند..
۴۷.

کشش جبرانی در زبان کردی مرکزی: فرایندی تیره در چارچوب بهینگی متوالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کشش جبرانی حذف همخوان زبان کردی نظریه بهینگی بهینگی متوالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۵۶
پژوهش حاضر فرایند کشش جبرانی در زبان کردی مرکزی را در چارچوب نظریه بهینگی متوالی مورد بررسی قرار می دهد. در بهینگی متوالی دستور واجی زبان و به طور خاص دستگاه ارزیاب که تعامل محدودیت ها را با اِعمال بر گزینه های رقیب مورد ارزیابی قرار می دهد در هر مرحله از اشتقاق تنها یک تغییر بر درون داد را مجاز شمرده و پس از رسیدن به همگرایی و برآورده کردن همه محدودیت ها گزینه بهینه انتخاب می شود. در زبان کردی مرکزی، تنها همخوان های محرک کشش جبرانی، دو همخوان/h و ʕ/ هستند که در بافت وام واژه های عمدتاً برگرفته از عربی و فارسی، پس از حذف، کشش جبرانی واکه قبل از خود را در پی دارند. پیکره ای از گویشوران کردی سورانی استخراج و واج نویسی شد و واژه های مشابه به بافت موردنظر نیز از فرهنگ لغت استخراج شدند. اینکه کدام همخوان ها در زبان کردی مورایی هستند از اصلی ترین پرسش های مطرح شده در این مقاله است که به دنبال پاسخ برای آن بودیم و درپایان استدلال شد که همخوان های سایشی حلقی و چاکنایی به عنوان عضو اول خوشه های همخوانی مورایی و درنتیجه، غیرمجاز و یا نشان دارند و به عنوان مشخصه ای که وام گرفته می شود می توان با آن برخورد کرد. گویشوران بومی زبان کردی از حذف و کشش جبرانی به عنوان راهکاری استفاده می کنند تا همخوان های مورایی نشان دار در جایگاه مذکور در برخی وام واژه ها را بومی سازی کنند. بهینگی متوالی به عنوان رویکردی اشتقاقی منشعب از بدنه واج شناسی زایشی، در تبیین فرایندی تیره مانند کشش جبرانی دارای کفایت تبیینی بیشتری بوده و با اشتقاقی تدریجی و همگرا صورت های بهینه ای تولید می کند که با محدودیت های فعال در زبان کردی همگرایی کامل دارد و از جنبه رده شناختی نیز دارای توجیه نظری است.
۴۸.

تحلیل خطاهای تلفظی خوشه‌ های همخوان توسط زبان آموزان عراقی زبان انگلیسی براساس نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خطاهای تلفظی خوشه های همخوان زبان آموزان عراقی رتبه بندی محدودیت ها نظریه بهینگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۰۷
این پژوهش، به بررسی خطاهای تلفظی خوشه های همخوان انگلیسی در بین زبان آموزان عراقی زبان انگلیسی با رویکرد نظریه بهینگی می پردازد. به این منظور، 40 دانشجوی سال اول دانشگاه در رشته های مختلف با سن 18 تا 25، براساس نمره هایشان در آزمون تعیین سطح آکسفورد از سطح مبتدی و متوسطه پایین انتخاب شدند. با استفاده از ابزارهای گوناگون مانند آموزش خواندن و آزمون روخوانی با صدای بلند و همچنین با آگاهی از مقوله مشکلات اصلی تلفظ توسط زبان آموزان عربی ارائه شده توسط یاوش (Yavas, 2011)، تحلیل بهینگی در پژوهش به کار گرفته شد. یافته ها نشان داد که در تلفظ خوشه های آغازه با دو همخوان، *COMPLEX onset به عنوان محدودیت مرتبه بالا در عربی عراقی اغلب نقض می شود، زیرا در عربی عراقی واژه های بسیاری با #CCV شروع می شوند. همچنین، *#CCC هرگز در عربی عراقی نقض نمی شود و شرکت کنندگان سعی در شکستن خوشه داشتند و مرتبه این محدودیت در انگلیسی و عربی عراقی متفاوت است. در تلفظ خوشه پایانه دو همخوان، اگرچه *CCcoda هرگز در عربی عراقی نقض نمی شود، مرتبه این محدودیت در گفتار زبان آموزان تغییر نمی کند. ولی، برای تلفظ واژه ها با ساختارVCCC(C)# ، رتبه بندی دو محدودیت *CCCCcoda و *CCCcoda در گفتار زبان آموزان، مرتبه بالا خواهد داشت، درصورتی که رتبه این دو محدودیت در انگلیسی پایین است. 
۴۹.

