شغل وزارت از مهم ترین پست های حساس اداری هر دولتی به شمار می رود. خوارزمشاهیان نیز برای اداره متصرفات وسیع خود مانند سایر حکومت ها از داشتن وزیر مبرا نبودند. وزارت از ارکان اصلی حکومت خوارزمشاهیان به شمار می رفت، که معمولاً سعی می شد، فرد لایقی برای این منصب انتخاب شود، چون تحمل بار گران امور مملکت داری بر دوش وزیر قرار داشت. در این دوره نیز رسیدن به وزارت رابطه تنگاتنگی با لیاقت و شایستگی فردی داشت. از مهم ترین وظایف وزیر در این دوره، می توان به نظارت بر امور مالی اشاره کرد. اما ماهیت حکومت در چگونگی اداره امور دیوانی نقش بسزایی داشت، چنانکه اگر ماهیت حکومت نظامی بود، وزیر نیز باید هزینه های لشکری را بیشتر مورد توجه قرار می داد، با توجه به اینکه خوارزمشاهیان به کشور گشایی اهمیت زیادی می دادند، بنابراین نیروی نظامی بیشترین نقش را در حکومت داشت. در این دوره وزیر از ارج و قرب والایی برخوردار بود، چنانکه اصطلاحی که برای وزیر به کار می بردند، اصطلاح خواجه جهان بود. در این مقاله سعی شده به بررسی چرائی اهمیت وزارت در این دوره، چگونگی انتخاب وزیر، وظایف وزیر، مزایای وزارت و خطراتی که شغل وزارت با آن گریبانگیر بود، پرداخته شود.
مورخین محلی به دلیل محدودیت حیطه جغرافیایی حوزه تحقیقات خود، فرصت بیشتری دارند که در جزئیات دقیق شده، با بررسی همه جانبه آن، تصویری شفاف تر از موضوع پژوهش خویش به دست دهند. از سوی دیگر زیستن در محیط جغرافیایی تحقیق، به آنها این امکان را می دهد که بتوانند بر روی هر پدیده ای که توجه آنها را جلب می نماید، به دقت نظرافکنده، به ثبت و ضبط آن اقدام کنند. بدین سبب خاطر عرصه تاریخ محلی میدان تاخت و تاز ذهن و چشم برای شکار موضوعات گوناگون است. گاه این تنوع موضوعات است که به شکار مورخ محلی می پردازد. موضوعاتی که بعد از دهه ها و سده ها، یادگارهای سودمند و کم و بیش عینی را از دیروز در اختیار دیگران قرار می دهد. از جنبه های گوناگون و متنوع حیات اجتماعی، از رفت و آمد حکام و وزیران و مستوفیان محلی گرفته تا ساخت کوچه پس کوچه های شهر و روستا و آنچه در آن است. مقاله حاضر با مراجعه به منابع تاریخ محلی قاجار، که بطور عمده می توان گفت یکی از اعصار شکوفایی این نوع تاریخ نگاری در قالب سنت پیش مدرن است، می کوشد تا موضوعات متنوع در این کتاب ها را استخراج و در طبقات مشخص برای تحقیقات بیشتر دسته بندی نماید. در واقع پیش فرض این مقاله این است که: دوره قاجار به عنوان آخرین مرحله رشد سنت تاریخ نگاری محلی و «دوره گذار»، نمای بسیار رنگارنگی از موضوعات این عرصه را نمایش می دهد.
مسیحیان بعد از ظهور اسلام، طبق آیه 29 سوره توبه میتوانستند بر دین خود باقی مانده و با پرداخت جزیه به عنوان اهل ذمه در کنار مسلمانان به زندگی خود ادامه دهند. دستیابی به سیره نظری و عملی پیامبر(ص) و خلفای بعد از ایشان بدون بررسی و نقد دیدگاه های مورخان که در ارتباط با اهل ذمه، بخصوص مسیحیان ذمی، مطلب نگاشته اند، خالی از آثار مطلوب خواهد بود. از سوی دیگر، به نظر میرسد بعد از گسترش فتوحات در مناطق مسیحینشین و درپی آن افزایش تعداد ذمیان در جامعه اسلامی، مباحث حقوقی مربوط به ذمیان به شکل جدیتر مطرح شد.
