منابع کهن در حوزه هایی چون سیره، حدیث، رجال، طبقات، فقه و تفسیر، افزون بر اطلاعات تخصصی، داده هایی نیز در موضوعات مختلف دیگر از جمله مناصب حکومتی رایج در حکومت نبوی به دست می دهند. بازشناسی و تحلیل این داده ها می تواند ما را با ابعادی از حیات اجتماعی سیاسی صدر اسلام آشنا کند و در شناخت بستر نزول آیات قرآن و روایات نبوی هم سودمند افتد. مطالعات متعددی در دوران معاصر می توان سراغ گرفت که در هریک به گونه ای به این امر توجه شده و بر پایه آن، تحلیل هایی نیز از تاریخ صدر اسلام ارائه شده است. بازشناسی پیشینه همین تحلیل ها موضوع جستار کنونی است؛ بدین گونه که با مروری تاریخی در طول تاریخ تمدن اسلامی، جریان های علمیِ مختلفی را که درگیرِ تحلیل مشاغل حکومتی رایج در «مدینه النبی» شده اند، بازشناسیم و به این پرسش پاسخ دهیم که کوشش ها برای شناخت مناصبِ حکومتی آن عصر از چه زمانی و با چه رویکردی آغاز شده، از کدام جریان های فکری اثر پذیرفته، چه افق هایی را پیش روی محققان گشوده، چه مسائل نکاویده ای باقی مانده و مهم ترین چالش های نظری و عملی پیشِ رو در چنین مطالعاتی کدام بوده است.
پس ازتشکیل دولت شیعی مذهب صفوی در آغاز سده دهم/شانزدهم معادلات سیاسی در غرب آسیا برهم خورد. تفاوت مذهبی میان صفویان و عثمانیان، نارضایی دولت عثمانی از تشکیل دولتی نیرومند در شرق قلمرو خویش، تبلیغات مذهبی صفویان در قلمرو عثمانی، ادعای عثمانیان مبنی بر سروری جهان اسلام و اختلافات سیاسی میان دو دولت، رویارویی عثمانیان و صفویان را اجتناب ناپذیر کرده بود. در فاصله سال های 907 1003ه .ق/ 1501 1594م سیاست دولت عثمانی در برابر صفویان، حمایت از طریقت های صوفیانه همسو با عثمانیان و رویارویی مستقیم نظامی با صفویان بود. دولت عثمانی در زمان سلطان بایزید دوم، جهت مقابله با صفویان، به درخواست توقف تبلیغات مذهبی در قلمرو عثمانی از طریق نامه نگاری با شاه اسماعیل و حمایت از طریقت های صوفیانه همسو با خود، بسنده کرد. در زمان سلطان سلیم اول در کنار حمایت از طریقت های صوفیانه همسو با عثمانیان و با بهره گیری از فتواهای علمای عثمانی، رویارویی مستقیم نظامی با صفویان نیز در دستور کار قرار گرفت؛ سلطان سلیم بدین طریق توانست بحرانی که موجودیت سلطنتش را تهدید می کرد از میان بردارد. سیاست سلطان سلیم در برابر صفویان در دوره جانشینان وی نیز ادامه یافت.
جایگاه استراتژیک کوره اَرجان در جنوب غربی ایران طی دوره ساسانی تا پایان سلجوقی، منجر به شکل گیری قلاع زیادی در این منطقه گردید. بررسی قلعه های تاریخی کوره اَرجان به منظور شناخت جایگاه و کارکرد آن ها در جغرافیای سیاسی _ اداری، عوامل مؤثّر بر شکل گیری و پراکنش، پی بردن به موقعیت معابر و پهنه های ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیکِ منطقه، از مهم ترین اهداف این پژوهش است. پژوهش پیش رو بر این فرض استوار است که با توجه به موقعیت جغرافیایی کوره ارجان و ارتباط آن با بنادر ساحلی خلیج فارس و مراکز حکومتی فارس و اصفهان، این منطقه از نظام منسجمی از قلاع و دژهای دفاعی، برخوردار بوده است. نتایج این پژوهش با بهره گیری از منابع تاریخی، بررسی میدانی باستان شناختی و روش توصیفی تحلیلی حاصل شده است. تحلیلِ موقعیتیِ پراکنشِ قلاع نشان می دهد به ترتیب، تنگه های ارتباطی، گردکوه های طبیعی، درّه های کوهستانی و تپه ماهورهای منطقه، در موقعیت گزینی آن ها تأثیر بسزایی داشته است. کارکرد چندگانه استحکاماتِ این کوره در ابعاد مختلفی چون حفاظت از منابع زیستی، سازه های مرتبط با کشاورزی، حفاظت از مراکز جمعیتی و راه های ارتباطی بوده است. بررسی و مطالعه این قلاع در جهت تبیین مسائل مهمی چون شناخت شبکه قلاع اسماعیلی این کوره، اهمیت زیادی دارد.
تضادهای سیاسی و ایدئولوژیکی فاطمیان (297 567 ق) با خلفای عباسی و متحدانشان، و همچنین ناتوانی و ضعف سیاسی نظامی عباسیان در ممانعت از انتشار قدرت رقیب، موجب شد مخالفان فاطمیان به هدف انزوا و در نهایت نابودی آنها، از ابزار اسماعیلیه هراسی بهره گیرند. آگاهی خلفای فاطمی از اثرهای سوء این ابزار در پیشبرد اهدافشان، آنان را به تکاپو انداخت. در این پژوهش تلاش کرده ایم با رویکرد توصیفی تحلیلی به این مسئله بپردازیم که فاطمیان در مواجهه با اسماعیلیه هراسیِ مخالفان خود، چه عملکردی داشتند. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که فاطمیان از طریق تألیف کتب و رسالات گوناگون و پاسخگویی به تمامی اتهامات و هجمه های مخالفان و روشنگری در مورد اندیشه و آیین اسماعیلی در این آثار؛ تبرئه ی خود از افعال و اعمال ضدارزشی هم کیشان منحرف؛ پاکسازی درونی جامعه ی اسماعیلیه؛ حفظ ظاهر در مراودات و تبلیغات خود؛ اهتمام به برگزاری شعایر اسلامی؛ و بهره گیری از منابر سرزمین حجاز؛ کوشیدند تصویری مطلوب از خود، بر خلاف تصویر منفیِ القاشده توسط مخالفان، به جامعه ی اسلامی ارائه دهند.
آنچه در این مقاله بررسی شده، ترکیب دینی و مذهبی مرکز خلافت عباسی می باشد. نحوه ی مواجه ی ایشان با این مذاهب، همچنین تعامل و روابط میان این مذاهب با یکدیگر و نیز با دستگاه قدرت، نحوه ی پیدایی و ورود این مذاهب در بغداد آن دوره ، پیروان آن ها و رهبران بزرگ دینی و شخصیت های بنیانگذار طریقه های فکری موجود در بغداد از دیگر موضوعات مورد بررسی در این دوره ی طولانی است. انواع مذاهب فقهی، کلامی، و فقهی-کلامی در بغداد پدیدار شدند که حاصل فضای فکری حاکم بر پایتخت جهان اسلام بود. مذاهب اهل سنت، تشیع و فرق مختلف آن، مذاهب ذمیان و آنچه که از خارج از قلمرو اسلام در زیر پرچم اسلامی مشغول ادامه ی حیات بودند و یا از قبل در نواحی مفتوحه وجود داشتند، در اینجا آورده شده است.
یکی از اهداف اساسی آموزش های دینی، انتقال معارف دین، رشددادن و دیندارکردن دانش آموزان است. در تحقق این اهداف، متون درسی و آموزه های مندرج در آن جایگاه ویژه ای دارند. بررسی نحوه ی صورت بندی گزاره های دینی در متون درسی می تواند معیاری برای ارزیابی نمودهای دینداری در این متون باشد. از آنجایی که سنجش دینداری از دغدغه های اصلی پژوهشگران حوزه ی دینی است، لذا مقاله ی پیش رو می کوشد از طریق انجام مطالعه ی موردی در کتب درس شرعیات دوره ی پهلوی اول و دهه ی نخست پهلوی دوم، جایگاه ابعاد دینداری را در این آثار بررسی کند. مبانی نظری این مقاله براساس دیدگاه های گلاک و استارک در مورد ابعاد دینداری قرار گرفته است. یافته های حاصل از این پژوهش حاکی از غلبه ی بُعد مناسکی دین در کتاب شرعیات پایه های دوم تا ششم در خلال سال های 1306 1310ش و تلفیق بُعد فکری و پیامدی در 1317ش است. اما در کتاب تعلیمات دینی پایه ی دوم در 1328ش به سبب اتکای مباحث این کتاب به براهین عقلی، بُعد تجربی و اعتقادی دینداری، جلوه ای بارز دارد.
عوامل مختلفی در گسترش طب نوین در ایران عصر قاجار دخالت داشتهاند. این پژوهش به روش اسنادی و کتابخانهای مجموعهای از عوامل طبی را با استفاده از تارنماهای علمی و نیز کتابها گردآوری کرده و با بهرهگیری از شیوه توصیفی-تحلیلی درصدد پاسخ به این پرسش است که کدامین شیوه ها و نهادهای درمانی مدرن در گسترش طب نوین دخالت داشته و موجب رواج آن در جامعهی عصر قاجار شدهاند؟ در پاسخ فرضیه زیر مطرح گردید: ازآنجاییکه مسائل طبی با سلامتی افراد در ارتباط بوده و جایگزینی طب نوین بهجای طب سنتی در اغلب موارد سلامتی و نشاط مردم را تضمین مینموده است بنابراین در تغییر دیدگاه مردم نسبت به طب نوین مؤثر بوده و نقش اساسی داشته است. در این راستا تأثیر عواملی نظیر مؤسسات درمانی و بهداشتی و آموزشی، برآورده نشدن انتظارات مردم از طب سنتی، آموزش طب به روش نوین، بهکارگیری روش علمی نوین توسط اطبا خارجی در معالجهی بیماران و قانونی شدن طب در رواج و گسترش طب مدرن موردبررسی قرار قانونی نمودن امور طبی بر پایداری ، گرفتند .در ادامه این نتیجه حاصل شد که در کنار تأثیرگذاری موارد یادشده و ادامهدار شدن استفاده از دست آوردهای طب نوین مؤثر بوده است.