مقایسه چگونگی جایگزینی واکه های کوتاهِ وام واژه های انگلیسی و عربی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: جایگزینی واج تلفظ وام واژه های عربی تلفظ وام واژه های انگلیسی واکه های افراشته کوتاه محدودیت های نویسه ای نظریه بهینگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۳۵
جایگزینی یک واجِ زبان وام دهنده با نزدیک ترین آوای موجود در زبان وام گیرنده «جایگزینی واج» نامیده می شود. زبان های انگلیسی و عربی به طور مشترک دارای واکه های افراشته کوتاه /I/ و /U/ هستند که زبان فارسی فاقد آن هاست. هدف این پژوهش توصیفی-تحلیلی که در چارچوب نظریه بهینگی(پرینس و اسمولنسکی، 1993 /2004) انجام شده، مقایسه و تبیین چگونگی جایگزینی این دو واکه در وام واژه های انگلیسی و عربی است. یافته های پژوهش پیشِ رو نشان می دهد دو واکه کوتاه /I/ و /U/ در وام واژه های انگلیسی به ترتیب به نزدیک ترین واکه ها یعنی واکه های افراشته کشیده [i] و [u] تبدیل می شوند. ولی این دو واکه کوتاه در وام واژه های عربی به ترتیب به واکه های نیم افراشته کوتاه [e] و [o] تبدیل می شوند؛ زیرا شیوه تلفظ دو واکه کوتاه /I/ و /U/ به نشانه های نویسه ای کسره و ضمه در زبان فارسی بستگی دارد؛ درحالی که کسره و ضمه در زبان عربی به ترتیب به صورت دو واکه افراشته کوتاه /I/ و /U/ تلفظ می شوند، در زبان فارسی به ترتیب به صورت دو واکه نیم افراشته کوتاه [e] و [o] تبدیل می شوند. بنابراین تحلیل تلفظ کسره و ضمه با بهره گیری از محدودیت های نویسه ای که به اطلاعات نویسه ای دسترسی دارند انجام شد. این محدودیت ها ایجاب می کنند که کسره و ضمه در زبان فارسی همیشه به ترتیب باید به صورت [e] و [o] تلفظ بشوند.
۵۰.

حرکت تکواژ به عنوان راهکار رفع التقای واکه ها در کردی کلهری: تحلیلی در نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حرکت تکواژ التقای واکه ها نظریه بهینگی کردی کلهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۲۸
حرکت تکواژ پدیده ای بسیار کمیاب است که در کردی کلهری بر پی بست ضمیری سوم شخص مفرد اعمال می شود، و انگیزه آن رفع التقای واکه هاست. فتاحی و کرد زعفرانلو کامبوزیا (۱۳۹۲) به بررسی یک نمونه از این روش از رفع التقای واکه ها در کردی کلهری پرداخته اند. در این پژوهش، افزون بر معرفی نمونه ای متفاوت از نمونه پژوهش مذکور، یافته های جدیدی به دست آمده و با یافته ها و نتایج پژوهشی پیشین در این زمینه مقایسه گردید. همچنین، در این مطالعه تحلیل های مربوط به حرکت تکواژ در چارچوب نظریه بهینگی موازی انجام شده است، تا از طریق کشف محدودیت های مرتبط و رتبه بندی آن ها مشخص گردد که چرا باوجود روش های رایج تری همچون حذف و درج، این مورد از التقای واکه ها در کردی کلهری صرفاً با حرکت تکواژ رفع می شود. پژوهش به صورت  واج نگاری  و بررسی داده هایی انجام شد که از طریق ۲۰ ساعت مصاحبه با ۱۵ گویشور کردی کلهری گردآوری شده بود. نتایج به دست آمده نشان می دهد که حرکت تکواژ علاوه بر بافت افعال پسوندی در مجاورت با پی بست تأکیدی نیز حرکت می کند و این حرکت نه فقط در مواجهه با التقای سه واکه، بلکه در التقای دو واکه نیز رخ می دهد. تحلیل های بهینگی نیز وجود محدودیت های فعالی را در این گویش آشکار کرد که رفع التقای واکه ها در این مورد خاص را با روش های رایج تر مجاز ندانسته و به همین سبب، راهکار حرکت تکواژ اعمال می گردد.    
۵۱.

