ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۵۶۱٬۶۰۰ مورد.
۷۴۱.

الگوی تاب آوری خانواده در سایه جنگ: تبیین مؤلفه های محافظ روانی و معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۱۴
پژوهش حاضر با هدف تبیین مولفه های روانی و معنوی تاب آوری خانواده ها در شرایط جنگ ایران و اسرائیل انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه خانواده های تهرانی ساکن در زمان جنگ بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند و نظری با 19 خانواده مصاحبه شد. روش تجزیه تحلیل داده استفاده از روش سیستماتیک اشتراوس و کربین بود. نتایج در این پژوهش نشان داد که هستی شناسی خالق محور با محورهای (تاثیرپذری مداوم مخلوق از خالق؛ معنابخشی به فلسفه زندگی؛ تبلور ارزش های اخلاقی ) شرط علی تاب آوری خانواده ها؛ مقاومت وجودی و آگاهانه با محورهای (مسئولیت شناسی وجودی؛ مشارکت اجتماعی و کنش جهادی؛ بازتعریف قواعد خانوادگی در شرایط جنگی؛ بازخوانی هویت جمعی) راهبرد تاب آوری خانواده؛ بینش تاریخی مقاومت با محورهای (گسترده منابع اطلاعاتی؛ اسطوره سازی شهدا و الگوهای موفق؛ انتقال خرد) عامل زمینه ساز تاب آوری خانواده؛ مدیریت گفتمان سازی رسانه ای با محورهای (عاملیت در چینش اخبار و کنترل حدود و کیفیت اخبار) عامل واسطه گر در ایجاد و تداوم تاب آوری خانواده؛ تعادل و انسجام خانوادگی مبتنی بر بافت مقاومت جمعی با محورهای (همکاری و همراستایی والدین؛ تعادل یابی مجدد در سیستم خانوادگی؛ تربیت متمرکز بر حفظ سلامت و رشد فرزندان؛ تاثیرگذاری مثبت بر تعاملات اجتماعی؛ آرامش جمعی و ارتقای پیوند اجتماعی و وحدت ملی با درون مایه میهن پرستی دینی) پیامد ناشی از اجرای راهبردهای تاب آورانه خانواده های تهرانی در شرایط جنگ ایران و اسرائیل بود.
۷۴۲.

توسعه نماگرهای سفارشی سازی خدمات گردشگری: زمینه سازی کاربست هوش مصنوعی جهت ارتقاء سطح رضایتمندی، مطالعه موردی: شهر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۰۰
صنعت گردشگری به طور فزاینده ای به سمت ارائه خدمات سفارشی شده به عنوان یک عامل کلیدی در افزایش رضایت گردشگران پیش می رود. در این راستا، هوش مصنوعی به عنوان ابزاری قدرتمند برای تحلیل داده ها، پیش بینی نیازهای مشتریان و ارائه خدمات شخصی سازی شده، نقش بسیار مهمی ایفا می کند. سنندج با داشتن جاذبه های فرهنگی و تاریخی منحصربه فرد، پتانسیل بالایی برای ارائه خدمات گردشگری سفارشی شده دارد، بااین حال، به نظر می رسد که از ظرفیت های هوش مصنوعی در جذب و ماندگاری گردشگران در این شهر به طور کامل بهره برداری نشده است. این پژوهش باهدف توسعه نماگرهای سفارشی سازی خدمات گردشگری و فراهم کردن زمینه برای استفاده از هوش مصنوعی در این حوزه، به بررسی موردی شهر سنندج می پردازد. روش تحقیق به صورت ترکیبی (کمی-کیفی) طراحی شده است و برای جمع آوری داده های کمی، پرسش نامه ای شامل ۲۴ گویه در طیف پنج درجه ای لیکرت در نوروز 1404 بین گردشگران توزیع شد. داده های کمی از طریق توزیع ۳۲۵ پرسش نامه به کمک نمونه گیری جامعه در دسترس جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون همبستگی پیرسون تحلیل شدند. همچنین، به منظور شناسایی چالش ها و فرصت های موجود، مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای با کارشناسان حوزه فناوری اطلاعات و هوش مصنوعی انجام شد. نتایج پژوهش نشان می دهند که کیفیت اطلاعات آنلاین و قابلیت دسترسی به خدمات دیجیتال تأثیر قابل توجهی بر رضایت گردشگران دارند. علاوه بر این، عدم وجود سیستم های مؤثر برای سفارشی سازی خدمات و اطلاعات ناکافی به عنوان چالش های اصلی شناسایی شده مطرح می شوند. در این راستا، به مدیران شهری و فعالان صنعت گردشگری توصیه می شود که با بهبود زیرساخت های دیجیتال و ارائه خدمات شخصی سازی شده، تجربه و رضایت گردشگران را افزایش دهند.
۷۴۳.

اثربخشی برنامه اسپارک در تعامل با هوش اخلاقی بر کفایت اجتماعی دانش آموزان دارای قلدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۳۴۳
زمینه: قلدری به عنوان یک رفتار پرخاشگرانه محسوب می شود که مشکلات زیادی در مدرسه و جامعه برای دانش آموز و دیگر افراد ایجاد می کند. علاوه بر این؛ قلدری می تواند بر کارکردهای مختلفی در عملکرد دانش آموزان همچون کفایت اجتماعی آنان تأثیرگذار باشد. هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی برنامه اسپارک در تعامل با هوش اخلاقی بر کفایت اجتماعی در دانش آموزان قلدر بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری شامل تمام دانش آموزان قلدر دوره دوم ابتدایی شهرستان شهریار در سال تحصیلی 1402-1401 بود. از جامعه مذکور 48 نفر، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در چهار گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزارهای جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه های کفایت اجتماعی (پرندین)، قلدری (ایلیویز) و هوش اخلاقی (لینک و کیل) بود. پس از اجرای پیش آزمون گروه های آزمایش طی 16 جلسه ی 90 دقیقه ای هفته ای یکبار تحت آموزش برنامه اسپارک قرار گرفتند. داده ها به وسیله تحلیل واریانس آمیخته از طریق نرم افزار SPSS-27 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد با توجه به جدول تحلیل واریانس آمیخته تنها در مؤلفه مهارت رفتاری برون گروهی (گروه و هوش) معنادار نیست ولی تمام مؤلفه های دیگر اثر مرحله، گروه و هوش معنادار است (05/0 >p). بنابراین تغییرات در خرده مقیاس های کفایت اجتماعی متاثر از برنامه آموزشی اسپارک بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاصل پیشنهاد می شود؛ درمانگران و مشاوران مدارس، از برنامه آموزش اسپارک در جهت بهبود کفایت اجتماعی در دانش آموزان با تشخیص قلدری استفاده نمایند. چرا که برنامه آموزشی اسپارک می تواند کارکردهای اجتماعی دانش آموزان را ارتقاء بخشد و در نتیجه می توان از این روش برای ارتقا کفایت اجتماعی دانش آموزان قلدر استفاده کرد.
۷۴۴.

