ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۴۰۱ تا ۱٬۴۲۰ مورد از کل ۵۵۹٬۷۹۲ مورد.
۱۴۰۱.

شناسایی پیشران های فرایند حدنگاری (کاداستر) اراضی کشاورزی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۰
کاداستر اراضی کشاورزی یکی از ابزارهای کلیدی در مدیریت زمین و توسعه پایدار است که می تواند موجب شفاف سازی مالکیت، کاهش تعارضات حقوقی و بهبود بهره وری در بخش کشاورزی شود. چالش هایی همچون نبود داده های دقیق، ضعف قوانین و پیچیدگی های اداری مانع تحقق کامل این نظام در ایران هستند. در این پژوهش با هدف شناسایی پیشران های کلیدی و تحلیل آینده های محتمل کاداستر، از رویکرد آینده پژوهی و ابزار «ماتریس تأثیرات متقاطع» در نرم افزار MICMAC بهره گرفته شد. رویکرد تحقیق آمیخته بوده و با ترکیب داده های کمی و کیفی و استفاده از پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده انجام شده است. جامعه آماری شامل متخصصان حوزه های کشاورزی، منابع طبیعی، جغرافیا و فناوری اطلاعات بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. روایی ابزار با روش دلفی و نظر خبرگان و پایایی آن با انتخاب دقیق مشارکت کنندگان تأیید شد. نتایج نشان داد که پیشران های اثرگذار بر نظام کاداستر در چهار دسته اصلی جای می گیرند: فناورانه، نهادی-حقوقی، اقتصادی-اجتماعی و زیست محیطی. متغیرهایی نظیر «شفافیت مالکیت»، «هماهنگی نهادی»، «پیشرفت فناوری های مکانی» و «سرمایه گذاری در زیرساخت های دیجیتال» بیشترین قدرت اثرگذاری و حساسیت را دارند. بر این اساس، موفقیت اجرای کاداستر در گرو توسعه فناوری های نوین، اصلاح چارچوب های حقوقی، افزایش مشارکت اجتماعی، همکاری نهادی و بهره گیری از مزایای اقتصادی آن است. یافته ها بیانگر آن است که کاداستر صرفاً یک ابزار فنی نیست، بلکه سامانه ای چندبعدی است که تحقق آن نیازمند توجه هم زمان به ابعاد مختلف حکمرانی زمین می باشد.
۱۴۰۲.

واکاوی مفهوم مشارکت در بازآفرینی بافت های تاریخی مبتنی بر مرور نظام مند و تحلیل محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۶
در عصر حاضر، بازآفرینی به عنوان رویکردی نوین در حوزه حفظ و احیای بافت های تاریخی، جایگزین روش های پیشین شده است. یکی از تمایزات اساسی این رویکرد با سایر روش ها، تأکید بر مشارکت فعال و فراگیر ذی نفعان در فرایند بازآفرینی است. با این حال، تحقق مشارکت مؤثر و کارآمد مستلزم درک عمیقی از مفهوم و عملکرد آن در بازآفرینی است. از این رو، این پژوهش با هدف درک و شناسایی ساختار، عملکرد و اثرگذاری مشارکت در بازآفرینی بافت های تاریخی و شناسایی ابعاد اثربخشی آن انجام شد. این پژوهش در مرحله جست وجو و انتخاب منبع مبتنی بر روش مرور نظام مند چهارمرحله ای پریزما، طی جست وجو در پایگاه های استنادی برتر علمی با کلیدواژه های «بازآفرینی»، «بافت تاریخی» و «مشارکت»، ۶۳۵ منبع شناسایی نمود که از میان آن ها ۷۰ منبع برای پاسخ به پرسش اصلی پژوهش انتخاب گردید. سپس با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی، کدگذاری و استخراج مضامین، یافته ها به سه دسته ی ساختار، عملکرد و اثرگذاری مشارکت در بازآفرینی بافت های تاریخی دسته بندی گردید. ساختار شامل سه مقوله ی پویایی، انسجام و شمولیت؛ عملکرد شامل پنج مقوله ی بستر، عامل مؤثر، الزام قانونی شروع، سازوکار و تفاهم؛ و اثرگذاری در دو سطح شهروندی و سازمانی، هر یک با چهار بُعد اثربخشی، شناسایی شدند. نتایج نشان می دهد که برای بهره مندی حداکثری از عملکرد مشارکت با ویژگی های ساختاری یادشده، توجه به اثرگذاری آن ضروری است. اجرای صحیح مشارکت در سطح سازمانی، از طریق مدیریت ابعاد سیاسی، برنامه ریزی، فرهنگی و اقتصادی، زمینه ساز تحقق مشارکت در سطح شهروندی با ابعاد اجتماعی-سیاسی، اجتماعی-فرهنگی، کالبدی-محیطی، نهادی و سیاسی-اقتصادی خواهد شد.
۱۴۰۳.

بازخوانی انتقادی تقسیم بندی های جرم محال: مطالعه ای تطبیقی در کامن لا و حقوق کیفری ایران، عراق، مصر و اردن

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۱
جرم محال همچنان در بعد نظری از مسائل پیچیده و در مقام عمل از مشکلات دردسرساز حقوق کیفری است. نظریه پردازان برای منقح ساختن آن دسته از جرائم غیرممکنِ سزاوار مجازات، معیارهایی برای تقسیم بندی ارائه داده اند که رایج ترین آن ها، دو نوع تقسیم بندی است: تقسیم به مطلق و نسبی و تقسیم به قانونی و واقعی. دسته بندی اول در برخی کشورهای عربی رایج بوده و تقسیم دوم به طور گسترده در کامن لا پذیرش داشته است. سیستم حقوقی ایران نیز بر اساس آخرین تغییرات سال ۹۲ به تقسیم دوم متمایل است. سؤال مهم این است که کدام تقسیم بندی توانسته مبنای دقیق تری برای تفکیک انواع جرم محال ارائه دهد به گونه ای که بتوان ضمن تمییز مفهومی، تشخیص عملی مصادیق را روشن تر نمود تا از این رهگذر جرم محالِ قابل مجازات تعیین شود؟ این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی و با اتخاذ رویکردی انتقادی به نظریه ها، مثال ها و تعاریف مطرح در کامن لا و برخی کشورهای عربی، به این نتیجه رسیده است که تجربه قضایی و مثال های حقوقیِ ناسازگار نشان داده که هیچ کدام از این دو رویکرد نتوانسته تصویر روشنی از «جرم» محال ارائه دهد. هر کدام ازنظریه ها دچار اختلاط درونی و بیرونی هستند و هیچ کدام مبنای نظری روشنی برای تمییز ارائه نداده اند. تا زمانی که بتوان به مبنای دقیق تری در خصوص تقسیم ماهوی جرم محال رسید، شاید بهترین راهکار برای واکنش کیفری -به تبع برخی نویسندگان کامن لایی- این باشد که جرم محال را در صورتی قابل مجازات بدانیم که قصد مجرمانه به وضوح اثبات شود و اقدامات انجام شده فراتر از اعمال مقدماتی و حاکی از خطرناکی عینی باشد.
۱۴۰۴.