تحلیل بهینگی جابه جایی های زنجیری نظام واکه ای زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: زبان فارسی نظام واکه ای جابه جایی زنجیری نظریه بهینگی زنجیره گزینه ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۹۹
پژوهش حاضر به بررسی تغییرات درزمانی نظام واکه ای زبان فارسی از ایرانی باستان به فارسی میانه، فارسی دری و به فارسی امروز، توصیف چگونگی رخداد آنها و تحلیل چرایی وقوع آنها در چارچوب نظریه بهینگی پرداخته است. این تغییرات از نوع نظام مند مستقل از بافت هستند که در قالب جابه جایی های زنجیری در فضای واکه ای شکل گرفته اند و نتیجه آنها ایجاد نظام واکه ای متقارن تر به لحاظ تمایزهای کیفی واکه های ساده و ازمیان رفتن نقش واجی واکه های مرکب و واکه های بلند بوده است. این تحولات در نظریه بهینگی با تعامل محدودیت ها توجیه می شود. برون داد نهایی این تعامل در هر دوره (گونه) زبانی واکه بهینه آن دوره است که برای گویشور آن منطبق بر درون داد است و تا زمانی که تغییر واکه ای دیگری ایجاد نشود، در واجگان وی باقی می ماند. تغییر جدید با تغییر در مرتبه محدودیت ها بازنمایی می شود و به بازسازی درون داد می انجامد. تحلیل مراحل میانی تغییرات واکه ها مانند تغییرات واکه های مرکب نیز در رویکرد زنجیره گزینه ها در این نظریه ممکن است.
۵۲.

فرایند کشش جبرانی در گویش بروجردی در چارچوب نظریه بهینگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: کشش جبرانی نظریه مورایی نظریه بهینگی گویش بروجردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۸۴
پژوهش حاضر درباره "فرایند کشش جبرانی در گویش بروجردی" و روش انجام آن به صورت توصیفی- تحلیلی است. در این پژوهش با به کارگیری دو نظریه "بهینگی و مورایی" فرایند کشش جبرانی[1] واکه در گویش بروجردی مورد بررسی قرار گرفت و مشخص گردید دو نوع کشش جبرانی در این گویش وجود دارد: نخست کشش جبرانی واکه که ناشی از حذف همخوان های چاکنایی /h/ و/ʔ/ است و دیگری کشش جبرانی واکه ناشی از حذف واکه. این دو همخوان چاکنایی تنها همخوان های گویش بروجردی هستند که وزن هجایی دارند. حذف این دو همخوان یا واکه سبب می شود مورای آنها به واکه کوتاه پیش از آنها منتقل گردد و از آنجایی که واکه های کوتاه تک مورایی هستند، پس از جذب مورای آزاد شده همخوان های چاکنایی و واکه محذوف، به واکه های دو مورایی تبدیل گردند و فرایند کشش جبرانی بر روی آنها اعمال شود. نتیجه پژوهش حاضر مشخص نمود این فرایند در گویش بروجردی، علاوه بر سه بافت واجی که "بیک مور" معرفی کرده است، در بافت دیگری نیز در واژه های سه هجایی رخ می دهد.
۵۳.

