مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۰۰۱.
۱۰۰۲.
۱۰۰۳.
۱۰۰۴.
۱۰۰۵.
۱۰۰۶.
۱۰۰۷.
۱۰۰۸.
۱۰۰۹.
۱۰۱۰.
۱۰۱۱.
۱۰۱۲.
۱۰۱۳.
۱۰۱۴.
۱۰۱۵.
۱۰۱۶.
۱۰۱۷.
۱۰۱۸.
۱۰۱۹.
۱۰۲۰.
مشارکت
حوزههای تخصصی:
مشارکت یکی از مفاهیم مهم جامعه شناسی به شمار می آید که در جهان امروز نقش بسزایی را ایفا می کند. مشارکت شهروندان در امور شهری در واقع توسعه از مردم، با مردم و برای مردم است. به عبارتی مشارکت شهروندان در تصمیم گیری ها برنامه ریزی ها و کلیه فعالیت ها و امور شهری مورد توجه مدیران، برنامه ریزان، صاحب نظران توسعه اجتماعی مخصوصاً در حوزه برنامه ریزی شهری و شهرسازی قرار گرفته است. با توجه به این مطالب هدف این پژوهش طراحی نظام شناسایی و طبقه بندی مولفه های مشارکت شهروندان در امور شهری از طریق مطالعه و جمع بندی پژوهش های انجام شده در زمینه مشارکت شهروندان در امور شهری با رویکرد فراترکیب است. روش پژوهش حاضر کیفی است و جامعه آماری این پژوهش را کلیه مقالات علمی و پژوهشی انجام شده در ایران با موضوع مشارکت شهروندان در امور شهری از سال1390 تا پایان سال ۱۴۰۰ تشکیل داده است. در کل تعداد 32 مقاله پژوهشی یافت شد که در نهایت پس از بررسی و پالایش های مختلف 19 مقاله برای بررسی نهایی انتخاب گردید یافته ها نشان می دهد تاکنون در6 مقوله و 48 مفهوم پیرامون عوامل موثر بر مشارکت شهروندان در امور شهری کار صورت پذیرفته است که پس از طی مراحل متعدد مدل مفهومی مرتبط با این موضوع ارائه شده است.
ارزیابی شاخص های مؤثر بر مشارکت شهروندان در امور شهری (مطالعه موردی: شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مشارکت شهروندان در روند تصمیم گیری شهری یکی از عناصراصلی توسعه همه جانبه شهری بوده که نقش مهمی در ایجاد تعادل شهری ایفا نماید . هدف: هدف پژوهش حاضر ارزیابی شاخص های مؤثر در مشارکت شهروندان در امور شهری با رویکرد مدلسازی است. روش شناسی تحقیق: پژوهش حاضر از نظر هدف گذاری کاربردی و از نظر روش شناسی به صورت توصیفی- تحلیلی است. که از نظرات 30 نفر از متخصصین این موضوع با استفاده از روش دلفی شناسایی شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات 6 عامل به عنوان عوامل تأثیرگذار قوی مشارکت شهروندان در امور شهری از مدلسازی تفسیری - ساختاری ISM و سپس با نرم افزار میک مک و نرم افزار SPSS بهره گرفته شده است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: محدوده مورد مطالعه شهر کرمانشاه است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که میزان اثرگذاری شاخص شفافیت نسبت به سایر عوامل تأثیرگذاری بیشتری داشته است. همچنین نتایج نشان داد که شاخص های شفافیت، پاسخگویی، کارایی و مشارکت مندی و شاخص های عینی جز متغیرهای پیوندی هست که از قدرت نفوذ و وابستگی بالایی برخوردارند ولی شاخص شفافیت و پاسخگویی به سمت عوامل کلیدی سوق دارند و در مرز بین شاخص های پیوندی و کلیدی قرار دارند که از قدرت نفوذ بالا و وابستگی پایینی برخوردارند و بیشترین تاثیر بر امور شهری می گذارد و همچنین شاخص های ذهنی از قدرت نفوذ ضعیف، ولی وابستگی بالایی برخوردار است و بیشترین تأثیر را از عوامل کلیدی و پیوندی می پذیرد. و در نهایت به ارائه پیشنهادها برای توسعه مشارکت شهروندان در امور شهری در شهر کرمانشاه پرداخته شده است. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد از بین شاخص های تاثیر گذار بر مشارکت شهروندان در امور شهری شاخص شفافیت و پاسخگویی بالاترین امتیاز را به خود اختصاص داده اند و شاخص عینی دارای وضیعت نامطلوبی می باشد. به همین منظور مسئولین و برنامه ریزان شهری باید توجه ویژه ای به شاخص های عینی داشته باشند.
بررسی الگوی انسان شناسی توماس آکویناس بر مبنای ایده «مشارکت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
403 - 423
حوزههای تخصصی:
روایت کتاب مقدس از رویداد آفرینش اشاره می کند که خداوند انسان را به صورت خود آفرید تا شبیه او باشد. این روایت دو حوزه الوهی و بشری را در ارتباط نزدیک نشان می دهد: یکی (انسان)، شبیه دیگری (خدا). با توجه به اینکه در الهیات مسیحی، آموزه گناه ازلی به معنای گسسته شدن ارتباط میان خداوند و بشر تلقی شده، نحوه بازیابی این ارتباط و چگونگی امکان آن (نجات) از جنبه های متعدد مورد بحث قرار گرفته است. آکویناس هستی و شباهت انسان به خداوند را از منظر مفهوم «مشارکت» مطرح می کند. او معتقد است که هستی انسان حاصل مشارکت در هستی الهی است. هستی مشارکتی انسان درواقع مشارکت در خیر الهی (فعلیت اول) است. و هدف اصلی انسان تلاش برای به فعلیت رساندن این خیر بالقوه در خود است. قوس نزولی انسان مشارکت در هستی الهی (آفرینش)، و قوس صعودی او تبدیل شدن به ابزار عملیاتی خداوند در طبیعت (تداوم مشارکت) است. درواقع او در فرآیند کمال است که غایت وجودی خویش را بالفعل نموده و به «صورت خدا» در می آید. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی وضعیت انسان و موضوعات فرعی آن از قبیل «شر»، «ایمان» و «نجات»، در نگاه آکویناس از منظر مفهوم مشارکت می پردازد.
رابطه شبکه های اجتماعی و تمایل به مشارکت محلی جوانان شهر تهران (مورد مطالعه: تلگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افزایش کمی و کیفی مشارکت جوانان در جامعه و شکل گیری فرهنگ مشارکت در بین این نسل را می توان یکی از الزامات اولیه توسعه با کمترین هزینه ممکن دانست و گام ابتدایی دستیابی به این هدف، شناسایی پدیده های اجتماعی و بررسی رابطه آنها با مشارکت در سطوح اولیه (محلی) آن است. یکی از پدیده های جاری در جامعه ایرانی در سال های اخیر ظهور شبکه های اجتماعی همچون تلگرام در بین جوانان است که پرداختن به آن در محلات محروم که در سطح نامناسبی از توسعه قرار دارند از اهمیت دوچندانی برخوردار است. هدف در این مقاله بررسی چگونگی رابطه استفاده از شبکه های اجتماعی (تلگرام) با مشارکت محلی جوانان و احصا مرتبط ترین مولفه مشارکت محلی است که به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از ابزار پرسشنامه و در جامعه آماری جوانان محلات کمتر برخوردار شهر تهران انجام شده است. تحقیق حاضر با مفروض قراردادن رویکرد هوچینگز به شبکه های اجتماعی و در چارچوب نظریه تین و همکارانش (2002) به بررسی رابطه دو متغیر پرداخته و پس از تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه به روش اسپیرمن به این نتیجه رسیده است که از بین شش مولفه مشارکت محلی، رابطه استفاده از تلگرام با شرکت در مراسم همسایگان و هم محله ای ها بی معنی و با بقیه مولفه ها رابطه معنی داری دارد که از این میان با مولفه های پرداخت هزینه مالی برای بهتر شدن شرایط محله و پیگیری مشکلات از سازمان های مربوطه رابطه ضعیف و مستقیم و با شرکت در آیین ها و مراسم مذهبی محله و کمک داوطلبانه در زمان بروز حوادث غیرمترقبه رابطه معکوس ولی متوسطی دارد.
زندگی شهری، ترس از قربانی شدن و کاهش سرمایه اجتماعی در کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
در این تحقیق ، نگارندگان، بر یکی از متغیر های تاثیر گذار بر سرمایه اجتماعی، یعنی همان ترس از قربانی شدن تمرکز داشته اند. این تحقیق درصدد پاسخ به این سوال است که آیا ترس از قربانی شدن موجب کاهش شعاع ارتباطات اجتماعی افراد و کاهش سرمایه های اجتماعی آنها می شود؟ جامعه آماری در این تحقیق افراد در فاصله سنی 12 تا 45 ساله ساکن شهر تهرا ن تشکیل می دهند. نتایج نشان می دهد در میان چهار حوزه اصلی فعالیت اجتماعی (اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی)، بیشترین میزان ترس از قزبانی شدن در حوزه اقتصادی است. همچنین بیش از نیمی از پاسخگویان سطح جرم و ناامنی در جامعه را بسیار زیاد ارزیابی می کنند. یافته های تحقیق نقش تعیین کننده کاهش سرمایه اجتماعی در افزایش ترس از قربانی شدن افراد را تایید می کند.
تحلیلی بر کم و کیف سرمایه اجتماعی دانشجویان دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۵ پاییز و زمستان ۱۳۹۳ شماره ۲
297 - 328
سرماییه اجتماعی دربردارندیه سرمایه و منابع حاصل از نهادها، روابط و هنجارهایی است که کنش متقابل اجتماعی جامعه را به لحاظ کمی و کیفی شکل می دهند. مطالعه و سنجش سرماییه اجتماعی فی نفسه می تواند به ایجاد سرماییه اجتماعی منجر شود و به اعضای اجتماع کمک کند تا مسائل خود را بازاندیشی کنند، تصمیم های بهتری برای برنامه ریزی بگیرند و انسجام پیوستیه اجتماع را بارور سازند. بر همین اساس موضوع نوشتار حاضر سنجش سرماییه اجتماعی دانشجویان دانشگاه تهران و برخی عوامل مؤثر بر آن است. در این مطالعه با کاربرد روش پیمایش از ابزار پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. برای انتخاب نمونه های مناسب، از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و به منظور تعیین روایی و پایایی به ترتیب از اعتبار صوری و آلفای کرونباخ استفاده شده است. نتایج بررسی شاخص های سرماییه اجتماعی دانشجویان نشان می دهد که تنها حدود یک پنجم دانشجویان از سرماییه اجتماعی بالایی برخوردارند و در مجموع سرماییه اجتماعی دانشجویان نسبتاً پایین است. پایین ترین حد مؤلفه های سرماییه اجتماعی مربوط به مشارکت اجتماعی رسمی است. این مسئله در کنار سایر عوامل حاکی از ضعف سرماییه اجتماعی دانشجویان است به ویژه در ابعاد مدرن مثل عضویت و فعالیت در نهادهای مدنی که نکتیه مهمی از وضعیت جوانان در جامعه را نشان می دهد. این وضعیت متأثر از عوامل متعدد خرد و کلان است.
بررسی تاثیر شبکه های اجتماعی و مشارکت بر محرومیت اجتماعی زنان؛ مورد مطالعه: زنان شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۸ بهار و تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱
253 - 272
هدف این مقاله مطالعه ی تاثیر شبکه های اجتماعی و مشارکت بر محرومیت اجتماعی در بین زنان است. روش مطالعه در این مقاله روش کمی و پیمایش است و از تکنیک پرسشنامه برای گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعه تحت مطالعه زنان در شهر ارومیه بوده و با نمونه گیری سهمیه ای احتمالی، 430 نفر مورد پرسش قرار گرفتند. از آزمون پیرسون برای سنجش رابطه بین متغیرها و رگرسیون چندگانه استفاده شده است. بر اساس نتایج بدست آمده، شبکه های اجتماعی و مجازی و مشارکت بر محرومیت اجتماعی موثر است بطوریکه با افزایش هر یک از این عوامل محرومیت اجتماعی کاهش یافته و بالعکس.عوامل مذکور22 درصد از محرومیت اجتماعی زنان را تبیین می کنند. میزان اثرگذاری مشارکت بر محرومیت اجتماعی قوی تر از بقیه عوامل است. از یافته های تحقیق حاضر می توان در سیاست گذاری ها جهت کاهش محرومیت اجتماعی و افزایش نقش زنان در توسعه و کاهش محرومیت اجتماعی نیمی از جامعه استفاده کرد
بررسی تاثیرگذاری پایگاه اجتماعی- اقتصادی بر میزان مشارکت سیاسی (مورد مطالعه: دانشجویان واحد علوم و تحقیقات تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۹ پاییز و زمستان ۱۳۹۷ شماره ۲
209 - 235
اجتماعی شدن و مشارکت سیاسی در نظام سیاسی عصر نوین همراه با مدرنیته، لازم و ملزوم یکدیگر در امر حاکمیت و حکومت در دنیای نوین دانسته شده اند. لذا هدف اصلی این تحقیق بررسی تاثیر گذاری پایگاه اجتماعی اقتصادی بر میزان مشارکت سیاسی در میان دانشجویان دانشگاه علوم و تحقیقات تهران است. چارچوب نظری تحقیق، ترکیبی و با تاکید بر جامعه پذیری سیاسی می باشد. این تحقیق به شیوه پیمایش انجام شده است و داده ها به وسیله پرسشنامه از 370 نفر از دانشجویان واحد علوم و تحقیقات در دانشکده های فنی و مهندسی، علوم پایه و علوم انسانی و اجتماعی جمع آوری شده است. نتایج تحلیل نشان می دهد که میان متغیرهای مستقل (تحصیلات فرد، وضعیت تاهل، نوع شغل والدین (پدر و مادر)، وضعیت اقتصادی خانواده و استفاده از وسایل ارتباط جمعی و رسانه ها) و متغیر وابسته (مشارکت سیاسی فرد) رابطه معنی دار وجود دارد. نتایج حاصل از رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که متغیرها به ترتیب تاثیرگذاری و اهمیت شان در تبیین متغیر وابسته عبارتند از: وضعیت اقتصادی خانواده، استفاده از وسایل ارتباط جمعی و رسانه ها، وضعیت تأهل، تحصیلات فرد و شغل پدر و مادر. در کل این متغیرها توانسته اند 54% از مشارکت سیاسی پاسخگویان را تبیین کنند.
نقش سرمایه اجتماعی در مدیریت بحران؛ مطالعه موردی سیل استان لرستان در سال ۱۳۹۸(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
219 - 236
هدف این پژوهش بررسی نقش مولفه های سرمایه اجتماعی در بحران و تاثیر آنها بر کیفیت مدیریت بحران است. روش تحقیق کیفی و با استفاده از مصاحبه (گروه های کانونی) انجام شده است. برای تحقق اهداف، پنج گروه کانونی براساس ویژگی های افراد سیل زده (جنسیت، سن، محل سکونت، شغل و آسیب پذیری) تشکیل شد و با روش کیفی و براساس رهیافت کمترساخت یافته و سپس متمرکز(قیف)، مصاحبه ها انجام شد. بستر مطالعاتی تحقیق، بحران سیل سال ۱۳۹۸ در استان لرستان و جامعه مورد بررسی سیل زدگان این استان است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که وضعیت سرمایه اجتماعی پیش از سیل همچون وضعیت اقتصادی مطلوب نبود و مشکلات معیشتی متعددی وجود داشت. با بروز بحران عواملی مانند بی اعتمادی، مشارکت اجتماعی ضعیف، پیوندهای اجتماعی کم رمق، روحیه داوطلبی پایین، کم توجهی به ظرفیت های رسانه ای در بحران از سوی نهادهای امدادی و نبود تصمیم گیری موثر و کارآمد باعث تضعیف سرمایه اجتماعی شد و تاثیر بدی بر کیفیت مدیریت بحران داشت. در این تحقیق مدیریت بحران با رویکرد بحران پذیر مدنظر است که در آن بحران فرصتی برای توسعه درنظر گرفته می شود. با توجه به یافته های تحقیق، وضعیت مولفه اعتماد بیش از سایر مولفه ها نامطلوب است که اثرات محسوس و نامحسوسی بر میزان اثربخشی مدیریت بحران می گذارد.
زمینه های کاهش اعتماد نهادی به حکمرانی شهری در دو دهه اخیر (مورد مطالعه: شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
437 - 466
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در نظام های سیاسی- اجتماعی پیچیدیه امروزی، اعتماد از پیش شرط های اساسی برای ارتقا قابلیت ها و کیفیت حکمرانی است؛ به طوری که امکان موفقیت و یا شکست هر سیاستی به وضعیت اعتماد نهادی آن جامعه وابسته است. در ادبیات حکمرانی اجتماعی، تحلیل مسئله اعتماد در قالب دو رویکرد جامعه محوری و نهادمحوری تبیین شده است. در رویکرد جامعه محوری اعتماد، محصول چگالی و گستره ی شبکه های اجتماعی مدنی و از پایین به بالا تلقی می شود؛ درحالی که رویکرد نهادمحوری برخلاف رویکرد پیشین، اعتماد را محصول عملکرد دولت و از بالا به پایین می داند و کیفیت نهادهای حکمرانی را عنصر مهم و اصلی در تبیین مقوله اعتماد تعریف می کند. در این مطالعه، مسئله اعتماد در نظام حکمرانی شهری ایران و روند تغییرات آن در طی دو دهه گذشته، با تمرکز بر شهر تهران مورد بررسی قرار می گیرد. روش و داده ها: از روش تحقیق آمیخته (کمی-کیفی) برای گردآوری اطلاعات بهره گرفته شد. برای تحلیل داده ها از تکنیک تحلیل ثانویه و برای عمق بخشیدن به یافته ها با انجام 10 مصاحبه عمیق با کارشناسان اشباع مفهومی حاصل شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد نمره اعتماد نهادی به حکمرانی شهری در ایران و خاصه شهر تهران در طی دو دهه اخیر همواره کمتر از نمره میانگین بوده است و در این فاصله زمانی، روندی کاهشی داشته است. یافته های کیفی این مطالعه، زمینه های کاهش اعتماد نهادی به نظام حکمرانی شهری را در قالب 110 کد اولیه و شش مضمون فرعی و در نهایت یک مضمون اصلی با عنوان «ضعف کیفیت حکمرانی» ارائه نموده است. بحث و نتیجه گیری: استنباط مقاله این است که منطق خُرد جامعه محوری در تحلیل مسئله اعتماد به حکمرانی شهری در ایران کفایت لازم را ندارد و مسئله اعتماد در قالب دستگاه نظری نهادمحوری قابل تبیین است. چرا که نتایج این مطالعه همسو با دستگاه نظری نهادمحوری، وجود اعتماد فراگیر را صرفاً تابع چگالی زندگی انجمنی نمی داند و بر کیفیت حکمرانی، کارآمدی و عدالت نهادها بر ایجاد اعتماد فراگیر تأکید دارد. پیام اصلی: برای تصمیم گیری در محیط های سیال و متغیر امروزی، نظام حکمرانی شهری بیش از هر زمان دیگری نیازمند تقویت بینش اجتماعی بر پایه نوعی توافق مشروط است. از این رو؛ تدوین خط مشی ها در نظام حکمرانی شهری بایستی ملزم به رعایت پیوست اجتماعی باشند.
مدل مدیریت مدرسه محور بر اساس آموزه های ملی (پژوهشی آمیخته)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، طراحی و اعتباریابی مدل مدیریت مدرسه محور بر اساس آموزه های ملی ایرانی بود.روش پژوهش اکتشافی متوالی از نوع ابزار سازی بود که در بخش کیفی به صورت تحلیل مضمون انجام شد. مشارکت کنندگان در بخش کیفی، مدیران ارشد ستادی و کارشناسان ارشد اداره کل آموزش و پرورش و اساتید دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی استان کهگیلویه و بویراحمر بودند که به به روش نمونه گیری هدفمند و با استفاده از رویکرد اشباع نظری انجام شد. آگاهی دهندگان کلیدی، شامل 23 نفر از جامعه هدف بودند. در بخش کمی، جامعه شامل معاونین آموزشی ادارات کل آموزش و پرورش استانهای کشور و نیز مدیران مدارس مستقل دوره های ابتدایی، متوسطه و هنرستانهای فنی و حرفه ای و کارودانش اداره آموزش و پرورش شهرستان بویراحمد بودند که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای درمجموع 227 نفر به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. ابزار گرد آوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختارمند و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی پرسشنامه به شیوه روایی محتوایی و جرح و تعدیل توسط متخصصین صورت گرفت. اعتباریابی کیفی پژوهش به عنوان یک پارادایم کیفی برپایه چهارمعیار: قابلیت اعتبار (باورپذیری)، بی طرفی (تأئیدپذیری)، قابلیت اطمینان (سازگاری) و قابلیت کاربرد (انتقال پذیری) درنظرگرفته شد. پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ به مقدار 87/0 به دست آمد. یافته ها: بر اساس شبکه مضامین 14 مضمون سازمان دهنده تحت عناوین چشم انداز مدرسه، آموزه های استراتژیک ملی، چشم انداز دانش آموزی، استانداردهای روانشناختی دانش آموزان، رویکرد دموکراتیک ستاد (وزارت)، مرجعیت معلم، حرفه مندی و تخصص گرایی، اشتراک پذیری، تشکل های راهبردی، نقش پذیری اولیا، نقش پذیری سازمان ها و مؤسسات، محاسبه پذیری و پایش فراگیر، تکریم کارکنان و پرهیز از انحرافات و بیراهه ها بود. در مجموع می توان نتیجه گرفت که یافته های بخش کمی، نتایج بخش کیفی را تآئید نمودنتایج حاصل از پژوهش مبیّن آن است که شرط اساسی و بایسته در تحقق مدیریت مدرسه محور، تمرکز زدایی از نظام آموزشی، حذف قوانین و مقررات دست و پاگیر و وضع قوانین و مقررات حامی، جلب مشارکت فراگیر همه سازمانها و مؤسسات سطح جامعه، تکریم معلم، می باشد.
کاهش سرمایه اجتماعی
حوزههای تخصصی:
در بررسی مفهوم سرمایه اجتماعی و سرمایه های دیگر(اقتصادی، فرهنگی و نمادین) در حوزه های مختلف علوم اجتماعی، سیاسی اقتصادی و فلسفی که توسط محققان و پژوهشگران مطرح شده است، عمدتاً نظریات پیر بوردیو مطرح می شود. این مطالعه با تمرکز بر مفهوم سرمایه اجتماعی، به بررسی ابعاد و تحولات آن در ایران می پردازد. برای تبیین این روند، سه نظریه کلیدی شامل «اقتصاد رانتی و استبداد نفتی»، «بافت قبیله ای و ایلیاتی»، و «ضعف در نظام حکمرانی» مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که کاهش سرمایه اجتماعی با افزایش بی اعتمادی، کاهش مشارکت مدنی و رشد آسیب های اجتماعی همراه بوده و بازسازی آن نیازمند تقویت اخلاق جمعی، انسجام اجتماعی و مشارکت فعال شهروندان است.
تدوین مدل کیفی عوامل موثر بر مشارکت افراد در ورزش های الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تدوین مدل کیفی عوامل موثر بر مشارکت افراد در ورزش های الکترونیک انجام شد. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ نوع راهبرد، کیفی بود که از رویکرد گراندد تئوری (نظریه برخاسته از داده ها) و رهیافت ظاهرشونده مربوط به اثر گلیزر (1992) برای ارائه نتایج بهره گرفته شد. جامعه آماری تحقیق شامل 21 نفر از نخبگان (اساتید تربیت بدنی دانشگاه های برجسته کشور، مدیران مجموعه های بازی های الکترونیک، مدیران کمیته های ورزش الکترونیک در فدراسیون و هیئت ورزش های همگانی، و داوران و مربیان ورزش های الکترونیک) بودند. مصاحبه ها به صورت هدفمند و تا حد اشباع نظری ادامه یافت. پایایی مصاحبه ها از طریق درصد توافق درون موضوعی مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها از طریق اجرای سه فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. با استناد به کدبندی باز از طریق بازبینی مصاحبه های انجام گرفته با افراد مشارکت کننده در تحقیق 74 کد باز شناسایی گردید. در ادامه با توجه به نتایج کدبندی محوری و روابط بین مقوله های شناسایی شده 12 مقوله فرعی شامل جذابیت، فشار گروه همسالان، حضور اجتماعی، نیازهای روانی، نیازهای مالی، پشتیبانی، صرفه اقتصادی، تبلیغات، شکوفایی فردی، وابستگی نهادینه شده، محدودیت ها، و بسترسازی تشکیل گردید. در مرحله آخر با توجه به نتایج حاصل از کدگذاری نظری چهار مقوله اصلی به نام های خلق زیست فضای مستقل، تطبیق با اقتضائات، استمرار انگیزش های انسانی، تلاش ساختارگرایانه استنتاج گردید. عوامل و زیرمولفه های شناسایی شده در پژوهش حاضر چارچوبی جامعی در اختیار متولیان امر ورزش های الکترونیک قرار می دهد که با برنامه ریزی منسجم در راستای توسعه مشارکت افراد در این گونه فعالیت ها گامی مهم در جهت توسعه مشارکت جامعه در ورزش های الکترونیک در کشور بردارند.
آینده پژوهی مشارکت معمار و کودک، براساس تحلیل تجربه بهره برداری کودکان از ارتباطات جمعی دیجیتال در دوران پاندمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱
173 - 204
حوزههای تخصصی:
هدف:شیوع COVID-19امکان فعالیت های حضوری و جمعی در جوامع انسانی را کاهش داد و به نا کارآمدی بسیاری از فعالیت های جمعی مبتنی بر حضور فیزیکی؛ از جمله فرآیندهای طراحی مشارکتی منجر شد. آموزش مجازی در دوران پاندمی، زمینه استفاده کودکان از ارتباطات جمعی دیجیتال را توسعه داد و جایگاه ویژه ای برای این شبکه ها در زندگی روزمره کودکان تعریف کرد. از این رو، پژوهش حاضر به دنبال آینده پژوهی و ترسیم چشم اندازی به رویکردهای نوین و غیروابسته به حضور فیزیکی در فرآیندهای طراحی مشارکتی، بر پایه قابلیت های کودکان در بهره گیری از شبکه های اجتماعی دیجیتال است. روش: ابتدا برای شناخت ابزارهای متداول مشارکت، ویژگی و شیوه به کارگیری آن ها و بررسی نظرات صاحب نظران درباره نقش فضای مجازی در زندگی کودکان قرن حاضر، از روش اسنادی و کتابخانه ای استفاده شد. سپس برای بررسی و تحلیل تجربه بهره برداری کودکان از شبکه های اجتماعی در دوران پاندمی، از روش توصیفی پیمایشی استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته و حجم نمونه مطابق فرمول کوکران، 384 کودک و 384 نفر از والدین آن ها است. برای تحلیل داده ها و اعتبارسنجی یافته ها از آمار استنباطی و نرم افزار SPSS25 و آزمون t تک نمونه ای استفاده شد. یافته ها: ارتباطات جمعی دیجیتال منجر به توسعه کارآیی روش های سنتی مشارکت می شود، زیرا کودکان در بهره برداری از شبکه های اجتماعی، توانمند بوده، سریع تر از بزرگترها با نرم افزارها ارتباط برقرار می کنند، به اظهار نظر و مشارکت در بحث های جمعی مبتنی بر شبکه های مجازی و بهره گیری از زبان تصویر، علاقه مند هستند و بهره برداری از این شبکه ها را منحصر به دوران پاندمی نمی دانند. نتیجه گیری: ترسیم آینده مشارکت با کودکان مبتنی بر بهره گیری از «پلت فرم های مشارکت آنلاین»، ضمن گشودن چشم اندازهای نوین در حوزه های مشارکت، طراحی و برنامه نویسی، منجر به ارتقای کارآیی فرآیندهای مشارکتی شده و بستر اظهار نظرهای جامع تر و هم اندیشی کودکان پیرامون مسائل مربوط به آن ها را فراهم می کند.
موانع واگذاری اماکن ورزشی وزارت ورزش و جوانان به بخش خصوصی(مطالعه موردی استان قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش شناسایی موانع واگذاری اماکن ورزشی وزارت ورزش و جوانان به بخش خصوصی می باشد. روش تحقیق حاضر از نوع توصیفی - تحلیلی می باشد. نمونه آماری همان جامعه آماری پژوهش، شامل 145 نفر، متشکل از معاونین، مدیران و کارشناسان ورزشی اداره ورزش و جوانان، اساتید تربیت بدنی دانشگاه ها و مدیران باشگاه ها و اماکن ورزشی خصوصی استان قزوین می باشند. ابزار اندازه گیری تحقیق، پرسشنامه محقق ساخته بود که بر اساس آلفای کرونباخ، ضریب پایایی آن 91/0 محاسبه گردید و همچنین روایی محتوایی آن مورد تایید متخصصان قرار گرفت. روش های آماری مورد استفاده شامل آزمون های کولموگروف اسمیرنوف، تی تک گروهی و فریدمن می باشد. مقادیر مربوط به میزان واریانس تبیین شده توسط هر یک از عوامل نشان می دهد که موانع اقتصادی، موانع مدیریتی، موانع فرهنگی اجتماعی و موانع حقوقی و قانونی در رتبه های اول تا چهارم قرار دارند. با توجه به این که عوامل اقتصادی و مدیریتی در رتبه های بالاتری قرار گرفته اند بنابراین می توان در زمینه اقتصادی با تضمین سودآوری و درآمدزا بودن سرمایه گذاری در ورزش، کاهش نرخ سود تسهیلات اعطایی برای سرمایه گذاری بخش خصوصی و افزایش سطح امنیت سرمایه گذاری، در زمینه مدیریتی با تدوین ساز وکار مناسب برای جذب و افزایش سرمایه گذاری در ورزش، کاهش مشکلات اجرایی در راستای سیاست های اصل 44 قانون اساسی و همچنین کاهش مشکلات زیرساختی در واگذاری بخش های دولتی ورزش به بخش خصوصی، شرایط لازم را برای واگذاری اماکن ورزشی به بخش خصوصی فراهم نمود.
بررسی رابطه رهبری دانش محور بر عملکرد و توانمندسازی کارکنان (مورد مطالعه: کارکنان بانک ملّی خوزستان)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی رابطه رهبری دانش محور بر عملکرد و توانمندسازی کارکنان در بین کارکنان بانک ملّی خوزستان است. این پژوهش از نظر هدف، پژوهشی کاربردی است و از نظر گردآوری داده ها، پژوهشی با رویکرد توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش تمامی کارکنان بانک ملی خوزستان به تعداد 650 نفر و حجم نمونه آماری بر اساس فرمول تخمین نمونه کوکران ۲42 نفر از کارکنان است. به منظور جمع آوری داده ها و سنجش ارتباط میان متغیرهای پژوهش از ابزار پرسش نامه استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارهای تحلیل آماری SPSS و AMOS استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد مدیریت منابع انسانی دانش محور بر عملکرد پایدار کارکنان و توانمندسازی روان شناختی منابع انسانی تأثیری معنادار دارد و توانمندسازی روان شناختی منابع انسانی بر عملکرد پایدار کارکنان تأثیری معنادار دارد و در نهایت رهبری دانش محور بر عملکرد پرسنل با نقش میانجی تعامل مدیریت دانش فردی تأثیری معنادار دارد.
واکاوی مشارکت دانش آموزان در فرایند تدریس و نمود"خود ایده آل": (با تأکید بر تولید محتوای الکترونیک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۲۳۶-۲۱۷
حوزههای تخصصی:
امروزه همزمان با گسترش دنیای فناوری و اطلاعات، جریان نوآوری در روشهای یاددهی-یادگیری بهبود یافته است. فراگیران با بهره گیری از این فضا، در پی همراهی و نقش آفرینی هرچه بیشتر به منظور ارائه قابلیتها و شایستگیهای خود هستند. پژوهش حاضر به منظور رسیدن به درکی عمیق از فرصتهای مشارکت دانش آموزان در فرایند تدریس با بهره گیری از تولید محتوای الکترونیک به کوشش آنها انجام شده است. این پژوهش به صورت کیفی و با تأکید بر رویکرد پدیدارشناسی(روش کولایزی) انجام شده است. به منظور گردآوری داده ها با 20 تن از دانش آموزان دوره دوم متوسطه (دختر و پسر) شهر کرمانشاه مصاحبه نیمه ساختار یافته صورت گرفته است. مصاحبه کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و فرایند انتخاب مصاحبه شوندگان تا اشباع یافته ها تداوم یافت. داده های پژوهش با نرم افزار Maxqda تحلیل شدند. بر این اساس تجربه دانش آموزان از مفهوم مشارکت در فرایند آموزش، در دو طبقه نمود خود ایده ئال در بعد فردی (با خرده مضامین توانمندی خود در تولید محتوا، ارائه خود کاوشگر، بروز جلوه های خودراهبری، رشد خودباوری، نمایش خودارزیابی مستمر) و بعد جمعی (با خرده مضامین محک زدن خود در مسیر شغلی مشخص، نمود خود مورد پذیرش، نمایش تصویر مطلوب از خود، شکوفایی خود اثربخش و ارائه خود الگوساز) تقسیم بندی شدند. بر اساس نتایج، مداخله فعال فراگیران در جریان تدریس، علاوه بر ارتقای سطح یادگیری، سبب فراهم شدن فرصتهای مؤثر در به تصویر کشیدن ظرفیتهای نهفته وجودی آنان در ابعاد مختلف می شود.
بررسی اثر تصمیم گیری جمعی در افزایش عدالت اجتماعی با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۱۱
319-347
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله شناسایی شاخص های عقلانیت مشترک (به عنوان مبنایی برای تصمیم گیری مشترک)، تصمیم گیری جمعی و عدالت اجتماعی و سنجش نوع و میزان رابطه بین آنهاست. برای دستیابی به اهداف ابتدا یک مدل مفهومی با استفاده از پیشینه تحقیق و مصاحبه با خبرگان طراحی شده است. سپس روابط بین سنجه ها و سازه های این مدل به وسیله توزیع پرسش نامه در جامعه هدف بررسی شد. جامعه هدف، مدیران سازمان های دولتی (در سطوح مدیریتی مختلف) هستند که از موضوع تصمیم گیری جمعی آگاهی داشتند و یا تجربه استفاده از آن را داشتند. در مدل مفهومی عقلانیت مشترک شامل چهار شاخص (تفکرات مشترک، اهداف مشترک، منافع مشترک و علایق مشترک)، تصمیم گیری جمعی شامل چهار شاخص (رأی گیری، اشتراک اطلاعات، مشورت و تیم سازی) و عدالت اجتماعی شامل چهار شاخص (کاهش تبعیض، کاهش فساد، توزیع قدرت و کاهش تعارض منافع) است. برای دستیابی به اهداف تحقیق از روش معادلات ساختاری و برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار Smart PLS 2.0 استفاده شده است. برای بررسی برازش مدل کلی، از معیار نیکویی برازش (GOF) استفاده شده است که 0.516 به دست می آید و این معیار نشان می دهد برازش کلی مدل پژوهش مناسب است. نتایج نشان می دهد عقلانیت مشترک از طریق متغیر میانجی تصمیم گیری جمعی بر عدالت اجتماعی جمع تأثیر می گذارد. یعنی اگر مدیران بخواهند از عقلانیت مشترک ایجاد شده برای افزایش عدالت استفاده کنند، نباید تصمیم گیری جمعی را نادیده بگیرند. این مقاله می تواند به حکمرانان و مدیران انگیزه دهد که بدون صرف هزینه های زیاد، برای افزایش عدالت اجتماعی از روش تصمیم گیری جمعی در امور مختلف استفاده کنند.
جایگاه زنان در توسعه سیاسی؛ تحلیل مضمون برنامه های پنجم و ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ج.ا.ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱ (پیاپی ۸۱)
283 - 323
حوزههای تخصصی:
مقاله به بررسی جایگاه توسعه سیاسی زنان در برنامه های توسعه ای اخیر کشور پرداخته و چارچوب نظری نهادگرایی را برای تحلیل این جایگاه ارائه می دهد. این مقاله با تأکید بر اهمیت مشارکت در توسعه سیاسی و بررسی چالش ها و فرصت هایی که بر اساس نظریه نهادگرایی و نظریات آمارتیاسن در خصوص قابلیت و توانمندی برای زنان وجود دارد، به تحلیل جایگاه زنان در برنامه های توسعه ای می پردازد. در این راستا مشارکت زنان در فرآیند تصمیم گیری، حقوق شهروندی و آزادی های شخصی و عمومی به عنوان اصول اساسی توسعه سیاسی مورد تأکید قرار می گیرد. این پژوهش جایگاه زنان در برنامه های پنج ساله پنجم و ششم توسعه کشور را تحلیل کرده، اهداف، تأثیرات و نقاط قوت و ضعف این برنامه ها را با توجه به این نظریات بررسی می کند. تحلیل بر اساس مفهوم قابلیت افراد صورت می گیرد که شامل مواردی چون آموزش های اساسی، رسانه های آزاد، مشارکت آزاد در انتخابات و حقوق مدنی است. استفاده از مفهوم قابلیت می تواند به تقویت سیستم های سیاسی فراگیر کمک کرده و افراد را برای دستیابی به پتانسیل کامل خود توانمند سازد. با درک جامع تر از این مسائل، سیاست گذاران قادر خواهند بود استراتژی های هدفمندتر و مؤثرتری برای پیشبرد توسعه سیاسی و ارتقای قابلیت های انسانی تدوین کنند.
نقش راهبرد «انفعال سیاسی» در مهندسی افکار عمومیِ جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
57 - 82
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد تبیین راهبرد «انفعال سیاسی» در مهندسی افکار عمومی جوامع از سوی مخالفان یک نظام سیاسی است. انفعال سیاسی در مقابل کنش و مشارکت سیاسی، به معنای عدم فعالیت یا واکنش مؤثر در برابر چالش ها و بحران هاست که می تواند به کاهش مشارکت اجتماعی و اعتماد عمومی منجر شود. از این رو، سوال پژوهش حاضر آن است که راهبرد انفعال سیاسی چگونه می تواند بر تغییر، مهندسی افکار عمومی یک جامعه موثر باشد؟. هدف این مقاله ارائه یک چارچوب تحلیلی برای درک بهتر انفعال سیاسی و تأثیرات آن بر جامعه است تا بتوان با اتخاذ تدابیری مؤثر، از این خطرات جلوگیری کرد. پژوهش حاضر از روش توصیفی-تحلیلی بهره می برد که در نهایت به شیوه اسنادی و کتابخانه ای به جمع آوری اطلاعات پرداخته است و از منظر تحلیلی به بررسی موضوع می پردازد. در واقع یافته های پژوهش حاضر درصدد تبیین و ترسیم چگونگی استفاده از این راهبرد و سپس ارائه راهبرد مقابله ای «کنش سیاسی» در سه سطوح حاکمیت، نخبگان و مردم است. پیامدهای انفعال سیاسی در عرصه حاکمیتی منجر به کاهش مشروعیت و افزایش نارضایتی اجتماعی؛ در عرصه نخبگان منجر به کاهش مقبولیت و اعتبار آنان و در سطوح مردمی منجر به افزایش ناامیدی، بی اعتمادی و یأس عمومی که نتیجه آن «واگرایی» در جامعه می شود. در بخش پایانی مقاله، راهکارهای مقابله با انفعال سیاسی برای حاکمیت، نخبگان و مردم ارائه می گردد. این راهکارها شامل تقویت ارتباطات میان دولت و مردم، آگاهی بخشی نخبگان درباره خطرات انفعال، و تشویق مردم به مشارکت فعال در فرآیندهای سیاسی و در نهایت رسیدن به نتیجه «همگرایی» است.