کنوز الحقایق فی رموز الدّقایق منظومه ای حکمی، عرفانی و اخلاقی از تاج الدّین حسین خوارزمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۵
کنوز الحقایق فی رموز الدّقایق یکی از آثار تاج الدّین حسین بن حسن خوارزمی (841-770ق) است. برای نخستین بار منظومه براساس تنها نسخه موجود از آن، نسخه کتابخانه طوبقابوسرای ترکیه به شماره 1465 تصحیح شد. خوارزمی کتاب را در پنج باب بنا نهاده و در هر باب مقالاتی آورده و در هر مقاله حکایاتی به فراخور مطلب بیان کرده است. این مثنوی در بحر متقارب و در 5295 بیت سروده شده است. موضوع آن عرفان، حکمت و اخلاق است. پژوهش حاضر با تکیه بر متن تصحیح شده مثنوی کنوز الحقایق تدوین شد. جستار حاضر به روش اسنادی -کتابخانه ای، به توصیف و تحلیل اثر پرداخته و هدف معرّفی کنوز الحقایق و نقض سخن برخی از معاصران درباره اثر است. برخی از معاصران کنوز الحقایق را شرح مثنوی شمرده اند. این تعبیر را نخستین بار سعید نفیسی به کار برده و به تبع او، دیگرانی نیز این اثر را شرح مثنوی شمرده اند؛ گرچه ذبیح الله صفا کتاب را یک مثنوی عرفانی می داند و نه شرح مثنوی. پس از تصحیح با بررسی دقیق کتاب کنوز الحقایق و مقایسه با جواهر الاسرار و کندوکاو در منابع نزدیک به عصر خوارزمی و نوشته های دوران معاصر، نتیجه قطعی این بود که: قدما از کنوز الحقایق به عنوان شرحی بر مثنوی یاد نکرده اند. این برداشت طی یک بازه زمانی حدوداً شصت ساله شکل گرفته است. در این جستار با ذکر دلایلی نشان داده شد که کنوز الحقایق شرح مثنوی نیست و خود مثنوی مستقلّی به شیوه مثنوی های سنایی، عطّار و مولوی است که شامل حکایاتی در عرفان، حکمت و اخلاق است که به درخواست مریدان خوارزمی سروده شده است.
۱۴۰۵.

نسبت سواد رسانه ای و نگرش به حقوق اجتماعی عادلانه: نمونه موردی زنان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه: تبدیل شدن به شهروند فعال، فرایندی پیچیده است که نیازمند برابری حقوقی گروه های اجتماعی یا حداقل احساس برابری با سایر شهروندان است. احساس برابری، انصاف، استقلال اقتصادی و رفع نیازهای اساسی، جوهره حقوق اجتماعی عادلانه را تشکیل می دهد و نگرش شهروندان به این حقوق، پایه عدالت اجتماعی است. رسانه ها به عنوان میانجی، نقش کلیدی در شکل دهی به این نگرش دارند و سواد رسانه ای، شامل مهارت های دسترسی، تجزیه وتحلیل، ارزیابی و مشارکت در محتوای رسانه ای، به عاملی تعیین کننده در این فرایند تبدیل شده است. در ایران، به ویژه در شهر مشهد با بافت فرهنگی-مذهبی خاص، نگرش زنان به حقوق اجتماعی عادلانه تحت تأثیر سواد رسانه ای و ارزش های مذهبی قرار دارد. این پژوهش با هدف بررسی رابطه سواد رسانه ای و نگرش به حقوق اجتماعی عادلانه در میان زنان شهر مشهد انجام شد. هدف اصلی این مطالعه، تحلیل رابطه سواد رسانه ای با نگرش به حقوق اجتماعی عادلانه (شامل استقلال اقتصادی، برابری، انصاف و رفع نیازهای اساسی) در میان زنان شهر مشهد است. اهداف فرعی شامل بررسی این رابطه در ابعاد مختلف حقوق اجتماعی عادلانه و تحلیل تفاوت های نگرش بر اساس متغیرهای جمعیت شناختی (سن، تحصیلات، درآمد، شغل و وضعیت تأهل) است.   روش: این پژوهش از روش پیمایشی با رویکرد توصیفی-همبستگی استفاده کرده است. جامعه آماری شامل زنان ساکن شهر مشهد (بیش از 1.5 میلیون نفر بر اساس سرشماری 1395) بود. نمونه ای 350 نفری با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای از 7 منطقه شهری (مناطق 1، 2، 5، 7، 9، 11 و 12) و 17 محله انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای با طیف لیکرت پنج گزینه ای بود که روایی محتوا و صوری آن توسط متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ (0.921 برای سواد رسانه ای و 0.935 برای نگرش به عدالت) تأیید شد. داده ها با نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند، شامل تحلیل توصیفی (میانگین و انحراف معیار)، همبستگی پیرسون، آزمون تی، ANOVA و تحلیل مسیر. یافته ها: نتایج نشان داد که سواد رسانه ای با نگرش به حقوق اجتماعی عادلانه رابطه مثبت و معناداری دارد (R² = 0.41). بعد رفتاری سواد رسانه ای (β = 0.40) بیشترین تأثیر را داشت، در حالی که مشارکت (β = 0.25)  کمترین اثر را نشان داد. همبستگی ها حاکی از ارتباط قوی بین بعد رفتاری و نگرش به عدالت (r = 0.70) بود. زنان جوان تر (18-35 سال) به دلیل تعامل با رسانه های دیجیتال، نگرش قوی تری به استقلال اقتصادی داشتند، در حالی که زنان بزرگسال (56-75 سال) به انصاف و رفع نیاز گرایش بیشتری نشان دادند. تحصیلات بالا و درآمد متوسط با نگرش به برابری مرتبط بودند و زنان متأهل نگرش قوی تری به انصاف و رفع نیاز داشتند. بافت فرهنگی-مذهبی مشهد، نگرش به انصاف و رفع نیاز را تقویت کرد.   نتیجه گیری: یافته ها با نظریه های رالز، فرکلاف، هال، بندورا و مید هم راستا بود و نشان داد سواد رسانه ای، به ویژه از طریق رفتار فعال و تحلیل انتقادی، نگرش به حقوق اجتماعی عادلانه را در زنان مشهدی تقویت می کند. ارزش های مذهبی مشهد، انصاف و رفع نیاز را پررنگ تر کرده و تفاوت هایی با مطالعات غربی نشان داد که بر فردگرایی تمرکز دارند. مقایسه با مطالعات داخلی نیز تأثیر بافت مذهبی مشهد را تأیید کرد. این پژوهش پیشنهاد می دهد برنامه های آموزشی سواد رسانه ای با ارزش های محلی هم راستا شوند و قوانین اجتماعی برای حمایت از نگرش عدالت محور بازنگری شوند. این مطالعه با تلفیق نظریه های غربی و بومی، چارچوبی نوین برای تحلیل سواد رسانه ای در بستر فرهنگی-مذهبی ارائه داد و تأثیر ارزش های جمعی را بر نگرش به عدالت برجسته کرد. بررسی تفاوت های جمعیت شناختی در این بستر، به غنای ادبیات عدالت اجتماعی افزود. 
۱۴۰۶.

جایگاه و کاربرد حق انتقال داده های شخصی در حقوق رقابت پلتفرم های دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۶۷
مقدمه: زمانی که کاربران پلتفرم های دیجیتال قصد مهاجرت به پلتفرم جدیدی را داشته باشند، با هزینه هایی در زمان مهاجرت یا «چندمنزلی» مواجه می شوند که فقدان دسترسی کاربر مهاجر به داده های شخصی خود در پلتفرم جدید، یکی از بارزترین این هزینه ها است. از آنجاکه این هزینه جایگزینی، رقابت با پلتفرم های پیشگام را برای سکوهای نوپا دشوار می کند در سالیان اخیر حقی تحت عنوان «حق انتقال داده های شخصی» مورد توجه سیاست گذاران رقابتی قرار گرفته است. در ایران نیز این حق در سال ۱۳۹۹ در سند «سیاست ها و الزامات کلان حمایت از رقابت و مقابله با انحصار سکوهای فضای مجازی» شناسایی شده است. سؤال اصلی مقاله حاضر این است که آیا حق انتقال داده های شخصی در عمل می تواند ابزاری برای افزایش رقابت میانْ پلتفرمی باشد؟ و در صورت منفی بودن پاسخ، چه راهکارهایی را می توان برای افزایش کارایی حق انتقال داده ها در حقوق رقابت سکوهای فضای مجازی به قانونگذار پیشنهاد داد؟ روش : این مقاله می کوشد تا با روش توصیفی-تحلیلی به سؤال فوق پاسخ دهد..   یافته ها: نتایج مطالعه نشان می دهد در حال حاضر رژیم انتقال پذیری داده های شخصی با سه مانع برای افزایش رقابت در بازارهای پلتفرمی ایران مواجه است: مانع نخست، محدودیت قانونی پلتفرم ها و کاربران مهاجر در اجرای کامل حق انتقال داده های شخصی به دلیل تعارض این حق با حریم خصوصی کاربران ثالث پلتفرم است. برای مثال، در سکوی «اینستاگرام» اطلاعاتی که برای کاربر مهاجر اهمیت دارد فقط داده های شخصی متعلق به خود وی نیست بلکه داده های ایجادشده توسط دوستان و دنبال کنندگان کاربر که به نحوی با او ارتباط دارند (نظیر پسندها و نظرات ایشان) را نیز دربرمی گیرد. در مثالی دیگر، فروشندگان فعال در سکوی «دیجی کالا» در زمان مهاجرت به پلتفرم دیگر، هم قصد جابجایی داده های خود مثل تصاویر و توضیحات کالاها را دارند و هم انتقال داده های مشتریان خود نظیر بازخوردها و نظرات مثبت ثبت شده در مورد کالاها را مدنظر قرار می دهند. این در حالی است که انتقال داده های شخصی متعلق به اشخاص ثالث (در فروض فوق، دوستان کاربر در پلتفرم اینستاگرام و مشتریان فروشنده در سکوی دیجی کالا) با محدودیت های قوانین حفاظت از داده های شخصی مواجه است؛ محدودیتی که منشأ قانونی آن ماده ۵۹ قانون تجارت الکترونیکی و بندهای ۱-۱ و ۲-۱ دستورالعمل بهبود حفاظت از حریم خصوصی کاربران سکوهای فضای مجازی است. مانع دوم، اطلاق بند ۳ ماده ۴ سند «سیاست ها و الزامات کلان حمایت از رقابت و مقابله با انحصار سکوهای فضای مجازی» و مکلف کردن تمامی پلتفرم های دیجیتال فعال در ایران به ایجاد فرایند انتقال داده ها است که هزینه هایی غیرضروری به سکوهای نوپا و فاقد قدرت بازاری تحمیل می کند و خود می تواند به مانع ورود به بازار سکوها مبدل شود. سومین و آخرین مانع، احتمال پیش بینی حق مؤلف یا حقوق قراردادی برای مالک پلتفرم نسبت به داده های کاربران است که در صورت پیش بینی در شرایط استفاده از سکو می تواند انتقال داده های کاربران مهاجر را منوط و موکول به موافقت پلتفرم مشروطٌ له کند.   نتیجه گیری: در راستای افزایش کارایی حق انتقال داده های شخصی در حقوق رقابت پلتفرم های دیجیتال، پیشنهادهایی در این مقاله به قانونگذار حقوق رقابت ایران ارائه شده است: اول آنکه سکوهای تازه تأسیس و جدید، در بدو فعالیت خود معاف از اجرای رژیم انتقال پذیری داده های شخصی باشند؛ اما پس از گذشت دو سال از فعالیت یا تا زمان رسیدن سکو به وضعیت اقتصادی مسلط بنا بر تشخیص شورای رقابت (هر کدام از دو موعد که زودتر فرا برسد) مالک سکو مکلف به پیاده سازی ابزار جابجایی داده ها برای کاربران دانسته شود. دوم آنکه در خصوص سکوهایی که مشمول تکلیف جابجایی پذیری داده ها هستند، تکلیفی ایجاد شود تا در محیط کاربری پلتفرم، فرایند شفاف و سهلی برای اعلام رضایت کاربران نسبت به انتقال داده های خود توسط مخاطبان ایشان پیش بینی کنند؛ به نحوی که کاربر سکو بتواند به مخاطبان خود (دنبال کنندگان یا پیوندها) اجازه دهد تا داده های شخصی مرتبط با مخاطب (اما ایجادشده توسط کاربر) را به پلتفرم های دیگر انتقال دهند و در پلتفرم های رقیب نیز به آن داده ها دسترسی داشته باشد. سوم آنکه قانونگذار، توافقات سکوها با کاربران در خصوص مالکیت یا تعلق حق انحصاری بهره برداری از داده ها به مالک سکو را از حیث احتمال تعلیق حق انتقال داده های شخصی، بلااثر و غیرقابل استناد تشخیص دهد. با وجود این، نباید از یاد برد که توافقات یادشده می بایست کماکان از دیگر جهات و به ویژه در مقابل اشخاص خَزِش کننده داده ها، قابل استناد و لازم الاجرا شناسایی شود تا از وقوع مصادیق رقابت غیرمنصفانه در میان مالکان پلتفرم ها جلوگیری گردد.
۱۴۰۷.

