۱۱.
کلیدواژهها:
چندصدایی گفتمان باختین حافظ منطق گفتگویی
جوهرِ اصلی نظریه باختین در تمام سطوحِ فکری، عنصر چندصدایی است. منطق مکالمه او سبب می شود که دریچه های جدیدی از جهان بینی مبتنی بر مکالمه، در ذهن مخاطب گشوده شود. این پژوهش بر مبنای روش توصیفی تحلیلی از طریق یادداشت برداری کتابخانه ای انجام شده و هدف اصلی آن تبیین چندصدایی در یکی از غزلیات دیوان حافظ، بر مبنای نظریه میخائیل باختین است که می توان این تحلیل را به سایر غزلیات او نیز تعمیم داد. نتایج حاکی از آن است که: در غزلیات حافظ فضایی گفتگو محور مشاهده می شودکه در آن ائتلاف اندیشه ها و صداهای متعدد آشکار است. چندصدایی متن غزل مورد نظر، نتیجه حضور صداهای متفاوت، با ارزش و اعتباری یکسان است که از طرق مختلف ایجاد می شود و در سطح معنایی، واژگانی و ساختاری قابل مشاهده است. همچنین به نظر می رسد که در تمام ابیات غزل یک گوینده واحد وجود ندارد؛ یعنی خود حافظ، طرفِ مکالمه حافظ است و هر بار در موضعی متفاوت، نقطه نظرات خود را ارائه می دهد. این گوینده گاه با حافظ در یک ردیف قرار می گیرد و گاه در مقابل او می ایستد و او را سرزنش می کند و گاه در جایگاه دانای کل، او را هدایت می کند. بنابراین در این غزل نه تنها صدای حافظ، بلکه صداهای دیگر با نقطه نظرهای گوناگون نیز وجود دارد که در لایه دیگر از متن، با خواننده تعامل دیالوگی برقرار می کند.