میراث صخره ای ایران در میان انواع هنر صخره ای جهان، جایگاه ویژه ای دارد. نمونه هایی از این آثار، نظیر بیستون در فهرست میراث جهانی به ثبت رسیده اند و بسیاری از آن ها همچون نقش رستم در منظر فرهنگی میراث جهانی قرار گرفته اند. ارتباط این آثار با محیط در حال توسعه موجبات تهدید آن ها در معرض فعالیت انسانی، به خصوص در شکل آلودگی محیطی را افزایش داده است. خطرات و تهدید آلاینده های محیطی ایجاد شده در مناطق فوق ناشی از حضور صنایع آلایندۀ خرد و کلان و به ویژه مجموعه های پتروشیمی می تواند تهدید کنندۀ موضوع یکپارچگی چنین منظرهای فرهنگی قلمداد گردد. به همین دلیل برنامه ریزی جهت پایش دقیق محیطی این آثار ضروری است و در گام نخست، ضرورت دارد روش های مختلف پایش آلاینده های هوایی در میراث صخره ای مورد ارزیابی قرار گیرد. در واقع شیوه های مختلفی از اندازه گیری های محیطی برای ارزیابی شرایط حفاظت میراث صخره ای در ایران و جهان به کار رفته اند. در این میان، روش های پایش را می توان به دو گروه مستقیم و غیرمستقیم دسته بندی نمود. پرسش اصلی پژوهش در زمینۀ مزایا و معایب هر یک از این دو شیوه جهت انتخاب سامانۀ مناسب پایش میراث صخره ای است. در این مقاله، پس از گردآوری اطلاعات برآمده از مشاهدات عینی و مطالعات نظری، داده ها از طریق شیوۀ تجزیه و تحلیل کیفی حاصل آمده است. در این تحقیق با بررسی ویژگی های پایش، شیوۀ پایش مستقیم جهت شناخت بستر محیطی میراث صخره ای و کنترل آن ضروری تشخیص داده شده است. در این میان تجارب جدید حفاظت در محوطه های تاریخی می تواند نگرانی در مورد محدودیت مربوط به ایجاد زیرساخت های انرژی را برطرف نموده و هزینۀ پایش ممتد میراث صخره ای را کاهش دهد؛ لذا نتایج حاصل، علاوه بر دارا بودن ارزش های بنیادی و نظری، کاربردی نیز خواهند بود.
منطقه قفقاز به عنوان سرزمینی با ویژگی های ممتازی، مانند تنوع جمعیتی، اهمیت جغرافیای سیاسی و ارتباطات فرهنگی دارای دو گروه اثرگذار مذهبی؛ یعنی مسلمانان نیمه شرقی و مسیحیان نیمه غربی است. پیروان این دو مذهب در عصر استیلای حاکمان بومی، بدون هیچ تنشی در تعامل بودند و با آمدن عنصر بیگانه و ضد شرقی؛ یعنی روسیه غرب گرا این تعامل به تقابل گرایید. این پژوهش می کوشد به این پرسش پاسخ دهد که کدام عامل سیاسی سبب شد تا هم زیستی و تعامل بین ادیان و فرهنگ ها در قفقاز دوره اسلامی، به تقابل مذاهب و چالش قومیت ها منجر شود؟ بررسی تاریخی روند تحولات مذهبی و اجتماعی این منطقه نشان می دهد که سیاست اسلام زدایی و روسی سازی اجباری با هدف قرار دادن مسلمانان در یک هویت ساختگی و فرمایشی در دوره سیطره سی صد ساله روس ها بر قفقاز سبب شد، ضمن تبدیل تعامل اجتماعی آنها با مسیحیان به یک تقابل، پیوستگی دینی و فرهنگی آنها با جهان اسلام هم از دست برود. در حالی که پیش تر، ایران با رواداری مذهبی، مسلمانان و غیرمسلمانان قفقاز را در یک جامعه منسجم گرد آورده بود.
در میان مؤلفه های هویتی یک متن تاریخی، عنوان اثر جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده است. نام هر اثر تاریخی، عامل تمایز و شناسایی آن از دیگر آثار و معیار معرفی مضامین مندرج در آن است. انجام مطالعات در حیطه نام پژوهی منابع تاریخی می تواند افق تازه ای را فراروی پژوهشگران این رشته بگشاید. مقاله حاضر، با خوانش هرمنوتیکی نام گزینی منابع تاریخ ایران اسلامی در نظر دارد که به تحلیل دلایل نام گذاری متون مذکور بپردازد. هدف اصلی در این خوانش نشان دادن عناصر و عواملی است که در فرایند تولید نام متن مؤثرند. دوره مطالعه شده در این نوشتار، متون سده پنجم تا چهاردهم هجری قمری است. دستاوردهای حاصل از این بررسی نشان می دهد که نام گزینی منابع تاریخ ایران بعد از اسلام تحت تأثیر برخی عوامل متنی و فرامتنی است که در میان آنها، بهره گیری از صنایع ادبی، تقلید از شیوه های نام گذاری در آثار پیشین، نقش ایدئولوژی حاکمیت و بینش مورخ بیشترین تأثیر را داشته اند.
تقابل شیوه اداره سنتی، انتصابی، غیردموکراتیک و ناکارآمد امور شهرها در دوره قاجار با شیوه های مدرن اداره امور شهری و کشوری، که ایرانیان عصر مشروطه به تازگی با آن آشنا شده بودند، موجب گردید تا یکی از اساسی ترین خواسته های نیروهای اجتماعی مؤثر در انقلاب مشروطیت، شکل گیری نهادهای مدنیِ مدرن و دموکراتیکی باشد که متضمنِ نقش آفرینی شهروندان، خارج ساختن اداره امور از ید اختیار نیروهای سنتی طرفدار شیوه های تمرکزگرایانه در اداره امور کشور، گردش نخبگان و تجلّی اراده و هویت اهالی شهری بود. تدوین قوانین مربوط به «انجمن های ایالتی و ولایتی» و «انجمن بلدیه» در مجلس اول شورای ملی و شکل گیری این انجمن ها در برخی ایالات و ولایات، در واقع برای پاسخ گویی به همین خواستِ این نیروها صورت گرفت. پژوهش حاضر با محور قرار دادن شهر تبریز، با روشی توصیفی تحلیلی درصدد بررسی میزان موفقیت «انجمن ایالتی تبریز» در تحقق خواسته های این نیروهاست. یافته های این پژوهش نشان می دهد که انجمن تبریز با به خدمت گرفتن نوعی از الگوی مدیریتی شبه «دولت محلی» شهری مدرن توانست، برنامه ها و اقداماتی را تدارک ببیند که حافظ منافع شهروندان و حفظ هویت تبریز به عنوان پایتخت دوم کشور باشد.
استخر یکی از شهرهای مهم امپراطوری ساسانی محسوب می شد؛ بعد از حملات اعراب به ایران به سبب موقعیت مذهبی و جایگاه سیاسی مورد توجه فرماندهان عرب قرار گرفت. مسلمانان برای فتح آن چندین بار تلاش کردند، اما با شورش مردم مواجه شدند.مردم استخر برخلاف برخی از مناطق ایران به راحتی استیلای اعراب را نپذیرفتند. اما در نهایت، تلاش مردم با ناکامی مواجه شد. در زمان خلافت حضرت علی (ع) مسلمانان توانستند اداره استخر را به دست بگیرند و به ضرب سکه بپردازند. این پژوهش در نظر دارد، علل مقاومت مردم استخر در زمان خلافت عمر و شورش آنها در زمان خلافت عثمان و حضرت علی (ع) را مورد بررسی قرار دهد. پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای صورت گرفته است.