ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۶۱ تا ۳٬۳۸۰ مورد از کل ۲۸٬۸۷۱ مورد.
۳۳۶۱.

جایگاه زنان در دولت خودخوانده داعش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۳ تعداد دانلود : ۴۹۳
داعش پیش از آنکه یک گروه شبه نظامی باشد، یک فرقه ایدئولوژیک با برداشت های انحرافی و متحجرانه از دین مبین اسلام است که بیشتر از آنکه به تحقق آرمان های اسلامی کمک نماید، خواسته و یا ناخواسته در جهت تخریب اسلام محمدی (ص) قدم برداشته است. داعش البته در مقایسه با سایر گروه های شبه نظامی بنیادگرا دارای نوآوری های قابل توجهی است، یکی از این موارد بهره گیری از موضوع زنان با تکیه بر برداشت های سطحی و منفعت طلبانه از دین است. پژوهش پیش رو سعی کرده است تا بدین سؤال پاسخ دهد که زنان در دولت خود خوانده داعش از چه جایگاهی برخوردار بوده اند؟ نگارنده فرضیه خود را با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی، بر این پایه قرار داد که جایگاه زنان در دوره فعالیت داعش مهم بوده و بیشتر جنبه تبلیغی، تبشیری و نظامی داشته و داعش با استفاده ابزاری از زنان در جهت رسیدن به مقاصد خود قدم برداشته است. یافته های تحقیق نشان می دهد رویه داعش در خصوص زنان ثابت نبوده و دچار نوساناتی گردیده است. ابتدا زنان صرفاً مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفتند، سپس در فعالیت های تبشیری و تبلیغی مورد استفاده قرار گرفتند و آخرین استفاده آنان در فعالیت های نظامی و انتحاری بود.
۳۳۶۲.

الگوهای معیشتی ساسانیان در شهرستان دره شهر با استناد به متون تاریخی و جغرافیایی و شواهد باستان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۲ تعداد دانلود : ۶۸۵
در روند بازسازی الگوهای معیشتی ساکنان گذشته مناطق مختلف ایران، تطبیق محتوای متون تاریخی و جغرافیایی با شواهد باستان شناختی، بسیار راهگشا خواهد بود. شهرستان دره شهر از توابع استان ایلام، از جمله مناطقی است که بیشترین دوره استقراری به لحاظ تراکم آثار در آن مربوط به دوره ساسانی (117 اثر) است. در این پژوهش برآنیم با تلفیق و تطبیق شواهد باستان شناختی و اطلاعات محیطی با محتوای متون جغرافیایی، الگو یا الگوهای معیشتی ساکنان ساسانی شهرستان دره شهر را استنباط و ارائه کنیم. با استناد به شواهد باستان شناختی، برآیند پژوهش نشان می دهد که در دوره ساسانی مهم ترین الگوهای معیشتی متناسب با جغرافیای طبیعی منطقه، ابتدا کشاورزی آبی و سپس کشاورزی دیم و دامداری (کوچ روی عمودی) بوده است. در نتیجه، میان نتایج تحلیل داده های باستان شناختی و محتوای متون تاریخی و جغرافیایی در بحث کشاورزی این منطقه (فراوانی آب و حاصلخیزی خاک) همخوانی نزدیکی وجود دارد. علاوه بر این، با استناد به مطالعات قوم باستان شناسی، در این دوران در بخش کشاورزیِ آبی استفاده از کانال و برای مناطق دیم استفاده از تراس های سنگی رایج بوده است. این پژوهش به لحاظ ماهیت و روش از نوع تحقیقات تاریخی و توصیفی- تحلیلی و اطلاعات آن براساس مطالعات میدانی و کتابخانه ای گردآوری شده است.
۳۳۶۳.

بررسی فعالیت تجارتخانه های روسیه در مشهدِ دوره قاجار از سال 1307 تا 1344ق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۰ تعداد دانلود : ۸۳۸
نفوذ اقتصادی روسیه در ایران تا سال های پایانی دوره قاجار توسط تجارتخانه ها نمایان بود. روس ها با تأسیس تجارتخانه در بیشتر شهرهای ایران، به ویژه مشهد، به دنبال یافتنِ بازاری جهت فروش تولیدات کارخانجات روسیه بودند. مشهد به عنوان کرسی نشین ایالت خراسان در دوره قاجار از اهمیت به سزای اقتصادی و تجاری برخوردار بود؛ تا آنجا که می توان آن را به عنوان بارانداز بزرگی در شمال شرق ایران برای واردات و صادرات کالا به شمار آورد. با در نظر گرفتنِ ظرفیت ممتاز تجاری مشهد، برخی از تجار روسی و بعضآً دولت روسیه به تأسیس تجارتخانه و شرکت های تجاری در این شهر اقدام کردند. هدف از پژوهش حاضر پاسخ به دو پرسش اصلی است: 1. عوامل مؤثر بر تجارت مشهد و روسیه و مشکلات پیش روی این تجارت از سال 1307 تا 1344ق چه بودند؟ 2. کدام تجارتخانه های روسی در بازه زمانی مورد بحث به عرصه تجارت مشهد وارد شدند و به تجارت کدام کالاها پرداختند؟ با وجودِ کمبود منابع در این زمینه و ضرورت مطالعه جزئی نگر با رویکردی توصیفی  تحلیلی، یافته ها حاکی از آن است که ساخت راه آهن ماوراء خزر، اعزام هیئت های تجاری روسی به مشهد و فعالیت کنسول های روسیه در مشهد برخی از عوامل مؤئر بر تجارت مشهد و روسیه بودند. همچنین با وجود مشکلاتی مانند ناامنی در مشهد، تحریم کالاهای روسی و محدودیت تجار روسی در تهیه مسکن و تجارتخانه در مشهد برخی از تجارتخانه های روسی؛ ازجمله کمپانی آیرال، تجارتخانه مکرویچ، تجارتخانه فرانک، کمپانی نوبل، تجارتخانه خلوپ کم، تجارتخانه استوکین، تجارتخانه وَنشتورک و تجارتخانه سنترسایوز با بررسی موقعیتِ بازار مشهد؛ خواربار، نفت، قند، شکر، منسوجات و گاهی کالاهای لوکس به مشهد وارد و مواد خام مورد نیاز خود مانند پشم، پوست، پنبه و گندم را خریداری می کردند.
۳۳۶۴.

