فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۲۱ تا ۱٬۸۴۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۸ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲
313 - 334
حوزههای تخصصی:
دست یابی به توسعه سیاسی، مشارکت سیاسی گروه های اجتماعی جامعه را می طلبد و مشارکت سیاسی زنان در این خصوص اهمیت بالایی دارد. تحقق مشارکت مطلوب زنان در حوزه سیاست در هر جامعه ای با موانع خاص خود مواجه است. بر این اساس، در این پژوهش مشارکت سیاسی زنان منطقه بلوچستان با استفاده از روش های پژوهش کیفی و رویکرد نهادگرایی مورد مطالعه قرار گرفته است. مصاحبه های کیفی با نخبگان بلوچستان مقولات و تم هایی را در اختیار پژوهشگران قرار داد که امکان تبیین وضعیت مشارکت سیاسی زنان این قوم را فراهم کرد. یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن است که موانع مشارکت سیاسی زنان منطقه بلوچستان از دو نگاه درخور توجه هستند؛ نگاه نخست متوجه موضع گیری نهادهای رسمی به زنان است و نگاه دوم فرهنگ بلوچ را در نسبت با زنان شرح می دهد. نتایج به دست آمده موانع اصلی را نهادهای غیررسمی یا ناملموس همانند فرهنگ پدر/ مردسالاری و بخشی از باورهای سنتی تعریف می کند؛ باورهایی که از سویی علت خودناباوری زنان در فعالیت های سیاسی است. با وجود این، نهادهای مشارکتی از جمله شوراهای اسلامی شهر و روستا موفق شده اند اثربخشی نفوذ نهادهای غیررسمی را با مرور زمان بر مشارکت سیاسی زنان بلوچ کاهش دهد.
مقایسه شخصیت جامعه پسندی و باور به دنیای عادلانه و واکنش روانی گروه نوجوانان دختر کار حمایتی و خیابانی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه شخصیت جامعه پسندی و باور به دنیای عادلانه و واکنش روانی گروه نوجوانان دختر کار حمایتی و خیابانی تهران انجام شد. تحقیق برحسب هدف، کاربردی، و براساس شیوه گردآوری داده ها توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه مورد بررسی در این پژوهش مراکز نگهداری نوجوانان دختر کار تهران بزرگ در سال 1397، است. نمونه گیری به روش چند مرحله ای این گونه صورت پذیرفت که ابتدا شهر تهران به سه منطقه جغرافیایی (شمال مرکز و جنوب) طبقه بندی، و سپس به صورت تصادفی یک مرکز نگهداری نوجوانان کار در هر منطقه انتخاب شد و در نهایت سه مرکز خیریه یاوران ایتام، مؤسسه خیریه بنیاد و مؤسسه خیریه معاک انتخاب گردیدند. از مراکز مورد بررسی نوجوانان دختر، که دارای معیارهای ورود به پژوهش بوده اند و در همان منطقه نوجوانان دختر دعوت به همکاری شد که به صورت خود محور به کارهایی مشغول بودند که در معیارهای ورود به پژوهش بودند و پرسشنامه های جامعه پسندی، باور به دنیای عادلانه و واکنش روانی را تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل آماری داده ها با استفاده از روش تحلیل مانوا با نرم افزار آماری SPSS انجام شد. نتایج نشان داد که شخصیت جامعه پسندی و باور به دنیای عادلانه و واکنش روانی گروه نوجوانان دختر کار حمایتی و خیابانی باهم تفاوت دارد و تمام فرضیه های مقاله تأیید شد.
بررسی نقش و جایگاه زنان در افسانه های عامیانه کرمان(براساس رویکرد فمینیسم اگزستنسیالیسم و کمونیسم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پرداختن به زنان و مسائل مربوط به آنها، همواره یکی از مهم ترین موضوعاتِ بررسی شده در جوامع بشری به شمار می رود. فرهنگ عامّه هر ملّت، به ویژه قصّه ها و افسانه ها، یکی از بهترین بسترهایی است که می توان در آن ردّ پایی از باورها، آداب و رسوم و بنیان فکری مردم جوامع کنونی را مشاهده کرد و به واسطه آن می توان تفکّرات سنّتی مردسالارانه را در جوامع قدیم نسبت به زنان ریشه یابی نمود؛ از این رو، در تحقیق حاضر، نقش و جایگاه زنان در افسانه های عامه کرمان، در چهار کتاب (افسانه های مردم کرمان، افسانه های مردم سیرجان، قصّه ها و افسانه های زرند و فرهنگ مردم کرمان) مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش بر اساس رویکرد فمینیسم اگزیستانسیالیستی و فمینیسم مارکسیستی به شیوه توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است.