رابطه ی شرم بدن و استفاده ی مشکل ساز از سایت های شبکه های اجتماعی، با نقش میانجی کمال گرایی در متقاضیان زن، جراحی زیبایی شهر شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۸۹
هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه ی شرم بدن و استفاده مشکل ساز از شبکه های اجتماعی با نقش میانجی کمال گرایی در متقاضیان زن، جراحی زیبایی شهر شیراز در سال 1404 بوده است. این مطالعه از نوع توصیفی_پیمایشی با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه متقاضیان زن، جراحی زیبایی مراجعه کننده به کلینیک های زیبایی شهر شیراز در سال 1404 بوده است که از این میان تعداد 257 نفر به روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند به پرسشنامه های شرم بدن لیتلتون، کمال گرایی هیل و اعتیاد به شبکه های اجتماعی خواجه احمدی، به صورت فرم کاغذی و نظرسنجی آنلاین پاسخ دادند. از روش آمار توصیفی و آمار استنباطی برای تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد و برای بررسی رابطه ی بین متغیرها از روش همبستگی پیرسون استفاده شد. در نهایت برای تجزیه وتحلیل داده ها از طریق نرم افزارهای Spss27 و Amos26 استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که شرم از تصویر بدن، استفاده مشکل ساز از شبکه های اجتماعی را به طور مثبت و معناداری (B=0/202) پیش بینی می کند. همچنین کمال گرایی با استفاده مشکل ساز از شبکه های اجتماعی رابطه ی مثبت معناداری دارد و به میزان (B=0/097)، آن را پیش بینی می کند. همچنین قابل ذکر است که شرم از تصویر بدن با کمال گرایی نیز رابطه ی مثبت و معناداری دارد و به میزان (B=0/091) آن را پیش بینی می کند. در نهایت تحلیل مسیر فرضیه ها در جهت تأیید فرضیه اصلی برآمد یعنی کمال گرایی نقش میانجی معناداری در رابطه ی بین شرم بدن و استفاده مشکل ساز از شبکه های اجتماعی ایفا می کند؛ بنابراین افرادی که از تصویر بدن خود ناراضی اندیا احساس شرم دارند، بیشتر در معرض استفاده آسیب زا و افراطی از شبکه های اجتماعی قرار می گیرند و همچنین افرادی که ویژگی های کمال گرایانه دارند، با احتمال بیشتری درگیر این نوع استفاده مشکل ساز هستند. پس کمال گرایی می تواند عامل واسطی باشد که شدت تأثیر شرم از بدن بر استفاده مشکل ساز از شبکه های اجتماعی را افزایش دهد. همچنین کمال گرایی می تواند درک افراد از بدن خود را تشدید کرده و آن را به استفاده افراطی و غیر سازنده از شبکه های اجتماعی سوق دهد. ازاین رو فرضیه اصلی تأیید شد.
۷۴۵.

پیشران های بنیادین پذیرش هوش مصنوعی در سازمان های آموزش محور: یک مدل علّی غیرخطی مبتنی بر ISM–MICMAC(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۶۹
گسترش فناوری های نوظهور به ویژه هوش مصنوعی (AI)، سازمان های آموزش محور را دچار تحولات عمیق و چالش های پیچیده ای در مسیر پذیرش نوآوری مواجه ساخته است. هدف این پژوهش طراحی و ارائه یک مدل ساختاری، سلسله مراتبی و غیر خطی برای شناسایی و تبیین روابط علّی میان عوامل مؤثر بر پذیرش نوآوری های هوش مصنوعی در این سازمان ها می باشد. این مدل برخلاف مدل های خطی و فناوری محور مرسوم نظیر TAM و UTAUT از طریق تبیین روابط علّی چندلایه، رویکردی نظام مند و جامع در تحلیل مکانیسم های پذیرش نوآوری هوش مصنوعی ارائه می دهد. پژوهش حاضر با هدف کاربردی و با اتخاذ رویکرد آمیخته در قالب مراحل کیفی و کمی انجام شد. بدین منظور، ۱۳ عامل کلیدی شناسایی شده از طریق مرور نظام مند ادبیات با رویکرد مدل سازی ساختاری-تفسیری تحلیل و در هفت سطح سلسله مراتبی سازمان دهی شد.اعتبارسنجی مدل و سنجش قدرت نفوذ و وابستگی متغیرها از طریق تحلیل میک مک انجام شد.یافته ها نشان داد بسترهای ادراک و پردازش اطلاعاتی به عنوان ریشه ای ترین و نافذترین پیشران، زیربنای سایر مؤلفه ها نظیر ساز و کارهای انگیزشی دیجیتال و چارچوب های تحول سازمانی و پویایی ساختاری را تشکیل می دهد. نتایج تحلیل میک مک نیز حاکی از ثبات ساختاری سیستم و شفافیت روابط علّی میان متغیرها بود. مدل پیشنهادی با ارائه چارچوبی چند بعدی، راهنمای عملی برای سیاست گذاران فراهم می کند تا منابع استراتژیک خود را به جای تمرکز بر لایه های ابزاری سطحی، بر توسعه بسترهای ادراکی و پردازش اطلاعاتی متمرکز کنند. این رویکرد با جلوگیری از اتلاف منابع ، پذیرش پایدار و مؤثر هوش مصنوعی در سازمان های آموزش محور را فراهم می سازد.
۷۴۶.

