مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۱.
۴۲.
۴۳.
۴۴.
۴۵.
۴۶.
فرهنگ پذیری
حوزههای تخصصی:
مقدمه: تعاملات بین جامعه و برند می تواند نقش اساسی در نگرش و رفتار جامعه نسبت به برند داشته باشد. هدف: هدف از انجام این مطالعه، تبیین مدل اثر متقابل جامعه و برندهای ورزشی باشگاه های لیگ برتر فوتبال مبتنی بر نظریه فرهنگی اجتماعی بود. روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نوع کیفی با ماهیتی اکتشافی بود. در این پژوهش مصاحبه های نیمه ساختارمند با 17 نفر از فعالان و اساتید مدیریت و مدیریت ورزشی و بازیکنان مطرح فوتبال که به روش های قضاوتی و هدفمند با استفاده از تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند، انجام شد. سپس از روش کدگذاری مضامین به دسته بندی و تحلیل مصاحبه ها پرداخته شد. یافته ها: مولفه های اثرگذار جامعه بر برند ورزشی شامل عوامل فرهنگی (بستری، بازدارنده، حمایتی، فرهنگ پایداری، فرهنگ خرید، مذهبی و قومیتی) و عوامل اجتماعی (طبقات اجتماعی، ویژگی جمعیت شناختی، پویایی جامعه، تغییرات اجتماعی و همسویی اجتماعی) و مولفه های اثرگذار برند ورزشی بر جامعه شامل فرهنگ سازی خاموش (الگوسازی، اهداف سیاسی و فرهنگ برند)، عوامل روان شناختی- اجتماعی (اجتماعی سازی، وحدت و انسجام اجتماعی، تکریم ارزش ها و کاهش ناهنجاری، حمایت از قشر ضعیف جامعه و رفاه و نشاط اجتماعی) و فاکتورهای موثر برند (اصالت برند، میزان خدمات رسانی، کیفیت و قیمت و سطح رویداد ورزشی) بود. نتیجه گیری: جامعه و برندهای ورزشی فوتبال به شیوه های مختلفی با یکدیگر در تعامل هستند، بنابراین پیشنهاد می شود مدیران مربوطه در ایجاد برند ورزشی خود به عوامل مؤثر شناسایی شده در پژوهش حاضر، توجه ویژه ای داشته باشند.
عوامل تأثیرگذار بر فرهنگ پذیری دانشجویان بین المللی دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۱
7 - 26
حوزههای تخصصی:
بین المللی شدن دانشگاه ها، مهاجرت دانشجویی، و تعدد دانشجویان بین المللی از فرهنگ های مختلف، سطح بالاتری از ارتباطات، تعاملات و تعهدات انسانی را به وجود آورده است، که این مسئله علاقه دانشمندان به مقوله فرهنگ پذیری و تأثیرات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و روانی آن را تحت تأثیر قرار داده است. فرایند فرهنگ پذیری دانشجویان بین المللی به دلیل عوامل متعددی استرس زا شناخته شده است. در حقیقت، تعامل میان این دانشجویان و جامعه میزبان نقش مهمی در سازگاری بین فرهنگی آنان دارد. بااین حال، پژوهش های محدودی، چنین تعاملی را در بررسی فرهنگ پذیری دانشجویان بین المللی موردبررسی و ارزیابی قرار داده اند. لذا هدف اصلی این پژوهش احصاء و ارزیابی عوامل تأثیرگذار بر فرهنگ پذیری دانشجویان بین المللی دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران در راستای تسهیل شرایط زندگی و بهبود عملکرد تحصیلی این دانشجویان در ایران بوده است؛ بنابراین پژوهش حاضر با تکیه بر مفهوم فرهنگ پذیری، به بررسی همسویی دانشجو و دانشگاه در ابعاد مختلف به عنوان پیش بینی کننده های سازگاری روان شناختی دانشجویان بین المللی در دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش شامل 56 نفر از دانشجویان بین المللی مشغول به تحصیل در دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران بود که به شیوه گلوله برفی انتخاب شدند. به منظور تحلیل داده های به دست آمده علاوه بر تحلیل شاخص های توصیفی، از تحلیل آماری نیز استفاده شده است. نتایج حاصله حاکی از آن بود که عامل هنجارهای ارزشی، درصد فرهنگ پذیری را در این دانشجویان تبیین می کند. همچنین نتایج تحلیل نشان داد که در بین دانشجویان دختر و پسر در عامل شیوه های زندگی تفاوت معناداری وجود دارد که خود در فرهنگ پذیری نقشی اساسی دارد.
