پهلوی اول (حک. 1304 1320ش) به دنبال مدرن سازی تمام ارکان و اجزای جامعه بود. وقف یکی از اجزای جامعه و مهم ترین منبع درآمد روحانیان به شمار می آمد. رضاخان با انجام اقداماتی همچون تغییر تولیت اوقاف، تغییر در روش های اداره، نظارت، بهره برداری و در مواردی، تصرف عین موقوفات، در پی تسلط بر اوقاف بود. با روی کارآمدن پهلوی دوم (حک. 1320 1357ش)، سیطره بر اوقاف در سطحی کلان و با شتاب بیشتری پی گرفته شد. به این ترتیب حکومت پهلوی به تضعیف مالی روحانیان پرداخت و در مقابل روحانیان نیز به مقاومت های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در برابر حکومت پهلوی روی آوردند. سوال اصلی پژوهش این است که سیطره حکومت پهلوی بر اوقاف چه تأثیری در روابط علما با حکومت داشته است؟ پژوهش حاضر با بهره گیری از روش تاریخی و به شیوه کتابخانه ای و اسنادی، بر آن است تا با بررسی متغیر وابسته اوقاف، تصویری جامع از چالش های حکومت پهلوی با روحانیان، در عرصه اقتصاد و دگرگونی کارکردهای وقف، ناشی از مدرن سازی به دست دهد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد گسترش سیطره دولت بر اوقاف، کاهش درآمد سالانه حوزه های علمیه و ازدست رفتن زمین های بعضی از علمای صاحب زمین در جریان اصلاحات ارضی، سبب محرومیت نسبی اقتصادی و نارضایتی علما شد. این سیاست پهلوی و تنگنای اقتصادی روحانیان موجب موضع گیری آنها در مقابل حکومت پهلوی شد. در نهایت به نظر می رسد اتحاد طیف های مختلف روحانیان با دیگر نیروهای اجتماعی، موجب شکل گیری انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی شد.
امام سجاد(ع) (61-94ه.ق.) تأثیر فراوانی بر فقهای عصر خویش داشت و بسیاری از آنان را می توان از اصحاب آن حضرت برشمرد. اصحاب فقیه امام سجاد(ع) طیف گسترده ای از عالمان شیعه و سنی در مناطق مختلف و با گرایش های علمی متفاوت بودند. این مقاله با هدف نشان دادن گرایش علمی و تبین جایگاه علمی اصحاب فقیه امام سجاد(ع) به گونه شناسی دانشی آنان می پردازد و با توجه به داده های تاریخی به این نتیجه می رسد که اصحاب فقیه امام سجاد(ع) علاوه بر فقه، در دانش های دیگر هم جایگاهی ویژه داشتند و با توجه به روایات باقی مانده از آن ها، می توان آنان را در گروه های فقیه مفسر، فقیه متکلم، فقیه محدث و فقیه مورخ طبقه بندی کرد.
هجرت به مدینه و نزول آیات جهاد سبب تغییراتی اساسی در مفهوم غنیمت و ایجاد رفتارهایی ناهم گون در بین صحابه شد. مقاله پیش رو با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استناد به منابع کهن تاریخی و تفاسیر قرآنی و با بهره گیری از مطالعات رفتاری در پی آن است که ضمن طبقه بندی جنگ های عصر نبوی و رفتارشناسی صحابه در مواجهه با غنایم، علل ناهم گونی رفتار آنان را تحلیل نماید و به چرایی آن پاسخ دهد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در غزوه بدر، اختلاف صحابه در توزیع غنایم، ریشه در باورهای جاهلیت آنها داشت و در غزوه احد، طمع ورزی آنها به غنیمت به شکست در این جنگ انجامید. هم چنین در غزوات تنبیهی با ناکثین، غنیمت خواهی در بین انصار و مهاجر وجود نداشت ولی در جنگ های ممانعت کننده، انصار بر پایه منافع آینده خود، لب به اعتراض جمعی در هنگام توزیع غنایم گشودند. این اعتراض ها از سوی منافقان به دلیل عدم اعتقاد قلبی به ارزش های دینی و آزمندی به دنیا و در نومسلمانان به دلیل درونی نشدن اعتقادات اسلامی به چشم می خورد
برخی از نامه های امام علیA، از نوع مکاتبات اداری و سازمانی بوده است و اصول مدیریت مملکت را در خود جای داده اند. امیر مؤمنانA، در همان روزهای نخست حکومتی، اقدام به تجدید ساختار مدیریتی کرد و کارگزاران پیشین را که نوعاً از میان بنی امیه و هواداران آنان بودند، تغییر داد. پژوهش حاضر، به دنبال بررسی این مسئله است که دستورعمل ها و فرمان های امام علیA به کارگزاران حکومت اسلامی، دارای چه ساختار و معیاری است؟ و به طورکلی، روش برخورد امامA با کارگزاران چگونه بوده است؟ ازاین رو، هدف از این مقاله بررسی فرمان ها و دستور های امام علیA در ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی به کارگزاران حکومت است تا از رهنمودهای امامA آگاهی یابیم و الگو بگیریم و در ابعاد مختلف زندگی امروزی به کار بندیم. در این مقاله، با بهره گیری از روش توصیف و تحلیل و بر اساس منابع کتابخانه ای، تلاش شده است، ابعاد گوناگون فرمان های امامA در نامه های خود به کارگزارانش را استخراج کنیم. یکی از نتایج و دستاوردهای این پژوهش، معیارها و ملاک هایی است که در نامه های حضرت علیA جهت مدیریت جامعه اسلامی و نیز روش برخورد با کارگزاران صالح و ناصالح بیان شده است. بررسی نامه های امام علیA در زمینه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی به کارگزاران حکومت و ضرورت الگوبرداری در جوامع امروزی، یکی از جنبه های نوآوری این مقاله شمرده می شود.
صنعت نفت ایران در طی سالهای ۴۲-133۳ش/ ۶۳-195۴م روندی رو به رشد و صعودی از لحاظ کمی و کیفی داشته است. مجموع عوامل متعددی باعث افزایش تولید و بهای نفت خام ایران گردید و در نتیجه درآمدهای ارزی فراوانی در اختیار دولت قرار گرفت و بخش زیادی از این درآمدها در طی برنامه های عمرانی توسعه در بخش های مختلف سرمایه گذاری شد. طرح چم یکی از مهمترین زیرساخت های است، که در راستای سیاست های کلی توسعه در صنعت نفت ایران در سال های ۱۳۴۲-۴۶ش/ 67-1963م ، با سرمایه گذاری و مشارکت شرکت ملی نفت ایران و شرکت های عامل نفت و دولت از طریق برنامه سوم توسعه 47-1341ش/ 68 – 1962م) اجرایی شد. این پژوهش تحلیلی- تاریخی در پی آن است که با استفاده از روش مطالعه کتابخانه ای و نیز مطالعات اسنادی، اهداف و کارکرد های اجرائی طرح و تاثیرات آن در صنعت نفت ایران را بررسی نماید. یافته های پژوهش نشان می دهد، طرح با هدف بهبود کمی و کیفی و مدرن شدن مراکز صدور نفت و فرآورده های نفتی ایران اجرائی شده است و منجر به بهبود شاخص های اقتصادی و زیربنایی، افزایش تاسیسات، بهره وری و صدور نفت خام ایران گردید.
مقاله حاضر در صدد ارائه توصیف و تبیینی از حیات سیاسی میرزا رضا ارفع الدوله با تأکید بر کارنامه سفارت وی در عثمانی است. در این پژوهش با بهره گیری از منابع مختلفی از قبیل خاطرات، روزنامه ها، اسناد آرشیوی و سایر پژوهش ها، کارنامه سفارت ارفع در استانبول مورد ارزیابی قرار گرفته است. مدعای پژوهش آن است که میرزا رضا ارفع الدوله در قامت سفیر ایران در عثمانی با بهره گیری از توانایی های دیپلماتیک و روابط حسنه ای که با سلطان عثمانی داشت، زمینه حل و فصل مسالمت آمیز مسائل و مشکلات میان دو کشور را فراهم می کرده است. یافته ها نشان می دهند که حل مشکلات مرزی ناشی از رفت وآمد ایلات و تهاجم نظامیان دولت عثمانی به ایران، تلاش در جهت حل مشکل خدمت سربازی اتباع ایرانی که مادر عثمانی داشتند، افزایش تعرفه گمرکی ایران، نقش آفرینی در معافیت ایرانیان مقیم استانبول از پرداخت مالیات معوقه مدرسه، بیمارستان و قبرستان ایرانیان، کسب اجازه اجرای آزادانه مناسک دینی ایرانیان و شیعیان در مکه و مدینه، همکاری با انجمن سعادت و حل ماجرای گزارش وهاب بیگ سفیر عثمانی در ایران مبنی بر بی احترامی ایرانیان به مقدسات اهل سنت که خشم توفیق پاشا وزیر خارجه عثمانی را به دنبال داشت، از جمله چالش ها و اقدامات میرزا رضا ارفع الدوله در عثمانی بوده است.
حفظ تمامیت ارضی ازجمله آرمان های حیاتی هر حکومتی است. با روی کار آمدن خاندان صفویه در ایران، تمامیت ارضی کشور که تا پیش از آن مدعیان داخلی و خارجی به شدت آن را تهدید می کردند و در مخاطره بود، رنگ یکپارچگی به خود گرفت. حاکمان صفوی برای تقویت مبانی حاکمیتی خود نیازمند تعریف و قوام بخشی به عناصری بودند که ضمن تثبیت وحدت درونی، براساس داشتن ویژگی های مشترک، بر تمایزها و تفاوت های آنها با دیگر کشورها نیز تأکید کند. آنها نظام معنایی خود را با عناصری نظیر مذهب شیعه و ملیت ایرانی در خرده گفتمان های تابع خود القا کردند و در کنار آن، با برجسته سازی تفاوت ها در مذهب، ملیت، زبان، فرهنگ و... مفهوم «دیگری» را بازتعریف کردند و نحوۀ «بقا» و ماندگاری را با توجه به آن ارائه کردند.بر این اساس، پژوهش حاضر درصدد است با در پیش گرفتن چارچوب نظری تحلیل گفتمان از منظر روث وداک (Ruth Wodak) و تمرکز بر دو محور اساسی «گفتمان خود در تقابل با دیگری» و «بقا»، گفتمان تمامیت ارضی ایران را در این دوران تحلیل کند و ویژگی های این گفتمان را بررسی کند. در پرتو رویکرد وداکی به این نتیجه می رسیم گزاره های «برجسته سازی خود و اغراق و بزرگ نمایی» دربارۀ مؤلفه های گفتمان صفوی و نیز تحقیر و ممیزکردن عثمانی و ازبکان و گورکانیان به روشنی نشان دهندۀ آگاهی تاریخ نگاران عصر صفوی از تمایز با دیگران است تا این گونه گفتمان تمامیت خواهانۀ صفویه را قوام بخشند.
لازمه هر حکومتی بعد از شکل گیری و تثبیت، برپایی تشکیلات دیوانی است. مغولان پیش از تشکیل حکومتی متمرکز و گسترده، اقوامی صحراگرد بودند و آموخته هایشان متأثر از تمدن های پیرامون خود بود. آنان در آسیای مرکزی و در همسایگی اقوام متمدن از جمله اویغورها و ختاییان بودند. این نزدیکی و همسایگی، رشته های ارتباطی بین آن ها را در قالب های مختلف به وجود آورد. علاوه بر این اقوام، مغولان در همسایگی تمدن بزرگ چین قرار داشتند و با حضور در ایران مختصاتی از تمدن چینی را با خود به ایران آوردند از جمله ی این ها می توان به شیوه وزارت توأمان در ساختار حکومتی ایلخانی را نام برد اگرچه وزارت توأمان در ایران دارای ریشه تاریخی بومی است اما این هماهنگی در وزرات، با فرهنگ چین پیوستگی بیشتری داشت. این مقاله برآن است تا به شیوه توصیفی- تحلیلی ریشه های وزارت توأمان در چین و کانال های ارتباط تمدنی ایران و چین شامل قوم ختا، اویغور و جاده ابریشم که در انتقال پروسه وزارت توأمان از چین به ایران سهیم بودند را مورد بررسی قرار دهد.
نابسامانی های بوجود آمده در جامعه ایرانی، در بازه زمانی دو سه قرن پس از برافتادن خلافت عباسی، چنان گسترده شده بود که، این جامعه را، به نهایت انحطاط خود رسانید، از این روی، برخی از اندیشمندان و نخبگان ایرانی از همان ابتدا، درصدد رفع و دفع این ناهنجاری ها برآمده و به روش های مختلف، در این زمینه تلاشهایی را، انجام دادند، در این میان، فضل الله روزبهان خنجی، ازجمله اندیشمندانی است که در دوره حکومت سلطان یعقوب آق قویونلو، با آگاهی از این اوضاع و با هدف تلقین حکومتی تشریعی، تلاش های بی شائبه ای را انجام داده و با بهره گیری از ترفندهای مختلف، ظهور حکومت آق قویونلو را، برپایه انگاره موعود محورِ مجددمائه، تبیین نموده است، درواقع، خنجی در راستای این هدف، و با استفاده از مؤلفه هایی دیگر، نظیر مشیت گرایی، تأویل گرایی و نمادهایی از اندیشه ایرانشهری مانند، فرهمندی، عدالت محوری و خردمندی، درصدد برآمده است تا، حکومت آق قویونلو را، حکومتی مشروع معرفی نماید، از این روی، در موارد متعدد، این مؤلفه ها را، در عالم آرای امینی ، به کار گرفته است، البته این رویکرد خنجی، در دیگر آثار وی، نظیر سلوک الملوک و مهمان نامه بخارا ، که به هنگام حضور وی در دربار خوانین ازبک، تألیف شده است نیز، خودنمایی می کند.