آینده پژوهی پارامترهای موثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۰
زمینه و هدف: مناطق مرزی با چالش های جدی امنیتی و توسعه ای روبرو هستند. تغییرات سریع جهانی، این مناطق را در معرض تهدیدات و فرصت های جدید قرار داده است. به همین دلیل، آینده نگری در مورد این مناطق از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است در همین راستا پژوهش حاضر با رویکرد آینده پژوهی، به تحلیل نقش کلیدی پارامترهای موثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران پرداخته است. روش شناسی: این پژوهش با هدف کاربردی و روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده ها از طریق منابع کتابخانه ای و پرسشنامه جمع آوری شده اند. شهر کامیاران به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شده و 40 نفر از متخصصان برنامه ریزی شهری و جامعه شناسی به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شده اند. یافته ها و نتایج: برای تحلیل داده ها، از روش دلفی و ماتریس اثرات متقابل (میک مک) استفاده شد. نتایج نشان داد که از میان 27 عامل مؤثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهرهای مرزی، 19 عامل به عنوان عوامل کلیدی و مؤثر شناسایی شدند. این متغیرها بیشترین تأثیرگذاری و کمترین تأثیرپذیری را بر آینده امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران دارند. در نهایت نتایج مطالعات نشان داد از لحاظ تأثیرگذاری مستقیم پارامترهای تهدیدات تروریستی، نرخ بیکاری و میزان جرم و جنایت به ترتیب با امتیاز 71، 66و 65 به ترتیب در جایگاه های اول تا سوم و پارامترهای که تأثیری غیرمستقیم بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران دارند تهدیدات تروریستی، میزان جرم و جنایت و نرخ بیکاری به ترتیب با امتیازهای 160403، 151603 و 147612، سه عامل اصلی و برجسته در بین عوامل مؤثر بر امنیت و توسعه پایدار در شهر مرزی کامیاران شناخته شده اند. نتایج کلی این پژوهش نشان داد که شهر مرزی کامیاران در حوزه امنیت و توسعه پایدار در وضعیت بحرانی قرار دارد. با این حال، یافته های این تحقیق می تواند به عنوان یک راهنمای ارزشمند برای تصمیم گیران، برنامه ریزان و سرمایه گذاران عمل کند تا با اتخاذ تدابیر مناسب، آینده ای روشن تر برای این شهر رقم بزنند.
۷۴۷.

DREaM: Drug-Drug Relation Extraction via Transfer Learning Method(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۸۶
Relation extraction between drugs plays a crucial role in identifying drug–drug interactions and predicting side effects. The advancement of machine learning methods in relation extraction, along with the development of large medical text databases, has enabled the low-cost extraction of such relations compared to other approaches that typically require expert knowledge. However, to the best of our knowledge, there are limited datasets specifically designed for drug–drug relation extraction currently available. Therefore, employing transfer learning becomes necessary to apply machine learning methods in this domain. In this study, we propose DREAM, a method that first employs a trained relation extraction model to discover relations between entities and then applies this model to a corpus of medical texts to construct an ontology of drug relationships. The main contribution of this study is adapting the ACORD model to the medical domain using transfer learning, enabling the extraction of domain-specific drug–drug relations and the construction of an ontology. The extracted relations are subsequently validated using a large language model. Quantitative results indicate that the LLM agreed with 71 % of the relations extracted from a subset of PubMed abstracts. Furthermore, our qualitative analysis indicates that this approach can uncover ambiguities in the medical domain, highlighting the challenges inherent in relation extraction in this field.
۷۴۸.

واکاوی معماری دوران نوسنگی و مس و سنگ در کرمانشاه (مطالعه موردی گنج دره و گودین تپه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۳۹۶
منطقه کرمانشاه در زاگرس مرکزی، با محوطه های باستانی شاخصی چون گنج دره و گودین تپه، از کانون های اصلی شکل گیری فرهنگ و معماری در دوران پیش از تاریخ ایران به شمار می رود. با وجود کاوش های متعدد، تمرکز بیشتر پژوهش های پیشین بر سفالینه ها و ابزارها بوده و به تحلیل های کالبدی و فضاییِ معماری کمتر توجه شده است. این کاستی موجب شده پیوند میان الگوهای ساخت وساز و ساختارهای اجتماعی و آیینی جوامع نخستین در این منطقه به درستی شناخته نشود. این پژوهش با تمرکز بر گنج دره (لایه D، نوسنگی جدید PPNB) و گودین تپه (دوره VI، مس سنگی آغازین)، در پی شناسایی و مقایسه الگوهای معماری، سازمان فضایی و عناصر آیینی در این دو محوطه است. پرسش های اصلی تحقیق عبارت اند از: 1) نوآوری های معماری گنج دره چه نقشی در شکل گیری ساختارهای کالبدی محوطه های هم عصر چون تپه زاغه، سنگ چخماق و شیخی آباد داشته است؟ 2) وجوه اشتراک و افتراق الگوی معماری گودین تپه با دیگر محوطه های شاخص دوره مس وسنگ، از جمله شوش III و تل ملیان، چیست؟ پژوهش حاضر برمبنای تحلیل معماری محض و تحلیل سازمان فضایی انجام شده است. داده ها شامل گزارش های کاوش، پلان ها، نقشه ها و اسناد تصویریِ منتشرشده از محوطه های مطالعه شده است. فرایند تحقیق در سه گام انجام گرفته است: ۱) گردآوری و مستندسازی داده های معماری، ۲) تحلیل ساختاری، فضایی و عناصر کالبدی، ۳) مقایسه تطبیقی در مقیاس منطقه ای. در این رویکرد تفسیری، هر عنصر معماری، نه به عنوان شیء منفرد، بلکه به منزله بازتابی از نظم فضایی و فرهنگی جامعه پیش از تاریخ بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد گنج دره با ساختاری فشرده، پلان های چهارگوش و سازمان دهی چسبیده، بازتاب نخستین تجربه های سکونت یک جانشین و پیوند تنگاتنگ زیست و آیین است؛ در مقابل، گودین تپه با فضاهای مستطیل شکل، درگاه های قرینه و فرورفتگی های مرکزی، نشانگر مرحله ای پیشرفته تر از سامان یافتگی معماری در دوره مس و سنگ است. این شباهت ها و تفاوت ها دلالت بر وجود شبکه های تبادل فرهنگی و انتقال الگوهای معماری در فلات ایران دارد و جایگاه کرمانشاه را به عنوان یکی از محورهای نوآوری معمارانه ی زاگرس مرکزی در دوران پیش از تاریخ تثبیت می کند.
۷۴۹.

