تعدد و تکثر نهاد های اطلاعاتی و مراجع نظارتی، از مهم ترین ویژگی های حکومت پهلوی دوم بود که این امر از ترس و نگرانی وی از بروز مخالفت های داخلی نشأت می گرفت. بازرسی شاهنشاهی به عنوان یک سازمان اطلاعاتی- امنیتی در نتیجه شرایط داخلی کشور در سال های پس از کودتای 28 مرداد 1332ش. در اواخر دهه سی ایجاد شده و با یک وقفه چند ساله و تأسیس مجدد در 1347ش. تا آخر عمر رژیم پهلوی برقرار بود. حیات این سازمان به دو دوره مشخص تقسیم می شود؛ دوره اول زیرنظر سپهبد یزدان پناه و دوره دوم تحت ریاست ارتشبد حسین فردوست. سازمان در زمان ریاست یزدان پناه (1351-1337ش.) برای اطّلاع از وضعیت داخلی کشور و مبارزه با مشکلاتی چون فساد اداری و کارشکنی مقامات، نظارت بر فعالیت دیگر نهاد های امنیتی به فعالیت پرداخت و گزارش های زیادی تهیه نمود؛ ولی در ن هایت سودمندی زیادی برای حکومت پهلوی نداشت و نتوانست آرزو های محمدرضاشاه را برآورده کند. بر این مبنا پژوهش حاضر می کوشد با استفاده از روش تحلیل تاریخی، و بر پایه منابع اسنادی و کتابخانه ای عملکرد (اقدامات و حوزه فعالیت) سازمان بازرسی شاهنشاهی و نتایج و پیامد های آن در دوره اول را بررسی کند.
مسأله جزایر و بنادر خلیج فارس به دلیل سیاست های استعماری انگلستان و پافشاری های شدید این کشور بر مواضع استعماری خود، به ویژه در موضوع بحرین، مهمترین عامل در منازعه دو کشور طی دو سده اخیر تا 1971م. بود. انعقاد معاهدات امنیتی انگلستان و شیوخ در سال ۱۸۵۳میلادی، مهمترین بهانه مامورین سیاسی انگلستان برای رد ادعاهای ایران بود، با این وجود تا دهه 1960م. ایران هرگز از حق حاکمیت خود بر بحرین دست برنداشت. به دنبال تغییر در شرایط جهانی و منطقه ای و لزوم حل مسائل مرزی و اعلام خروج انگلستان از منطقه، تغییر شگرفی در دیدگاه دولتمردان و مذاکره کنندگان ایرانی و انگلیسی ایجاد شد و به یکباره موضوع استقلال بحرین مطرح گردید. در نهایت مسأله بحرین پس از موافقت ایران و ارجاع مسأله به همه پرسی در 1971م. با استقلال بحرین از ایران به پایان رسید. این پژوهش با روشی توصیفی و تحلیلی و با بهره گیری از اسناد و مدارک کتابخانه ای و آرشیوی به دنبال پاسخ به این سؤال اساسی است که زمینه تنش میان انگلیس و ایران در مسأله حاکمیت بحرین چه بود و چه عواملی در تصمیم حکومت پهلوی در دست برداشتن از حق حاکمیت ایران بر بحرین نقش داشت و در نهایت منجر به استقلال بحرین در ۱۹۷۱م. گردید؟ پیش فرض اصلی این تحقیق بر اهمیت همزمان تغییر روابط بین المللی پس از جنگ دوم جهانی و همچنین تغییر سیاست های منطقه ای و داخلی ایران تأکید دارد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که ضعف روزافزون انگلستان در تامین منافع سیاسی و اقتصادی خود در شرق تنگه سوئز، ظهور دو ابرقدرت شوروی و ایالات متحده آمریکا و آغاز جنگ سرد و همچنین رشد جریانات سیاسی و ملی گرا در منطقه از جمله عوامل مهم بین المللی؛ و تغییر شرایط داخلی ایران و تلاش برای ژاندارمی منطقه راه را برای حل نهایی مسأله و استقلال بحرین فراهم کرد.