با توجه به جایگاه عظیم قرآن کریم در جامعه اسلامی، واکاوی استنادات قرآنی مسلمانان صدر اسلام، با محوریت رخدادهای نظامی، مسئله این پژوهش است. بنابراین این مقاله در نظر دارد تا روشن نماید قرآن کریم در امر جهاد، تا چه میزان و چگونه مورد استناد و استفاده مسلمانان بوده است؟ یافته های پژوهش حکایت از این امر دارد که رهبران جامعه اسلامی و فرماندهان نظامی و حتی مجاهدین در مقاطع گوناگون نبرد، مسلمانان را به آیات قرآن کریم تذکّر و ارجاع می دادند. از جمله در مواردی چون: اطاعت از دستورات فرماندهان و امیران، لزوم حفظ وحدت و دوری از تفرقه، تحریض به جنگ و تحمل سختی های آن و در نهایت تقویت روحیه مقاومت و بردباری. با توجه به وقوع نبردهای فراوان جهادی، به ویژه در دوره خلفای راشدین این امر به فراوانی در منابع و متون تاریخی دیده می شود
آموزش نظام در دوره قاجار (1344 1209ق/ 1925 1794م) با هدف تحوّل در نظام و تجهیز آن به دانش جدید بود. این آموزش هم در بُعد عملی و هم با گشایش دارالفنون (1268ق/1852م) در بُعد نظری صورت گرفت. این مسأله که این آموزش ها تا چه اندازه منجر به تحوّل نظامی در دوره قاجار گردید، هدفی است که پژوهش حاضر در پی آن است. پژوهش پیش رو با روش آماری و توصیفی تحلیلی در پی پاسخی برای این پرسش است که آموزش نظری و عملی نظامی چه تأثیری در رشد دانش نظامی و جایگاه نظامیان در دوره قاجار داشت؟ یافته های پژوهش حاکی از آن است که ارتش قاجار بیش از یکصد و سی سال تحت آموزش عملی و نظری قرار گرفت؛ اما شیوه های جذب نظامیان و احراز مناصب نظامی مبتنی بر نظام آموزشی نبود. بیش ترین استخدام معلمان خارجی دارالفنون با فراوانی 26/29 درصد در زمینه نظامی بود. از میان 104 دانشجوی ورودی به توپخانه و پیاده نظام دارالفنون هیچ کدام به مقام مهمی در نظام دست نیافت و بیش تر دانش آموختگان این دو حوزه با فراوانی 34/41 درصد، جذب مشاغل اجرایی و به خصوص تلگراف شدند. مهم تر از همه، از میان آنان تنها 3 نفر برابر با 88/2 درصد به مقام معلمی پیاده نظام دارالفنون رسیدند.
تحلیلی انتقادی از دیدگاه های داور درباره فرهنگ عمومی و دولت ملی زهرا طاهری[1]، حسین آبادیان[2] چکیده مقاله حاضر دیدگاه های علی اکبرخان داور را درباره ضرورت استقرار دولت ملی، با اتکاء به شکل گیری اقتصاد ملی مورد بررسی قرار می دهد و بی توجهی او را به مقوله فرهنگ در این باره نقد می کند. فرضیه مقاله این است که داور در طرح های خود، از سیاستمداری همچون کلمانسو در فرانسه و پیش از آن، متفکران اقتصادی ای همچون فردریک لیست در آلمان متأثر بوده است. به رغم تلاش داور برای تشکیل دولت ملی، برخلاف کلمانسو و دیگر رهبران کشورهای اروپائی که بعد از جنگ اول جهانی روح همبستگی و حمیّت ملی را تقویت می کردند، نوشته های او خواسته یا ناخواسته، متضمن نوعی تحقیر ملی بود. یکی از دلایل امر آن بود که داور به مقوله فرهنگ، هویت ملی و تاریخی و نقش دولت ها در پرورش روحیه همبستگی ملی بی اعتنا بود. این موضوع باعث شد که او به نوعی تقدم و تأخر منطقی و تاریخی بین اقتصاد و فرهنگ روی آورد و ضمن تأکید بر مقوله اقتصاد، به فرهنگ به کلی بی اعتنا شود. مطالعه حاضر بر اساس روزنامه مرد آزاد، نشان می دهد که علت این بی اعتنائی به فرهنگ، در چه نوع طرز فکری ریشه داشت و نتایج این طرز فکر چه بود. واژه های کلیدی: داور، دولت ملی، اقتصاد ملی، فرهنگ عمومی، هویت ملی [1] . دانشجوی دکترای تاریخ ایران اسلامی، دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین (نویسنده مسئول) Zahra.taheri68@yahoo.com [2] . استاد گروه تاریخ دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین abadian@hum.ikiu.ac.ir
بین النهرین از دیرباز محل تلاقی تمدن ها و بستر مناسبی برای زایش اندیشه های مختلف بوده است. این سرزمین، به دلیل موقعیت جغرافیایی آن، در تاریخ ایران نیز اهمیت زیادی دارد. در پایان دوره ساسانی، جماعت های مذهبی مختلفی در بین النهرین سکونت داشتند که گروهی از آنها پاگان بودند. در این پژوهش، منظور از پاگان ها افرادی هستند که خدایانی غیر از خدای واحد را می پرستیدند و طبیعت کانون توجه آنها بود. چون فتوحات اسلامی صبغه مذهبی داشت و بین النهرین یکی از سرزمین هایی بود که مورد توجه فاتحان مسلمان قرار گرفت، آشنایی با پیروان ادیانِ حاضر در بین النهرین در این بازه زمانی ضروری است. به علاوه، چون در آن زمان مسیحیان حضور پررنگی در بین النهرین داشتند، نحوه تعامل جماعت پاگان با مسیحیان در آستانه فتوح اسلامی به شناخت وقایع کمک می کند. هدف از این پژوهش، شناخت جماعت پاگان و نحوه تعامل آنها با مسیحیان است. این پژوهش با رویکردی توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع تاریخی و همچنین شواهد باستان شناختی به این پرسش پاسخ می دهد که ممیزات پاگان های ساکن در بین النهرین در آستانه فتوح اسلامی چه بود و آنها چه تأثیری بر مسیحیانِ همجوار خود گذاشتند؟ یافته ها حاکی از آن است که حران، ادسا و حیره مراکز آیینی پاگان ها در بین النهرین بود. همچنین جادوگری، سرنوشت باوری بر پایه ستاره شناسی و قربانی کردن از شاخصه های پاگانیسم در این سرزمین بود. پاگان ها بر مسیحیت تأثیرگذار بودند. در مقابل، راهبان مسیحی نیز می کوشیدند پاگان ها را به مسیحیت متمایل کنند.
قرائت خطبه در تاریخ اسلام، در پی تشکیل حکومت و دست یابی به قدرت از عصر نبوی آغاز شد و کمابیش به پیروی از آن حضرت استمرار یافت. در پژوهش پیش روی، تلاش خواهد شد مفاد، محتوا و تفاوت های معنادار نخستین خطبه های حکومتی و خلافتی زمامداران مسلمان، از تشکیل اولین حکومت و دولت اسلامی (دولت رسول خدا 6 ) تا پایان دولت امویان، با روش و رویکردی توصیفی تحلیلی بررسی شود. نتایج پژوهش نشان می دهد در نخستین خطبه های زمامداران یادشده بر یکتاپرستی، عمل به قرآن و آموزه های اسلامی، شیوه ها و چگونگی اداره جامعه اسلامی و فراخوانی مردم و مسلمانان به اطاعت و فرمان بری توصیه و تأکید شده است.
بازتاب مقتل الحسین(ع) در الأخبارالطوال با وجود مشابهت هایی که با گزارش های عاشورایی تاریخ طبری دارد، دارای تفاوت هایی با آن و دیگر مقتل ها است که واکاوی و بازخوانی آن را ضروری می سازد. این مقتل که اخباری منفرد درباره عاشورا در آن یافت می شود، در برخی موارد با وقایع حتمی و گزارش های تاریخی ناسازگار است و در مواردی دیگر، گزارش هایی خدشه پذیر در باره شأن امام معصوم(ع)و خاندان ایشان در آن وجود دارد که اساسی برای سخن علمای شیعی و یا سنّی در قرن های بعد شده است. در این مقاله تلاش می شود با روش کتا ب خانه ای و رویکردی تحلیلی انتقادی، پس از ارزیابی شخصیت نویسنده و توضیحاتی درباره کتاب وی، گزارش هایی که نخستین بار در این کتاب آمده است، واکاوی شوند
خاندان ترک جوانشیر با قدرت گیری در منطقه روابط دوگانه در گرایش به ایران و روس را در پیش گرفتند. فتحعلیشاه برای تحکیم روابط، با دختر خان جوانشیر ازدواج کرد. این وصلت مانع از آن نشد تا رفتار سیاسی جوانشیریان نسبت به حکومت ایران تحکیم شود. آغابیگم آغا شاعر و آگاه به تمدن جدید همسر فتحعلیشاه شد.این ازدواج در بعد خصوصی و عاطفی ناموفق اما موجب نفوذ جوانشیریان و قراباغیان در ساختار قدرت ایران شد. این مقاله براساس روش تحلیل تاریخی به تشریح وتفسیر نقش بانوان جوانشیری در حرمسرای قاجاری و بعد در قدرت ایران پرداخته است. این ازدواج به ایجاد شبکه قراباغیان در دربار قاجار انجامید که از نقش های دیوانی و دیپلماتیک، قضایی تا رفتارهای توطئه آمیز برعهده گرفتند.ازدواج های دیگر بانوان جوانشیری با دیگر شاهزادگان نیز این شبکه را تقویت کرد. شبکه قراباغیان واسطه محلی و منطقه ای مهمی برای ارتباط سیاسی و تجاری با روس ها و قفقاز شدند. این شبکه که ریشه در حرمسرا داشت با شبکه نظامی و امنیتی، شبکه تجاری و دیوانی تکمیل شد.
طبق گزارش سفرنامه های سیاحان غربی، پزشکان ایرانی در سده ی نوزدهم، بیماریها، همه داروها و کل خوردنیها را به چهار گروه گرم، سرد، تر و خشک تقسیم می کردند و خرافات در سطح گسترده ای به حریم علل ابتلا به بیماری و شیوه مداوای بیماریها راه یافته بود و گمان می بردند در پیشگیری بیماری افسون و طلسم بیش از مراقبت هوشمندانه مفید می افتد. بنابراین علوم پزشکی در این دوران به دلیل فقدان نظارت بر کار پزشکان؛ ورود افراد ناشایست به عرصه ی درمانگری و باور خرافی مردم نسبت به بیماری و درمان علوم پزشکی سیر قهقرایی می پیمود. با این حال لازم به ذکر است که در جای جای ایران عصر قاجار هنوز پزشکانی بودند که سوای پزشک نمایانِ ناآگاه و ناآزموده، به تحصیل علم طب به شیوه های علمی پرداخته و از عصر و دوران خویش بسیار پیش تر بودند اما فقدان نظارت کافی بر اعمال پزشکان و ورود بی حساب افراد سود جود به عرصه ی پزشکی و از بین رفتن تخصص گرایی در درمانگری، دانش پزشکی را به ورطه ی خرافات و غیرعلمی بودن کشانید و در مقابل پزشکی مدرن در موضع ضعف و درماندگی نهاد. ذکر عقاید خرافی و واپسگرانه درباره پزشکی و روش های طبابت ایرانیان در این پژوهش بدان جهت بوده تا وضعیت کلی پزشکان و طب ایرانی را در عصر قاجار نمایان ساخته و با توصیف این وضعیت به چرایی سیر قهقرایی شیوه ی پزشکی و درمانگری ایرانیان در عصر مربوطه و عقب ماندن آنها از طب مدرن پی ببریم. بنابراین با روش تطبیقی، و مقایسه ی منابع موجود( و هم عصر) با یکدیگر در صدد ارائه مطالبی هستیم که تا حدود بسیاری منعکس کننده ی واقعیت موجود از طبابت در دوران قاجار باشد.
سنگ نبشته داریوش در نقش رستم معروف به DNb یکی از جذاب ترین و مهم ترین آثار در عرصه اندیشه ورزی ایرانیان، خصوصاً نظام سیاسی و درواقع حکمرانی آرمانی آنان است. کتیبه موردنظر کاملاً قدرت را با فلسفه پیوند داده و توأمانی فلسفه و قدرت سیاسی را یادآور شده است. هدف این پژوهش، بررسی تطبیقی-تحلیلی نظام سیاسی منعکس شده در سنگ نبشته دوم داریوش بزرگ در نقش رستم با آرای اندیشمندان یونانی در ارتباط با شهریاری آرمانی است. به جهت تقدم زمانی و تاریخ نگارش کتیبه موردنظر، در نگاه اول چنین متصور می شود که این کتیبه در زمان های بعدی در کتاب های فلسفه سیاسی یونان باستان یعنی جمهوری افلاطون یا سیاست ارسطو و در قالب نظرات سیاسی آنان به تفصیل آمده است. این مقاله با اتکا بر روش مبتنی بر تحقیق تاریخی و مطالعات زبان های باستانی، به توصیف و تحلیل مستند بندهای مختلف متن سنگ نبشته DNb می پردازد. در اینجا، شیوه مقایسه ای نیز نقش و جایگاهی محوری دارد. متن مقاله و همچنین جداول نیز بر همین اساس تنظیم شده است. با اتکا بر چنین شیوه ای است که دستاوردهای پژوهش حاضر در زمینه فهم مشابهت ها و تفاوت های موجود در نظام سیاسی ایران و یونان باستان قابل ارزیابی است که در معرض دید پژوهشگران نیز قرار داده شده است. نتایجی که از این پژوهش عاید خواهد شد نشان خواهد داد که کتیبه داریوش در نقش رستم، به چه نحو ابزارهای رواج و تولید ایدئولوژی رسمی حکومت هخامنشیان، استدلال های طبیعی تثبیت مشروعیت حکومت و شیوه های اعمال قدرت را به طرز کارآمد و ماهرانه ای به تصور کشیده است.
استثمار مطلق رعایا توسط نخبگان حاکم در عصر قاجاریه و پذیرش منفعلانه این بهره کشی ها از سوی توده ها، تصویری نادرست و گمراه کننده از حیات سیاسی فرودستان در آن دوران به دست می دهد.رعایا در برخی مواقع ابزارهایی کارا برای چانه زنی با قدرت در اختیار داشتند . فرار از روستا و وانهادن مزارع یکی از این سلاح های موثر بود. پرسش اینجاست که فرار رعایا در عصر قاجاریه از چه عواملی متاثر بود؟ رعایا با استفاده از «تهدید به فرار» با کدام دسته از نخبگان مسلط و در چه موضوعاتی چانه زنی می کردند و واکنش حکام به این تهدیدها چگونه بود؟ فرض ما این است که فرارها از کمبود نیروی کار در کشور، سهولت مهاجرت رعیت و نیز تعارض منافع ملاکان و حکام مناطق مبدأ و مقصد فرارها تأثیر می پذیرفت. همچنین رعایا با تهدید به فرار تلاش می کردند حکومت را به پذیرش طیف متنوعی از مطالبات شان وادارند. در این میان گروه های متعددی از فرادستان از اربابان و ملاکان گرفته تا حکام ولایات و شخص شاه با تهدید به فرار به چالش کشیده می شدند. تلاش حاکمان ولایات برای دریافت مالیات فراریان از ساکنان باقی مانده معمولا با موفقیت همراه نبود و برخی از ایشان با جدی گرفتن تهدید رعایا سعی می کردند حکومت را به تعدیل مالیات ها مجاب کنند. روش پژوهش توصیفی-تبیینی با استفاده از اسناد درجه اول به ویژه عرایض ارسال شده به مجلس تحقیق مظالم در عصر ناصری است.
علمای مسلمان به ویژه دانشمندان شیعه، به موازات تولید دانش، قرائتی نو از علوم تمدّن های پیشین در پرتو جهان بینی جدید دینی شان عرضه کرده و برای حفظ آنها، به سازماندهی دانش پرداخته اند. در حوزه معرفت اسلامی، درباره سنت (قول، فعل و تقریر معصومین (ع) ) که از منابع اولیه و اصلی شناخت دین و آموزه های دینی پس از قرآن کریم به شمار می رود، تلاش های بسیاری شده است. از این رو، در جمع آوری هر چه کامل تر احادیث و سازماندهی هر چه بهتر و کامل تر آنها در ابواب مختلف اهتمامی سخت بین علمای شیعه دیده می شود. حدیث پژوهان شیعه در راستای بررسی و فهم کامل این میراث ارزشمند و راه شناسایی حدیث درست از حدیث نادرست، دانش هایی پدید آورده اند. مقاله حاضر بخشی از زحمات عالمان شیعی را در این حوزه با نگاهی ویژه به سازماندهی دانش در آثار عمده حدیثی آنان بررسی می کند.
حضور اروپایی ها به ویژه بریتانیایی ها در هند، موجب شد مسلمانان از سده نوزدهم با غرب و پیشرفت های آن آشنا شوند. سلطان جهان بیگم، متاثر از حضور بریتانیایی ها و ارتباط نزدیک با آن ها و نیز سفر به اروپا، تحت تاثیر پیشرفت های غرب به ویژه در ارتباط با آموزش نوین زنان قرار گرفت. او نه تنها آموزش زنان مسلمان را لازم و ضروری می دانست بلکه اهمیت بیشتری برای آموزش آن ها نسبت به مردان قائل بود و معتقد بود درصورتی که زنان آموزش ببینند خانواده و جامعه نیز پیشرفت خواهد کرد. بنابراین او بخش مهمی از دوران حیاتش را صرف آموزش دختران و زنان مسلمان کرد. در این پژوهش که به شیوه کتابخانه ای تدوین شده، پس از آشنایی مختصر با زندگی سلطان جهان بیگم، اقدامات او در ارتباط با آموزش دختران و زنان مسلمان بررسی شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که سلطان جهان بیگم برای پیشبرد اهداف آموزشی خود از اقدامات عملی و نظری گوناگونی مانند ایجاد نشریه، تالیف و ترجمه کتاب های آموزشی و نیز ساخت مدارس بهره برده است.
اباضیه یکی از شاخه های وسیع و بازمانده خوارج است و نام آن از عبدالله بن اباض گرفته شده است. هرچند به طور سنتی ابن اباض را پایه گذار فرقه اباضیه می دانند، اما ظاهراً ریشه اندیشه خوارج میانه رو به ابوبلال مرداس بن ادیه تمیمی باز می گردد که رهبری گروه معتدل خوارج بصره را که به جواز تقیه و وانهادن جهاد عقیده داشتند و «قعده» نامیده شدند در اختیار داشت. تدوین اندیشه های اباضیه وامدار تلاش ابوشعثاء جابر بن زید است، بدان پایه که برخی انتساب اباضیه به ابن اباض را تنها نسبتی اصطلاحی و به اعتبار مواضع سیاسی برجسته او و از جمله نامه اش به عبدالملک بن مروان دانسته اند، و برخی نیز جابر بن زید را سازمان دهنده واقعی فرقه معرفی کرده اند.به هر روی، پس از آنکه در پی قتل ابوبلال (61 ق. / 680 و 681 م) خوارج بصره برای یاری عبدالله بن زبیر راهی مکه شدند و با بروز اختلاف میان آن ها و ابن زبیر بخشی از مخالفان تحکیم راه یمامه در پیش گرفتند و بخشی نیز به بصره بازگشتند، دسته هایی از خوارج به رهبری ابن ازرق خواهان هجرت و جهاد شدند و به سوی اهواز رفتند و بخش محدودتری از آنان به رهبری عبدالله بن اباض، عبدالله بن صفار و ابوبیهس در بصره ماندند (سال 64 ق. / 683 و 684 م). در منابع تاریخی و کتاب های ملل و نحل آگاهی های اندکی درباره ابن اباض در دست است و سال ولادت و وفات او نیز به درستی روشن نیست. همین اندازه روشن است که وی از تابعین بود و با عبدالملک مروان (65-86 ق. / 685- 705 م) هم مکاتبه هایی داشت. از همین روی است که در برخی از تحقیقات معاصر مرگ او را در حدود سال 80 ق. / 699 م. دانسته اند.اﺑﻮ ﺑﻼل ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺗﻔﮑﺮات و آرای ﻣﺴﺎﻣﺤﻪ آﻣﯿﺰ ﺧﻮﯾﺶ، ﻏﯿﺮ ﺧﻮارج را ﻧﯿﺰ در زﻣﺮه ﺻﺎﺣﺒﺎن ﺣ ﻖ ﺑﺮ می شمرد و ﻫﺮﮔﺰ ﮐﺸﺘﺎر، ﻗﺘﻞ و ﺧﻮﻧﺮﯾﺰی را ﺟﺎﯾﺰ نمی شمرد. ﭘﺲ از اﺑﻮ ﺑﻼل و ﺑﻪ رﻏﻢ اندیشه های اﻋﺘﺪاﻟﯽ اﯾﻦ ﺷﺨﺼﯿﺖ، اﺑﺎﺿﯿﺎن راه اﻧﺤﺮاف را ﭘﯿﻤﻮدﻧﺪ و ﺳﺮﻣﻨﺸﺄ ﺗﺤﻮﻻت ﻋﻈﯿﻤﯽ در اﺳ ﻼم ﮔﺮدﯾﺪﻧ ﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻫﺪف از اﯾﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ، ﺑﺮرﺳﯽ ﭼﮕﻮﻧﮕﯽ ﺷﮑﻞﮔﯿﺮی ﺧﻮارج اﺑﺎﺿﯿﻪ می باشد ﮐﻪ ﺑ ﺎ رویکرد ﺗﺤﻠﯿﻠ ﯽ- ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ و ﺑﺮ ﭘﺎﯾه ﻣﻨﺎﺑﻊ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪای ﻧﮕﺎﺷﺘﻪ ﺧﻮاﻫﺪ ﺷﺪ.در جمع بندی این پژوهش می توان بیان کرد: 1- جرقه اندیشه اباضیه، فرقه ای از خوارج قبل از جنگ نهروان شکل گرفت.2- این فرقه دارای چندین رهبر بودندکه از ابوبلال مرداس به عنوان فردی اعتدالی یاد می شود.3- جایگاه خاصی برای این فرقه نمی توان نام برد و معمولا به تشکیل حکومت اعتقادی نداشتند.4- آنان پیرو روش و راه خود بودند و هرگونه مخالفت با آن را کفر می دانستند.5- از نظر آنان داشتن امام نیازمند شرایط است و هر گاه لازم باشد امام جهت دفاع از حریم و یا جهت کشور گشایی انتخاب می شد.6- معمولا به دلیل داشتن عقاید خاص خود با والیان نواحی مختلف در حال ستیز بودند.
تجار کمپانی هند شرقی در آغاز قرن ۱۷م موفق شدند سرزمین هندوستان را به پایگاه تجاری خود تبدیل کنند و مدت کوتاهی بعد، آن سرزمین را تحت سیطره خود درآوردند. در این راستا هندوستان به پایگاه مهمی برای به دست گرفتن تجارت منطقه توسط کمپانی هند شرقی بریتانیا تبدیل شد. خلیج فارس یکی از بهترین بازارها برای کالاهای کمپانی هند شرقی به شمار می آمد. ازاین رو کمپانی تمام تلاش خود را برای به دست آوردن بازار این منطقه به کار برد؛ و نهایتاً در آغاز دوره زندیه موفق شد موقعیت خود را در منطقه تثبیت کند. کمپانی هند شرقی بریتانیا، بندر بوشهر را به عنوان پایگاه تجاری خود در منطقه برگزید و تا حدود دو قرن بعد، تمام تلاش خود را برای حفظ پایگاه مذکور به کار برد. این پژوهش علل انتخاب بوشهر را به عنوان مرکزیت فعالیت نمایندگی کمپانی هند شرقی بریتانیا مورد بررسی قرار داده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که عمق مناسب سواحل شمالی نسبت به سواحل جنوبی، وجود دولت های متمرکز و صلح و امنیت سواحل شمالی، وجود امکانات و منابع پس کرانه ای همچون آب شیرین، حمایت دولت های داخلی ایران، بازار ارزشمند ایران برای ماهوت انگلیسی و امکان ایجاد بندرگاه و لنگر انداختن کشتی ها در کرانه های شمالی، منجر به گزینش پایگاه کمپانی در ساحل شمالی خلیج فارس شد؛ در ادامه در کنار وجود تمامی مزیت های فوق در بوشهر، وجود ساختار اداری، اقتصادی و سیاسی در این شهر، منجر به گزینش نهایی و تداوم بندر بوشهر به عنوان پایگاه نمایندگی آن شرکت گردید.
در مانویّت، همانندِ نظام هایِ گنوسیِ پیشین، واژه مسیح (در یونانی: «تدهین شده») و عیسی مسیح به روش هایِ گوناگون استفاده می شد؛ البتّه [مسیح و عیسی مسیح] نسبت به واژه عیسی به تنهایی، کاربُردی کم تر داشت. فهمِ مناسب از لقبِ مسیح، تنها در کنارِ نامِ عیسی حاصل می-شود؛ در نتیجه، این جا به گونه ای کوتاه، به بررسیِ نامِ عیسی خواهیم پرداخت.