بررسی مقایسه ای «استثنای بولار» در نظام حق اختراع و نقش آن در تسهیل روند تولید داروهای ژنریک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۸۵
رابطه متعارض بین «حق دسترسی به دارو» و «نظام ثبت اختراعات دارویی» به عنوان یکی از چالش های حقوق مالکیت فکری معاصر مطرح است. حمایت از اختراعات دارویی در موافقت نامه تریپس به عنوان محرک نوآوری در صنعت داروسازی شناخته می شود، اما این نظام می تواند دسترسی به داروهای حیاتی را محدود کند و سلامت عمومی را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر به بررسی استثنای موسوم به بولار (اقدام پیش از موعد) می پردازد و نقش آن را در تسهیل دسترسی به داروهای ژنریک و تعدیل انحصار ناشی از حق اختراع تحلیل می کند. این استثنا اجازه تولید آزمایشی داروهای ژنریک قبل از انقضای حق اختراع را می دهد و به تسریع ورود این داروها به بازار کمک می کند. یافته ها گواه آن است که استثنای بولار می تواند تنش های بین نظام ثبت اختراع و حق دسترسی به دارو را کاهش دهد، اما اجرای مؤثر آن نیازمند وضع مقررات دقیق برای جلوگیری از سوءاستفاده از سوی مخترعان و تولیدکنندگان ژنریک است .
۷۵۰.

خاطرات جمعی مکان و خوانش منظر شهر به مثابه متنی روایی (نمونه موردی: خیابان چهارباغ اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۰
منظربه عنوان یک متن روایی، در فضاهای باز شهری به دنبال پیوند تاریخ اجتماعی به عرصه عمومی شهر است. مداخلات صورت گرفته در محیط طی سالیان طولانی که بصورت مناظر شهری و... نمود یافته، در واقع لایه های متنی جدیدی هستند که نتیجه زنجیره ای از روابط هم نشینی و جانشینی در روایت متن اولیه منظر می باشند. در همه مناظر ردپایی از نشانه های گوناگون مربوط به زمان های مختلف وجود دارد که با خاطرات از مکان و همچنین خوانش و فهم زبان روایی منظر مرتبط است. لذا کشف چیستی ارتباط میان خاطره جمعی و فردی با خوانش لایه های منظر شهر به مثابه یک متن روایی و چگونگی بهره برداری از این روابط در بازآفرینی منظر در مکان های تاریخی شهری، اصلی ترین سوال این پژوهش می باشد. این مقاله دستیابی به فرایندی در بازآفرینی و خوانش منظر در مکان های تاریخی بر پایه حفاظت از خاطره جمعی، و نظریه بینامتنیت را به عنوان اصلی ترین هدف دنبال می کند. این تحقیق کیفی، از روش مطالعه میدانی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 32 نفر از شهروندان در دامنه سنی 30 تا 70 ساله شهر اصفهان استفاده نموده و یافته با روش تحلیل محتوای تفسیری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. این مطالعه نشان می دهد که به منظور حفاظت و تقویت امکان خوانش و فهم روایت در منظر شهر به مثابه متن و تداوم خاطرات جمعی در مکان های تاریخی، بایستی سیاست های بازآفرینی و حفاظت مبتنی بر روابط بینامتنی بصورت توامان مدنظر قرار گیرد.
۷۵۱.