مطالعه ی تحلیلی- توصیفی از رُمان مردم جولای نوشته ی نادین گوردیمر از دیدگاه هومی بابا و آنتونیو گرامشی(مقاله علمی وزارت علوم)
مطالعات پسااستعماری مجموعه ای از ره یافت های نظری است که، با تأکید بر پیامدهای استعمارگرایی، به تحلیل گفتمان استعماری می پردازد. نادین گوردیمر، نویسنده و فعال سیاسی سرشناس آفریقای جنوبی در رُمان آینده نگر مردم جولای به واکاوی تضاد میان سفیدها و سیاه ها پرداخته، و به این سوال پاسخ می دهد که چه اتفاقی می افتد وقتی یک طرف به لحاظ نژادی و فرهنگی خود را برتر از دیگری می پندارد. وی تصویری تخیلی از دوره ی گذار را در تاریخ استعماری آفریقای جنوبی ترسیم می کند که در آن جایگاه و نقش خانواده ی سفیدپوست اِسملز با خدمتکار سیاه پوست شان جابجا می شود. با استفاده از مفاهیم کلیدی پسااستعماری، به ویژه نظرات هومی بابا و آنتونیو گرامشی در مقوله های مکان، جا به جایی، هیبریداسیون، هژمونی و فرهنگ پذیری، و با روشی توصیفی-تحلیلی، پژوهش حاضر به واکاوی پیامدهای تغییر روابط قدرت میان استعمارگر و استعمار شده، به ویژه جنبه های هویتی آنها، در داستان می پردازد. گوردیمر با رویکردی ساختارشکنانه و با تأکید بر ماهیت نسبی و ناپایدارِ روابط قدرت، خاطرنشان می کند که به خاطر امکان همزیستی مسالمت آمیز در دوران پساآپارتاید ضرورت دارد که طرف استعمارگر در مفروضات اقتصادی، ایدئولوژیکی، نژادی و فرهنگی خود عمیقا تجدید نظر نماید.
فرایند، روشها و عوامل مؤثر بر فرهنگ پذیری نومعلمان: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تدریس پژوهی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
58 - 89
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، تبیین فرایند، روش ها و عوامل مؤثر بر فرهنگ پذیری نومعلمان بود. پژوهش با رویکرد کیفی و روش مرور نظام مند انجام گرفت. با استفاده از کلید واژه های تخصصی مرتبط با فرهنگ پذیری از سال 2000 تا 2023 منابع، موردبررسی قرار گرفت و با استفاده از نمونه گیری ملاک محور 54 منبع معتبر انتخاب و مورد تحلیل و بررسی قرار داده شد. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از فرایند کدگذاری و مقوله بندی استفاده شد. برای بررسی اعتماد داده ها، چهار معیار باورپذیری، قابلیت انتقال، اطمینان پذیری و تأییدپذیری مورداستفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که فرایند فرهنگ پذیری در سه مرحله فرهنگ پذیری اولیه، فرهنگ پذیری حرفه ای و فرهنگ پذیری سازمانی انجام می گیرد. همچنین همانند گرایی، تعامل گرایی و رهاشدگی مهم ترین روش های فرهنگ پذیری نومعلمان هستند و تجارب تأثیرگذار گذشته، سازندگی دوره تربیت معلم و بالندگی محیط کار مهم ترین عوامل مؤثر در فرایند فرهنگ پذیری نومعلمان هستند. در پایان، نتیجه گیری می شود که در فرایند فرهنگ پذیری نومعلمان باید هم تراز با آموزش های دوره تربیت معلم به تجارب گذشته، فرهنگ حاکم بر مدرسه و محیط کار توجه داشت.