در این مقاله، بازتاب حیات مسیحیان ذمی در منابع اسلامی، همچون تاریخ های عمومی، محلی، سیره و مغازی، منابع فقهی، کتاب های فتوح و خراج، ادبی و آداب الملوکها و سرانجام منابع جغرافیایی به طور جداگانه بررسی و مطالعه میشود. بر اساس مطالعات انجام شده در این مقاله، گزارش های متفاوت و متناقضی از حیات دینی ـ اجتماعی و اقتصادی مسیحیان ذمی در منابع تاریخی و فقهی ثبت شده است.
اقلیت مسیحی در ایران پس از ورود اسلام به این سرزمین، وارد عصر جدیدی شد. در این دوران که مشخصة اصلی آن، آشفتگی ساختارهای جامعه ایران پس از فروپاشی دولت ساسانی بود، مسیحیان اقدام به تجدید قوای اندیشه های مذهبی و کلامی و ساختار جامعه خویش کردند. با تحکیم پایه های اسلام در ایران و استحکام اقتدار سیاسی جهان اسلام، مسیحیان بر اساس بعضی احکام اسلامی مربوط به اهل ذمّه و برخی قواعد عرفی جامعة اسلامی، که بسیاری از آنها با آموزه های دین اسلام مغایرت داشت، با محدودیت هایی روبه رو شدند. مقارن با اواخر سده چهارم هجری، اقلیت یادشده در فضای سیاسی و فرهنگی تازه ای که حکومت غزنوی و بعضی از متحجران دینی تحت حمایت آنان ایجاد کرده بودند، وارد یک عصر بحرانی شد که تا قرن ششم هجری امتداد یافت.
در این پژوهش، وضعیت اقلیت مسیحی در ایران در سده های چهارم تا ششم هجری با نگاهی فراگیر (غیرنخبه گرایانه) و با تأکید بر تمام قشرهای این اقلیت مذهبی، بررسی میشود.
آیین تعزیه پس از پشت سر گذاشتن مراحل تاریخی، در دورة صفویه تا حدودی شکل اصلی خود را یافت و در دورة قاجار به اوج تکامل خود رسید. تلاش گستردة پادشاهان قاجار در برگزاری مراسم مذهبی، در رشد و تکامل این آیین مؤثر افتاد به شکلی که رشد کمّی و کیفی تعزیه در این دوره به بالاترین حد خود رسید. توجه ناصرالدین شاه به اجرای این نمایش مذهبی بیش از سایر پادشاهان این سلسله بود. بازتاب برگزاری این آیین مذهبی در سفرنامه های این دوره، موضوع این پژوهش است. تلاش شده است با نگاهی تاریخی به تکامل آیین تعزیه از دوره های قبل تا دورة قاجار، دیدگاه و نگرش خارجیان دربار ناصری به برگزاری این مراسم مذهبی بر اساس آثار به جا مانده از آنها بررسی شود.
شرق شناسی معرفتی [1] است پردامنه و متنوع که شرق شناس می کوشد آن را با مراجعه به شرق فرا چنگ آورد؛ اما همان گونه که دیگر معارف بشری، خاستگاه ، شرایط ویژه ی پیدایی، سیلان و تطور ویژه ی خویش را دارد، شرق شناسی نیز درگیر این مسائل است؛ علاوه بر این، شرق شناسی دستخوش مطامع، اغراض سیاسی و استعماری نیز بوده است. این ویژگی ها نیز باعث شده است تا فعالیت های شرق شناسان عمدتاٌ با واکنش هایی انتقادی روبه رو شوند؛ با این همه به نظر می رسد عطف توجه به تحول، تطور و سیلان مفهوم و مصداق شرق شناسی و شرق شناس، لزوم توجه به ایرادهای مهم تر شرق شناسی را بیش از پیش آشکار تواند ساخت. [1] . Epistem.