تأثیر رشد اقتصادی و کیفیت نهادی بر نابرابری درآمد در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۸۴
مقدمه و اهداف: یکی از مهم ترین وظایف اقتصادی دولت ها کنترل وضعیت نابرابری توزیع درآمد است. دولت ها می توانند مشکل نابرابری توزیع درآمد را با به کارگیری روش های نظری، عملی و شناسایی عوامل مؤثر بر نابرابری درآمد در جامعه کاهش دهند. در میان اقتصاددانان، در ارتباط با عوامل مؤثر بر افزایش نابرابری درآمد اتفاق نظری وجود ندارد؛ به طوری که از دید گاه کوزنتس یک رابطه u شکل معکوس بین نابرابری درآمد و رشد اقتصادی برقرار است. ناتوانی فرضیه کوزنتس در توصیف رابطه سطح توسعه یافتگی و نابرابری درآمد موجب شد تا توجه پژوهشگران به نقش نهادها و مسیر توسعه یافتگی کشورها بر نابرابری درآمدی جلب شود. وجود نهادهای حقوقی، اجتماعی و اقتصادی باعث می شود قراردادها و توافقات به عمل آمده در سطوح مختلف یک کشور از ضمانت اجرایی برخوردار باشد. این مسئله باعث افزایش امنیت در سیستم اجتماعی و کاهش هزینه مبادلات اقتصادی می شود. در چنین وضعیتی قیمت تمام شده کالاها و خدمات تولیدی کاهش یافته و رقابت در بازارهای داخلی و بین المللی افزایش می یابد و به افزایش میزان اشتغال، افزایش درآمد سرانه، کاهش فقر و کاهش نابرابری درآمد منجر می شود. در قانون اساسی ایران به کاهش نابرابری درآمد اشاره شده است و با توجه به اجرای سیاست های حمایتی دولت مانند یارانه برای کاهش نابرابری درآمد، عوامل متعددی از جمله نرخ تورم بالا، نرخ بیکاری بالا، رکود اقتصادی، تغییرات جمعیتی و... موجب شده که نابرابری درآمد در جامعه شکل بگیرد. بنابراین، هدف پژوهش بررسی تأثیر رشد اقتصادی و کیفیت نهادی بر نابرابری درآمد در ایران طی دوره 1387-1403 با استفاده از مدل های VAR و DESG-VAR می باشد. روش شناسی: مدل خودرگرسیون برداری (VAR) در بررسی پویایی های سری های زمانی چندمتغیره استفاده می شود. در این مدل، هر متغیر به عنوان تابعی از مقادیر گذشته خودش و مقادیر گذشته سایر متغیرهای موجود در مدل، مدل سازی می شود. به دیگرسخن، VAR یک تعمیم از مدل های خودرگرسیون (AR) به حالت چندمتغیره است. مدل خودرگرسیون برداری به دنبال توضیح رویه تکاملی یک مجموعه K متغیره (که به آنها متغیرهای درون زا گفته می شود) در دوره آماری یکسان و با استفاده از تابع خطی تنها از مقادیر قبلی آنها می باشد. متغیرها در یک بردار k × ۱ بعدی به نام y t جمع می شوند که عنصر i th آن t y i است. با توجه به محدودیت حجم نمونه (n=15 مشاهده سالانه) مدل DSGE-VAR با وزن λ=2.8 (که معادل اولویت 80درصد به داده های تجربی و 20درصد به محدودیت های نظری DSGE است) و فرض lag=1 تخمین زده شد. فرض lag=1 نه تنها به دلیل محدودیت نمونه (n=15)، بلکه به عنوان نوآوری روش شناختی برای جلوگیری از بیش برازش و حفظ درجات آزادی اعمال شد. این رویکرد در مطالعات DSGE-VAR با داده های محدود (مانند اسمِتس و ووترز، ۲۰۰۷) معتبر است. فرض lag=1 استاندارد در مدل های VAR با نمونه کوچک (n<20) است (لوتیکپول، ۲۰۰۵) و با معیارهای AIC/BIC هم خوانی دارد. این تنظیمات براساس توصیه دل نگرو و اسکورفهید (2004) برای نمونه های کوچک طراحی شده و ازبیش برازش جلوگیری می کند؛ زیرا وزن بالای داده محور (80درصد) اطلاعات تجربی را غالب کرده و از ناپایداری پارامترهای DSGE جلوگیری می نماید. پیش پردازش داده ها (تفاضل گیری برای ایستایی و استانداردسازی برای مقیاس) صرفاً برای همگنی واریانس و جلوگیری از سوگیری مقیاس اعمال شد. نتایج: تحلیل های انجام شده در این مطالعه، با بهره گیری از مدل های DSGE-VAR و VAR، چهارچوبی جامع برای بررسی تأثیر رشد اقتصادی و کیفیت نهادی بر نابرابری درآمد در ایران فراهم کرده است. نتایج نشان می دهد که نابرابری درآمد، به ویژه از طریق شاخص جینی، در برابر شوک های مالی و اقتصادی مقاومت قابل توجهی از خود نشان داده است که می تواند به ساختارهای نهادی و اقتصادی پایدار اما ناکارآمد در ایران مرتبط باشد. رشد تولید ناخالص داخلی، هرچند در برخی دوره ها محرک اصلی بوده، اما در سال های اخیر تحت تأثیر شوک های خارجی و ناپایداری های داخلی قرار گرفته، که بر توان آن برای کاهش نابرابری اثر منفی گذاشته است. کیفیت نهادی، از جمله کنترل فساد و اثربخشی دولت، نوسانات شدیدی را نشان داده که چالش های ساختاری مانند فساد سیستمی و ضعف مدیریت را برجسته می کند. دموکراسی و سرمایه انسانی نیز به عنوان عوامل پویا عمل کرده اند؛ اما تأثیر آنها بر کاهش نابرابری محدود بوده، که ممکن است به محدودیت های سیاسی و آموزشی در این حوزه اشاره داشته باشد. ازسوی دیگر، امید به زندگی به عنوان متغیری مستقل عمل کرده و ارتباط ضعیفی با نابرابری نشان داده، که می تواند به نبود پیوند مستقیم بین سلامت عمومی و توزیع درآمد در این چهارچوب مدل سازی مرتبط باشد. همچنین، تجزیه تاریخی و ضریب های تجمعی مالی نشان می دهد که شوک های خارجی و سیاست های مالی ناهماهنگ، نقش مهمی در تشدید نابرابری و کاهش اثربخشی رشد اقتصادی ایفا کرده اند. این یافته ها با ادبیات موجود در زمینه اقتصادهای در حال توسعه هم راستاست که بر اهمیت اصلاحات نهادی و سیاست گذاری های هدفمند تأکید دارد. بحث و نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که رشد اقتصادی و کیفیت نهادی در ایران تأثیرات متفاوتی بر نابرابری درآمد داشته اند. اگرچه رشد تولید ناخالص داخلی در کوتاه مدت پتانسیل بهبود اقتصادی را نشان داده، اما ناتوانی در کاهش نابرابری به دلیل ضعف های نهادی و شوک های خارجی برجسته است. کیفیت نهادی، به ویژه در حوزه کنترل فساد و اثربخشی دولت، به عنوان عاملی کلیدی در تعدیل نابرابری عمل کرده، اما نوسانات آن نشان دهنده نیاز به اصلاحات عمیق است. دموکراسی و سرمایه انسانی نیز پتانسیل کاهش نابرابری را دارند؛ اما این پتانسیل به دلیل محدودیت های ساختاری محقق نشده است. در مجموع، این نتایج بر ضرورت یک رویکرد چندوجهی برای سیاست گذاری تأکید دارند که شامل تقویت نهادها، سرمایه گذاری در آموزش و سلامت، و هماهنگی بهتر سیاست های مالی و اقتصادی باشد تا نابرابری درآمد در ایران کاهش یابد و رشد اقتصادی به طور پایدار به بهبود توزیع درآمد منجر شود. پژوهش حاضر نشان می دهد نابرابری درآمدی در ایران طی دوره ۱۳۸۷–۱۴۰۳ عمدتاً از ضعف نهادی (کنترل فساد و اثربخشی دولت)، سیاست های مالی انقباضی، و شوک های برون زا (تحریم، نوسانات نفتی) نشئت می گیرد؛ به طوری که این عوامل در تجزیه تاریخی ۶۸ درصد از تغییرات جینی را توضیح می دهند؛ درحالی که رشد اقتصادی اثر کاهشی کوتاه مدت دارد. نتایج با مطالعات پیشین (آساموئا، ۲۰۲۱؛ آدلی، ۲۰۲۴) همخوان بوده اما با ادغام مبانی خرد DSGE، پیشین های بیزی، و شناسایی ساختاری شوک ها، دقت و مقاوم بودن بالاتری ارائه می دهد؛ به ویژه در نمونه کوچک (n=15) که با بهبود ۲۸درصد در خطای پیش بینی و پایداری مدل (ریشه های معکوس > ۱> VIF ۵، یک رابطه هم انباشتگی) تأیید شد. تقدیر و تشکر: نویسندگان مقاله، مراتب تشکر و قدردانی خود را از سردبیر و داوران محترم اعلام می کنند. تعارض منافع: تعارض منافعی وجود ندارد.
۷۵۲.