حجاب، فرهنگ پذیری و گفتمان سازی تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۶)
151 - 186
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در تمدن اسلامی، حجاب به عنوان عنصری برای تأمین کرامت انسانی، تقویت پیوند های اجتماعی و حفظ ارزش های اخلاقی موردتوجه بوده و رعایت حجاب به عنوان نمادی از تمدن نوین اسلامی موردتوجه جهان قرار گرفته است. این پژوهش با توجه به تأثیر حجاب در گفتمان سازی تمدن اسلامی، به چگونگی نقش آفرینی حجاب به عنوان یک فرهنگ دینی در این زمینه می پردازد. روش: این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و با رویکرد کیفی و بهره گیری از روش تحلیل محتوای جهت دار با مصاحبه نیمه ساختاریافته از خبرگان مطلع از موضوع که به شیوه هدفمند مبتنی بر معیار شامل اساتید دانشگاه مرتبط با رشته های فرهنگی و فعالان امور پژوهشی اسلامی زنان و درحد اشباع نظری به تعداد 17 نفر انتخاب شده اند، صورت گرفت و برای روایی از سه شاخص اعتمادپذیری، اطمینان پذیری و تأییدپذیری استفاده شد. یافته ها: در پاسخ به پرسش «چگونگی نهادینه سازی فرهنگ حجاب در جامعه» 66 مفهوم در 10 مقوله به عنوان راهکار مطرح شد، در پاسخ به پرسش «نقش گفتمان سازی حجاب در تمدن سازی اسلامی» 24 مفهوم در 4 مقوله به دست آمد و برای پاسخ به پرسش «نقش حجاب در تمدن سازی اسلامی» 39 مفهوم در 7 مقوله مطرح شدند. نتایج: چگونگی ترویج حجاب ازسوی مشارکت کنندگان با تکرار ارزش حجاب در طولانی مدت، اقدامات حمایتی خانواده، آموزش پذیرش حجاب، آگاهی بخشی، ارائه الگو های مثبت از افراد با حجاب، استفاده از هنر و رسانه برای ترویج حجاب، استدلال منطقی برای پذیرش حجاب، نقش حمایتی دولت، تقویت جنبه های دینی حجاب و توجه به جنبه های زیبایی شناختی حجاب مطرح شد. نقش گفتمان سازی حجاب در تمدن سازی اسلامی با اقداماتی مانند معرفی دستاورد های زنان موفق، گفتمان هویتی، دینی و اخلاقی، حجاب گفتمان غیرکلامی و گفتمان سازی حجاب در رسانه و نقش حجاب در تمدن سازی اسلامی با اقداماتی چون حجاب نماد تمدن اسلامی، وجود زنان موفق باحجاب نماد تمدنی، حجاب شیک و جذاب، گفتمان سازی تمدنی حجاب، حضور زن با حجاب در مجامع جهانی، حجاب رسانه تمدنی و حجاب نماد هویت و تمدن اسلامی دسته بندی شدند.
تدوین مُدل ارتباطی سبک زندگی ایرانی- اسلامی بر فرهنگ پذیری ورزشی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت توسعه پایدار در ورزش دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۵
344 - 371
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با هدف تدوین مُدل ارتباطی سبک زندگی ایرانی- اسلامی بر فرهنگ پذیری ورزشی دانش آموزان انجام شد. این پژوهش کاربردی از نوع توصیفی- همبستگی می باشد که داده های آن به صورت میدانی جمع آوری شد. جامعه ی آماری، شامل کلیه ی دانش آموزان مقطع متوسطه ی دوم شهر تهران بود که با استفاده از روش 5 برابری تعداد گویه های ابزار پژوهش،480 دانش آموز به صورت تصادفی به عنوان نمونه ی آماری انتخاب و پس از توزیع پرسشنامه ها، 436 پرسشنامه، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها، از دو پرسشنامه ی استاندارد سبک زندگی ایرانی- اسلامی و فرهنگ پذیری ورزشی استفاده گردید. پایایی ابزار نیز با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه گردید. یافته ها نشان داد که بین سبک زندگی ایرانی- اسلامی و مؤلفه های اجتماعی، عبادی، مالی، خانواده و تفکر و علم با فرهنگ پذیری ورزشی، رابطه ی مثبت و معناداری برقرار بوده، اما بین مؤلفه های باورها، اخلاق، سلامت، امنیتی- دفاعی و زمان شناسی با فرهنگ پذیری ورزشی رابطه ی معناداری یافت نشد. همچنین، با توجه به اینکه ضریب همبستگی برابر با 67/0 و ضریب تبیین برابر با 54/0 به دست آمد، می توان گفت که 54 درصد از تغییرات فرهنگ پذیری ورزشی مربوط به مؤلفه های سبک زندگی ایرانی- اسلامی می باشد. همچنین، مشخص گردید که مُدل تحقیق مبنی بر تأثیر سبک زندگی ایرانی- اسلامی بر فرهنگ پذیری ورزشی دانش آموزان، از برازش مناسبی برخوردار می باشد. با توجه به یافته ها، می توان بیان داشت که بهره گیری مؤثر از مؤلفه های سبک زندگی ایرانی- اسلامی می تواند تأثیر قابل توجهی بر فرهنگ پذیری ورزشی در افراد داشته و لذا، نیاز به توجه ویژه به این مقوله از سوی مسئولین مربوطه است.