تحلیل برخی فرآیندهای واجی گویش بهبهانی در نظریه بهینگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: درج حذف همگونی تضعیف گویش بهبهانی نظریه بهینگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۱
این پژوهش به بررسی برخی از فرایندهای واجی رایج در گویش بهبهانی در چارچوپ نظریه بهینگی پرداخته است. این فرایندها عبارتند از: همگونی، حذف ، تضعیف همخوان هایb ، f ، v به غلت دولبی نرمکامی w در محیط پس از واکه، درج غلت دولبی نرمکامی [w] در التقای واکه، تبدیل انسدادی c به غلت کامی [j] در بافت پایان واژه. این پژوهش برای جمع آوری داده ها از روش میدانی و انجام مصاحبه هدفمند بهره برده است. علاوه بر این، برخی از داده ها از منابع مکتوب مانند پایان نامه و کتاب هایی که درباره گویش بهبهانی نوشته شده، استخراج شده اند. یکی از نگارندگان مقاله نیز اهل بهبهان است و به عنوان گویشور نیز در این پژوهش نقش داشته و صحت داده ها را تایید می نماید. گویشوران ده نفر مرد و زن، بی سواد و تحصیل کرده در سنین مختلف بوده اند. پس از جمع آوری داده ها، واژه های موردِ نظر به دقت آوانویسی شده و در نظریه بهینگی به لحاظ واج شناختی تحلیل شده اند. پس از جمع آوری داده ها، واژه ها آوانویسی شده و در نظریه بهینگی تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که در این گویش فرایندهای حذف و تضعیف از سایر فرایندها بسامد بیشتر داشته اند.
۵۴.

اولویت در انتخاب راهکارهای رفع التقای واکه ها: تحلیلی بهینگی از واژه بست های کُردی کلهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: التقای واکه ها رفع التقای واکه ها نظریه بهینگی واژه بست کردی کلهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۳
التقای واکه ها یکی از پدیده های زبانی تحمل ناپذیر در عموم زبان های دنیاست که به هنگام فرایندهایی صرفی، چون وندافزایی و واژه بست افزایی، ایجاد می شود. هر زبان بسته به ابزارهایی که در اختیار دارد، فرایندهایی را برای رفع این پدیده به کار می گیرد. هدف از انجام پژوهش حاضر، مطالعه و یافتن دلیلی برای تنوع  راهکارهای رفع التقای واکه ها در واژه بست های کُردی کلهری بوده است که در چارچوب نظریه بهینگی و براساس پژوهش مک کارتی به انجام رسید. روش پژوهش شامل جمع آوری، آوانگاری و سپس، تقطیع تکواژی داده هایی است که از طریق مصاحبه با ۱۵ گویشور کُردی کلهری شهرستان گیلان غرب انجام شد. همچنین، پرسشنامه ای از بخش صرف و نحو توسط دو گویشور زن و مرد این گویش پاسخ   شد و مراحل یاد شده بر داده های مرتبط با پژوهش اعمال گردید. تحلیل صورت های متناوب واژه بست ها نشان داد که اولین راهکار در رفع التقای واکه ها درج غلت، دومین راهکار غلت سازی واکه و سومین راهکار نیز حذف واکه است. دلیل اصلی برای وجود این تنوع از راهکارها، نبود شرایط لازم برای رفع التقای واکه ها تنها با یک فرایند واحداست. نتیجه مهم این پژوهش آن است که هم نوایی و ترتیب نظام مندی میان فرایندهای یادشده برای رفع التقای واکه ها در واژه بست ها وجود دارد؛ به گونه ای که این گویش راهکار حذف را تا حد ممکن به تعویق می اندازد.
۵۵.