Rescue Archaeology Survey in the Reservoir Area of Azaroud Dam, Mazandaran: A Look at Environmental Capacities and Tourism Attractions

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۳۱۵
This study aimed to identify and document archaeological sites within the catchment area of the Azaroud Dam and to prepare an archaeological map of the region. The primary research question was whether there is evidence of historical human settlements in the Azaroud Dam reservoir area and how environmental and geological factors have influenced the formation or absence of such settlements. The methodology was based on a field survey of the region. The results indicate that there is no evidence of historical human settlements within the Azaroud Dam reservoir area. Only scattered fragments of eroded pottery were found along the riverbanks, likely transported to the area by seasonal floods from upstream regions. Environmental and geological analyses also reveal that factors such as dense forest cover, steep slopes, difficult terrain, and annual torrential rainfall have created unfavorable conditions for the establishment of permanent or even temporary settlements in this area. However, these findings are limited to the reservoir area, and the possibility of human settlements in adjacent areas, particularly in upstream regions with gentler slopes and flatter terrain, cannot be ruled out. Despite this, the significant tourism potential of the studied area, both naturally and due to the construction of the Azaroud Dam, can play a prominent role in attracting investment and promoting sustainable development in the region.
۷۵۳.

تحول مناره در معماری مسجد: تحلیل تاریخی سیالیت ریخت شناختی و نقش های نمادین در بسترهای اقلیم سرد - مطالعه تطبیقی زنجان و همدان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۲
این پژوهش چرایی و چگونگی دگرگونی مناره را از «ابزار اعلان اذان» به «نشانه ای چندلایه با دلالت های دینی، شهری و سیاسی» واکاوی می کند و نسبت حضور/عدم حضور آن را در مساجد زنجان و همدان می سنجد. مسئله این است که آیا مناره، عنصری ذاتی مسجد است یا برآیند شرایط تاریخی - فرهنگی و اقلیمی. فرضیه می گوید تحول مناره تابع برهم کنش اقتدار سیاسی، ذائقه زیبایی شناختی، فناوری ساخت و اقلیم است؛ ازاین رو فقدان مناره در بسیاری از مساجد محلی اقلیم های سرد، انحراف از الگوی اصیل مسجد نیست؛ بلکه پاسخی کارکردی - اقتصادی و حاصل خوانایی کافی بنا در بافت شهری است. روش تحقیق، تاریخی - تحلیلی با تیپولوژی تطبیقی و مشاهده/مستندسازی میدانی نمونه های جامع و محلی در دو شهر مذکور است؛ شاخص ها شامل مکان گذاری، سازه و مصالح، دسترسی، نقش های کارکردی/نمادین و خوانایی شهری بوده است. باتکیه بر شواهد موجود، می توان چنین برداشت کرد که تثبیت مناره در هیئت نماد شهری عمدتاً از اواخر اموی و آغاز عباسی شکل گرفته است؛ سیر تیپولوژیک از برج های ساده و منفرد به جفت مناره های هم بسته با قاب ورودی/ایوان در دوره های میانه و بازخوانی های مینیمال در معماری معاصر امتدادیافته است. در زنجان و همدان، مساجد محلی (به ویژه قاجاری) غالباً بدون مناره اند یا مناره ای صرفاً نشانه ای دارند، درحالی که بناهای شاخص شهری مناره را به منزله نشان شهری حفظ کرده اند. برون داد پژوهش چارچوبی تصمیم یار برای طراحی/مرمت است که وزن اقلیم، سیاست و فناوری را در ضرورت حفظ، تقلیل یا حذف مناره می سنجد.
۷۵۴.