تحلیل روایت کاربران متأهل از مشارکت در سایت های همسریابی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با استفاده از روش نظریه زمینه ای به تحلیل پدیدارشناختی تجربه زیسته کاربران اعم از مردان و زنان متأهل در تالارهای همسریابی انجام شده است؛ برای این منظور با استفاده از تکنیک نمونه گیری هدفمند با 11 عضو متأهل در تالارهای همسریابی از طریق واتس اپ مصاحبه های نیمه ساختار یافته انجام شد و با نرم افزار مکس کیو دی ای ورژن 12 تحلیل شدند. پس از ترکیب، ادغام و مقایسه مفاهیم، چهار مقوله مشترک زمینه ای میان کاربران زن و مرد متأهل شامل (اعتیاد به چت با جنس مخالف، تجربه خانواده سنتی، چت علاج رفع تنهایی، سرگرمی و گذران وقت،) کشف شد؛ همچنین دو مقوله خاص کاربران زن متأهل شامل (اختفای تأهل و پرهیز از دیدار حضوری) و دو مقوله خاص کاربران مرد متأهل شامل (حس آزادی در انتخاب همسر دوم و تمایل به ازدواج سفید) نیز به دست آمد. پس از تحلیل خط داستانی مشارکت کنندگان مقوله هسته تحت عنوان « مقاومت در برابر کم رضایتی زناشویی» آشکار شد.
سقط درمانی؛ تأملات فقهی و سیاست گذاری تقنینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال بیست و دوم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۸۸
97 - 119
حوزههای تخصصی:
در این مقاله با بررسی مبانی فقهی ماده واحده سقط درمانی، با روش تحلیلی - توصیفی نشان داده که نظام تقنینی کشور، با توجه به جوانب فرهنگی- اجتماعی این موضوع، اشکالات فقهی این ماده واحده، و به خصوص در بعد سیاست های جمعیتی، نیازمند بازکاوی برای ساماندهی مسئله سقط جنین در جامعه می باشد تا از این رهگذر، موجبات افزایش سقط های غیر قانونی، فراهم نشود. از این رو، هدف پژوهش حاضر آن است که روشن نماید بسیاری از بیماری ها و نواقص جنینی که در اندیکاسیون های پزشکی، ملاک حرج شناخته شده قابل درمان است و یا برخی همانند کوتولگی اساسا یک ویژگی است نه یک بیماری که موجب حرج باشد و نیز با توجه به لزوم احراز قطعی حرج در فتاوا و احتمالات خطای تشخیصی در پاره ای از شیوه های غربالگری نمی توان همه این موارد را در سقط درمانی، مصداق حرج قطعی قبل از ولوج روح دانست؛ به ویژه آنکه ملاک حرج شخصی است و نسبت به توان تحمل مادران نیز متفاوت است و نمی توان برای همه مصادیق، یک ضابطه کلی تنظیم کرد و باید به موارد مسلم، روشن و قدر متیقن از دشواری غیر قابل تحمل در نگهداری کودک توجه کرد و روش آن نیز نه در تکثیر روزانه اندیکاسون های پزشکی به عنوان مصادیق جدید حرج است؛ زیرا سقط جنین به قدری در نزد شارع مقدس، مذموم و ناپسند است که حتی استناد به موارد حرجی نیز چه بسا قبح این عمل و مفسده آن را بر ندارد و لذا باید فقط از باب ناچاری و اضطرار انجام شود. بنابراین باید این موارد بسیار محدود شود و همراه با تشکیل جلسات کارشناسی دقیق برای هر یک از زنان باردار متقاضی باشد که مبتلا به این وضعیت شده اند تا به صورت موردی، میزان اختلال جنین و توانایی هر مادر در نگهداری وی احراز گردد و در صورتی که شرایط استناد به حرج که به صورت مفصل بیان شده، محرز نگردد، اصل اولی حرمت اسقاط جنین، حاکم خواهد بود و پزشک خطاکار مسئول عواقب این کار می باشد.