بررسی تأثیر لهجه های بریتانیایی و آمریکایی بر تلفظ وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: واج شناسی وام واژه ها بومی سازی تلفظ وام واژه های انگلیسی لهجه بریتانیایی لهجه آمریکایی نظریه بهینگی انگاره دیدگاه واج شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۳
هدف این پژوهش توصیفی- تحلیلی در چارچوب نظریه بهینگی و برمبنای «انگاره دیدگاه واج شناختی»، این بود که مشخص کند دو لهجه بریتانیایی و آمریکایی چه تأثیری بر تلفظ وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی داشته اند. به سخنی فنی تر، هدف این پژوهش که در حوزه واج شناسی وام واژه ها انجام شده تعیین میزان تأثیرگذاری این دو لهجه بر درون داد وام واژه های انگلیسی و نیز پاسخ به این پرسش بود که تلفظ این وام واژه ها در زبان فارسی با کدام لهجه زبان انگلیسی نزدیکی یا انطباق واجی بیشتری دارد. برای این پژوهش، چهار مورد از تفاوت های مهم دو لهجه بریتانیایی و آمریکایی در شیوه تلفظ واج های /r/، /oU/، /A/ و /j/ که بر تلفظ وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی تأثیرگذارند بررسی شد تا مشخص شود چه فرایندهایی رخ داده است و چه محدودیت یا محدودیت هایی و با چه رتبه ای عامل رخداد یا عدم رخداد این فرایندها هستند. یافته ها نشان داد که درون داد وام واژه های انگلیسی در زبان فارسی در سه مورد متأثر از لهجه آمریکایی و در یک مورد تأثیرگرفته از لهجه بریتانیایی است. به همین شکل تلفظ وام واژه ها نیز در سه مورد مطابق با لهجه آمریکایی است و در یک مورد با لهجه بریتانیایی انطباق دارد.
۵۶.

بررسی فرایند تکرار در گویش تالشی جنوبی (شاندرمنی) بر مبنای نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوهای ساختاری فرایند تکرار گویش تالشی جنوبی محدودیت نظریه بهینگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۹
فرایند تکرار یکی از فرایندهای زایا و زیر شاخه واژه سازی است. این فرایند به خاطر زایایی در بیشتر زبان ها وجود دارد و از دیدگاه ها و نظریه های مختلف تحلیل و تبیین شده است. یکی از این نظریه ها، نظریه بهینگی است که به دنبال کشف شباهت های زبان ها و گویش های گوناگون است. پژوهش حاضر نیز به تحلیل و توصیف فرایند تکرار در گویش تالشی جنوبی (شاندرمنی) یکی از شاخه های زبان تالشی از حوزه زبان های شمال غربی ایران در چارچوب نظریه بهینگی می پردازد. در این مطالعه روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده های زبانی از متون و واژه نامه های گویش تالشی جنوبی و همچنین گفتگوی روزمره گویشوران تالشی گردآوری شده اند. در تحلیل از شمّ زبانی یکی از مؤلفین که خود گویشور بومی است، استفاده شده است. تحلیل داده ها گویای آن است که در گویش تالشی جنوبی فرایند تکرار کامل افزوده و ناافزوده قابل مشاهده است. در ادامه محدودیت های مرتبط با هر کدام از فرایندها شناسایی شده و با توجه به الگوی ساختاری هر یک در تابلوهای بهینگی رتبه بندی شده اند. یافته های این تحقیق، کارآمدی نظریه بهینگی در تحلیل انواع فرایند تکرار را نشان می دهد. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان پی برد که چگونه در تبیین ساخت انواع متفاوت فرایند تکرار در تالشی جنوبی از محدودیت های خاص پایایی و نشانداری، با سلسله مراتب خاص استفاده می شود.
۵۷.