بانک شاهنشاهی ایران که پس از امتیاز رویتر در ایران تاسیس شد، شعبات متعددی را در شهرهای مختلف دایر نمود. از زمان تأسیس شعب بانک شاهی انگلیس در شهرهای ایران، میان بانک و طبقات گوناگون اجتماعی مراوداتی وجود داشت که نوع این مراودات براساس شأن طبقاتی و موقعیت افراد متفاوت بوده است. یکی از این شعب، بانک شاهی بیرجند می باشد. با تأسیس این شعبه ی بانک در بیرجند، امور تجاری ـ بازرگانی و مبادلات مالی ـ اعتباری این منطقه بر عهده ی این مؤسسه قرار گرفت. در همین راستا، روابط این شعبه با سه قشر حاکمان محلی، تجار و مردم عادی شکل گرفت. این بانک در کنار روابط دوستانه با حکام و کارگزاران این منطقه، امور مالی و اعتباری این افراد را در دست داشت و کالاهای سفارشی آنان را نیز تأمین می کرد و در مقابل تأمین مستحفظ و امنیت رؤسا، کارمندان و کاروان های بانک بر عهده ی حاکم محلی بود. این بانک هم چنین، بسیاری از نقل و انتقالات امور نقدی و غیر نقدی تجار و مردم عادی را نیز با شعبه های دیگر بر عهده داشت. افزون بر این روابط اعتباری، بانک گاهی به عنوان واسطه در اختلافات شخصی، ملکی و مالی که میان مردم و حکام رخ می داد، دخالت می کرد. این مقاله به بررسی و تحلیل مناسبات بانک با (امرای محلی، تجار، مردم عادی) و ارزیابی عوامل مؤثر در این تعاملات اختصاص دارد.
یکی از مهم ترین قیام های خونین در دوره پایانی حکومت امویان در خراسان، قیام یحیی بن زید علوی بود. وی که در قیام پدرش حضوری فعال داشته، بعد از شهادت پدر راهی شهرهای عراق و خراسان شد و به مدت سه سال با کوششی خستگی ناپذیر در صدد بیداری مردم آن سامان و تشویق آنان به رهایی از ستم امویان بر آمد و آنان را به دعوتی فرا خواند که بعدها به مکتب زیدیه شهره یافت. دعوت یحیی تجلّی همان اهداف و انگیزه های قیام پدرش و گرفتن انتقام خون به ناحق ریخته او بود. از آنجا که بیشتر مورخان ضمن ابراز نظرات متفاوت و بیان روایات گوناگون خواسته یا ناخواسته سعی در تشکیک انگیزه ها و اهداف قیام یحیی بن زید داشته و او را شخصیتی نافرمان و آشوبگر نمایانده که با تمرد و سرکشی دست به آشوب زده و حتی بیت المال برخی شهرها را غارت کرده و بدین سان قتل او را مجاز جلوه داده اند، نویسنده مقاله را بر آن داشت تا با دقت بیشتر به مقایسه روایات منابع مذکور پرداخته و لا به لای مطالب برخی منابع به حقایق انکارناپذیری دست یابد. پس با چنین رویکردی می توان هدف از این تحقیق را بازخوانی روایات مختلف درباره قیام مذکور، بررسی و تحلیل آن ها، نمایاندن تناقضات و مقایسه نظرات راویان و ذکر اهداف و انگیزه های قیام یحیی بن زید بیان کرد.