حکمیت و نهاد داوری در حل تعارض بین زوجین مقایسه تطبیقی در فقه امامیه (با تأکید بر ادله مبتنی بر وحی) و حقوق موضوعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال هشتم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۱
207 - 233
حوزههای تخصصی:
«حکمیت» شیوه ای خاص از داوری در قرآن کریم است که در موارد اختلاف و نشوز طرفینی زوجین عمل به این راهکار وحیانی می تواند به اصلاح ذات البین منتهی شود. این پژوهش کیفی با روش توصیفی – تحلیلی، از مجموعه ادله کتاب و سنت، حکمیت و داوری مطرح شده در قرآن کریم را به عنوان یک الگوی اسلامی برای رفع تنازع میان زوجین بررسی کرده و سپس با مقایسه بین این راه حل قرآنی و آنچه بر اساس قانون جدید حمایت خانواده در دادگاه ها در حال اجراست، در صدد نشان دادن عدم انطباق برخی روشهای معمول فعلی با الگوی قرآنی آن بر آمده است. علی رغم تلاش های قابل ستایش قانونگذار در سال های اخیر، همچنان آمار بالای طلاق در جامعه به دلیل عدم بازدارندگی کافی روش های موجود، حاکی از وجود نقایصی در راه کارهای ارائه شده است که بخشی از آن ها به خاطر عدم اجرای صحیح دستورات دین در این عرصه از جمله موضوع حکمیت می باشد که بایستی با تطبیق بیش از پیش شرع و قانون و بکارگیری روش های پیشگیرانه اولیه به موازات اقدامات درمانی در سیر رویه قضایی، برای رفع این اشکالات قدم برداشت.
اثر بخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد براجتناب تجربه ای مادران دارای کودکان اتیستیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و فرهنگ سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴۶
57 - 67
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تعیین میزان اثر بخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد براجتناب تجربه ای در مادران دارای کودکان اتیستیک شهر اهواز بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مادران دارای کودک اوتیسم شهراهواز بود که از جامعه مذکور 30 نفر از مادران دارای کودک اوتیسم به صورت روش هدفمند انتخاب شدند. پس از انتخاب نمونه افراد به صورت تصادفی در دوگروه آزمایش(15 نفر) و گواه (15 نفر) تقسیم شدند. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه ومرحله پیگیری بود. گروه آزمایش مداخله مبتنی بر پذیرش وتعهد را در 8 جلسه 90 دقیقه ای در هر هفته یک جلسه دریافت کردند؛ اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکردند ودو ماه بعد مرحله پیگیری انجام شد. ابزار اندازه گیری پرسشنامه پذیرش و عمل- نسخه دوم بوند و همکاران (2011) بود. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس یک متغییره تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین نمرات گروه آزمایش و گواه در اجتناب تجربه ای تفاوت معنی دار وجود دارد و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد برکاهش اجتناب تجربه ای در مادران دارای کودکان اتیستیک اثربخش است.
ارائه الگویی از بقای زنان در ازدواج های نارضایتمند؛ یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۴۳)
85 - 110
حوزههای تخصصی:
زوج ها ممکن است رابطه زناشویی باثباتی داشته باشند ولی از آن به هیچ عنوان رضایتی نداشته باشند و مجبور باشند چنین رابطه ای را تحمل کنند. متأسفانه چنین ازدواج هایی آسیب های فراوانی بر روی زوج ها و خصوصاً زنان دارد. از این رو پژوهش حاضر باهدف ارائه الگویی از بقای زنان در ازدواج های نارضایتمند انجام شد. پژوهش حاضر کیفی و مبتنی بر روش تئوری زمینه ای بود. جامعه پژوهش شامل تمامی زن های نارضایتمند از ازدواج شهر بندرعباس با حداقل 5 سال سابقه زندگی مشترک در سال 1397 بودند. 21 زن به روش نمونه گیری نظری و مبتنی بر روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و انتخاب نمونه ها تا مرحله اشباع نظری پیش رفت. داده ها بر اساس مصاحبه نیمه ساختاریافته و شاخص رضایت زناشویی (IMS) گردآوری شدند. برای تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. نتایج کدگذاری به شناسایی 14 مقوله انجامید که در مدل پارادایمی ارائه شد. نتایج تحلیل نشان داد که زنان ناراضی از رابطه زناشویی ممکن است به علت وابستگی های موجود ازدواج نارضایتمند خود را حفظ کنند و به منظور سازگاری با شرایط موجود از راهبردهای مختلفی استفاده کنند. بر اساس نتایج به دست آمده، مجموعه ای از عوامل درون فردی، بین فردی و اجتماعی می تواند تبیین کننده بقای زنان در ازدواج های نارضایتمند باشد. نتایج این پژوهش می تواند دارای تلویحات کاربردی در آسیب شناسی و توانمندسازی در حوزه زنان و خانواده باشد.
مطالعه کیفی تابوها در نارضایتی جنسی زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش میان رشته ای حاضر، درصدد کشف و بررسی تابوهای جنسی و اثر آن بر دعوای طلاق توسط زوجه در محاکم دادگستری می باشد. ابتدا عوامل موثر بر بدعملکردی و یا اختلال در کارکرد روابط جنسی زوجین بررسی شد و سپس زمینه های فردی و جامعه شناختی تابوهای جنسی که منجر به پنهان داشتن علت طلاق و تغییر عنوان دادخواست های مطروحه توسط زنان شده بود مورد بحث قرار گرفت. نمونه گیری از بین افراد مراجعه کننده به محاکم دادگستری و دفاتر وکلا صورت پذیرفت. 10 نفر از بین زنان مطلقه و 16 نفر از زنان در آستانه ی جدایی انتخاب شدند. تمامی زنان مطلقه و یا متقاضی طلاق مورد مصاحبه، از کیفیت روابط جنسی خود اعلام نارضایتی نموده و مهم ترین عوامل آن به ترتیب در ناتوانی در ارضای زنان، فقدان پیش نوازش و آماده سازی قبل از رابطه و نبود روابط محبت آمیز کلامی خلاصه گردید. همچنین، درک از تابوهای جنسی در بین زنان ، در سطح فردی و اجتماعی، با فراوانی مضامین شرم، ترس از قضاوت، وجود خلاء های قانونی و فضای حاکم بر محاکم شناسایی گردید. نتایج حاصله، تاثیر مهم نارضایتی جنسی بر تقاضای طلاق را نشان می دهد و وجود تابوهای جنسی در بین زنان، بر مکتوم داشتن آن در دادخواست ها موثر می باشد
نقش سبک های حل تعارض در پیش بینی کیفیت زندگی زنان متأهل با میانجی گری خودکنترلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال یازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۴۴)
71 - 92
حوزههای تخصصی:
ازدواج یکی از مهم ترین رویدادهایی است که در زندگی رخ می دهد، بعضی ازدواج ها موجب رشد و شکوفایی زوجین است درحالی که بسیاری از زن و شوهرها نیز می توانند مشکلاتی را برابر هم اتخاذ کنند و زندگی را تحت تأثیر قرار دهند. از این رو هدف این پژوهش بررسی نقش سبک های حل تعارض در پیش بینی کیفیت زندگی زنان متأهل با میانجی گری خودکنترلی می باشد. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه ی آماری این پژوهش شامل زنان متأهل شهر مشهد بود که تعداد 200 نفر به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شده و مورد بررسی قرار گرفتند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه های سبک های حل تعارض رحیم (ROCI-II)، پرسشنامه ی کیفیت زندگی (WHOQOL-26) و پرسشنامه ی خودکنترلی تانجی (TSCS) بودند. داده ها نیز با استفاده از آزمون تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین سبک های حل تعارض و خودکنترلی با کیفیت زندگی همبستگی معناداری وجود دارد و آن ها می توانند کیفیت زندگی و خرده مقیاس های آن را پیش بینی کند (001/0 p
اصول ناظر بر محتوای پرورش خودآگاهی در نوجوانان با تأکید بر منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، توجه خاصی به «آموزش مهارت های زندگی» شده است. از میان این مهارت های ده گانه، مهارت خود آگاهی، به عنوان اولین و اساسی ترین مهارت، اهمیت و جایگاه ویژه ای دارد. «خود آگاهی»، توانایی شناخت خود و آگاهی از ویژگی ها، نقاط ضعف و قوت، خواسته ها، ترس ها و انزجار هاست؛ بنابراین کسب این مهارت، نقش مهمی در سلامت و بهداشت روان افراد دارد. با وجود آثار فراوانی که در زمینه خود آگاهی انجام یافته اند، آنچه پژوهش حاضر را از پژوهش های گذشته متمایز می کند، پرداختن به اصول این مهارت در قالب تعلیمات اسلامی است. لذا این مقاله با هدف استخراج اصول محتوایی پرورش خود آگاهی در گروه نوجوان، با استناد به آیات قرآن کریم و روایات معصومین(ع) به روش توصیفی - تحلیلی انجام گرفته است و اصول استخراج شده، در چهار حوزه ارتباطی انسان، یعنی ارتباط با خدا مانند اصول حکمت الهی، عدالت خدا و ...، ارتباط با خود مانند برخورداری از اختیار، قابل تغییربودن، توانایی های فردی و ...، ارتباط با دیگران مانند کرامت انسان ها، خیر خواهی، عدالت و ... و ارتباط با دنیا مانند هدفمندی دنیا، گذرابودن و ... دسته بندی و تحلیل شده است.
زنانه نگاری در نسخه مصوّر حمله حیدری (مقایسه تطبیقی جایگاه زن در نگاره های نسخ مصوّر حمله حیدری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۲ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
543 - 566
حوزههای تخصصی:
مردان در حماسه ها عهده دار نقش های اصلی هستند و حضور زنان در سایه قرار می گیرد. اگر این حماسه موضوع دینی داشته باشد، منع حضور زنان دوچندان می شود. پژوهش حاضر جایگاه زن را در نگاره های نسخه حمله حیدری باذل مشهدی (مورخ۱۲۲۲ ه.ق، محفوظ در کتابخانه ملی فرانسه) از منظر موضوع، ارتباط متن و تصویر، شاخصه های تصویری و... بررسی می کند. برای نشان دادن اهمیت جایگاه زن در این نسخه، نگاره های آن را با یکی از نسخ هم عصر، یعنی چاپ سنگی مصور حمله حیدری راجی کرمانی، مقایسه می کنیم. این دو نسخه تقریباً در یک دوره زمانی (عصر قاجار) اما در دو مکان مختلف (هند و ایران) مصور شده اند. این مقایسه تطبیقی نشان می دهد که حمله باذل، زن را در نقش های متنوع و گوناگونی به تصویر درآورده است؛ از زن در جایگاه قدیس یا فرشته گرفته تا زنانی در نقش نوازنده و رقصنده. اما تصویر زن در نگاره های حمله راجی به فرشته و قدیس محدود می شود. نگارگر این نسخه با ابداع شیوه ای نوین و خلاقانه، نه تنها بر حضور زنان چشم نپوشیده، بلکه آنان را دوشادوش یا حتی پیشاپیش مردان ترسیم کرده است. این موارد سبب می شود که زن در نگاره های حمله حیدری باذل از چارچوب های فکری و فرهنگیِ سنتی فراتر رود و نقش هایی را عهده دار شود که در تصاویر کمتر حماسه ای می توان نظیر آن را پیدا کرد.
بررسی مفهوم لباس بودن زن و شوهر در آیه 187 سوره بقره
حوزههای تخصصی:
همسری بر پایه ی ازوداج میان زوجین پدید می آید. درباره ی کیفیت این رابطه اظهار نظرهای متفاوتی از سوی صاحبنظران و مکاتب مختلف صورت گرفته است. از دیدگاه اسلام، مرد و زن در قبال هم و در جایگاه همسری، مسئولیت هایی بر دوش دارند. یکی از تعابیر قرآن در این باره آیه 187 سوره بقره است."«...هن لباس لکم و انتم لباس لهن...»" یعنی «... زنان لباس شما هستند و شما لباس آنان هستید... ». در این مقاله به مفهوم لباس بودن زن و شوهر نسبت به یکدیگر با توجه به روایات وارده در این باب و تفاسیر مهم شیعی و اهل سنت پرداخته می شود. طبق بررسی های انجام شده، لباس بودن زن و شوهر در مواردی که قرآن به آن تشبیه کرده است، نتایج مثبتی برای زن و مرد در زندگی مشترک در بر خواهد داشت. اگر زن و شوهر پوشش و لباس یکدیگر باشند، این امر سبب تحکیم روابط زناشویی، کاهش اختلافات و آسیب های زندگی مشترک و ایجاد فرصت های بیشتر برای خوب زندگی کردن خواهد گشت.
بررسی فقهی و حقوقی چالشهای بیماریهای واگیردار با حقوق وتکالیف خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیماری هایی که قدرت سرایت بالایی دارند همانطور که تمام ابعاد زندگی بشر را تحت تأثیر قرار می دهد، بر روابط حقوقی میان افراد نیز تأثیر به سزایی گذاشته و با برخی حقوق و تکالیف تعارض هایی را ایجاد کرده است. قواعد حل تعارض میان ضرر رساندن به خود و اضرار به دیگری اقتضا می کند که ترک قرنطینه (به عنوان مؤثرترین راهکار کنترل بیماری در جامعه) برای فرد مبتلا به چنین بیماری هایی به دلیل تقدم مصالح و سلامت جامعه بر فرد حرام باشد. از سوی دیگر با نگاه تکلیف مدارانه به حضانت، وجوب حضانت کودک مبتلا به این بیماری برای والدینی که افراد پرخطر محسوب می شوند، به دلیل حکومت قاعده لاضرر برداشته می شود؛ ولی با لحاظ ماهیت حق مدارانه حضانت و اطلاقات ادله ایثار ممکن است نتوان حکم به حرمت نگهداری از کودک داد. در نقطه ی مقابل نیز اگر والدین مبتلا به این بیماری شدند و کودک در معرض خطر این بیماری قرار گرفت، قاعده لاضرر اقتضا می کند جهت حفظ سلامتی کودک، تا زمان سلامتی والدین، حضانت از آنان سلب شود. همچنین به دلیل حکومت قاعده لاضرر بر ادله ی اولیه وظیفه ی وجوب نفقه از عهده ی زوج بیمار ساقط است و نهادهای حمایتی حکومت باید شرایط رفاهی فرد مبتلا به این بیماری را فراهم کند یا مشاغلی که ملازمه با ترک قرنطینه ندارد، فراهم کند
معنایابی سلامت اجتماعی سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اسلامی زنان و خانواده سال هشتم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱۸
159 - 186
حوزههای تخصصی:
افزایش امید به زندگی و کاهش سطح باروری سبب بالا رفتن شمار سالمندان به کل جمعیت شده است. پژوهش حاضر با هدف توصیف و چگونگی معنایابی سلامت اجتماعی در بین سالمندان با رویکرد کیفی و به روش مردم نگاری تفسیری انجام و داده های آن با استفاده از مصاحبه عمیق گردآوری شد. جامعه آماری شامل سالمندان ساکن شهر کرمانشاه (با سن بالای 60 سال) بود و افراد نمونه به تعداد 14 نفر تا رسیدن به اشباع نظری در مصاحبه ها انتخاب شدند. به منظور تحلیل داده ها، مصاحبه ها کدبندی شد و سه مقوله اصلی شناسایی شد که عبارتند از: بازنمایی حضور داوطلبانه (با زیر مقوله های استمرار بخشی ارتباطات بین فردی، تداوم بخشی شبکه خویشاوندی و بازاندیشی کیفیت مسائل درونی و معنوی)، بازنمایی کیفیت سلامت جسمانی (با زیر مقوله های تداوم بخشی عملکرد، عدم احساس درد، پذیرش مسئولیت سلامت خودو کنترل بر امورات زندگی) و بازاندیشی کیفیت سلامت روحی (با زیر مقوله های فرعی لحظه گرایی یا گریز از حسرت، ترس از جدایی و حفظ نقش). بنابراین، درک معنایی سلامت اجتماعی سالمندان می تواند به ارتقای سلامت آنان کمک کند و داشتن اطلاعات ناقص و عدم آگاهی در مورد سالمندی به آسیب های جبران ناپذیر منجر خواهد شد.
تحلیل و ارزیابی ادله فقهای امامیه پیرامون مرجعت زنان با تأکید بر دیدگاه های مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناصب سیاسی- اجتماعی زنان از مسائل پرچالشی است که از دیرباز محل مناقشه اندیشمندان بوده است. مرجعیت زنان از مناصب پرچالش اجتماعی مرتبط با حوزه دین است. پژوهش حاضر با هدف بررسی آراء مفسران و فقیهان موافق و مخالف مرجعیت زنان به روش توصیفی- تحلیلی انجام شد. پژوهش حاضر با تحلیل مهم ترین ادله قائلان به عدم جواز مرجعیت زنان توسط فقهای شیعه، به وجوه ناتمام این ادله اشاره کرده و به این نتیجه دست یافت که دلیل قاطع و خدشه ناپذیری بر عدم مشروعیت تصدی مرجعیت از جانب زن در دسترس نیست مگر اصرار بر مذاق شارع. لازم است با توجه به تأثیر شرایط زمان و مکان در استنباط فقهی، گسترش مطالبات اجتماعی از سوی زنان و نظرات آیت الله خامنه ای در مدیریت اجتماعی کشور، دراین مورد تدقیق بیشتری شود. همچنین در پژوهش حاضر با طرح نظریه تفصیل، بیان شد که اجماع مرکبِ ادعایی در این زمینه، سخن پایانی نیست و برخی از فقها حداقل درباره مرجعیت زن برای زنان، نظر مساعد دارند.
نقش تعدیل کننده جهت گیری مذهبی در رابطه بین سبک های دلبستگی و تعهد زناشویی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیل کننده جهت گیری مذهبی در رابطه بین سبک های دلبستگی و تعهد زناشویی انجام شد. طرح پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بود. بدین منظور 286 نفر از جامعه دانشجویان و طلاب متاهل شهر قم در سال تحصیلی 1397-1396 به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسش نامه های تعهد زناشویی آدامز و جونز، سبک های دلبستگی کولینز و رید و جهت گیری مذهبی آلپورت پاسخ دادند. برای آزمون فرضیه ها و تجزیه و تحلیل داده ها از همبستگی و تحلیل رگرسیون تعدیلی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین سبک دلبستگی ایمن و جهت گیری مذهبی درونی با تعهد زناشویی رابطه مثبت و معنادار و بین سبک دلبستگی اضطرابی و جهت گیری مذهبی بیرونی با تعهد زناشویی همبستگی منفی معنادار وجود دارد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی در رابطه بین دو سبک دلبستگی ایمن و اجتنابی با تعهد زناشویی زوجین اثر تعدیل گر دارد. یافته های پژوهش نشان از اهمیت کیفیت دینداری و سبک های دلبستگی در فرایند غنی سازی روابط عاطفی همسران و ثبات زناشویی است.
واکاوی جامعه شناختی مصادیق خشونت علیه زنان در حقوق بین الملل با تأکید بر بارداری اجباری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشونت جنسی در هرحالت و توسط هر فردی محکوم است. نهادینه شدن فرهنگ مردسالاری، خوارانگاری زنان، عدم حمایت جامع قوانین حقوقی از آنان و درونی شدن خود خوار انگاری زنان، از عوامل داخلی در هر جامعه است که باعث تداوم خشونت در اشکال مختلف علیه زنان شده و سپس به جامعه بین الملل تسری پیدا می کند. هدف اصلی این مقاله، واکاوی مصادیق خشونت جنسی علیه زنان در حقوق بین الملل با تأکید بر بارداری اجباری است. بارداری اجباری به عنوان جنایت علیه بشریت نه تنها به دلیل برهم خوردن ترکیب جمعیتی یا نسل زدایی، بلکه به دلیل ظلم و ستمی که بر زن آسیب دیده صورت می گیرد، باید جرم انگاری شود. منع خشونت جنسی کم و بیش در قوانین کشورها جرم انگاری شده است و در رویه قضایی بین المللی شاهد قضایایی از بارداری اجباری هستیم. این مقاله به لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت توصیفی و تحلیلی است. روش گردآوری داده ها، به شیوه کتابخانه ای بوده و تحلیل و تجزیه داده ها با شیوه کیفی تحلیل ساختاری و تفسیری انجام گرفته است.
توسعه مفهومی حق بر سلامت زنان و تحلیل آن در سیاست گذاری های کلان و خرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۸ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
529 - 555
حوزههای تخصصی:
در جوامع توسعه یافته، حق بر سلامت مفهوم وسیعی یافته و حق دسترسی به آن در ابعاد مختلف بازتعریف می شود. تبیین حق بر سلامت زنان تحت تأثیر جنسیت و تجربه تغییرات متعدد در طول دوره های زندگی آنان، واجد اهمیت خاص است و نیازمند ایجاد ساختار جدید مبتنی بر آگاهی و معرفت دقیق بر نیازها و عوامل مؤثر بر آن است. در اندیشه حقوق عمومی، تأمین سلامت همگانی و حفظ بهداشت شهروندان از تکالیف اساسی دولت هاست که مداخله دولت شامل طیف وسیعی از اقدامات در راستای ارتقای سطح سلامت از طریق تدوین قوانین و نظارت بر آن ها و با هدف اجرای فرایندها و سیاست های کلان اثربخش در این حوزه می شود. این پژوهش، که با هدف شناسایی ابعاد مختلف حق بر سلامت زنان و تکالیف دولت ها نگاشته شده است، از نظر نوع کیفی و به لحاظ روش به صورت توصیف و تحلیل اسناد مربوطه انجام شده است. حق بر سلامت زنان را در ابعاد متعدد جسمی، معنوی، روانی، اجتماعی، شغلی، زیست محیطی و فکری شناسایی و شاخص سازی کرده است. یافته های تحقیق و بررسی اسناد بالا دستی و سیاست گذاری های کلان حاکی از آن است که نه تنها قوانین موجود فاقد اثر بخشی لازم در عمل و اجرا هستند، بلکه از جنبه ماهوی صرفاً به برخی از ابعاد حق بر سلامت زنان توجه شده است. بنابراین تدوین برنامه جامع تقنینی سلامت زنان در همه حوزه ها مبتنی بر سیاست های کلان تحول محور به منزله یکی از شاخص های توسعه یافتگی ضرورت دارد.
تحلیل گفتمان انتقادی در آثار محمود استادمحمد با رویکرد فمینیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محمود استادمحمد یکی از نویسندگان مطرح ایران و از جمله نویسندگان کارگاه نمایش، گروهی از هنرمندان آوانگارد تئاتر قبل از انقلاب در ایران است. در آثار او سایر نمایشنامه نویسان ایرانی، نقش زنان، نقشی چالش برانگیز است. از سویی در میان نویسندگان نسل استادمحمد کمتر با نمایشنامه نویسان زنان روبرو هستیم و به جز مواردی معدود، گفتمان های رایج در تئاتر ایران قبل از انقلاب، توسط نویسندگان مرد رقم خورده است. اما با گذشت زمان و با تغییراتی که در جامعه رخ داد، علاوه بر حضور بیشتر زنان در تئاتر، نوع نگاه به زن نیز در آثار نمایشی دچار تغییراتی شده است. این پژوهش در نظر دارد با استفاده از مفاهیم اساسی در تحلیل گفتمان انتقادی و به ویژه تحلیل گفتمان انتقادی فمینیستی، به نقش زنان در آثار استادمحمد بپردازد. در آثار او به تدریج شاهد حضور بیشتر زنان و سخن گفتن از مسائل و مشکلات آنها هستیم. اما سوال اینجاست که این تغییر رویکرد تا چه اندازه تغییر ایدئولوژی حاکم و دگرگونی در روابط قدرت را نشان می دهد و تا چه حد تحت تاثیر ایدئولوژی های پیشین قرار دارد.