تحلیل انواع فرایندهای دوگان سازی کامل در گویش بلوچی سرحدی در چارچوب نظریه بهینگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظریه بهینگی دوگان سازی محدودیت تابلو گویش بلوچی سرحدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۶
فرآیند دوگان سازی عنوان یکی از فرایندهای واژه سازی متداول در زبان ها در حوزه صرف به شمار می رود. این فرایند در نظریه های مختلفی از جمله نظریه بهینگی تحلیل شده است. پژوهش حاضر به تحلیل انواع فرایندهای دوگان سازی کامل در گویش بلوچی سرحدی براساس گونه معیار نظریه بهینگی، که به نظریه تناظر مشهور است، می پردازد. برای این منظور، ۱۰ نفر از گویشوران کم سواد، شامل ۶ مرد و ۴ زن، در بازه سنی ۶۰ تا ۷۵ سال، به طور تصادفی از روستاهای شهرستان خاش انتخاب شدند. داده های زبانی شامل 112 دوگان ساخت با ساخت های هجایی شامل VC, CV, CVC, CVCV, CVCC, CCVC, CCVCC,  CVCVCC, CVCVC, و  VCVCبودند که از طریق مصاحبه با گویشوران بومی و منابع کتابخانه ای موجود در مورد گویش بلوچی سرحدی جمع آوری گردیدند. سپس دوگان ساخت های شناسایی شده براساس نوع فرایندی که در نتیجه ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻣﺤﺪودﯾﺖ ﻫﺎی پایایی و ﻧﺸﺎﻧﺪاری صورت می گیرد، رتبه بندی شده و در تابلوهای بهینگی نمایش داده شده اند. ﻧﺘﺎﯾﺞ پژوهش نشان می دهد که فرآیند دوگان سازی کامل در این گویش در قالب دوگان سازی کامل ناافزوده، افزوده و پژواکی تحقق می یابد. دوگان سازی کامل افزوده، به نوبه خود، به صورت دوگان سازی کامل افزوده میانی با واکه بیناوند [-ɑ-]، دوگان سازی کامل افزوده میانی با بیناوندهای[-pa-] ، [-be-] ، [-ke-] و [-ta-]، دوگان سازی کامل افزوده پایانی همراه با پسوندهای [-iǝn] ، [-ok]   و [-agɑ] است. دوگان سازی کامل پژواکی نیز فقط به صورت پسوندی و در قالب دوگان سازی کامل پژواکی پسوندی همراه با تغییر همخوان آغازی یا واکه پایه با درج حرف ربط [o] و دوگان سازی کامل پژواکی پسوندی همراه با تغییر همخوان آغازی یا واکه پایه بدون درج حرف ربط [o] کاربرد دارد.
۵۸.

چگونگی جایگزینی همخوان های موجود در وام واژه های انگلیسی بدون معادل در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بومی سازی واج شناسی وام واژه جایگزینی واج واج شناسی زبان فارسی نظریه بهینگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۳
جایگزینی واجِ زبان وام دهنده با واجی از زبان وام گیرنده «جایگزینی واج» نامیده می شود. تا به حال جایگزینی واکه ها در وام واژه ها بیشتر مورد توجه محققان بوده است، ولی بررسی جایگزینی همخوان کم تر مورد بحث قرار گرفته است؛ به خصوص از دیدگاه نظریه بهینگی (پرینس و اسمولنسکی، 2004 /1993) و یا از دیدگاه آموزش زبان به جایگزینی همخوان ها پرداخته شده است (رزم دیده و ناصری، 1398). ولی در این مقاله جایگزینی همخوان در وام واژه ها بررسی شده است چون وام واژه ها بهتر می توانند رفتار واجی عامه مردم فارسی زبان را نشان دهند. نوع و رتبه بندی محدودیت ها نیز گویای این تفاوت هاست. در این تحقیق تعداد 295 واژه انگلیسی از فرهنگ سه جلدی عمید و واژه یاب گوگل استخراج شد و مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که شبیه ترین همخوان موجود در زبان وام گیرنده با توجه به بافت آوایی در جایگزینی شرکت می کند، ولی رتبه بندی محدودیت ها تغییر نمی کند. از آنجایی که هیچ کدام از همخوان های/T/، /w/، /k/ و /g/ در زبان فارسی نقش واجی ندارند، همخوان /T/ در آغازه و پایانه هجا به ترتیب با همخوان های[t] و [s] جایگزین می شود. همخوان /w/ در ابتدای واژه با همخوان لبی دندانی [v] جایگزین می شود. البته از آنجا که این همخوان دولبی نرمکامی فقط به صورت آوای میانجی در زبان فارسی کاربرد دارد، پس از شکسته شدن خوشه آغازین /sw/ در ابتدای واژه، همچون یک آوای میانجی عمل می کند و معمولاً جایگزین نمی شود. دو همخوان نرمکامی/k/ و /g/نیز با توجه به نوع بافت یا به همخوان های کامی /c/ و /Š/تبدیل می شوند یا اصلاً جایگزین نمی شوند.