با پیروزی انقلاب مشروطیت در سال 1324 ﻫ ق (1285 ﻫ. ش) مردم ایران به یکی از آرزوهای دیرینه ی خود، که ایجاد عدالت خانه و تشکیلاتی جهت لگام زدن بر قدرت خودکامه ی شاه و در کل مشارکت در سرنوشت خود بود، نائل آمدند. این آرزو در قالب مجلس شورای ملی تبلور یافت. این که نهاد جدید تا چه حدود در دست یابی به اهداف خود موفق بود و توانست انتظارات مردم را برآورده سازد، در حوزه ی بررسی این نوشتار نیست.
در این مقاله سعی شده است سهم و نقش نهاوند، که یکی از شهرهای قدیمی و تاریخی و پاره ای از ایران زمین است و مردمش همان انتظارات را از قوه مقننه داشتند، بررسی شود. به همین منظور، از دریچه ی مذاکرات مجلس و سهم نماینده ی وقت شهرستان در نطق ها و شرح مشکلات حوزه ی انتخابیه اش به موضوع نگاه شده است.
مقاله حاضر به فتح شهر قزوین و تحولات کالبدی فضایی آن در دوران اسلامی (قرن اول تا اوایل قرن ششم ه. ق.) می پردازد. هرچند مطابق با منابع موجود، جزییات مربوط به چگونگی فتح قزوین از سوی مسلمانان چندان روشن نیست، ولیکن به نظر می رسد این امر در یک نوبت و به سادگی محقق نشده است. از این پس قزوین به عنوان یکی از ثغور مهم اسلام که خصوصا از سوی دیلمیان مورد تهدید است، مطرح بوده که تلاش دستگاه خلافت از طریق ذکر احادیث و روایاتی چند برای القا موقعیت و منزلتی خاص برای آن در خصوص سکونت و دفاع نیز به احتمال قوی به این دلیل است. به نظر می رسد نخستین گام مهم و قابل توجه در رابطه با شهر قزوین ایجاد دو شهر قلعه به نام-های مدینه موسی و مدینه مبارکه در فاصله کمتر از هزار متری از شهر موجود، در زمان خلفای عباسی است. این در حالی است که شاید به نوعی نقطه عطف وقایع و تحولات اثرگذار بر قزوین، سفر هارون الرشید و بنای مسجد جامع، اقدام جهت توسعه شهر و اهتمام به احداث بارو باشد که موقوفاتی نیز در این زمینه تخصیص می یابند. از این زمان است که در توصیف قزوین از اعتبار یافتن آن سخن به میان رفته و حدود و ثغور شهر کم کم شکل گرفته و مشخص می شود، حدودی که در قالب آن، شهر در طول قرون سوم (تکمیل شدن باروی شهر) تا ششم ه. ق. توسعه یافته است. قزوین در دوره سلجوقیان (قرن پنجم و ششم ه. ق.) و خصوصا به علت پیشرفت فرقه اسماعیلیه در ناحیه الموت، از سوی سلاطین سلجوقی مورد توجه قرار گرفته و در این بازه زمانی ابنیه و عمارات متعددی در شهر احداث می-شود.
اولین تمدنی که در قلمرو امروزی ایران پا به عرصه وجود نهاد،تمدن عیلام بود که خوزستان کنونی،بخش هایی از لرستان،قسمت هایی از اصفهان ،کرمان و در جنوب فارس و بوشهر را در بر می گرفت.این تمدن حدود 25 قرن به وسیله سلسله های مختلفی اداره گردید.از آن جا که نوعی سیاست فدرالی در قلمرو عیلام حکومت می کرد،لذا هر گاه در اثر درگیری های دائمی با همسایگان بین النهرینی قسمت جلگه ای دچار ضعف می شد، بخش کوهستانی با مرکزیت آنزان (ایذه فعلی )به حیات سیاسی خود ادامه می داد و باعث می شد تا سلسله ای جدید در جلگه با مرکزیت شوش قد علم کنند.در این مقاله پس از معرفی آثار هنری به جا مانده در بخش کوهستانی عیلامیان به استخراج برخی ویژگی های هنر ایران از میان خصوصیات سنگ نگاره های منطقه ایذه می پردازد. این تحقیق به روش توصیفی- تحلیلی بوده و به روش کتابخانه ای و میدانی اطلاعات آن جمع آوری شده است .
در قلمرو تاریخ نگاری و نقد تاریخی توجه به بینش و روش مورخ امری ضروری است. بینش و روش در تاریخ نگاری دو مقوله تفکیک ناپذیر و مرتبط با یکدیگرند. شناخت مورخ و اثر تاریخ نگارانه ی او مبنای شناخت زمانه اوست و فهم متون تاریخ نگارانه در هر عصری مستلزم شناخت عناصر روشی و بینش حاکم بر متن تاریخی است. نوشتار حاضر بر مبنای روش توصیفی- تحلیلی به بررسی بینش و روش مروی، نویسنده عالم آرای نادری، اختصاص دارد. این اثر یکی از منابع تاریخ نگاری سلسله ای عصر افشاریه است. در واکاوی بینش مروی در تاریخ عالم آرای نادریبه گرایش ها و باورهای مورخ در چند محور مشیت گرایی، اعتقادات، نخبه گرایی و بینش انتقادی پرداخته شده است. در بررسی روش مروی نیز، مؤلفه هایی که در مباحث روش شناختی مدنظر قرار می گیرد، نظیر تحلیل ویژگی های سبکی، منابع مورد استفاده و عواملی از این دست مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که در نگارش عالم آرای نادری، عواملی چون موقعیت اجتماعی و گرایش های فردی مؤلف در کنار ویژگی های زبانی و بافت موقعیتی زمانه بر بینش و روش تاریخ نگارانه ی متون این عصر تأثیر گذارده است.
نخستین تحول مشروطه خواهانه در جهان اسلام، به سال 1876 م/1293 ھ.ق، در امپراتوری عثمانی به وقوع پیوست. این در حالی بود که نهضت مشروطه در ایران، سی سال بعد از آن (1906م/1324 ھ. ق) رخ داد که بالطبع تحولات و دگردیسی های بزرگی را برای هر دو کشور به دنبال داشت.بین دو حادثه مورد نظر تشابهات و تفاوتهای زیادی وجود دارد که باید در جای خود به همه آنها پرداخت. در این مقاله تنها به مساله اختیارات سلطان در قانون اساسی مشروطه اول عثمانی و قانون اساسی مشروطه ایران توجه شده است. به همین سبب در ابتدا امتیازاتی که در متن دو قانون یاد شده برای مقام سلطان در نظر گرفته شده، و در ادامه مواد و بندهایی که اختیارات سلطان را مورد توجه قرار داده، تجزیه و تحلیل شده است.ماحصل مقایسه پیش گفته، نیل به این موضوع است که دامنه اختیارات سلطان در قانون اساسی مشروطه اول عثمانی بسیار متوسع بوده است، تا جایی که هیچ مانعی را در مسیر شکل گیری استبداد حمیدی ایجاد نمی کند. این در حالی است که در قانون اساسی مشروطه ایران دامنه اختیارات سلطان در مواردی- که در متن مقاله توضیح آنها خواهد آمد- محدودتر و دارای انقباض بیشتری است.
هنر یکی از شاخه های تمدن اسلامی است که همپای دیگر شاخه ها رشد یافت و در مظاهر گوناگون تجلی یافت. گرچه هنر به ویژه هنر معماری دوره اسلامی ریشه هایی در هنر پیش از اسلام و اقتباس هایی از آن داشت، اما ذوق تلفیق و ابداعات مسلمانان هم در آن کم نیست. مجموعه ابنیه الحمرا مهم ترین نمونه رشد هنر اسلامی در مغرب اسپانیا است که خود شاخه ای از هنر اسلامی در غربی ترین منطقه از قلمرو حکومتی مسلمانان در عهد بنی نصر می باشد. در این مقاله ضمن تبیین موقعیت دولت بنی نصر و معرفی قسمت های مختلف الحمرا، ویژگی های هنر و معماری و تاثیرات و نمود دین در ساختمان بنا و دلایل بقای آن بررسی شده است.