فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۴٬۶۸۱ مورد.
رشد جمعیت، رشد اقتصادى و اثرات زیست محیطى در ایران (یک تحلیل على)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول دو دهه گذشته، خطرات و اسیبهاى تخریب زپست محیطى بیشتر نمایان شده است. این تخریب، ناشى از ترکیب عواملى همچون افزایش و جمعیت، رشد اقتصادى و فعالیتهاى صنعتى است. این مقاله، به بررسى روابط على بین رشد جمعیت، آ لودگى زیست محیطى و رشد اقتصادى درایران مى پردازد. بدین منظور، با استفاده از داده هاى آ مارى سرى زمانى سالهاى 80-1346، به روش آ زمون علیت هشیائو به بر آ ورد مدلها پرداختیم. نتایج به دست آ مده نشان مى دهد که یک رابطه على یک طرفه از رشد جمعیت (P) به تخریب زیست محیطى (EI) وجود دارد و همچنین یک رابطه دو طرفه بین تخریب زیست محیطى و رشد اقتصادى GNPP) )برقرار است
محاسبه شاخص قیمتی اصلاح فقر شهری و روستایی ایران در سال 1383(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اهداف مهمی که دولتها باید در نظر داشته باشند، اتخاذ سیاست مالی به گونهای است که به کاهش فقر منجر شود. یک نظام مالی را به شرطی میتوان فقیرگرا تلقی کرد، که عملکرد آن به نفع فقرا باشد. در بسیاری از کشورها، دولتها دانسته یا ندانسته، سیاستهایی را اتخاذ میکنند که به نفع ثروتمندان است. در نتیجه، کاهش فقر به کندی انجام میگیرد، درحالیکه امحائ فقر یک هدف ملی و بینالمللی است. با توجه به اهمیت موضوع و در راستای هدف کاهش فقر، در این مقاله، به ارزیابی یکی از سیاستهای مالی دولت برای کاهش فقر پرداخته شده است. از این رو، ابتدا با توجه به روش کاکوانی و سان، کشش قیمتی فقر برای کالاهای خوراکی مشمول یارانه و مالیات برای دو منطقه شهری و روستایی در سال 1383 محاسبه شده است. این کشش، اثر کل تغییرات قیمت بر فقر را نشان میدهد. اثر کل، مجموع آثار درامدی و توزیع مجدد است. در حقیقت، اثر توزیع مجدد تعیین میکند که آیا تغییرات قیمتی به نفع فقراست یا به ضرر آنها. سپس با محاسبه شاخص اصلاح قیمتی فقر، در مورد این که چه کالاهایی باید مشمول مالیات یا یارانه باشند، قضاوت شده است. این شاخص برای نسبتهای شکاف فقر و شدت فقر محاسبه شد. نتیجه عمده بهدست آمده، حاکی از آن است که افزایش قیمت همه گروههای کالایی، بیشتر به ضرر فقراست تا ثروتمندان و لذا باید کالاهای مشمول مالیات از مالیات معاف شوند و کالاهای یارانهای باید همچنان مشمول یارانه باشند. ضمناً باید توجه داشت که تحلیلها و نتایج این تحقیق بدون توجه به مقوله کارایی است و صرفاً توزیع مجدد مورد توجه بوده است
نقش ویژگیهای ارتباطی و اقتصادی پیرامون مشارکت در توسعه کشاورزی و برنامههای ترویجی (مطالعه موردی شهرستان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جوانان به عنوان سازندگان جامعه فردا، در توسعه پایدار نقش دارند. آنان مهارتها، دانش و نگرشهایی که برای پذیرفتن نقش فعال در اجتماع مورد نیاز است را کسب کرده و توسعه میدهند؛ بدین معنی که آنان نیروهای فعال در توسعه جوامع هستند. مطالعه حاضر به منظور بررسی عوامل مؤثر پیرامون مشارکت جوانان روستایی شهرستان کرمانشاه در توسعه کشاورزی و برنامههای ترویجی ارائه گردیده است. این تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی میباشد که با استفاده از فن پیمایش انجام شده است. جامعه آماری تحقیق کلیه جوانان روستایی شهرستان کرمانشاه است که 175 نفر از آنان به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. ابزار اصلی این تحقیق پرسشنامه است که روایی محتوایی آن با کسب نظرات متخصصان ترویج و آموزش کشاورزی بهدست آمد. آزمون مقدماتی برای بهدست آوردن پایایی پرسشنامه انجام گرفت و ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه 84/0 بهدست آمد. یافتههای تحقیق نشان دادکه مشارکت بیشتر جوانان در سطح متوسطی قرار دارد. بر اساس نتایج یافتهها ارتباط معنیداری بر اساس ضریب همبستگی پیرسون بین ویژگیهای ارتباطی، میزان اراضی زراعی (سطح معنیداری001/0) و میزان واحدهای دامی (سطح معنیداری 01/0) با مشارکت در توسعه کشاورزی و برنامههای ترویجی وجود دارد.
رابطه خدمات برون دانشگاهی با بهرهوری پژوهشی و عملکرد تدریس اعضاء هیات علمی کشاورزی (مطالعه موردی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به منظور بررسی رابطه خدمات برون دانشگاهی با بهرهوری پژوهشی و عملکرد تدریس اعضای هیات علمی انجام شد. جامعه آماری تحقیق شامل 95 نفر از اعضای هیات علمی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران بود. دادههای مربوط به خدمات برون دانشگاهی از طریق پرسشنامه و اطلاعات مربوط به بهرهوری پژوهشی و عملکرد تدریس از طریق اسناد و مدارک جمعآوری شد. نتایج تحقیق نشان داد که بین خدمات بروندانشگاهی با بهرهوری پژوهشی و عملکرد تدریس رابطه معنیداری وجود ندارد. همچنین نتایج حاصل از تحقیق حاکی از عدم تفاوت معنیدار خدمات برون دانشگاهی، بهرهوری پژوهشی و عملکرد تدریس اعضاء هیات علمی از نظر جنسیت، سابقه اشتغال، وضعیت استخدام، سن و رشتهی تحصیلی میباشد. در این بررسی رابطه معنی داری در سطح یک درصد بین بهرهوری پژوهشی و مرتبه علمی **602/0=t ، میزان تحصیلات **001/0 = z و دانشگاه محل تحصیل **000/0 = t مشاهده گردید ولی از نظر خدمات برون دانشگاهی و عملکرد تدریس تفاوت معنی داری بین این عوامل بدست نیامد.
اقتصاد صلح
الگوی تعیین همزمان عرضه نیروی کار و تقاضای کالا در اقتصاد ایران «نظریه جدید اقتصاد خانواده»
حوزههای تخصصی:
چالش های تقاضای اجتماعی آموزش عالی در ایران
حوزههای تخصصی:
رشد تقاضا برای ورود به آموزش عالی در ایران ، اگر چه در ابتدا یک پدیده مبتلا به اکثر کشورهای توسعه یافته در دهه های گذشته و سپس کشورهای در حال توسعه به نظر می رسید ، برخی جنبه های آن واقعیت هایی را در بر دارند که چالش های مهم و اساسی این بخش و به طور کلی روند توسعه کشور را تشکیل می دهند . در این مقاله ، با مروری بر یافته های مطالعات اخیر در همین زمینه و مقایسه وضعیت ایران با کشورهای دیگر ، چالش های مذکور شناسایی و خط مشی های کلی با مقابله با آنها معرفی شده اند .
برآورد ارزش تفریحی کاخ سردار ماکو و تعیین عوامل موثر بر تمایل به پرداخت بازدیدکنندگان
حوزههای تخصصی:
کاخ سردار ماکو در شهرستان ماکو و در استان آذربایجان غربی قرار گرفته و به دلیل دارا بودن جاذبه های توریستی و قرار گرفتن در مسیر جاده ترانزیتی ترکیه و اروپا یکی از آثار تاریخی مهم کشور به شمار می آید. هدف این مقاله برآورد ارزش تفریحی کاخ سردار با استفاده از روش ارزش گذاری مشروط می باشد. برای این منظور پرسشنامه ای تدوین و به وسیله 180 نفر به طور تصادفی در سال 1387 تکمیل گردید. نتایج نشان داد که حدود 68 درصد افراد مبلغ پیشنهادی را می پذیرند و بر اساس الگوی برآورد شده، میانگین تمایل به پرداخت افراد 8437 ریال به ازای هر بازدید برآورد گردید. یافته های این مقاله می تواند راهنمای مناسبی برای سیاست گذاران و برنامه ریزان میراث فرهنگی کشور در جهت تعیین بهای مناسب بلیط و تامین مالی هزینه های ارایه خدمات و بازسازی این اثر باشد.
استانداردهای کار و برابری زن و مرد
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به نابرابری بین زن و مرد در بازارهای کار و تمایلات آنان به انجام کارهای متفاوت ، پرداخت دستمزد کمتر به زنان نسبت به مردان ، نرخ های پایین تر تشکل های اتحادیه های زنان ، پایین بودن سطوح آموزش و تحصیلی در بین زنان ، تخصیص نابرابر مسوولیت های خانوادگی و فقدان خدمات حمایتی و ... را تبیین کرده است .