معنایابی رمزگان فرهنگی رولان بارت در متنی سقاخانه ای از منصور قندریز (چاپ دستی: لینولئوم)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۹ تعداد دانلود : ۶۲۵
معنایابی رمزگان فرهنگی رولان بارت در متنی سقاخانه ای از منصور قندریز(چاپ دستی: لینولئوم) حمیده حرمتی [1] فرنوش شمیلی [2] صلاح الدین خضرنژاد [3] چکیده «معنایابی» فرآوری متن در بازه دلالت گری رمزگان فرهنگی (یکی از پنج رمز روایی هرمنوتیک، معنایی، نمادین، کنشی و فرهنگی) رولان بارت است که با اهداف دوگانه، ابتدا درصدد دستیابی به معانی صرفاً فرهنگی و سپس تعیین حدود و ثغور مراجع فرهنگی است. گفتنی است از یک سو متن از دید بارت محدود به متن ادبی نیست، بلکه آثار هنری نیز قابلیت متن بودگی را دارند و به همین دلیل می توانند به عنوان یک متن مورد معنایابی قرار گیرند و از سوی دیگر، مراجع فرهنگی نقش منابع معانی متن مورد بررسی را ایفا می کنند. متن مورد بررسی «تابلوی لینوتراشی» از منصور قندریز در حوزه چاپ دستی است که موضوع آن به دلیل ارجاع به تمدن های کهن ایرانی و موضوعات اساطیری مشترک با دیگر فرهنگ ها، به خصوص از بُعد تزئین، در زمره آثار سقاخانه قرار گرفته است. وجه تزئین از یک سو عامل مسلط و از سوی دیگر مانع از برداشت صریح معانی شده که علاوه بر عدم درک بنیان های فرهنگی نقوش، موجبات چالش در خوانش متن مورد بررسی را فراهم کرده است. بر همین اساس، نگارنده پژوهش حاضر درصدد پاسخ گویی به دو سؤال عمده بوده است. نخست آنکه چه روشی برای خوانش هر متن سقّاخانه و متن مورد بررسی وجود دارد؟ دوم، معانی برخاسته از نقوش تجریدیِ متن مورد بررسی کدام اند؟ به همین منظور در مقاله حاضر از روش کتابخانه ای برای گردآوری منابع بهره گرفته شده و با عنایت به رمزگان فرهنگی رولان بارت از رهیافت معنایابی، معانی عمده ای از قبیل عروج به عالم اعلا، مرگ، توسل به نیروهای ماورایی، باور به عوامل نمادین باروری، اعتقاد به تکامل و تطور انسان و همچنین برجستگی نقش مادرسالارانه در ساحت متنوع زنانه، فرآوری شده است. واژه های کلیدی: معنایابی، رمزگان فرهنگی، رولان بارت، سقاخانه، منصور قندریز، چاپ دستی [1] نویسنده ی مسئول مقاله: حمیده حرمتی ، استادیار، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، Email: hhormati2@gmail.com [2] فرنوش شمیلی، استادیار، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، f.shamili@tabriziau.ac.ir [3] صلاح الدین خضرنژاد ، کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، wria62@ymail.com
۳۳۶۵.

اهمیت آوانگاری تفصیلی در ثبت زبان مادری (مطالعه موردی: ادبیات شفاهی مازندران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۲۲۳
الفبای آوانگاری بین المللی بر پایه الفبای لاتین ساخته شده است و برای نشان دادن حالت های بیانی در زبان شفاهی مانند واج و آهنگ جمله کاربرد دارد. هر کدام از نمادهای الفبای آوانگاری بین المللی از دو عنصر اصلی حروف و تفکیک کننده ها تشکیل شده است. آوانگاری تفصیلی یکی از انواع راه های ثبت دقیق صداهاست. این نوع آوانگاری سبب می شود تا فرد بتواند آثار ادبی هر منطقه را که مکتوب نشده به زبان مادری یا گویش اصلی آن منطقه بخواند. از این روی، هدف از پژوهش حاضر بررسی کارآیی استفاده از آوانگاری تفصیلی در حفظ و ماندگاری ادبیات شفاهی مازندران است. این پژوهش از طریق پیاده سازی دو نمونه از ادبیات شفاهی مازندران از روی نوار و آوانگاری به روش تفصیلی انجام گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که آوانگاری تفصیلی از طریق ثبت زبان گفتار سبب ماندگاری گویش ها و لهجه های مناطق گوناگون در طول زمان خواهد شد.
۳۳۶۶.