انقلاب مشروطه در ایران فارغ از عوامل تأثیرگذار و نتایج آن در قالب"جنبشی علیه استبداد" قابل فهم است. مشروطیت در ساده ترین تعریف تکاپوی برای محدود کردن اقتدار سنتی و توزیع قانونمند قدرت در چهارچوب نهادهای نو است. قدرت سیاسی قبل از مشروطه ساختی خودکامه دارد که حدود قدرت در آن نامشخص است. نهاد دولت مایملک سلطان و قدرت او در حکومت مطلق فرض می شود. سازمان و کارکرد حکومت پیش از مشروطه نامعین و تفکیک ناپذیر است و اعمال قدرت بر اساس مناسباتی آمرانه انجام می گیرد. آنچه در ساخت چنین نظام سنتی از حکومت کمتر دیده می شود، رقابت قانونمند، قواعد غیر مشخص، نظام عقلانی حاکم بر روابط فرمانده و فرمانبر، سیستم منظم و کارآمدی حقوق ثابت است. "ماکس وبر" چنین خصوصیاتی را فصل ممیزه اقتدار سنتی و مدرن می داند. هدف اصلی مشروطه قانونمند و مقید کردن این بی حد و مرزی و بی رویگری قدرت سیاسی شاه بود. این مقاله با بررسی اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران در عصر استبداد قاجار، مشروطه را محصول بیداری ملی می داند که می خواستند از وضع مساعد تاریخ برای نجات ملت خود بهره جویند و با بحثی در این خصوص به قرارداد معروف 1919 م. مطابق با 1337 ه . ق و آثار اجتماعی این قرارداد به ویژه تأثیر آن در آثار شعرا و نوشته های نویسندگان و محافل ادبی می پردازد و اشعاری را از "عشقی" در مخالفت با این قرارداد ذکر می کند.
اگرچه بسیاری، تغییرات بنیادین عصر پهلوی را نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران می دانند؛ اما یقینا، باید ریشه ی این تحولات را در دوران قاجار و انقلاب مشروطه جستجو نمود. انقلابی که پس از سالها جامعه ی خفته ایران را بیدار کرد و همه گروه ها از مردم کوچه و بازار گرفته تا نخبگان اعمّ از روحانیت و روشنفکران را دوشادوش یکدیگر قرار داد و با ش عارهایی چون مجلس، جمهوری و ق انون اساسی برای نخستین بار پایه های حکومت موروثی ایران را به لرزه در آورد؛ مردم را در تعیین سرنوشت خویش سهیم نمود و الگویی برای جریان اعتراضات مردمی سالهای بعد گردید. امّا چرا سرنوشت انقلاب مشروطه با چنین ابعاد گسترده و اقبال همگانی به سرانجامی نافرجام ختم گردید؟ در نوشته حاضر به دو جریان تاثیر گذار یع نی عوامل بیرونی و عوامل درونی از آغاز تا پایان مش روطه اشاره می شود و در پاسخ به علل ناکامی انقلاب مشروطه، مواضع فکری و عملکرد علما و نقش رهبری بیگانگان در دو مقطع زمانی شکل گیری نهضت مشروطیت و پس از آن مورد بررسی قرار می گیرد.
بعد از جنگ های ایران و روس، به ویژه از زمان صدارت میرزا تقی خان امیرکبیر، ضرورت اصلاحات و نوسازی ایران با وجود موانع متنوع داخلی و خارجی همواره دغدغه بخشی از طبقه حاکمه به شمار می رفت. این بخش از طبقه حاکمه با جذب و فراخوانی نخبگان علمی و فرهنگی همچون خاندان هدایت کنشی مضاعف یافت. رضاقلی خان هدایت با توان و خدمات علمی و فرهنگی و پیوند سیاسی با سلسله قاجار توانست زمینه رشد و تعالی فرزندان و نوادگانش را در طبقه حاکم تسهیل و هموار نماید. فرزند وی، علی قلی خان مخبرالدوله، که خدمات خود را در زمینه علمی و در دارالفنون آغاز نمود، توانست در زمینه نوسازی نقشی چشمگیر داشته و از بانیان اصلی توسعه تلگراف در ایران گردد و مشاغل و القاب مربوط به این پدیده جدید ارتباطی را در میان خانواده خویش موروثی و انحصاری نماید و به تدریج با به دست گرفتن وزارت علوم و دارالفنون باعث گردید تا بسیاری از مناصب علمی و فرهنگی وزارت علوم به خانواده اش تعلق گرفته و خدمات ارزنده ای در این جهت بنماید. در زمینه سیاسی هر چند تجارب وی گذرا و ناچیز است اما باعث گردید تا فرزندانش فقدان ها و ضعف های سیاسی موجود در کشور را درک نموده و در آینده و به ویژه انقلاب مشروطه تأثیرگذار باشند و در کنار وی در منصب صدارت مناصب سیاسی را تجربه نمایند. خدمات وی باعث گردید تا بعد از وی فرزندانش جایگاه و مقبولیت سیاسی خاصی یابند.
در جنگ جهانی اول، ایران تبدیل به عرصه ای برای کارزار روسیه، عثمانی، انگلیس و حتی آلمان ها شد. قبل از این، انگلیس و روسیه طی قرارداد ۱۹۰۷ ایران را به سه منطقه تحت نفوذ تقسیم کرده بودند: روس ها در شمال، انگلیسی ها در جنوب و یک منطقه بی طرف در مرکز. با آغاز جنگ، موقعیت برتر نظامی و تجاری بوشهر باعث شد تا هم زمان مورد توجه قدرت های بزرگ قرار گیرد. بنابراین انگلیسی ها در سال ۱۳۳۳ق/۱۹۱۵م در زمان حکمرانی موقرالدوله، آنجا را به تصرف خود درآوردند. با وجود تصرف آسان آنجا، مقاومت های سرسختانه ای توسط عشایر تنگستانی و قشقایی، مثل رئیسعلی دلواری، ناصردیوان، صولت الدوله، شیخ حسن چاه کوتاهی و زایرخان اهرمی در مقابله با نیروهای انگلیسی صورت گرفت. انگلیسی ها در سال ۱۳۳۴ق/۱۹۱۶م در صفحات جنوبی کشور نیرویی به نام تفنگداران پلیس جنوب را در جهت به کارگیری اهداف خود تشکیل داده و آن را جایگزین نیروی ژاندارمری کردند. از طرف دیگر واسموس، کنسول آلمان در بوشهر به فعالیت علیه نیروهای انگلیسی پرداخت و موفق شد ضرباتی را به قوای انگلیسی وارد سازد. با وجود مقاومت های نیروهای محلی و سران عشایر، انگلیسی ها تا پایان جنگ جهانی اول در منطقه حضور داشتند.
یکی از نمادهای فرهنگ هر سرزمین زبان و آدب آن سرزمین است. تا قبل از ورود اسلام به ایران زبان اداری و زبان نوشتاری، فارسی میانه بود و در گفت وگوی روزانه زبان دری به کار می رفته است. با ورود اسلام زبان و ادب فارسی دچار تغییراتی شد. این تغییرات بیشتر به علت سادگی بعضی لغات عربی و همچنین به خاطر مسلمان شدن ایرانیان و ساکن شدن اعراب در ایران بود. این تغییرات تنها در محدوده زبان نبود بلکه با ورود زبان عربی به ایران خط عربی نیز با آن همراه بود که در خط آن زمان یعنی خط پهلوی تأثیر گذاشت و آن هم بیشتر به این علت بود که خط عربی در همه اشکال از خط پهلوی آسان تر بود. با تشکیل حکومت های محلی ایران (طاهریان، صفاریان، سامانیان) در قرن سوم هجری کم کم استقلال سیاسی ایران از خلافت محیا شد و این حکومت ها هر کدام به نوبه در احیا فرهنگ ایرانی تلاش کردند که زبان و ادب فارسی نیز در این موارد قرار داشت که با تشکیل این حکومت ها و بها دادن به زبان فارسی بود که دوباره این زبان جان تازه گرفت. در این مقاله سعی شده که در ابتدا به تغییراتی که در دو قرن اول هجری در زبان و خط فارسی روی داده مورد بررسی قرار گیرد و در ادامه به بررسی نقش حکومت های محلی ایران در احیا و حفظ زبان و ادب فارسی پرداخته شد.