زندگی و ملفوظات حماد بن مسلم دباس (د: 525 قمری)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۵۳
حمّاد بن مسلم دبّاس از مشایخ برجسته بغداد در قرن پنجم هجری است که شاگردان برجسته ای چون سید محی الدین عبدالقادر جیلانی و ابوالنجیب سهروردی را تربیت کرده است. منابع تاریخی موجود درباره او محدود و پراکنده اند و پژوهش مستقلی درباره آموزه ها و ملفوظاتش کمتر انجام شده است . هدف پژوهش بررسی زندگی و تحلیل انتقادی ملفوظات حمّاد دبّاس و بازسازی نقش او در سنت عملی و اخلاقی تصوف بغداد است . روش تحقیق توصیفی – تحلیلی و مبتنی بر مطالعه منابع تاریخی و تصوفی و تصحیح نسخه ای خطی عربی از ملفوظات است. یافته ها نشان می دهد که ملفوظات حمّاد دبّاس علاوه بر ارزش تاریخی، نقش مهمی در انتقال سنت عملی تصوف و تربیت شاگردان برجسته ایفا کرده اند. نوآوری پژوهش در تحلیل دلالت شناختی و ارائه تبیین علمی از آموزه ها و سلوک عملی این شیخ برجسته است .
۷۵۵.

واکاوی دلالت های فقهی بر جواز کاربست هوش مصنوعی در تعلیم قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۴۰
تعلیم قرآن کریم از مصادیق بارز قربات الهی و واجب کفایی برای جامعه اسلامی است که تحقق آن در عصر حاضر با چالش های متنوعی ازجمله محدودیت منابع انسانی و نیاز به دسترسی همگانی مواجه است. در این پژوهش، باهدف تبیین جواز کاربست هوش مصنوعی به عنوان ابزاری نوین در فرآیند تعلیم قرآن، به وکاوی دلالت های فقهی و اجتهادی مرتبط پرداخته شده است. ضرورت این تحقیق ازآن روست که فناوری های نوین آموزشی، امکان تسهیل یادگیری، افزایش دسترسی و ارتقای کیفیت آموزش قرآن را فراهم می آورند و نیازمند تحلیل فقهی برای مشروعیت شرعی هستند. روش پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی، با استفاده از منابع اسناد و کتابخانه ای است. تحلیل این ادله نشان می دهد که تعلیم قرآن واجب کفایی است و ابزارهای واسطه ای و تسهیلگر، ازجمله هوش مصنوعی، در تحقق این واجب مشروعیت دارند. همچنین استدلال شد که استفاده از هوش مصنوعی، درصورتی که ضوابط علمی و آموزشی رعایت شود، نه تنها شأن عبادی تعلیم قرآن را تنزل نمی دهد بلکه آثار تربیتی و آموزشی آن را تعمیق می کند و دسترسی همگان به معارف قرآنی را تضمین می نماید. نتیجه پژوهش حکایت از جواز شرعی و فقهی کاربست هوش مصنوعی در تعلیم قرآن دارد و تأکید می کند که این ابزار، با رعایت شرایط علمی و اصول آموزشی، می تواند به عنوان راهبردی مشروع و کارآمد در نظام تعلیم و تربیت قرآنی عصر حاضر مورد بهره برداری قرار گیرد و تحقق اهداف تربیتی و اخلاقی قرآن کریم را تسریع نماید.
۷۵۶.

طراحی مدل مفهومی ارتباط هوش های چندگانه و ویژگی های روان شناختی با پیامدهای عملکردی در سازمان های ورزشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۹
کارآمدی سازمان های ورزشی به میزان قابل توجهی تحت تأثیر ظرفیت های شناختی، هیجانی و روان شناختی سرمایه انسانی آن ها قرار دارد. با وجود پژوهش های متعدد درباره ارتباط انواع هوش با پیامدهای سازمانی، تاکنون چارچوب مفهومی جامعی که این متغیرها را به صورت یکپارچه در حوزه مدیریت ورزش تبیین کند، کمتر ارائه شده است. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل مفهومی ارتباط هوش های چندگانه (هوش عاطفی، فرهنگی و تجاری) و ویژگی های روان شناختی (ویژگی های شخصیتی، خلاقیت و خودکارآمدی) با پیامدهای عملکردی در سازمان های ورزشی بود. این پژوهش به صورت کیفی و با روش اسنادی انجام شد. بدین منظور منابع نظری و پژوهش های مرتبط در حوزه مدیریت ورزشی، رفتار سازمانی و روان شناسی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. بر اساس ترکیب نظری یافته ها، مدلی ارائه شد که در آن هوش های چندگانه به عنوان متغیرهای پیشایند، ویژگی های روان شناختی به عنوان متغیرهای میانجی و پیامدهای عملکردی شامل رضایت شغلی، مدیریت دانش، هویت سازمانی و عملکرد فردی به عنوان متغیرهای پیامدی در نظر گرفته شدند. مدل پیشنهادی بر ماهیت چندبعدی سرمایه انسانی در سازمان های ورزشی تأکید دارد و می تواند مبنایی برای پژوهش های تجربی آینده و برنامه های توسعه منابع انسانی باشد.
۷۵۷.

نقش آموزش سواد رسانه ای در کاهش آسیب پذیری دانش آموزان دختردوره ابتدایی سیرجان در فضای مجازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۷
گسترش فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی و افزایش دسترسی کودکان به اینترنت، شبکه های اجتماعی و رسانه های دیجیتال، فرصت ها و چالش های نوینی را در حوزه آموزش و تربیت ایجاد کرده است. دانش آموزان دوره ابتدایی، به ویژه دختران، به دلیل ویژگی های رشدی، شناختی و عاطفی خود، در برابر آسیب های فضای مجازی از جمله مواجهه با محتوای نامناسب، وابستگی به اینترنت، آزار و اذیت سایبری، افشای اطلاعات شخصی و نقض حریم خصوصی آسیب پذیرتر هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش آموزش سواد رسانه ای در کاهش آسیب پذیری دانش آموزان دختر دوره ابتدایی شهر سیرجان در فضای مجازی انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، مروری تحلیلی است و بر پایه بررسی منابع علمی، پژوهش های پیشین و اسناد معتبر داخلی و خارجی سامان یافته است. یافته ها نشان می دهد که آموزش سواد رسانه ای از طریق تقویت تفکر انتقادی، توانایی ارزیابی اطلاعات، تشخیص اخبار نادرست، رعایت اصول امنیت دیجیتال، حفاظت از حریم خصوصی و مدیریت رفتارهای آنلاین می تواند نقش مؤثری در کاهش آسیب پذیری دانش آموزان ایفا کند. همچنین همکاری خانواده، مدرسه و نظام آموزشی در طراحی و اجرای برنامه های منسجم سواد رسانه ای، عاملی مهم در ارتقای سلامت و امنیت دیجیتال کودکان است. در مجموع، آموزش سواد رسانه ای راهبردی پیشگیرانه و ضروری برای تربیت دانش آموزانی آگاه، مسئول و توانمند در جامعه دیجیتال محسوب می شود.
۷۵۸.