مسئولیت مدنی شرکت های صنعتی در قبال خسارات زیست محیطی؛ مطالعه موردی شرکت نیشکر هفت تپه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۱۱۰
این پژوهش به بررسی مسئولیت زیست محیطی شرکتهای بزرگ صنعتی در ایران با تمرکز بر مطالعه موردی شرکت نیشکر هفت تپه پرداخته است .یافته ها نشان میدهد که چارچوب سنتی مسئولیت مدنی در ایران، مبتنی بر قواعدی چون اتلاف، تسبیب و ضمان، در مواجهه با خسارات زیست محیطی گسترده و جمعی کارایی محدودی دارد. مقایسه تطبیقی با نظامهای حقوقی اتحادیه اروپا و ایالات متحده نشان میدهد که این کشورها با پذیرش مفاهیم نوین مانند مسئولیت بدون تقصیر، مسئولیت پیشگیرانه و جبران خسارت اکولوژیک، توانسته اند پاسخگویی شرکتها را تقویت کنند و عدالت زیست محیطی را محقق سازند. مطالعه موردی هفت تپه نشان داد که این شرکت با آلودگی آب، خاک و هوا، تهدید تنوع زیستی و بحرانهای بهداشتی، نمونهای بارز از خلأهای قانونی و نهادی در ایران است. بر این اساس، برای ارتقاء پاسخگویی زیست محیطی شرکتها در ایران، اصلاحات تقنینی، ایجاد دادگاههای تخصصی محیط زیست، طراحی سازوکارهای نظارت مشارکتی، پیشبینی نظام جبران خسارت جمعی و الزام به بازسازی اکولوژیک ضروری است. چنین اصلاحاتی میتواند زمینه تحقق عدالت زیست محیطی، افزایش اعتماد عمومی و حرکت به سمت توسعه پایدار را فراهم کند.
۱۴۰۸.

ارزیابی ریسک زیستگاهی پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان با استفاده از مدل InVEST(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۵
پلنگ ایرانیPanthera pardus saxicolor) ) به عنوان یکی از گونه های کلیدی گوشتخوار در اکوسیستم های ایران، نقش مهمی در حفظ تعادل اکوسیستم ها ایفا می کند. این گونه با تهدیدات متعددی از جمله تخریب زیستگاه، شکار غیرمجاز، کاهش طعمه های طبیعی و فشار ناشی از توسعه انسانی مواجه است. پارک ملی گلستان، به عنوان یکی از زیستگاه های کلیدی پلنگ، در سال های اخیر تحت تأثیر عوامل انسانی مانند گسترش زمین های کشاورزی، افزایش دامداری، عبور جاده ها و گسترش روستاها قرار گرفته است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل مناطق حساس زیستگاهی پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان و بررسی تأثیر عوامل انسانی بر زیستگاه این گونه، از مدل اینوست (InVEST) بهره گرفته است. در این مطالعه، چهار تهدید انسانی کلیدی از قبیل زمین های کشاورزی، نزدیکی روستاها، چرای دام و جاده هاشناسایی شد.  نتایج نشان داد که جاده ها و مسیرهای دسترسی با درصد ریسک تجمعی 8/15 درصد و پیامد بالا (26/2)، بیشترین اثر منفی را بر زیستگاه دارند و به عنوان یکی از عوامل اصلی گسست زیستگاهی شناخته می شوند. این گسست، زیستگاه های پیوسته را به قطعات جداگانه تبدیل کرده و جابه جایی ایمن پلنگ را محدود می کند. همچنین چرای بیش از حد دام با 56/12 درصد ریسک منجر به تخریب پوشش گیاهی و کاهش منابع غذایی طعمه های طبیعی پلنگ، نظیر کل و بزمی شود. زمین های کشاورزی با تخریب زیستگاه طبیعی و افزایش تعامل انسان و حیات وحش، پیامدهای جدی بر زیستگاه دارند، در حالی که نزدیکی روستاها با 41/6 درصدریسک، تعارضات انسان و حیات وحش را افزایش داده و خطر شکار پلنگ توسط جوامع محلی برای محافظت از دام ها را بیشتر می کند. نتایج این پژوهش نه تنها بر اهمیت حفظ زیستگاه های طبیعی تأکید دارد، بلکه زمینه ای مستحکم برای تدوین راهکارهای مدیریتی و برنامه ریزی مؤثر در جهت حفاظت از گونه های در معرض خطر انقراض فراهم می آورد.
۱۴۰۹.

تحلیل تاثیر فعالیت های انسانی و خصوصیات باد بر وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی ریگزارها (مطالعه موردی: ریگزارهای استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۴
ریگزارها به مجموعه ای از تپه های ماسه ای اطلاق می شود که در شکل و اندازه های مختلفی هستند. یکی از خصوصیات ریگزارها، دینامیک فعال آن ها است که به عنوان یک تهدید جدی برای نواحی سکونتگاهی و فعالیت های انسانی محسوب می شود. ریگزارهای استان سیستان و بلوچستان دارای تنوع مورفولوژی بالایی هستند و از نظر دینامیکی نیز وضعیت فعالی دارند، به همین دلیل در این پژوهش به بررسی وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی آن ها پرداخته شده است. این تحقیق بر مبنای روش های سنجش از دوری و اطلاعات آماری بوده است. در این تحقیق از تصاویر ماهواره ای و اطلاعات آماری مربوط به سرعت و جهت بادهای منطقه به عنوان مهم ترین داده های تحقیق استفاده شده است. همچنین نرم افزارهای ArcGIS و WRplot ، مهم ترین ابزارهای تحقیق بوده است. در این تحقیق ابتدا به بررسی وضعیت مورفولوژیکی و دینامیکی تپه های ماسه ای پرداخته شده است و سپس ارتباط آن با سرعت و جهت بادهای منطقه و همچنین فعالیت های انسانی تحلیل شده است. نتایج این تحقیق نشان داده است که از مجموع 1068 کیلومترمربع ریگ سیستان، حدود 60 درصد از آن را تپه های ماسه ای عرضی ساده دربرگرفته است و با توجه به اینکه میانگین حرکت تپه های ماسه ای این ریگ بین 2 تا 90 متر (در طی سال های 2005 تا 2020) بوده است، بنابراین از نظر دینامیکی نیز دارای وضعیت فعالی است. همچنین نتایج آنالیز بادهای منطقه نشان داده است که در مناطق شمالی ریگ سیستان دارای بالاترین میانگین سرعت باد هستیم ولی به دلیل اینکه تپه های ماسه ای توسط فعالیت های انسانی ثبیت شده است، دارای کم ترین میزان حرکت بوده اند اما تپه-های ماسه ای مناطق جنوبی به دلیل پوشش گیاهی کم تر و نبود موانع ژئومورفولوژیکی، دارای حرکت بیش تری بوده اند.
۱۴۱۰.

نقش هوانوردی عمومی در ایجاد گردشگری شهری پایدار جزیره کیش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۹
هدف این پژوهش، تبیین نقش چندوجهی هوانوردی عمومی (GA) در توسعه گردشگری شهری پایدار جزیره کیش و تدوین مدلی مفهومی برای آن بود. این تحقیق با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین (1998) انجام شد. اعتباریابی یافته های این پژوهش از طریق چهار معیار ارزیابی گوبا و لینکلن، خودبازبینی محقق و توافق بین دو کدگذار تأیید گردید. جامعه آماری، اساتید دانشگاهی، مدیران ارشد صنعت گردشگری و مدیران سازمان هواپیمایی و هوانوردی عمومی و هتلداران جزیره کیش در 1404 می باشند که از میان آن ها نمونه ای هدفمند با مصاحبه با 18 نفر تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب گردید. بر اساس یافته های پژوهش، طبق کدگذاری در نرم افزار MAXQDA، مجموعاً 31 مفهوم اصلی و 125 کد نهایی استحصاء گردید. یافته ها نشان می دهد که پدیده محوری «هوانوردی عمومی» نه صرفاً به عنوان یک ابزار حمل ونقل، بلکه به مثابه یک محرک توسعه ای عمل می کند که از طریق شش بعد کلیدی (ارتقای دسترسی تخصصی، توانمندسازی زیرساختی، پایداری زیست محیطی، یکپارچگی اجتماعی-سیاستی و بازآفرینی اقتصادی) گردشگری پایدار را قوام می بخشد. مدل نهایی تبیین می کند که گذار از وضعیت موجود به پیامدهای مطلوب (مانند رقابت پذیری بین المللی مقصد و حکمرانی نوآورانه) مستلزم اتخاذ راهبردهای هفت گانه ای با تمرکز بر «عملیات سبز» و «اصلاحات نهادی» است. نتایج این پژوهش تأیید می کند که هوانوردی عمومی قادر است با کاهش فشار بر زیرساخت های حمل ونقل انبوه و ایجاد تجربه های گردشگری با ارزش افزوده بالا، توازن میان توسعه اقتصادی و الزامات زیست محیطی جزیره کیش را برقرار سازد.
۱۴۱۱.

تأثیر ذهن آگاهی، بهزیستی و دل بستگی به مکان بر وفاداری گردشگر، مطالعه موردی: موزه های کاخ چهل ستون و کلیسای وانک اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۶
طی چند دهه اخیر، با ورود مباحث روانشناسی در گردشگری، محققان این حوزه، بهزیستی گردشگر و بازدیدکننده را در مقصدی نظیر موزه موردتوجه قرار دادند. چراکه موزه ها به عنوان مراکز تجربه و پربازدیدترین جاذبه های گردشگری فرهنگی توانایی خود را در تأثیرات اجتماعی بلندمدت ثابت کرده و به ارائه تجربیاتی پرداختند که می تواند به افزایش بهزیستی بازدیدکنندگان کمک کند. هدف از تحقیق حاضر، درک روابط بین بهزیستی، ذهن آگاهی، دل بستگی به مکان و وفاداری بازدیدکنندگان با نقش میانجی گری تجربه شیفتگی در بازدید از موزه است. بدین منظور برای بررسی ارتباط بین عوامل، پرسشنامه در بین گردشگران دو موزه چهل ستون و کلیسای وانک شهر اصفهان پخش و بر اساس جدول هیر و همکاران (2014) 290 پرسشنامه قابل تحلیل جمع آوری شد. برای سنجش پایایی از آلفای کرونباخ به کمک نرم افزار spss استفاده شده است. آزمون فرضیه ها نیز با استفاده از روش معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی به کمک نرم افزار pls مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن است که رابطه مثبت و معنادار بین ذهن آگاهی و حس بهزیستی گردشگر در موزه با ضریب تأثیر 3/42 درصد وجود دارد. همچنین تجربه شیفتگی نقش میانجی گر بین رابطه بین ذهن آگاهی و حس بهزیستی گردشگر با ضریب مسیر 5/21 درصد دارد. یافته ها نشان داد بین حس بهزیستی گردشگر با دل بستگی به مکان با ضریب تأثیر 8/60 درصد و بین دل بستگی به مکان و وفاداری با ضریب تأثیر 3/53 درصد رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. یافته های این پژوهش می تواند بر مدیریت موزه ها به سمت پویایی و توسعه گردشگری بهزیستی مؤثر باشد.
۱۴۱۲.

کاربست مدل نرو- فازی در تحلیل عوامل مؤثر بر سلامت اجتماعی خانوارهای روستایی پیرامون شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۸
روستاهای پیراشهری زنجان با چالش هایی نظیر مهاجرت، کمبود امکانات زیستی و اشتغال غیررسمی مواجه شده اند که بر سلامت اجتماعی ساکنان تأثیر گذاشته است. این پژوهش باهدف بررسی وضعیت سلامت اجتماعی خانوارهای این روستاها و شناسایی عوامل مؤثر بر آن انجام شد. مطالعه از نوع کاربردی و با ماهیت توصیفی - تحلیلی بود. داده ها از طریق روش های کتابخانه ای و میدانی (پرسش نامه) گردآوری شدند. جامعه آماری شامل بیست روستا در شعاع 20 کیلومتری شهر زنجان با 3047 خانوار بود. هشت روستا با روش نمونه گیری احتمالی (قرعه کشی) انتخاب شدند و با استفاده از فرمول کوکران (با خطای 05/0) 384 خانوار به عنوان نمونه تعیین شدند. برای تحلیل داده ها از آزمون تی تک نمونه ای و مدل نرو-فازی استفاده شد. یافته ها نشان داد که عامل اقتصادی با ورودی 14/12 و خروجی 29/14 بیشترین تأثیر را بر سلامت اجتماعی داشت. عامل اجتماعی با ورودی 77/10 و خروجی 32/12 در رتبه دوم قرار گرفت و اثر مثبت قابل توجهی نشان داد. عامل فردی با ورودی 16/8 و خروجی 61/8 تأثیر کمتری نسبت به عوامل اقتصادی و اجتماعی داشت. عامل کالبدی-زیست محیطی با ورودی 9/7 و خروجی 14/8 کمترین اثر را بر سلامت اجتماعی ساکنان داشت. این نتایج بر اهمیت عوامل اقتصادی و اجتماعی در تقویت سلامت اجتماعی تأکیددارند و می توانند به سیاست گذاری های منطقه ای برای بهبود کیفیت زندگی کمک کنند. پیشنهاد می شود برنامه هایی برای تقویت اشتغال پایدار و روابط اجتماعی طراحی شود.
۱۴۱۳.

تحلیل عدم قطعیت های توسعه شهری با رویکرد آینده پژوهی و سناریو نویسی فضایی (مطالعه موردی؛ شهر خرمشهر)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۵
توسعه شهری در شهرهای مرزی و آسیب دیده از جنگ با سطوح بالایی از عدم قطعیت های ساختاری، اقتصادی، اجتماعی و فضایی مواجه است که برنامه ریزی خطی و کوتاه مدت قادر به پاسخ گویی به آن ها نیست. شهر خرمشهر به عنوان یکی از مهم ترین شهرهای مرزی جنوب غرب ایران، در دهه های اخیر با چالش های پیچیده ای در مسیر توسعه شهری روبه رو بوده است که ریشه در شرایط ژئوپلیتیکی، تحولات اقتصادی، ضعف زیرساخت ها و ناپایداری های محیطی دارد. هدف پژوهش حاضر تحلیل عدم قطعیت های مؤثر بر توسعه شهری خرمشهر و تدوین سناریوهای فضایی آینده با استفاده از رویکرد آینده پژوهی و تحلیل های آماری پیشرفته است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش شناسی ترکیبی از روش های کمی و تحلیلی است. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه محقق ساخته و با مشارکت متخصصان حوزه جغرافیای شهری، برنامه ریزی شهری و مدیریت شهری گردآوری شده است. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزار SPSS و استفاده از آزمون های آماری شامل تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی و مدل سازی معادلات ساختاری انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که عدم قطعیت های اقتصادی، نهادی و ژئوپلیتیکی بیشترین تأثیر را بر آینده توسعه فضایی خرمشهر دارند. بر اساس پیشران های کلیدی شناسایی شده، سه سناریوی فضایی شامل سناریوی توسعه پایدار بندری، سناریوی تداوم وضعیت موجود و سناریوی افول فضایی تدوین شده است. یافته های پژوهش می تواند به عنوان مبنایی علمی برای تصمیم گیری راهبردی و سیاست گذاری توسعه شهری در شرایط عدم قطعیت مورد استفاده قرار گیرد.
۱۴۱۴.

بررسی ارتباط بین الگوهای رودباد و فرین های دمایی سرد در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۶
فرین های دمایی سرد علاوه بر آسیب به بخش های انرژی، کشاورزی و محیط زیست، می تواند زندگی جانداران را به خطر بیندازد. از اینرو بررسی و شناخت این مخاطره و الگوهای جوی به وجودآوردنده آن به منظور درک بهتر و پیش بینی مناسب ضروری به نظر می رسد. رودبادهای تراز بالایی وردسپهر از عوامل مهم کنترل کننده و محرک دماهای فرین سطح زمین هستند. به منظور بررسی ارتباط بین فرین های سرد و رودبادهای تراز بالایی وردسپهر، از داده های دمای30 ایستگاه هواشناسی و داده های بازتحلیل باد تراز 300 هکتوپاسکال پایگاه ECMWF در بازه زمانی 32ساله استفاده شده است. ابتدا داده های شبکه ای رودباد با به کارگیری روش شبکه عصبی خودسامان-دهنده (SOM) خوشه بندی شد. سپس فراوانی رویدادهای فرین سردِ هر دسته، محاسبه و الگوهای سینوپتیکی مربوطه تحلیل گردید. نتایج تحقیق نشان داد با توجه به روند افزایشی میانگین دمای هوای کشور بین سال های 1992 تا 2023، میانگین فراوانی رویدادهای فرین سرد کاهش یافته است. بیشترین فراوانی فرین های سرد در شرایطی رخ داده است که رودبادهای قوی در کشور حاکمیت داشته اند. این رودبادها حاصل ادغام دو رودباد جبهه قطبی و جنب حاره بوده و غالباً در ماه های سرد سال اتفاق افتاده اند. در مورد درصد کمی از رویدادهای فرین سرد که در فصل های پاییز و بهار پرتکرار بوده اند، الگوهای تراز 300 هکتوپاسکال نشان دهنده نبود رودباد قوی می باشد.
۱۴۱۵.

نقش ارزش های ملی در قدرت نرم و امنیت ملی ایران(مطالعه موردی: رقابت ژئوپلیتیک ایران و ترکیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۸
در منظومه پیچیده روابط بین الملل، قدرت نرم به عنوان یکی از شاخه های مهم مفهوم قدرت، به مثابه مؤلفه ای تعیین کننده در تعمیق نفوذ راهبردی، ژئوپلیتیک و تأمین امنیت ملی کشورها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این مقاله با تمرکز بر ارزش های ملی به عنوان متغیر مستقل محوری، به واکاوی نقش این ارزش ها در تقویت قدرت نرم و در نتیجه، ارتقای امنیت ملی ایران می پردازد. پژوهش حاضر، این نقش را در چارچوب رقابت ژئوپلیتیک ایران با ترکیه به عنوان یک مطالعه موردی بررسی می کند. با توجه به سرمایه گذاری گسترده و فعال آنکارا در عرصه قدرت نرم، پرسش اصلی این است که استفاده ایران از مؤلفه های ملیِ قدرت نرم خود از جمله زبان و ادبیات فارسی و میراث تاریخی و تمدنی، به عنوان بخشی از منابع راهبردی غیرمادی برای تولید و قدرت نرم، چه تأثیری بر امنیت ملی ایران و به ویژه در رقابت های ژئوپلیتیک آن با ترکیه خواهد داشت؟ فرضیه مورد سنجش به این شرح است که استفاده هوشمندانه از این سرمایه های هویتی، نه تنها می تواند جایگاه رقابتی و موازنه ای ایران را در عرصه فرهنگی و تمدنی در مناطق حیاتی مانند قفقاز و آسیای مرکزی ارتقا بخشد، بلکه می تواند از طریق ایجاد جذابیت و مشروعیت، به افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی و تحکیم پایه های امنیت ملی در برابر رقبای منطقه ای مانند ترکیه منجر شود. این تحقیق با اتخاذ روشی تحلیلی-تبیینی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و اسنادی انجام شده است. یافته های آن می تواند چارچوبی مفهومی برای تدوین راهبردهای هوشمندانه تر در سیاست خارجی و دیپلماسی فرهنگی ایران در رقابت با بازیگران منطقه ای فراهم آورد.
۱۴۱۶.

منازعه ترکیه و اسرائیل در سوریه پسا اسد: از رقابت ژئوپلیتیکی تا برخورد منافع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۰
چشم انداز ژئوپلیتیکی خاورمیانه از منظر تاریخی، بیانگر اتحادهایی موقتی، سیال و معامله ای بوده است. واقعیت های حاکم بر نظام خاورمیانه غالباً تصویری از اتحادهای تاکتیکی را به نمایش می گذارد. بحران سوریه، از آغاز شعله ور شدن تا سقوط دولت بشار اسد، آزمونی جامع و روزآمد از ماهیت موقتی و مقطعی اتحادها در خاورمیانه را نشان می دهد. اسرائیل و ترکیه که در دوران دولت پیشین به ظاهر یک محور منطقه ای را برای تضعیف قدرت ایران و سرنگونی رژیم اسد شکل داده بودند، با سقوط رژیم در سال 2024 و به دلیل چشم اندازهای استراتژیک، جاه طلبی های متفاوت، الزامات سیاسی داخلی و محاسبات استراتژیک جدید، به محور تضاد و تقابل تبدیل شدند. هدف این مقاله، نمایش ماهیت تعارض آمیز منافع و ترجیحات ترکیه و اسرائیل در پرتو تحولات سوریه پسا اسد و تغییرات شکل گرفته در موازنه ژئوپلیتیکی منطقه است. سوال اصلی این است که چه عاملی ترکیه و اسرائیل را به سمت اتخاذ راهبردهای تعارض آمیز در سوریه پسا اسد سوق داده است؟ بر اساس فرضیه مطرح شده، تلاش ترکیه و اسرائیل برای تغییر موازنه قدرت در منطقه، ناشی از تغییرات ژئوپلیتیکی به وجود آمده از سقوط دولت بشار اسد، عامل اصلی در اتخاذ راهبردهای تعارض آمیز دو کشور در سوریه بوده است. یافته ها نشان می دهند که تغییرات ژئوپلیتیکی منطقه، اتخاذ راهبردهای متضادی را از سوی ترکیه و اسرائیل در سوریه به وجود آورده است که در دیدگاه های متضاد نسبت به ماهیت و شکل نظام سیاسی آینده، برخورد با اقلیت های سوری، حضور نظامی و رقابت های کریدوری خود را نشان می دهد.
۱۴۱۷.

ارزیابی اثر تغییرات کاربری اراضی بر موفولوژی رودخانه و پیامدهای آن بر تشدید خطر سیلاب (مطالعه موردی: رودخانه قره سو، اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۵
این پژوهش به بررسی تاثیر تغییرات کاربری اراضی بر مورفولوژی مجرای رودخانه قره سو و پیامدهای ناشی از آن می پردازد. استخراج نقشه کاربری اراضی بر اساس تصاویر ماهواره ای Landsat (2005) و Sentinel-2 (2024) صورت گرفته است. در ادامه تاثیر این تغییرات بر عرض رودخانه، مساحت بستر رودخانه و نیز جابجایی خط مرکزی رودخانه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که در طی 19 سال اخیر وسعت کاربری کشاورزی در محدوده دشت سیلابی رودخانه (برای مثال بازه اول 116 هکتار، بازه دوم 252 هکتار و بازه سوم 203 هکتار) افزایش داشته است که این موضوع نشان دهنده پیش روی فعالیت های کشاورزی به بخش های حریم و حتی بستر فعال رودخانه قره سو بوده است. همچنین نتایج بررسی تغییرات عرض رودخانه قره سو در 38 مقطع عرضی انتخابی در طول مسیر رودخانه، کاهش عرض رودخانه در طی 19 سال اخیر را به طور واضح نمایان ساخت. اندازه گیری های انجام شده بر روی این 38 مقطع عرضی نشان داد که بیشترین فراوانی عرض رودخانه قره سو در سال 2005 نزدیک 13 متر و همچنین بیشترین فراوانی عرض رودخانه در سال 2024 نزدیک 4 متر بوده است. براین اساس این تغییرات بیانگر وقوع تنگ شدگی شدید در بستر رودخانه بوده که پیامد آن، کاهش ظرفیت عبور جریان های سطحی است. در نتیجه، احتمال بروز سیلاب های مخرب و افزایش آسیب پذیری اراضی کشاورزی حاشیه رودخانه در آینده به طور قابل توجهی افزایش خواهد یافت. از این رو لزوم توجه به تغییرات کاربری اراضی در دشت سیلابی رودخانه قره سو و تدوین برنامه ای جامع برای مدیریت مداخلات انسانی در محدوده حریم و بستر این رودخانه، می بایست در زمره اولویت های اصلی نهادهای ذی ربط قرار گیرد.
۱۴۱۸.

خوانش چارچوب نظری آشوب- پیچیدگی در حکمروایی خوب شهری (نمونه موردی: شهر سنندج)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۹
شهرهای امروزی به مثابه سامانه های پیچیده و پویا، نیازمند رویکردهای تحلیلی نوینی هستند که از محدودیت های مدل های خطی فراتر روند. پژوهش حاضر در ادامه مطالعه پیشین نویسندگان و با هدف کاربست نظریه آشوب-پیچیدگی در حکمروایی خوب شهری سنندج پرداخت. پرسش محوری این مطالعه آن بود که مؤلفه های کلیدی نظریه آشوب-پیچیدگی، از جمله خودسازمان دهی، پویایی های غیرخطی و حساسیت به شرایط اولیه ، چگونه می توانند در مواجهه با چالش های ملموس مدیریت شهری سنندج، به ابزارهای کارآمد سیاست گذاری تبدیل شوند؟ روش پژوهش سناریونویسی پویا و استفاده از مدل سازی تعاملات پیچیده نهادی بود، یافته ها نشان داد، شاخص های مدل الگوی پارادایم حکمروایی خوب شهری سنندج، ضمن پوشش شاخص های جهانی حکمروایی خوب شهری، دو مزیت کلیدی تناسب بیشتر با ویژگی های محلی و قابلیت مدیریت بهتر پویایی های غیرخطی شهری را داشتند. در این راستا با به کارگیری روش سناریونویسی، امکان سنجی و پیامدهای کاربرد این نظریه در حکمروایی خوب شهری تحلیل شده است. یافته ها نشان داد شاخص های مدل توسعه یافته برای سنندج، ضمن پوشش شاخص های جهانی حکمروایی خوب شهری، دو مزیت کلیدی تناسب بیشتر با ویژگی های محلی و قابلیت مدیریت بهتر پویایی های غیرخطی شهری را داشتند. نتایج نشان داد این پژوهش نه تنها الگویی پیشنهادی برای شهر سنندج ارائه می دهد، بلکه چارچوبی انعطاف پذیر برای شهرهای با شرایط مشابه طراحی می کند که می تواند تصمیم گیران شهری را با نوآوری در حل مسائل و مدیریت عدم قطعیت های ذاتی سامانه های شهری یاری رساند.
۱۴۱۹.

جایگاه شهرهای جدید و مسکن قابل استطاعت در تعادل بخشی به مسکن شهری (نمونه مورد مطالعه: شهر جدید سهند)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۵۰
یکی از شیوه های فائق آمدن بر مشکلات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی موجود در کلان شهرها طراحی، ایجاد و توسعه شهرهای جدید در حوالی آنهاست. در این راستا پرداختن به موضوع مسکن قابل استطاعت، با هدف بهبود زندگی خانواده های کم درآمد در دستور کار بسیاری از دولت ها قرار گرفته است. مسکن قابل استطاعت معمولا به مسکنی گفته می شود که برای خانواده های خاص واجد شرایط که درآمد آن ها برای دستیابی به مسکن شایسته در بازار کافی نیست، قابل دسترسی باشد شهر تبریز طی چند دهه اخیر به علت موقعیت خاص اجتماعی و اقتصادی همه ساله سرریزه های جمعیتی روستاها و شهرهای پیرامونی شده که مشکلاتی را در زمینه مسکن به وجود آورده است. قسمتی از این مشکل با مساکن قابل استطاعت مسکن مهر مرتفع شده است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به بررسی وضع موجود فاز اول شهر سهند با استفاده از داده های کمی و کیفی طرح جامع شهر سهند پرداخته شده است. از ابزار های تجزیه و تحلیل داده ها شاخص موران در نرم افزار Arc GIS اشاره کرد. نتایج به دست آمده: وضعیت دسترسی به انواع خدمات شهری در محدوده فاز 1 شهر جدید سهند مطلوب بوده و ساکنان این فاز از دسترسی مناسب تری به انواع کاربری های خدماتی برخوردارند. همچنین در وضعیت توزیع انواع خدمات شهری نیز مشخص گردید که خدمات اداری انتظامی، پارک و فضای سبز و ورزشی از الگوی توزیع تصادفی برخوردار هستند و کاربری آموزشی نیز از الگوی خوشه ای با تمرکز پایین برخوردار است. کاربری درمانی به دلیل تعداد کمی که دارد از الگوی توزیع خاصی برخوردار نیست. لذا با استفاده از نتایج حاصله توجه بیشتر به مناطق نامناسب از جهت برخورداری از خدمات شهری را آشکار می سازد و بدیهی است که باید در برنامه ریزی های بهبود وضعیت مسکن و سایر برنامه ها مناطق نامناسب را در اولویت قرار داد تا بتوان به تعادل منطقی دست یافت.
۱۴۲۰.

تبیین راهبردهای شهر هوشمند پایدار دوستدار سالمند (مطالعه موردی: شهر سمنان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۸
سالمندی به عنوان یکی از چالش های اساسی چند دهه ی اخیر بروز پیدا کرده است و اندیشمندان و جامعه شناسان بزرگ از به صدا درآمدن زنگ خطر بحران سالمندی می گویند. آنها از پیش بینی افزایش چشمگیر تعداد افراد سالمند نسبت به سایر افراد در دهه های آینده خبر می دهند. سالمندان در این دوران دارای نیازهای و خواسته های متفاوتی با دوران قبل از سالمند شدن می باشند. از طرفی با پیشرفت فناوری و تکنولوژی های هوشمند شاهد طرح مفهوم شهر هوشمند و پس از آن شهر هوشمند پایدار هستیم و احتمالاً سالمندان نسل های آتی به مراتب بیشتر درگیر تکنولوژی های روز خواهند بود. بر این اساس این پژوهش در پی آن است تا به تبیین راهبردهای شهر هوشمند پایدار دوستدار سالمند در شهر سمنان بپردازد و اشتراکات احتمالی بین دو مفهوم شهر دوستدار سالمند و شهر هوشمند پایدار را استخراج نماید. این پژوهش که از نوع کاربردی می باشد و روش مورد استفاده در آن توصیفی-تحلیلی است؛ برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و مطالعه اسناد موجود بهره جسته شده است و همچنین جهت تحلیل داده های بدست آمده از نرم افزار MAXQDA استفاده نموده است. بدین صورت که اسناد بدست آمده از منابع مختلف پس از ارزیابی اولیه وارد نرم افزار شده اند تا کدگذاری بر آنها اعمال شود. پس از پایان کدگذاری چهار عامل با زیرمعیارهای متناظر آنها استخراج گردید که معیارهای مشترک میان دو مفهوم شهر دوستدار سالمند و شهر هوشمند پایدار می باشند. این معیارها عبارتند از: حمل و نقل هوشمند سالمندان، سلامت هوشمند سالمندان، مشارکت هوشمند سالمندان و زیرساخت های هوشمند و فضاهای دوستدار سالمند. این پژوهش به این نتیجه رسید که دو مفهوم شهر دوستدار سالمند و شهر هوشمند پایدار دو مفهوم کاملاً جدا از هم نیستند و دارای اشتراکاتی می باشند که این اشتراکات بیانگر مکمل بودن این دو مفهوم می باشد. در پایان پژوهش، راهبردها و سیاست هایی جهت اجرا در شهر سمنان پیشنهاد گردیده است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان