با شکل گیری حکومت صفوی و آغاز جنگ های ایران و عثمانی در شمال غرب ایران، ناحیه ماکو به مرکزیت قلعه ماکو، به عنوان یکی از معابر ارتباطی ایران با شرق آناطولی در میانه و کانون این نبردها قرار گرفت و حاکمیت این قلعه بارها میان صفویان و عثمانی ها دست به دست شد. مسئله این است که قلعه ماکو چه موقعیتی در منازعات صفویان و عثمانی ها داشت؟ در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با رویکردی تحلیلی، جایگاه قلعه ماکو در منازعات حکومت صفوی و عثمانی بررسی شود. مدعای نویسنده این است که قلعه ماکو به خاطر استحکام و قرار گرفتن در گذرگاه مرزی ایران به آناطولی از جایگاه مهمی در سیاست نظامی صفویان و عثمانی ها برخوردار بود و همین مسئله عامل منازعات این دو قدرت بر سر این قلعه بود. نتیجه ای که به دست آمد این بود که عثمانی ها و صفویان با استقرار ایلات وابسته به خود در قلعه ماکو در تلاش بودند تا قدرت خود را در خطوط مرزی تثبیت کنند. شاه عباس اول با قلع و قمع ایلات وابسته به حکومت عثمانی در شمال غرب ایران و تصرف قلعه ماکو و مسکن دادن ایل بیات در پادگان این قلعه برتری نظامی خود بر عثمانی ها را در این رقابت نشان داد. در دوره شاه صفی عثمانی ها قلعه ماکو را تصرف کردند و طبق معاهده صلح زهاب این قلعه تخریب شد، اما صفویان با نقض معاهده صلح این قلعه را تصرف کردند و با وقفه هایی اندک تا سقوط اصفهان آن را در دست خود نگه داشتند.
در جوامع مختلف، نمادها و کهن الگوها مهم ترین عناصر ساختاری اسطوره ها را تشکیل می دهند. در اسطوره شناسی ایرانی نیز نمادها و کهن الگوها نقش بسیار مهمی برعهده دارند. اسطورۀ نبرد هوشنگ با مار سیاه یکی از روایت های اسطوره ای است که در شاهنامه نقل شده و نمادها و کهن الگوهایی را در خود جای داده است. به نسبت اهمیت این روایت اسطوره ای، دربارۀ آن پژوهش های چندانی صورت نگرفته است. بررسی ریشه های اسطوره ای و نمادها و کهن الگوهای موجود در این روایت، با کشف بسیاری از رازهای تاریخی ایرانیان باستان همراه است.پژوهش حاضر به روشی توصیفی تحلیلی و براساس داده های کتابخانه ای تدوین شده است. هدف این پژوهش تحلیل اسطورۀ نبرد هوشنگ و مار سیاه با استفاده از نماد و کهن الگوست. نتایج به دست آمده از آن حکایت دارد که در این اسطوره، مار سیاه جهانسوز نمادی از شرارت و نابودگری و بی نظمی جاویدان است که در برابر هوشنگ، یعنی نماد خیر و دادگری و نظم و آبادگری قرار می گیرد. حاصل این نبرد، رانش مار اهریمنی و کشف آتش و جشنی است که با برتری بر این مار و کشف آتش ارتباط مستقیم دارد. در این اسطوره، کهن الگوهایی همچون نبرد خیر و شر، نبرد قهرمان با مار و اژدها، آتش و رانش اهریمنان، جشن و... درخور مشاهده و بررسی است.
این پژوهش با بهر ه گیری از روش مطالعات تاریخی و تطبیقی، به گسترش اسلام در جهان مالایی به خصوص در مجمع الجزایر اندونزی و تأثیر فرهنگ بومی بر تکوین فرهنگ و ادبیات مالایی پرداخته است. جهان مالایی پیش از ورود اسلام به شدت تحت تأثیر فرهنگ و ادیان هندویی و بودایی بود. از آمیزش این ادیان با آداب و رسوم بومی، فرهنگ و تمدن ویژه ای را در این مناطق پدیدار شد. پس از ورود اسلام، بومیان منطقه، در کنار وفاداری به باورها و آداب پیشین، اسلام را نیز پذیرفتند. به این ترتیب زمینه تأثیر فرهنگ بومی بر تکوین فرهنگ و ادبیات اسلامی در این منطقه فراهم شد. در این فرآیند، شماری از سلطنت های هندی با پذیرش اسلام به بقای خود در دوره اسلامی ادامه دادند. همچنین نظام تعلیم و تربیت و ادبیات دوره پیشا اسلامی در دوره اسلامی بسیار تأثیر گذاشت.
اسماعیل اول(907-930ق.) افزون بر تاسیس حکومتی متمرکز، با رسمیت بخشیدن به مذهب تشیع، تغییرات بنیادینی را در حکومت و جامعه ایران به وجود آورد و بویژه در عرصه مناسبات خارجی دگرگونی جدی را که از دوره آق قوینلوها ایجاد شده بود -بعنوان جانشین فرزندان اوزون حسن آق قویونلو و متحد ونیزیان- تداوم بخشید از اینرو روند قدرت یابی وی با تیزبینی و دقت تمام از جانب سفیران و ماموران ونیزی دنبال گردید. ماموران ونیزی مستقر در قلمرو عثمانی و ممالیک و سایر نقاط، هرگونه اخبار دریافتی از اسماعیل را با دقت فراوان به دولت ونیز ارسال می کردند ، گزارشهای رسمی از ماموران ونیزی به سنا تا گزارش سفیران و سیاحان و تجار از جمله این اسناد است که تاکنون از دید محققین ایرانی به دور مانده است. مساله اصلی این مقاله چگونگی برآمدن اسماعیل از منظر ونیزیان و واکنشهای آنان به فعالیتهای وی، بویژه در موضوع رابطه با عثمانی بر اساس منابع ایتالیایی زبانی است که تا کنون در حوزه مطالعات دوره صفوی راه نداشته است. روایت این منابع از رویدادهای دوره تشکیل حکومت صفوی چشم انداز جدیدی بر این مقطع از تاریخ دارد، بنظر می رسد روایت ونیزیان هر چند آمیخته به تصورات مطلوب آنان است اما نگرش نوینی به ماهیت اعتقادی اسماعیل و چند و چون رابطه با عثمانی و نحوه نگرش به ونیز است.
هدف از این پژوهش تحلیل و بررسی تزئینات معماری ستون های چوبی مساجد مراغه است. روش پژوهش برمبنای مطالعه پیمایشی و توصیفی و جمعیت آماری مشتمل بر 14 مسجد ستون دار چوبی شهر مراغه است که 8 مسجد به دلیل تجدید بنای کلی و یا فاقد تزئینات بودن ستون های چوبی آن ها از جمعیت آماری کنار گذاشته شده و نمونه های مورد مطالعه شامل 6 مسجد است. امروزه به دلیل عدم استفاده از این نوع تزئینات در ساخت مساجد و منحصر به فرد بودن آن ها چنین پژوهشی ضروری به نظر می رسد. این سرستون های چوبی با آرایه مقرنس کاری و خراطی شده به اشکال هندسی آویزان، پله پله و کنگره دار تزئین شده اند، به طوری که بر روی این سرستون ها تزئینات غنی با نقش مایه های گل و بوته اسلیمی به وفور دیده می شود. رنگ های استفاده شده در این نقوش شامل مشکی، سفید، قرمز، سبز، زرد، آبی، قهوه ای روشن و تیره، فیروزه ای و طیف های مختلف این رنگ ها هستند. در کنار این موضوعات تزئینی، از خوشنویسی آیات، عبارات و اسماء جلاله نیز استفاده شده است. نتایج حاصل از این پژوهش بیان گر آن است که تزئینات معماری ستون های چوبی مساجد مراغه ضمن تبعیت از سبک هنری واحد و خاص، از نوعی تنوع رنگ، طرح و فرم ستون ها در مساجد مختلف برخوردار بوده و تا حدودی با همدیگر متفاوت هستند.
طریقت زاهدیه به نمایندگی از گرایش سهروردیه، با اهدافی مشخص و از پیش تدوین شده در شمال غربی ایران و گیلان، از زیست، معیشت، اقدام و عمل معینی برخوردار بوده و بر اساس اسلوب ها و روش های آموزشی مکتب صحو و در رعایت کامل با احکام دین اسلام و وفاداری بر اساس تصوف وحدت وجودی، کار خویش را آغاز و توفیقات بسیاری بدست آورده بود. از جمله توفیقات آن، پرورش مریدان متعددی بوده که برجسته ترین آنها شیخ صفی الدین اردبیلی بوده است. هدف اساسی پژوهش حاضر بررسی سازمان و ساختار انسانی، فکری و آموزشی معین طریقت زاهدیه و همچنین بررسی جامعه پیروان، خلفاء و دیگر رهبران میانی این گروه و تاثیری که از خود بر جای گذاشتند، می باشد. پژوهش با استفاده از داده های تاریخی و تحلیل آنها و بهره از برخی مؤلفه های «ریخت شناسی اجتماعی» سامان یافته و یافته های تحقیق نشان می دهد شیخ زاهد گیلانی، جامعه پیروان و طریقت او نه تنها تأثیرات شگرفی در زمانه خود بر جای گذاشته بلکه نفوذ این طریقت به وسیله جامعه پیروان، نیروهای رهبری کننده، به ویژه شیخ صفی الدین اردبیلی؛ مؤسس طریقت صفویه ادامه یافته است. «طریقت زاهدیه» به رغم ریخت شناسی روستایی؛ پیشگام منطقه ای شدن پیش از «طریقت صفویه» بوده که بعدها توانسته با برد «منطقه ای بزرگ» در سراسر جهان اسلام گسترش یابد.
قوم کُرد در زمره قدیمی ترین ساکنان مناطق غرب و شمال غرب ایران، شمال بین النهرین و اطراف دریاچه وان هستند. تاریخ سکونت آنان در منطقه ای که اکنون کردستان نامیده می شود، از سقوط نینوی در سال 612 ق . م ، تا اکنون بلا انقطاع استمرار داشته است. (توما بوا،2010: 167) تاریخ تشرف به اسلام و یا فتح اسلامی سرزمین های محل استقرار آنها بدرستی معلوم نیست، لیکن مطابق اسناد موجود، ابتدا عزره(عروه) بن قیس در زمان امارتش در حلوان به عصر عمربن خطاب به شهرزور لشکر کشید، لیکن فتحی صورت نگرفت. تا اینکه عتبه بن فرقد امارت یافت و حلوان (بلاذری،1346: 177) و موصل و نواحی همجوار کردنشین را یکی پس از دیگری با شرایط صلح فتح کرد (قدامه بن جعفر،1998 : 381-382). و از این پس کُردها نیز به قلمرو اسلام در آمدند.