تعیین ارتباط بین سرمایه فرهنگی با بهره وری آموزشی و نوآوری شغلی معلمان تربیت بدنی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۹
هدف از این تحقیق، تعیین ارتباط بین سرمایه فرهنگی با بهره وری آموزشی و نوآوری شغلی معلمان تربیت بدنی شهرستان ممسنی بود. این تحقیق کاربردی و از نوع توصیفی و همبستگی بود. جامعه آماری این تحقیق، تمامی معلمان تربیت بدنی شهرستان ممسنی به تعداد 303نفر بود، که از این تعداد 170 نفر به عنوان نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با محقق همکاری کردند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های استاندارد بهره وری آموزشی هرسی و گلداسمیت (۱۹۸۰)، نوآوری شغلی مقیمی و رمضان (1390) و سرمایه فرهنگی شربتیان و اسکندری( 1396) بود. برای توصیف داده ها از روش های آمار توصیفی و برای تجزیه استنباطی داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین سرمایه فرهنگی با بهره وری آموزشی و نوآوری شغلی معلمان رابطه ی مثبت و معناداری وجود داشت و همچنین نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که سرمایه فرهنگی قابلیت پیش بین بهره وری آموزشی و نوآوری شغلی معلمان را داشت (01/0P ≥).
۷۵۹.

مواجهه یهودیانِ ایران با مسلمانان در عصر فتوحات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۲۴۸
یهودیان در طول تاریخ یکی از اقلیت های مذهبی پراکنده در ایران، بودند. پیشینه حضور یهودیان در ایران به دوره اسارت بابلی، هخامنشیان و مادها می رسد. یهودیان در این تاریخ طولانی، همواره متأثر از شرایط زندگی در ایران و همچنین به رغم شمار اندک، در حیات اجتماعی، اقتصادی و دینی مردم ایران تاثیرگذار بوده اند. در این میان یکی از نقاط عطف در تاریخ یهودیانِ ایران، عصر فتوحات و حاکمیت اعراب مسلمان است. با این وصف در این پژوهش تلاش می گردد نوع مواجهه یهودیانِ ایران با مسلمانانِ فاتح و نیز حیات اجتماعی اقتصادی آنان در عصر فتوحات مورد بررسی قرار گیرد. بر اساس یافته های پژوهش به رغم بدبینی هایِ موجود میان اعراب مسلمان و یهودیان، برخورد خشونت باری میان این دو گروه صورت نگرفت و یهودیان در این زمان در مناطق مختلف با توجه به شرایط و موقعیت مکانی، ترکیبی از سازش و انزوا را برگزیدند. یهودیان به عنوان اهل کتاب، در بیشتر مواقع در این دوره در میان مسلمانان زندگی همراه با آسایشی داشتند و گرچه از نظر اجتماعی و دینی محدودیت هایی داشتند، اما از نظر اقتصادی فضای بسیار مساعدتری نسبت به دوره باستان برای آنان فراهم شد. به نحوی که آنها در این زمان، یک دوره «انقلاب تجاری» را تجربه نمودند.
۷۶۰.

سنجش توانمندی هوش مصنوعی در بازآفرینی تجارب عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۸۸
پیشرفت چشمگیر هوش مصنوعی در حوزه پردازش زبان طبیعی، امکان تازه ای را برای تعامل با متون عرفانی فراهم کرده است. این در حالی است که عرفا در طول تاریخ، همواره تصریح کرده اند که کشف وشهود عرفانی، خاص گروهی است که مورد لطف حق واقع می شوند و درنتیجه، زبان خاص خود را دارد که از گستره فهم نااهلان خارج است. اخیراً هوش مصنوعی که فاقد هرگونه احساس و خودآگاهی است، این ادعا را به چالش کشیده است. در این پژوهش برای سنجش توانایی هوش مصنوعی در شبیه سازی تجارب عرفانی از روش توصیفی تجربی استفاده شده است. پس از مرور نظریات عرفا و اندیشمندان درباره تجربه عرفانی و هوش مصنوعی، دو متن عرفانی، یکی از بایزید بسطامی (نثر) و دیگری از مولوی (نظم)، به مدل زبانی ChatGPT ارائه شد تا شیوه بازآفرینی آن ها بررسی شود. نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی قادر است با شناسایی و بازتولید نمادها، استعارات، لحن و ساختار زبانی متون عرفانی، روایتی نزدیک به فضای تجربه عرفانی ارائه دهد. بااین حال، فقدان شهود و تجربه درونی، شبیه سازی آن را به سطح زبانی محدود می سازد و از ورود به قلمرو تجربه پدیداری ناتوان است. پژوهش حاضر نشان می دهد که اگرچه هوش مصنوعی تجربه عرفانی را به صورت درونی درنمی یابد، می تواند در بازنمایی ادبی و ایجاد پل میان سنت های عرفانی و ابزارهای نو، مفید واقع شود و ابزار قدرتمندی برای تحلیل، بازنمایی و آشنایی مخاطب معاصر با سنت های عرفانی باشد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان