مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۱.
۴۲.
۴۳.
۴۴.
۴۵.
۴۶.
۴۷.
۴۸.
۴۹.
هویت حرفه ای
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
۳۱۴-۲۶۹
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مطالعه چگونگی برساخت هویت حرفه ای در بین معلمان شهر یزد انجام شده است. هویت حرفه ای چهارچوب تفسیری و خودپنداره حرفه ای معلمان درباره خودشان است که از برهم کنش با شرایط و زمینه های متنوع به وجود می آید. در اجرای این پژوهش از نظریه زمینه ای اشتراوس و کربین بهره گرفته شد. مشارکت کنندگان ۲۰ نفر از معلمان شهر یزد در سنین، جنسیت و مقاطع مختلف تحصیلی مختلف بودند که با آن ها مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته صورت گرفت. اطلاعات به دست آمده ابتدا کدگذاری و سپس مقوله بندی و تحلیل شد. «هویت پاره پاره» مقوله هسته پژوهش بود که از برساخت مقوله های (فرودست شدگی اقتصادی، هویت ابزاری و هویت اجتماعی تضعیف شده) به دست آمد. عوامل علّی تأثیرگذار بر این نوع از هویت شامل (تنگناهای معیشتی، رویکرد تبعیضی و نامتوازن حاکمیت و...)، عوامل زمینه ای شامل (تحول ارزشی/ هنجاری معلمان، زوال منزلت اجتماعی معلمی و...) و عوامل مداخله گر شامل (فرودست سازی اقتصادی نهاد آموزش، دیده نشدن انتظارات مادی با شعارگرایی معنوی، فزایندگی بحران های اقتصاد بیمار و...) بود. مشارکت کنندگان در پاسخ به وضعیت هویتی خود از استراتژی های مقاومت خاموش، اعتراض و... استفاده کردند و کاهش سرمایه اجتماعی، بیگانگی حرفه ای، مشارکت تقلیل یافته و... به عنوان پیامدهای حاصله شناسایی شد.
اثربخشی هوش هیجانی در شکل گیری هویت حرفه ای مربیان آموزش فنی و حرفه ای (مطالعه موردی: استان خراسان جنوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهارت آموزی دوره ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵۰)
۲۱۴-۱۸۷
هدف کلی تحقیق، تعیین میزان اثربخشی هوش هیجانی در شکلگیری هویت حرفهای مربیان آموزش فنی و حرفهای استان خراسان جنوبی میباشد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی است. جامعه آماری شامل 94 مربی بخش دولتی و 188 مربی آموزشگاه آزاد که در مجموع 282 نفرمیباشد. با توجه به فرمول کوکران 162 نفر به صورت تصادفی مورد سنجش قرار گرفتند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود که روایی محتوا (توسط صاحب نظران) و روایی سازه مورد تأیید قرار گرفت و پایایی آن نیز توسط ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه هوش هیجانی و هویت حرفهای سنجیده شد. دادهها با استفاده از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار اسمارت پیالاس مورد آزمون و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد هوش هیجانی و مؤلفههای آن در شکلگیری هویت حرفهای مربیان آموزش فنی و حرفهای استان خراسان جنوبی، اثر مثبت معناداری دارد.
نوسازی هویت حرفه ای دبیران تربیت بدنی: ارائه یک نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: ایجاد هویتی قوی، خود خواسته، مثبت و منسجم می تواند به موفقیت شغلی، سازگاری اجتماعی و سلامت روانی منجر شود. از طرفی، درس تربیت بدنی یکی از دروس مهم در مقاطع مختلف تحصیلی است و تکامل هویت حرفه ای دبیران تربیت بدنی به توفیق فعالیت های آموزشی این درس کمک شایانی خواهد کرد. بنابراین هدف این پژوهش، طراحی الگوی تکامل هویت حرفه ای دبیران تربیت بدنی با استفاده از نظریه داده بنیاد بود. روش شناسی پژوهش: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است و داده ها به صورت کیفی با روش داده بنیاد، براساس نمونه گیری هدفمند از نوع نظری و انجام 19 مصاحبه عمیق گردآوری شد و بر اساس روش پیشنهادی استراس و کوربین (2011) به صورت همزمان کد گذاری باز، محوری و گزینشی انجام و عوامل و شاخص ها دسته بندی شد و در نهایت مدل پارادایمی تحقیق ترسیم گردید. یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل تکامل هویت حرفه ای دبیران تربیت بدنی، دارای 26 مقوله اصلی و 77 مقوله فرعی در قالب شرایط زمینه ای، عوامل مداخله گر، عوامل علی، راهبردها و پیامدها است. همچنین بر اساس یافته ها راهبردهای توسعه بهره وری فنی و تخصصی دبیران تربیت بدنی، تقویت فرایندها و اقدامات انگیزشی، استقرار نظام مدیریت استعداد دبیران تربیت بدنی، بهینه سازی ساختار فیزیکی، توسعه تعاملات و ارتباطات با سازمان های ورزشی، تحقیق و توسعه در ورزش پایه، حاکمیت مدیریت دانش در تربیت بدنی آموزش و پرورش حاصل گردید. بحث و نتیجه گیری: در صورت بهره برداری مناسب از شرایط زمینه ای و دستیابی به عوامل علی و راهبردها، شکل گیری هویت حرفه ای دبیران تربیت بدنی و در نهایت، کیفیت بخشی تدریس درس تربیت بدنی توسعه خواهد یافت.
تحلیل و تبیین فلسفی هویت حرفه ای معلم بر اساس فلسفۀ تربیت اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تحلیل و تبیین هویت حرفه ای معلم براساس فلسفه تربیت اسلامی، با تأکید بر یافته های مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تربیت رسمی عمومی در جمهوری اسلامی ایران و نظریه عاملیت انسان (باقری، ۱۳۹۹) انجام شده است. مسئله اصلی پژوهش آن است که هویت حرفه ای معلم در منظومه فلسفه تربیت اسلامی چگونه معنا یافته و چه مؤلفه ها و سازوکارهایی در تکوین و تعالی آن نقش آفرین هستند؟ روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر رویکرد فلسفی- تحلیلی است. در پاسخ به مسئله پژوهش، ابتدا مؤلفه های کلیدی چون هویت، عاملیت، هویت جمعی و حرفه از منظر فلسفه تربیت اسلامی تحلیل شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که معلم براساس فلسفه تربیت اسلامی، فردی هویت مدار و تحول گرا در بستر موقعیت با توجه به ارزش های اصیل فرهنگی جامعه است. هویت حرفه ای معلم، به عنوان یکی از اقسام هویت جمعی ناظر به عمل معلمی، امری پویا، چند مؤلفه ای و ترکیبی از عناصر معرفتی، انگیزشی، ارادی و عملی است که در بستر موقعیت و درپی تلاش آگاهانه فرد شکل می گیرد که در آن، «حرفه» عملی است پیوندخورده با مبادی شناختی، میلی (گرایشی) و ارادی. تکوین و تعالی هویت حرفه ای معلم، ضمن رعایت اصل عاملیت معلم، براساس کسب شایستگی های مورد نیاز برای درک وی از موقعیت خویش و دیگران و تلاش برای اصلاح و ارتقاء آن در طول زندگی حرفه ای براساس نظام معیار اسلامی شکل می گیرد. همچنین مؤلفه های هویت حرفه ای معلم، شامل سه دسته عمومی، عام و خاص است. مؤلفه های عمومی شامل آن دسته از صفات و توانمندی ها است که به حرفه معلمی اختصاص نداشته و شایسته است عموم افراد جامعه واجد آنها باشند، هرچند احراز این مولفه ها را می توان و باید به عنوان پیش نیاز لازم برای ورود به حرفه معلمی دانست. مؤلفه های عام، ناظر به صفات و مهارت هایی است که همه معلمان لازم است در امر تربیت دارا باشند. مؤلفه های اختصاصی هویت حرفه ای معلم نیز شامل دانش و مهارت محتوایی معلمان در رشته تخصصی خاص خویش است. از ویژگی های تعریف حاضر، تأکید بر «هویت مداری»، «موقعیت مندی» و «عاملیت» معلم در عین تعامل ناهمتراز با متربیان و نیز گرانباری هویت حرفه ای معلم از میراث فرهنگی جامعه است که او را از صرفاً انتقال دهنده محتوای علمی، به کنشگری آگاه، اخلاقی و تحول آفرین در هویت متربیان، متناسب با موقعیت مبدل می سازد.
هویت حرفه ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی برنامه ریزی درسی : مطالعه پدیدارشناختی
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۱ بهار ۱۳۹۵ شماره ۲
47 - 72
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر هویت حرفه ای را از منظر تجارب مشترک بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی برنامه ریزی درسی در دانشگاه های کشور بررسی کرده است. هدف پژوهش، فراهم کردن فضائی برای شنیده شدن داستانهایی است که آنها از هویت حرفه ای شان درک و تجربه کرده اند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدار شناسی انجام پذیرفت. جامعه آماری شامل دانشجویان تحصیلات تکمیلی که مشغول تحصیل هستند و با رشته برنامه درسی آشنایی کامل دارند، می باشد. شرکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند از دانشکده های علوم تربیتی انتخاب شدند. به این منظور مصاحبه های نیمه سازمان یافته با 18 نفر از آنان انجام شد و جهت اطمینان از اعتبار، دقت و صحت داده ها ، ضمن بررسی و تایید سوالات مصاحبه توسط اساتید صاحب نظر، از روشهای مقایسه مکرر داده ها و معادل سازی تا اشباع داده ها استفاده شد. داده ها با روش پیشنهادی اسمیت ( 1995)مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. 4 مقوله اصلی 1- نقش فردی 2- پذیرش اجتماعی 3-ساختار رشته 4- هویت بخشی به رشته از این داده ها شناسائی شدند که هر کدام دارای چندین مضمون فرعی می باشند. باز تعریف نقش برنامه ریز درسی، حدود و ثغور رشته، نقش معلم و تمرکز زدایی در برنامه درسی چند عامل از مجموعه عوامل استتنتاجی از این پژوهش هستند که در کسب هویت حرفه ای دانشجویان تحصیلات تکمیلی برنامه ریزی درسی بر آنها تاکید شده است
تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیات علمی در پساکرونا با تأکید بر تدریس: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس صورت گرفت. این پژوهش با ماهیت عمل گرایی و رویکرد آمیخته از نوع اکتشافی متوالی انجام شد و داده های پژوهش طی دو مرحله (کیفی، کمّی) جمع آوری گردید. در بخش کیفی، نمونه گیری با استفاده از رویکرد هدفمند از نوع روش صاحب نظران کلیدی و معیار «اشباع نظری» با 21 نفر از اعضای هیئت علمی و خبرگان دانشگاهی مصاحبه بدون ساختار انجام گرفت. تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفت. در بخش کمّی به منظور جمع آوری داده ها پرسش نامه تدوین شده در اختیار گروه کانونی متشکل از 10 نفر از اعضای هیئت علمی قرار داده شد. برای تعیین ارتباط بین نشانگرها و دستیابی به الگوی ساختاری - تفسیری آن از روش مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که نشانگرهای هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس شامل اخلاق حرفه ای، رغبت و تمایل به یادگیری بیشتر، تغییر در باورها و نگرش نسبت به تدریس، به روز بودن، همراهی با فراگیران، حرفه ای گرایی مشارکتی، تغییر و تحول در شیوه های تدریس، حمایت عاطفی و علمی از سایر مدرسان در تدریس آنلاین، خودراهبری در یادگیری، سواد رسانه ای، شبکه سازی و همکاری، حضور فعال در رسانه های جمعی و بهره گیری از آن ها، روابط مربی گری، بهبود روابط اجتماعی، خودباوری و انعطاف پذیری بود. نتایج نشان داد استادان با پذیرش تغییرات و بهره گیری از فرصت های جدید می توانند هویت حرفه ای خود را در مسیر رشد و تطابق با شرایط جهانی تقویت نمایند. در نهایت، ایجاد فضای دوستانه و ارتباطات مثبت بین اعضای هیئت علمی منجر به فضایی خواهد شد که دانشجویان و اعضای هیئت علمی با همدیگر ارتباطات مثبت و احساس تعلق نسبت به محیط دانشگاه داشته باشند.
بررسی چالش ها و تسهیل گرهای رشد هویت حرفه ای مشاوران تازه کار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۵ شماره ۶۵
1 - 32
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی چالش ها و تسهیلگرهای رشد هویت حرفه ای مشاوران تازه کار بود و به این منظور از روش کیفی از نوع تحلیل مضمون استفاده شد. گردآوری داده ها با مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شده توسط پژوهشگر به دست آمد. نمونه گیری به صورت هدفمند ملاکی و با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی بوده و شرکت کنندگان واجد ملاک های ورود به پژوهش بودند. نتایج تحقیق در قالب 72 مضمون فرعی و 14 مضمون اصلی مشخص شد که نومشاوران با چالش هایی از قبیل چالش های مؤسسات مرتبط با حرفه، چالش های عملکردی ناشی از ناپختگی شغلی، چالش های روانشناختی در شروع کار و چالش وابسته کردن خودارزیابی به تأیید دیگران روبه رو بودند و در این گذار عواملی چون رهنمود اساتید، تسهیلگرهای دانشگاهی، بایسته های کنش یار آغازین، تعامل با همتایان حرفه ای، مولفه های فردی رشددهنده، مؤلفه های اکتسابی رشددهنده در حرفه ای شدن، بهبود فزاینده دانش و مهارت، تجربه گری شغلی، لزوم پایستگی تخصصی برای حرفه ای بودن و کاربست حرفه مشاوره در زندگی برای رشد هویت حرفه ای این نومشاوران کمک کننده بود.
طراحی الگوی توسعه هویت حرفه ای مهندسان بشر دوست: رویکرد فراترکیب نظریه ساز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶
51 - 75
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر طراحی الگوی توسعه هویت حرفه ای دانشجویان مهندسی، در مقام مهندسان بشردوست، است. پژوهش با رویکرد فراترکیب به بررسی جامع موضوع پرداخته و از مدل شش مرحله ای فینفگلد کانت (2018) بهره گرفته است. داده ها را با استفاده از تحلیل محتوای کیفی تحلیل کرده ایم. در مرحله ترکیب یافته ها، 71 کد باز استخراج شد که قابلیت های جهان وطنی، ارزش های اخلاقی دانشجویان، مهارت های تفکر سطح بالا و مهارت های پایه دانشجویان مهندسی را به عنوان پیشایندها؛ طراحی الگوی برنامه درسی در قالب بین المللی کردن برنامه های درسی، طراحی محتوای مبتنی بر رویکرد علمی انسانی، آموزش مهارت های تخصصی و آموزش اخلاق مهندسی را فرایند و درنهایت مسئولیت پذیری در قبال بشر و محیط زیست را پیامدهای توسعه حرفه ای دانشجویان بیان می کند. این مطالعه هویت حرفه ای مهندسی بشردوستانه را فراتر از ابعاد فنی می داند که به دنبال ایجاد تغییرات مثبت و پایدار در جامعه است. این رویکرد، با درنظرگرفتن ابعاد اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و اخلاقی، به دنبال طراحی و اجرای راه حل هایی است تا هم زمان به بهبود کیفیت زندگی، ایجاد برابری و توسعه پایدار جوامع، به ویژه در جوامع محروم، کمک کند.
تعارض هویت حرفه ای و جنسیتی؛ مقایسه ای میان دختران شاغل و تحصیل کرده ۲۵تا۳۵ساله تهرانی و استانبولی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر[1] جدال نقش سنتی زنانه در مواجهه با نقش های حرفه ای و شغلی جامعه مدرن در میان دختران ساکن در تهران و استانبول و چگونگی تاثیرات هویتی این فرآیند را در ترجیحات و انتخاب های زنان این دو جامعه که از نقاط مشترک تاریخی، فرهنگی، جغرافیایی و دینی برخوردارند، بررسی کرده است. پرسش آغازین این بود که دختران ایرانی و استانبولی شاغل و تحصیل کرده هویت خود را چگونه تعریف می کنند؟ چهارچوب نظری این تحقیق برگرفته از آرای ریچاردجنکینز و آنتونی گیدنز و نظریه نمایشی گافمن است. این پژوهش با توجه به ماهیت موضوع با روش ترکیبی انجام شد، در بخش کیفی مصاحبه های نیمه ساخت یافته با نمونه های مورد نظر شامل دختران شاغل و تحصیل کرده در رده سنی 25 تا 35سال در دو شهر تهران واستانبول انجام شد. سپس با استفاده از مفاهیم استخراج شده در بخش کیفی، پرسشنامه ای با 63سوال تنظیم، توزیع و داده ها گردآوری شد. با توجه به یافته های بخش کیفی و کمی این پژوهش دختران استانبولی و تهرانی تحصیل کرده بالاتر از 35سال در عرصه عمل میان زندگی خصوصی و زندگی عمومی شکافی از تنش و تناقض می بینند، چرا که کسب و حفظ استقلال، هدف بسیار مهمی در کنش های اجتماعی آنان در داخل و خارج از خانه است، اما بیشتر آنان نتوانسته اند بین هویت حرفه ای و هویت جنسیتی خود یکی را برگزینند، بلکه به رغم تضادهای موجود بین این دو هویت، آنان در تلاشند هر دو را در زندگی خود به طور همزمان به دست آورند. [1] . مقاله حاضر برگرفته از پایان نامه با همین عنوان برای رشته جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی گرمسار است.