بررسی جایگاه سفال نوع گودین VI در مطالعات پیش ازتاریخ شرق زاگرس مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۷ تعداد دانلود : ۶۶۱
گودین تپه کنگاور، یکی از شاخص ترین محوطه های هزاره چهارم قبل ازمیلاد غرب ایران به حساب می آید. در اواسط این هزاره، سفال های خوش ساخت و منقوشی تحت عنوان «سفال منقوش گونه گودین VI» در توالی تپه ظاهر می گردد که هیچ گونه قرابتی را با سفال های زمخت و بدون نقش دوره VIIا(VII/VI3) ندارند و نوعی نوآوری سفالی در توالی شرق زاگرس مرکزی به حساب می آید. نمونه های کاملاً مشابه این گونه سفالی در مناطق وسیعی از فلات مرکزی ایران در هزاره چهارم قبل ازمیلاد گزارش گردیده است. برخلاف کنگاور، در فلات مرکزی ایران این گونه سفالی از عمومیت و فراوانی ویژه ای برخوردار بوده و تداوم بی وقفه آن در سراسر دوران مس وسنگ برخلاف مناطق شرق زاگرس مرکزی، نشان دهنده خاستگاه اصلی آن در فلات مرکزی ایران است. هدف اصلی از نگارش این مقاله، تبیین جایگاه این گونه سفالی در توالی شرق زاگرس مرکزی و چگونگی نفوذ آن از مناطق فلات مرکزی ایران به مناطق شرق زاگرس مرکزی در غرب ایران است. بدین منظور، ابتدا اشاراتی به مطالعات هزاره چهارم قبل ازمیلاد شرق زاگرس مرکزی و معرفی این گونه سفالی خواهد شد؛ در ادامه با استفاده از منابع و داده های منتشر شده در ارتباط با محوطه های دارای سفال نوع گودین VI در مناطق شرق زاگرس مرکزی و مقایسه آن با نمونه های مشابه محوطه های فلات مرکزی ایران به دنبال پاسخ گویی به پرسش اصلی مقاله که، در چگونگی نفوذ این گونه سفالی در شرق زاگرس مرکزی است، خواهد بود. در پایان، نتیجه مطالعات نشان می دهد که مناطق شرق زاگرس مرکزی در هزاره چهارم قبل ازمیلاد به سطح کاملی از پیچیدگی های اجتماعی رسیده و با نواحی اطراف خود و به ویژه فلات مرکزی دارای بیشترین ارتباطات و برهم کنش های فرهنگی است. سفال موسوم به نوع «گودین VI» نیز نتیجه این برهم کنش ها و ارتباطات فرهنگی شرق زاگرس مرکزی با فلات مرکزی در هزاره 4 ق.م. است.
۳۳۶۷.

معدن کاوی و ذوب فلز کهن در بخش مزایجان، استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸۲ تعداد دانلود : ۷۶۶
شهرستان بوانات از نظر فعالیت های معدن کاوی بسیار بااهمیت بوده، به طوری که امروزه بیشترین معادن فعال استان در این شهرستان قرار دارد؛ هرچند طی سالیان گذشته، مطالعات مختلفی ازسوی زمین شناسان درراستای معدن کاوی جدید و هم چنین نقش معادن در توسعه پایدار صورت گرفته، اما از نظر باستان شناسی و معدن کاوی کهن مغفول مانده؛ به طوری که تنها از سوی پژوهشگران معدودی به معرفی دو معدن آن پرداخته اند. بخش مزایجان و مرکزی شهرستان بوانات طی یک فصل در سال 1394 ه .ش. مورد بررسی باستان شناسی قرار گرفت که منتج به شناسایی 200 اثر از نوسنگی تا اسلامی متأخر گردید؛ در این میان، 4 معدن و 4 محوطه سرباره مورد شناسایی و بررسی قرار گرفت. از آنجا که بررسی شهرستان بوانات به طور کامل انجام نشده، مطمئناً با بررسی کامل این شهرستان و تمرکز بر شناسایی معادن و محوطه های مرتبط با فلزکاری کهن، می توان آثار بیشتری را بازشناخت و نقش معدن کاوی کهن در شکل گیری استقرارها را در ادوار مختلف بررسی کرد. مطالعه ارتباط بین منابع معدنی و نحوه استخراج، استحصال، به کارگیری، تبادل و تجارت آن توسط مردمان باستان، امری اساسی و حیاتی در مطالعات باستان شناسی خواهد بود و بازشناسی فرآیند صنعت فلزکاری به روشن کردن ارتباط میان مراحل مختلف در این چرخه و درک بهتر تأثیرات اجتماعی-اقتصادی این صنعت در بستر تحولات فرهنگی و تاریخی منطقه بوانات منجر می شود. مقاله حاضر سعی دارد تا با استناد به نتایج بررسی روشمند میدانی باستان شناختی در بخش مزایجان، شواهد مرتبط با چرخه صنعت فلزکاری را باز شناسد که در این راستا پرسش هایی مربوط به این که، پیشینه صنعت فلزکاری و معدن کاوی در این منطقه به چه دوره ای باز می گردد؟ فلزات استخراج شده چیست؟ و چرخه استخراج و استحصال چگونه بوده؟ مطرح گردید، که به نظر می رسد عمده این معادن جهت استخراج فلز مس و آهن مورد بهره برداری قرار گرفته بودند؛ گرچه جهت تاریخ گذاری شواهد سطحی چندانی به دست نیامده، اما معدود یافته های سفالی سطحی، حاکی از تاریخ دوره اسلامی و احتمالاً ساسانی است.
۳۳۶۸.

تزئینات گچی و گچبری در بیشاپور براساس نویافته های نهمین فصل کاوش(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲۱ تعداد دانلود : ۸۶۱
استفاده از گچ به عنوان تزئینات در ساختمان ها عمری طولانی دارد. بررسی آثار بازمانده از دوره های تاریخی نشان می دهد که هنر گچبری از عصر اشکانیان روشمند و از اسلوب ویژه برخوردار شده است. این روش ها در عصر ساسانیان رو به تکامل نهاده و در دوران اسلامی با تغییراتی تداوم یافت. دانسته های ما از هنر تزئینات گچبری دوره ساسانی بیشتر براساس کاوش چند محوطه مهم این دوره ازجمله شهر تاریخی بیشاپور است. بیشاپور مرکز کوره شاپور یکی از کوره یا ایالت های پنج گانه پارس به حساب می آمد در زمان «شاپور اول» دومین شاهنشاه ساسانی تأسیس شد. در کاوش بیشاپور درکنار تابلو های موزاییک منحصربه فرد، گچبری و رنگ آمیزی روی گچ، به ویژه در بخش ارگ شاهی به دست آمده است. یافته های مهمی ازجمله آشکار شدن فضاهای معماری در جنوب ایوان موزاییک در بخشی موسوم به «ارگ شاهی» و یافته های سنگی ازقبیل: هاون، خونک، پیکره های سنگی از جنس سنگ مرمر و مهره های تزئینی، کوره شیشه گری و قطعات ظروف شیشه ای، سفال و فلز ازجمله آثاری هستند که در کاوش فصل نهم به دست آمده است. مهم ترین آثار معماری به دست آمده عبارتنداز: راهروهای ضلع جنوبی ایوان موزاییک، اتاق های همراه با طاقچه های گچبری که بعضاً با رنگ قرمز از جنس گل اخرا نقاشی و تزئین شده اند و هم چنین در این اتاق ها اندود گچ دیوارها و اندود گچی کف فضاهای معماری نیز به دست آمده است. گچبری های به دست آمده بیشتر نوارهای موازی که بیشتر در حاشیه طاقچه ها و ورودی ها به کار می رفته را شامل می شود. تزئینات گچی ایوان موزاییک شامل: اندود گچ و رنگ آمیزی روی اندود و هم چنین آثار و بقایای گچبری است. حال، پرسش اصلی در این پژوهش با این نظر که این قطعات همگی متعلق به دوره ساسانی هستند، با چه روشی ساخته شده اند؟ در این مقاله روش یافته اندوزی داده ها به دو شیوه میدانی و کتابخانه ای صورت گرفته و کوشش شده است تا این یافته ها در بستر هنر گچبری دوره ساسانی شهر تاریخی بیشاپور معرفی و تجزیه و تحلیل شود.
۳۳۶۹.

واکاوی باورهای کیهانی و تأثیر آن بر رویدادهای تاریخی ایران سده های دوم تا هفتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۱ تعداد دانلود : ۵۵۱
ازجمله کهن ترین باورها در طول تاریخ، باور به وجودِ قدرتی عظیم و ماورایی در اجرام کیهانی اعم از سیارات و ستارگان است. نیاکان ما بر این باور بودند آنچه در آسمان ها رخ می دهد، تأثیر مستقیمی بر حوادث روی زمین دارد. بدین سبب در تعیین هنگام جلوس، عقد و نکاح، لشکرکشی، کوچ، مسافرت و کشت و زرع، زمان بنای شهرها، زمان بنای شهرها، به کارگیری افراد در امور مهم سیاسی و... به کنکاش در کیهان جهت تدبیر امور زمینی می پرداختند. این پژوهش بر آن است به واکاوی تأثیر باورهای کیهانی بر رخدادهای تاریخی ایران سده های دوم تا هفتم هجری، با اتخاذ رویکرد توصیفی تحلیلی، بپردازد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که باور به تأثیر قاطع ماوراءالطبیعه بر رویدادهای زمینی، آثار و نتایجِ عملی و حائز اهمیتی در تاریخ ایران داشته است که در بعد مثبت می توان به رشد و توسعه علم نجوم و علوم وابسته یا معینِ آن ازجمله ریاضیات، هندسه و هیئت، ساخت رصدخانه ها و تألیف کتب ارزشمند در حوزه علم نجوم و تدوین دقیق ترین تقویم های نجومی اشاره کرد. اعتقاد به تقدیرگرایی، باور به بیهودگی تدبیر و عمل گرایی، به تعویق افتادن و معطل ماندن امور مهم و تغییر در سیر طبیعی رخدادها نیز به عنوان پیامدهای منفی قابل ذکر است.
۳۳۷۰.

مطالعۀ تطبیقی ساختار خط شکسته در آثار درویش عبدالمجید طالقانی و یدالله کابلی خوانساری؛ منتخب شکسته نویسان قدما و معاصران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۳۴۹
خط شکسته، از خطوط زیبای جهان اسلام، سومین گونه از خطوط خوش نویسی ایرانی است که در اوایل قرن یازدهم هجری ابداع شد و در سیر تکامل، توسط درویش عبدالمجید طالقانی به کمال رسید. از شیوۀ درویش و پیروان او امروز با عنوان سبک و شیوۀ قدیم قلم شکسته یاد می شود. با گذشت چند قرن و پس از رخوت صد سالۀ اخیر، یدالله کابلی خوانساری به این قلم جان تازه ای بخشید. در شیوۀ او هر اثر، فرم، فضا و ترکیب خاص خود را پیدا کرد و همین تنوع و تازگی باعث نام گذاری سبک جدید (معاصر) قلم شکسته شده است. هدف اصلی این مقاله، مطالعۀ تطبیقی ساختار خط شکسته در آثار درویش عبدالمجید طالقانی، یدالله کابلی خوانساری؛ منتخب هنرمندان دو سبک قدیم و معاصر است. در جهت نیل به این هدف سعی بر آن است که به این سؤال پاسخ داده شود که چه وجوه تشابه و تمایزی در ساختار خط شکستۀ درویش عبدالمجید و یدالله کابلی وجود دارد؟ جامعۀ آماری این پژوهش مجموعۀ آثار این دو خوش نویس است که به صورت تصادفی و بر اساس نمونه های منتشرشدۀ در دسترس انتخاب شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که ساختار خط شکسته در آثار این دو هنرمند، ضمن دارا بودن وجوه مشترکی مانند تنوع شکل حروف و کلمات، جویده نویسی در فضای کشیده ها و استفاده از مرکب های رنگی، تفاوت هایی با یکدیگر دارند که قانون مندی بیش تر حروف و کلمات، ترکیب بندی های خوانا و به دور از پیچش های نامتعارف در آثار درویش و اعمال سلیقه بیش تر و نقاشی گونه تر کردن قطعه در آثار کابلی از جملۀ آن هاست.  
۳۳۷۱.

شاخصه های قلم نستعلیق نزد خوش نویسان شیراز در دورۀ قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۷ تعداد دانلود : ۴۳۰
در میان خطوط اسلامی، خط نستعلیق به عنوان دومین قلمی که شاکلۀ آن متکی بر دور و انحنا است، از ابداعات خاص ایرانیان به شمار می رود. در این میان، شیراز در دورۀ قاجار به عنوان یکی از مراکز اصلی این خط معرفی شد؛ به طوری که شمار قابل ملاحظه ای از هنرمندان خوش نویس شیرازی، در این دوره، چه در شیراز و چه در پایتخت، هر یک مروج سبک و شیوه ای خاص در نستعلیق بودند. پژوهش پیش رو با روشی توصیفی تحلیلی به بررسی شاخصه های قلم نستعلیق در شیراز عصر قاجار می پردازد. در این فرآیند، ضمن واکاوی نقش خوش نویسان شیرازی در گسترش خط نستعلیق، ویژگی های شاخص قلم چهار خوش نویس برجستۀ شیرازی عصر قاجار یعنی آقافتحعلی حجاب شیرازی، میرزا علی نقی شیرازی، میرزا اسدالله شیرازی و محمدحسین شیرازی را آشکار می سازد.
۳۳۷۲.

رویکرد منابع عصر غزنوی نسبت به فتوحات سلطان محمود در سرزمین هند (391ق- 415ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۲ تعداد دانلود : ۳۷۰
بعد از پایه گذاری حکومت غزنوی در سال(351ق) سلاطین این حکومت به منظور گسترش قلمرو، به دست آوردن مشروعیت سیاسی و کسب منافع اقتصادی حملاتی را به سرزمین هند تدارک دیدند. دامنه این حملات به خصوص در دورۀ سلطان محمود توسعه یافت. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانه ای، در پی پاسخ به این پرسش است که حملات سلطان محمود غزنوی چه بازتابی در منابع این عصر داشته اند؟ بر اساس یافته های این پژوهش آثار منظوم و منثور عصر غزنوی گرچه با توصیف لشکرکشی های سلطان محمود به شبه قاره توجه فراوانی به ابعاد اقتصادی این فتوحات داشته اند اما با پرداختن به مسائلی همچون تخریب معابد هندوان و احداث مساجد به جای آن ها، تعلیم آموزه های اسلامی، ارسال بخش از غنائم به مرکز خلافت اسلامی و همچنین اختصاص سهمی به سادات انگیزه های مذهبی سلطان محمود را عامل اصلی این فتوحات ذکر کردند.
۳۳۷۳.

سازِکار اقتداریابی امویان در صدر اسلام با تأکید بر نقش دهاه اربعه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۷ تعداد دانلود : ۳۹۴
تحول خلافت اسلامی به سلطنت اموی در فاصله زمانی نسبتاً کوتاهی پس از رحلت پیامبر خدا 6 رخ داد. این تحول منشأ پرسش ها و تأملات بسیاری شد، به ویژه آن که سردمداری این تحول را کسانی بر عهده داشتند که در سال های آغازین نبوت و تکون حاکمیت اسلامی، علم رهبری ستیز و مبارزه با آن را به دوش می کشیدند. گر چه در این اقتداریابی از سنت ریشه دار قبیله گرایی و نقش خاندان های کنشگر عشیره محور نمی توان چشم پوشید، اما آنچه بیش از همه اذهان پژوهشیان را به خود معطوف می دارد، نقش همگرایانه شخصیت هایی است که در زمان جاهلی به عنوان داهیان عرب شناخته شده بودند. مقاله حاضر در رویکردی فرانگرانه به نقش قهرمانان در تاریخ، با این فرضیه که دهاه اربعه، به ویژه شخصیت محوری معاویه در بازتولید نظام سیاسی عرب نقش برجسته داشت، به این پرسش کانونی پاسخ می دهد که چرا جامعه اسلامی به سرعت به سوی نظام سیاسی پیشااسلامی کشیده و تسلیم حاکمیتی شد که در مقیاس ارزش های اسلامی چندان موجه نمی نمود؟
۳۳۷۴.

مناسبات ایران و عثمانی در دوره محمدعلی شاه قاجار (حک. 1327-1324)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۱ تعداد دانلود : ۴۳۱
مناسبات ایران و عثمانی از زمان پیروزی تیمور گورکانی بر بایزید اول، پادشاه عثمانی در نبرد آنقره به سال 804 آغاز شده بود. این مناسبات با آمیزه ای از جنگ و صلح تا پایان سلسله قاجارها استمرار یافت. با توجه به فعل و انفعالات سیاسی و اجتماعی جدید در هر دو کشور، چندان به مناسبات ایران و عثمانی در دوره محمدعلی شاه قاجار پرداخته نشده است. از این رو این جستار با روشی توصیفی تحلیلی و با تکیه بر اسناد و شواهد تاریخی، درصدد پاسخ گویی به این سؤال است که مناسبات ایران و عثمانی در دوره محمدعلی شاه قاجار چگونه بوده و چه پیامدهایی به دنبال داشته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که عثمانی ها با تحریک کردها و نسطوری ها در نواحی سرحدی، أخذ عوارض غیرقانونی از ایرانیان مقیم عتبات، تحقیر زائران ایرانی و اعمال محدودیت ها برای آنان، به مناسبات خصمانه خود علیه دولت ایران دامن زدند. با وجود برخی تلاش های دولتمردان ایرانی برای ممانعت از دست اندازی عثمانی ها و حتی لشکرکشی علیه آنان، سرانجام اختلافات و بی ثباتی اوضاع داخلی کشور، سهل انگاری های محمدعلی شاه و رویارویی های وی با مشروطه طلبان، موجب شد تا مواضع دولت ایران در برابر عثمانی ها سودی نبخشد. در نهایت با دخالت روس و انگلیس، مشکلات مرزی ایران جهت تعیین قطعی مرزها، به کمیسیون مشترک ایران و عثمانی موکول شد.
۳۳۷۵.

تأثیر وقف بر زندگی تهی دستان جامعه ایران دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۵ تعداد دانلود : ۳۵۲
وقف از برترین و پردوام ترین مظاهر نیکوکاری به مردم و کمک به طبقات پایین جامعه از جمله تهی دستان است. بدون تردید از درخشان ترین کارهای نیک دوره صفوی توسعه وقف است. واقفان که بیشتر از طبقات قدرتمند و هیئت حاکمه جامعه بودند، اغلب به دنبال زدودن فقر از چهره جامعه و تعامل با طبقه تهی دست بوده اند. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به دنبال پاسخ به این سؤال است که وقف چه تأثیری بر زندگی تهی دستان جامعه ایران دوره صفوی داشته است؟ واقفان در تعامل با تهی دستان جامعه ایرانی در دوره صفوی چه اهدافی را دنبال می کردند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که وقف بر زندگی تهی دستان این دوره تأثیر مثبتی داشت. وقف از یک سو از تهی دستان حمایت می کرد و از دیگرسو به سبب نشان دادن تصویری موجه از واقفان، موجب تشویق مردم به انجام این سنت می شده است. واقفان در دوره صفوی اغلب برای به دست آوردن دعای خیر تهی دستان، کسب رضای خداوند، نشان دادن چهره موجه به عنوان پادشاهی مسلمان و خیرخواه، اموالی را برای کمک به تهی دستان وقف می کردند.
۳۳۷۶.

جایگاه سیادت و نقش سادات در تاریخ نگاری عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰۹ تعداد دانلود : ۴۵۶
پس از به قدرت رسیدن صفویان با ادعای سیادت، نقش سادات و جایگاه سیادت در تاریخ ایران برخلاف ادوار پیشین وارد مرحله جدیدی شد. به این ترتیب دو مفهوم سیادت و سادات در تاریخ نگاری دوره صفوی نمود ویژه ای پیدا کرد. مسئله اصلی این پژوهش بررسی نقش سادات و جایگاه سیادت در تاریخ نگاری عصر صفویه است. می باشد. یافته های این پژوهش که با روش تاریخی انجام شده، نشان می دهد که منابع تاریخ نگارانه آن دوره با تأکید بر سه مقوله نسب بنیان گزار سلسله صفویه، نقش اساسی سادات کیایی در تأسیس صفویه و نقش سادات سه گانه در نبرد چالدران، به مفهوم سیادت توجه ویژه ای داشتند. توجه غالب منابع تاریخی به این سه مقوله با تأکید بر کنش گری سادات در رویدادهای دوره صفوی و توجه سادات به تاریخ نگاری نشانگر تحول جایگاه سیادت و نقش گروه اجتماعی سادات در ایجاد یک گفتمان غالب در تاریخ نگاری عصر صفوی است.
۳۳۷۷.

تعامل حاکمان بویه و صفویه با اقلیت های دینی با تکیه بر تقریب ادیان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۲ تعداد دانلود : ۳۶۶
تعامل با اقلیت های دینی در تمامی حکومت ها امری مهم تلقی می گردد و حاکمان بویه (حک: 322-448 ق) و صفویه (حک: 907-1148 ق) نیز جهت تقریب ادیان و استفاده از علوم و دانش این مجموعه از ساکنین کشورهای اسلامی به این موضوع توجه ویژه داشتند یا خیر، پژوهش حاضر یک پژوهش تاریخی به شمار می رود به صورت توصیفی، تحلیلی بوده و موضوعات مربوط به آن از منابع معتبر تاریخی به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده است. مقاله حاضر می کوشد چگونگی رفتار این دو دولت با اقلیت های دینی را بررسی و تصویری واقع گرایانه از رفتار بویه و صفوی با اقلیت ها ارائه نماید. نتایج حاصل از تحقیقات نشان می دهد که آل بویه و صفوی گرچه شیعه مذهب بودند و طبیعی بود که حاکمان شیعه با اقلیت های دینی رفتاری مشابه داشته باشند، اما این دولت بویهیان بود که عدالت را بین مسلمانان و اقلیت ها تحقق بخشید و در اکثر موارد در دیوان ها از آنان استفاده می کرد؛ اما صفویان در بیشتر دوره حکومت خود نه تنها از اقلیت ها در دربارشان استفاده نمی کردند، بلکه در بیشتر موارد به حقوق آنان احترام نمی گذاشتند حتی با آن ها برخورد غیرانسانی نیز داشتند.
۳۳۷۸.

نخ ریسی، نمودی از مؤلفه های اقتصاد معیشتی درونزای جوامع نیمه یکجانشین رمه دار (مطالعۀ موردی: سردوک های مکشوف از کاوش تپۀ پشت فرودگاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۱ تعداد دانلود : ۶۹۲
«سردوک» ها در زمرۀ مواد فرهنگی موردتوجه و نیاز اصلی جوامع رمه دار و نیمه یکجانشین و ازجمله آثاری هستند که ارتباط مستقیم با الگوی معیشت و تولیدات داخلی درونزای البسه و الیاف جوامع اولیه دارند که در تحلیل یافته های محوطه های باستانی تفسیر می شوند. محوطۀ پشت فرودگاه دشت ملایر نیز از این خصیصه مستثنی نبوده و تعداد 123 سردوک به دست آمده در بین یافته های کاوش باستان شناختی آن، ازلحاظ گونه و فراوانی، حضور چشمگیری دارند؛ سردوک های این محوطه را می توان در دو گروه اصلی محدب و مخروطی تقسیم کرد که هر گروه به دو زیرشاخۀ منقوش و ساده، و ازنظر کیفیت ساخت نیز در دو گروه متوسط و خشن قابل تفکیک و گونه شناسی هستند. تمامی سردوک ها از جنس گِل پخته (سفالی) با آمیزۀ گیاهی و در اندازۀ مختلف ساخته شده است؛ برخی از سردوک ها داری نقوش گود هستند که به واسطۀ وسیله ای نوک تیز ایجاد شده است. هدف این پژوهش در وهلۀ اول، گونه شناسی و مطالعۀ سردوک ها، و در وهلۀ دوم، تحلیل الگوی معیشت وابسته به تولید منسوجات تپۀ پشت فرودگاه خواهد بود. تعداد قابل توجه سردوک های تپۀ پشت فرودگاه و کاربرد آن در تولید نخ می تواند با تحلیل آن بر الیاف تولیدشده و چگونگی سازماندهی این تولید، کمک شایان نماید. روش پژوهش حاضر، مبتنی بر مطالعات تطبیقی و با رویکرد توصیفی-تحلیلی، در پی پاسخ به این پرسش هاست: سردوک های مکشوف تپۀ پشت فرودگاه از چه گونه و فرم هایی تشکیل شده و باتوجه به نوع فرم و اندازه ها در تولید چه نوع نخ هایی مورد استفاده بوده است؟ با توجه به نوع نیمه یکجانشینی جوامع تپۀ پشت فرودگاه و فراوانی سردوک ها، تولید منسوجات در این محوطه برای مصارف محلی و داخلی و یا برونزا و دادوستد فرامنطقه ای بوده است؟ باتوجه به نوع استقرار نیمه یکجانشین و کوچ رویی و شیوۀ تولید اقتصادی متکی بر گلّه داری جوامع اولیۀ زاگرس مرکزی و نیز مشخصاً محوطۀ تپه پشت فرودگاه، به نظر می رسد براساس تنوع سردوک های این محوطه در نوع مواد، کیفیت ساخت، فرم و اندازۀ گونه ها، عمدتاً این سردوک ها در الیاف پشم برای مصارف محلی و دادوستد فرامنطقه ای در تأمین نیازهای اولیه بوده است.
۳۳۷۹.

مطالعه و طبقه بندی معماری صخره ایِ آئینی-مذهبی شهرستان مراغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۸ تعداد دانلود : ۸۲۵
یکی از انواع اصلی آثار صخره ای، فضاهای دستکند آئینی-مذهبی است. این فضاهای دستکند از دیرباز موردتوجه، تقدس و احترام گروه های اجتماعی متدین و پایبند به آموزه های دینی بوده است. از این منظر می توان گفت منطقۀ مراغه یکی از کانون های فوق العاده مهم، غنی و دیرپای معماری آئینی-مذهبی در تاریخ و فرهنگ ایران بوده است. در عصری که فضاهای دستکند آئینی در بسیاری از مناطق، رونق آئینی و قوت قُدسی تأثیرگذار خود را از دست داده است، برخی از فضاهای دَستکند آئینی-مذهبی در مراغه همچنان حضور فعال و پررنگ دارد. بر همین اساس این پژوهش ضمن شناسایی، معرفی و تبیین ویژگی های خاص فضاهای دستکندِ آئینی-مذهبی این منطقه، به عامل شکل گیری این فضاهای آئینی نیز پرداخته است؛ بنابراین در کنار روش میدانی جهت ثبت، ضبط و توضیح وضعیت کنونی، از مطالعات اسنادی برای شناخت عامل شکل گیری معماری آئینی-مذهبیِ شهرستان مراغه استفاده گردید. انجام این پژوهش درصدد پاسخ گویی به این پرسش بنیادی است که، فضاهای دستکند آئینی-مذهبی در مراغه به چند گونه تقسیم می شوند؟ نتایج بررسی های انجام شده، حاکی از شناسایی تعداد 8 اثر صخره ای آئینی-مذهبی در شهرستان مراغه است. معماری های صخره ای فوق از منظر ریخت شناسی در قالب های سطحی و زیرسطحی قابل دسته بندی هستند. همچنین ازلحاظ گونه شناختی و تقسیم بندی ماهیت کاربری دارای استفاده های مختلفی است، ازجمله: الف) مسجد، ب) خانقاه، پ) کلیسا، ت) معبد بودایی، ث) نیایشگاه روباز، ج) گوردخمه، چ) قبور صخره ای. هم اکنون بسیاری از این محوطه ها دچار ویرانی شده، با وجود این برخی از فضاها، جایگاه قُدسی خود را حفظ نموده و با تغییراتی مورد استفاده اند.
۳۳۸۰.

مطالعه و شناخت معماری دستکند وَرجوُوی در شهرستان مراغه با نگاهی ویژه بر آرایه های معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۶ تعداد دانلود : ۶۷۹
معماری دستکند و زیرزمینی موسوم به «معبد وَرجووی» از بناهای شاخص در گونۀ معماری مذهبی و دستکند در دامنۀ کوه آتش فشانی سهند است که در روستای وَرجووی از توابع شهرستان مراغه، استان آذربایجان شرقی واقع شده است. در منابع گذشته چندان به آرایه ها و تزئینات این اثر توجهی نشده و به طور کلی بسیاری از مطالعات پیشین، تکرار اطلاعات نخستین در رابطه با تاریخ، کاربری و حجاری های این معماری زیرزمینی هستند. باتوجه به این نکته که درمورد آرایه های معماری این مجموعه، تاکنون مطالعات تخصصی صورت نپذیرفته است، وجود تنوع آرایۀ معماری در این بنا، همچنین وجود شواهدی از کاربرد آرایه ها با مصالحی به جز سنگ در این بنا می تواند ازجمله یافته های این تحقیق باشد. از این رو هدف از ارائۀ این مقاله، بازشناسی و معرفی آرایه های معماری دستکند وَرجووی مراغه است که در همین راستا پرسش هایی از قبیل این که: در معماری دستکند وَرجووی به غیر از آرایه های حجاری شده در بدنه ها، چه شواهد دیگری از کاربرد آرایه ها با مصالح دیگر وجود دارد؟ آرایه های نویافتۀ جدید مربوط به چه دوره ای هستند؟ چگونه می توان ازطریق مطالعه در آرایه های معماری، به تدقیق بخشی از تاریخ استفاده و کاربرد بنا دست یافت؟ مطالعات درراستای هدف مقاله براساس بررسی میدانی (کدگذاری و عکاسی از فضاهای معماری و بررسی دقیق و عکاسی از آرایه های معماری) و مطالعات کتابخانه ای جهت تدقیق اطلاعات به دست آمده انجام گرفت و در ادامۀ تحلیل محتوا صورت پذیرفت. درنهایت آرایه هایی ازقبیل اندودهای پوششی و تزئینی (ملات رنگی) و مقرنس کاری و همچنین خوشنویسی ثلث با استفاده از رنگ دانه در بنا برای اولین بار شناسایی گردید. موارد فوق نشان دهندۀ کاربرد بنا در طی دوره های مختلف است و می توان قدیمی ترین آثار و شواهد استفاده از گنبدخانۀ اصلی را در کاربری جدیدش در دورۀ اسلامی، به دورۀ ایلخانی نسبت داد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان