مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۱.
۴۲.
۴۳.
۴۴.
۴۵.
۴۶.
۴۷.
۴۸.
دیو
منبع:
پژوهش های میان رشته ای هنر دوره ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
139 - 158
حوزههای تخصصی:
موجودات عجیب الخلقه از دیرباز در فرهنگ عامه مردم جهان نقش مهمی داشته اند. در ایران باستان نیز به دلیل فرهنگ اصیل و فولکلور حضور بیشتری دارند. یافته های خطی متعددی از سالیان گذشته توسط کاتبان علوم غریبه و قصه پردازان به ثبت رسیده است. این کتب حاوی افسانه ها و داستان های عجیب غریب و مزین به نگاره های انسانی، حیوانی و عجیب الخلقه هستند. سؤال این است که نقش و تأثیر موجودات عجیب در عجایب نگاری کهن و آثار تلویزیونی معاصر چیست؟ پژوهش حاضر به بررسی وجوه اشتراک و افتراق کتاب عجایب المخلوقات و غرایب الموجودات محمدبن زکریای قزوینی (678 ه .ق) و سریال انیمیشنی شب های عربی: ماجراهای سندباد به کارگردانی فومیئو کوروکاوا (1975م.) می پردازد که حاوی تعداد بی شماری از تصاویر و قصه های اعجاب انگیز است. کتاب هزارویک شب، یکی از نقاط مشترک بین این دو اثر است که در بطن خود قصه ها و حکایات مختلفی از حضور دیوها و غول ها دارد. این کتاب که پیشینه ای طولانی دارد نقش مهمی در نشان دادن عجایب المخلوقات در کتاب قزوینی و در انیمیشن سندباد ایفا کرده است. هدف این نوشتار مطالعه بازآفرینی نمودهای موجودات عجیب الخلقه برگرفته از کتاب مذکور در این انیمیشن است تا بتوان ظرفیت های این کتاب را در خلق آثار متحرک و بهره گیری از ادبیات عامیانه و افسانه های کهن ایرانی نشان داد. این پژوهش، توصیفی تحلیلی است و طی مقایسه تصویری هر دو اثر، مشخص شد که کتاب قزوینی و انیمیشن کوروکاوا، با اینکه در فاصله زمانی چند قرن موجوداتی عجیب غریب را نشان می دهند؛ اما این موجودات هویت ذاتی خود را حفظ کرده و از نظر فرم، ماهیت و ویژگی های رفتاری و شخصیتی هیچ تغییری نکرده اند و بیشتر رویکرد خلاقانه و تکنیک اجرایی متفاوتی برای بیان روایت داستان به نمایش گرفته شده است.
واکاوی خویشکاری های اساطیری دیوان در آثار محمد سیاه قلم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۹ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
97 - 109
حوزههای تخصصی:
دیو موجود اهریمنی اسطوره ای است که طی دوره های مختلف به واسطه برخی از خویشکاری های خود مورد توجه هنرمندان در تصویرگری قرار گرفته است که از آن میان می توان به طور ویژه از محمد سیاه قلم نام برد. وی با تأملی مضاعف در ترسیم نقش دیو، با بیانی آشکار به تصویرگری برخی از خویشکاری های دیوان پرداخته است. تأمل بر نقش دیوان محمد سیاه قلم به لحاظ واکاوی خویشکاری و تطبیق آن با وظیفه اساطیری ایشان اهداف اصلی این پژوهش است. روش پژوهش به لحاظ هدف بنیادی، از نوع توصیفی- تحلیلی و گردآوری اطلاعات مطالعات کتابخانه ای است که هر 28 نگاره وی را شامل می شود. این پژوهش درصدد یافتن پاسخ به این پرسش است که دیوان سیاه قلم چه خویشکاری هایی داشته اند و تا چه اندازه به وظایف اساطیری خود وفادار مانده اند؟ در حاصل نتایج خویشکاری دیوان سیاه قلم در هشت عمل نزاع دیوان، انجام پیشه، حمل، دزدی، رقص، باده نوشی، رامشگری و مباحثه دسته بندی گردید که انجام وظیفه انسانی و داشتن پیشه مهم ترین وجه ممیزه دیوان سیاه قلم است. در تطبیق با چهره اساطیری ایشان می توان گفت بخش قابل توجهی از خویشکاری های دیوان سیاه قلم به چهره اهریمنی آنان مربوط است که این امر به نوبه خود ریشه در متون اساطیری اوستایی و پهلوی دارد.
نمادشناسی نقش مایه «دیو» در نگاره های صنیع الملک از نسخه خطی هزار و یک شب کاخ گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۲۹ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
49 - 62
حوزههای تخصصی:
کتاب هزار و یک شبعبداللطیف طسوجی یا هزار افسان از متون کهن پهلوی است که پس از اسلام به عربی ترجمه و با افزودن افسانه هایی به آن، با نام عربی الف لیله و لیله شناخته شد. این کتاب توسط ابوالحسن غفاری ملقب به (صنیع الملک) تصویرگری شده است. کتاب هم در روایت داستانی و هم در تصویرگری ها دربرگیرنده ویژگی های نمادین در بافت روایت هاست.پژوهش پیش رو با کاربست روش آیکونوگرافی در یک تحقیق توصیفی- تحلیلی به بررسی ویژگی های ظاهری و فراواقعی دیوها در داستان های هزار و یک شب و میزان وفاداری تصویرگر کتاب به متن می پردازد. در این راستا پس از شناسایی ویژگی های ظاهری و فراواقعی دیوها در نمونه های تصویری و داستانی به تطبیق و دسته بندی آن ها خواهیم پرداخت؛ سپس ارتباط بیانی میان ویژگی های فراواقعی دیوها و خصوصیات رفتاری دیوها را در چهارچوب مبانی نظری تحقیق بررسی کنیم. همچنین برآنیم تا با استناد به شواهد تصویری و کلامی به ارزش گذاری (مثبت و منفی) دیو بر اساس شناسایی نمادین آن ها بپردازیم. نتایج تحقیق نشان می دهد؛ دیو، غول ،عفریت و اجنه و پریان همه از یک خانواده محسوب می شوند و بنا بر موقعیت های مختلف جایگاه آن ها تغییر می کند. ظاهر این موجودات در هیچ روایتی ویژگی های یکسان ندارد؛ این موجودات افسانه ای قابلیت تغییر چهره دارند.
دیوِ صاحب نگین (جستجوی خاتم سلیمان نبی در تاریخ و ادب)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
89 - 107
حوزههای تخصصی:
این نوشتار، جستجویی است در منابع ادبی و تاریخی و تفسیری و عرفانی متقدم درباب منشأ وماهیت و روایات داستان «انگشتری یا خاتم سلیمان نبی». در متون متقدم ادب فارسی و نیز در بعضی متون تاریخی و تفسیری و عرفانی کهن (اعم از فارسی و عربی)، به «خاتم» سلیمانِ نبی اشاره بسیار و روایات و حکایاتی نیز در پیوست و شرح واقعه «خاتم و سلیمان و دیو» نقل شده است. در این منابع، در بابِ «منشأ روشن و نخستینِ» اصل ماجرای «خاتم سلیمان» و چگونگی راه یافتن «روایت وحکایت های آن» به متون ادبی و تفسیری و تاریخی، اشاراتی مستقیم و اظهاراتی صریح بیان نشده است. در قرآن کریم و کتاب مقدس نیز که اصیل ترین و مقدس ترین منابع دینی و تفسیری اند، نامی از خاتم سلیمان به میان نیامده است و دقیقاً هم معلوم نیست اساس روایات و حکایاتی که درباره نگین سلیمان و جزئیات آن نگین در منابع کهن تاریخی و تفسیری و ادبی بیان می شود، از چه مأخذ یا مآخذی نقل شده است. این مقاله، تلاشی است در پی بردن به پاسخ همین پرسش.
ریخت شناسی تحلیلی دیو در آثار محمد سیاه قلم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۴
21 - 39
حوزههای تخصصی:
دیو یکی از نقش های پربسامد در نقاشی های ایرانی است که طی سده های متمادی به عنوان موجودی اهریمنی و زیانکار تصویرسازی شده است. در این میان، توجه محمد سیاه قلم، هنرمند عجیب نگار سده هشتم مکتب هرات، به این موجودات و تصویرسازی آن ها با ویژگی های ظاهری متنوع، قابل تأمّل و نیازمند بررسی بیشتر است. هدف این پژوهش، مطالعه خصوصیات ظاهری دیوهای محمد سیاه قلم و شناخت ویژگی های بصری این دیوان است. سؤال پژوهش هم معطوف به چیستی این ویژگی های بصری است. روش پژوهش پیش رو، کیفی و از نوع توصیفی-تحلیلی است و شیوه جمع آوری اطلاعات، به روش کتابخانه ای و با ابزارهایی همچون فیش برداری، تصویرخوانی، جداول و آمار انجام گرفته است. نمونه گیری پژوهش، به صورت هدفمند بوده و شامل تمامی نگاره های دیو محمد سیاه قلم است که از موزه های توپقاپی استانبول، گالری هنر فریر و موزه متروپولیتن نیویورک جمع آوری شد و درنهایت، داده های به دست آمده، به روش استقرایی تجزیه وتحلیل شده اند. نتیجه گیری کلی از تحلیل ویژگی های بصری دیوهای سیاه قلم در شش بخش شامل «ویژگی ظاهری کلی، سر و چهره، دُم، پوشش، زیورآلات و متعلقات» اذعان داشت که هر یک از دیوها در قیاس با دیگری به لحاظ ویژگی های ظاهری، تزئینی و متعلقات کاملاً منحصربه فرد بوده و تشابهی با دیگر همسانان خود ندارد و از هویتی مستقل برخوردار است. او در ترسیم بصری دیوها با اعمال برابر ویژگی های انسانی و حیوانی در حالات مختلف، سعی در بازنمود چهره دوگانه نیمه انسانی و نیمه حیوانی مطابق با سنت بصری دیو در نگارگری دارد؛ اما در بخش اندام، غلبه با وجه انسان گونگی است حال آنکه در بخش های سر و چهره (گوش، چشم، مو، دماغ) و نیز شاخ و دم، حیوان گونگی غالب است. علاوه بر آن، وی در نمایاندن ویژگی های انسانی، جز اندام و چهره از عناصر «پوشش، زیورآلات و متعلقات» انسانی نیز بهره گرفته است.
بررسی تأثیر انقلاب دینی زرتشت در تغییر معنایی دو واژه جادو و دیو براساس روایات شاهنامه و زمینه های فرهنگی آن
منبع:
مطالعات زبان فارسی (شفای دل) سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۹
42 - 73
حوزههای تخصصی:
شاهنامه، دربردارنده رویدادهایی است که در زمان های مختلف در ایران حادث شده است. برای رسیدن به تصویری دقیق تر از اصل رویدادها راهی نیست جز واکاوی متن های بازمانده از ادوار گذشته و بررسی کلیدواژه هایی برجای مانده از رویدادهای کهن. با قرائن دیگر متون بازمانده از روزگاران گذشته، می توان اقدام به واشکافی متن شاهنامه کرد، تا اصل وقایع بازسازی شود. در این پژوهش، به روش تحلیلی-تطبیقی، کلیدواژه جادو و دیو مورد کاوش قرار می گیرد و مشخص می شود که جادو در شاهنامه، همان روحانیان یا کاهنان مذهب گذشته آریایی پیشازرتشت هستند که به دلیل گرایش های فراوان شان به زهد و دنیاگریزی و کشاندن جامعه در این مسیر، سبب خرابی آبادی ها و تباهی زیست دنیوی مردمان شده اند و زرتشت که با این رویه های دنیاگریزانه که نتیجه ای جز ویرانی آبادانی ها ندارد، مخالف است به قیام علیه روش دنیاگریزانه آن ها می پردازد که منتهی به انقلاب دینی و به زیر کشیدن دیوها به عنوان خدایان مورد پرستش جادوان و جایگزینی آن با طیف خدایان مخالف شان یعنی اهوره ها می شود و واژگان دربردارنده نام و طبقات کاهنان و روحانیان آن آیین مانند جادو، کرپ، کوی و همچنین به تبع آن واژه دیو، دارای بار معنایی منفی می شود و برخلاف آموزه های جادوان و کاهنان آن آیین، زرتشت دنیاگرایی را محور آیین خویش قرار می دهد. شاهنامه به دلیل وسعت محدوده زمانی، یعنی از بدو خلقت تا دوران تاریخی، دربرگیرنده هر دو معنا و کاربرد واژه دیو و جادو است؛ معنا و کارکرد مثبت مربوط و بازمانده از دوران پیشازرتشت و معنا و کارکرد منفی محصول دوران پسازرتشت است.
بررسی عوامل فرهنگی تأثیرگذار بر شکل گیری شخصیت دیو در افسانه های آذربایجان براساس مطالعات انسان شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
37 - 65
حوزههای تخصصی:
دیوها در افسانه های آذربایجان، گاه مظهر شر و بدی و ستمکاری هستند که از لحاظ بدنی قدرتمندند و بر انسان پیروز و غالب اند و گاه در برخی موقعیت ها، انسان یا به لحاظ توان و نیروی بدنی یا به لحاظ ذکاوت و هوش آن ها را مغلوب می کند. پژوهش حاضر این تغییر و تحول را از منظر انسان شناسی فرهنگی بررسی می کند و سؤال اصلی پژوهش این است که دیو در افسانه های آذربایجان از نظرگاه های انسان شناسی توضیح دهنده چه پدیده های فرهنگی است و براساس کدام مقتضیات فرهنگی به وجود آمده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر بررسی شخصیت دیو در افسانه های مکتوب آذربایجان با روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای به شناخت و تحلیل فرهنگ مردم آذربایجان پرداخته و به نتایجی از این دست رسیده است که براساس نظرگاه های کارکردگرایی مالینوفسکی، فرهنگ ازدواج اجباری، فرهنگ مردسالاری، فرهنگ رزم و حماسه و هوشیاری در برابر دشمن و دفع فریب خوردگی، فرهنگ تقدیرگرایی، فرهنگ ارزشمندی عشق پاک و نیز توسعه یافتگی فرهنگی با عنایت به رشد فکری و بینشی مردم طی دوران، در شکل گیری شخصیت دیو در افسانه هایشان تأثیرگذار بوده و این وجوه فرهنگی بیانگر احوال و خلقیات مردم آن جامعه و روشنگر هویت فرهنگی شان است.
بازنمایی دیو در ساختار روایت تصویری آثار سلطان محمد نگارگر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
191 - 202
حوزههای تخصصی:
بازنمایی دیو در نگارگری ایرانی، به ویژه در آثار نگارگران دوره صفوی، بازتابی از تلفیق اسطوره، تخیل و جهان بینی فرهنگی دوران است. در این میان، سلطان محمد نگارگر، به عنوان یکی از چهره های شاخص مکتب دوم تبریز، تصویرگری دیو را از سطح تکرار روایت های بصری گذشته فراتر برده و به بازآفرینی خلاقانه ای از این موجودات اسطوره ای دست زده است. مقاله حاضر با هدف تحلیل ساختار بصری و مفهومی بازنمایی دیو در آثار سلطان محمد، به این پرسش پاسخ می دهد که ویژگی های تصویری دیوها در آثار وی چگونه با لایه های اسطوره ای، زیبایی شناختی و گاه عرفانی گره خورده اند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای و نمونه نگاری از نگاره های شاهنامه تهماسبی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که دیوها در آثار سلطان محمد واجد فرم هایی ترکیبی، آناتومی های اغراق آمیز، رنگ پردازی های نمادین و حرکاتی پویای انسانی اند؛ عناصری که در کنار طنز، خشونت، و فانتزی، دلالت های چندلایه ای از نگرش نگارگر به مفهوم شر، تقابل نیروهای متافیزیکی و خیال پردازی تصویری ارائه می دهند. این بازنمایی نه تنها جنبه ای تزئینی یا داستان پردازانه، بلکه بُعدی اندیشمندانه و خلاق در پیوند سنت و نوآوری در نگارگری صفوی دارد.